مدل سازی ساختاری تفسیری عوامل مؤثر در ارزیابی اثرات زیست محیطی توسعه محصول سبز (مطالعه موردی: ارزیابی و انتخاب طرح محصول سبز در صنعت لوازم بهداشتی استان قزوین)
دوره 1، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 25-44
رویا پرهیزکاری، صفر فضلی
چکیده امروزه محیط زیست به طور فزایندهای به مسأله حیاتی و بسیار مهم برای همه اقشار مردم چه در جایگاه مشتری و چه در جایگاه تولیدکننده تبدیل شده است. هدف اصلی این پژوهش ارائه روشی جهت ارزیابی اثرات زیستمحیطی محصول بهداشتی برای شناسایی و توسعه محصول سبز میباشد. این پژوهش برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش مدلسازی ساختاری تفسیری ISM)) و نوعی رویکرد تصمیمگیری فازی شامل تحلیل توسعهای فازی (EA) و TOPSIS سلسلهمراتبی فازی استفاده میکند. همچنین از خبرگان صنعت لوازم بهداشتی استان قزوین به منظور شناسایی معیارهای مؤثر و کلیدی در ارزیابی اثرات زیستمحیطی، شناسایی و توسعه محصول سبز بهره میبرد. یافتهها نشان میدهد که طرح (2) محصول شوینده عملکرد محیطی بهتری نسبت به طرح (1) در چهار مرحله چرخه عمر دارد. با توجه به نتایج بهدستآمده مدیران شرکتهای تولیدکننده محصولات بهداشتی استان قزوین باید به منظور کاهش اثرات زیستمحیطی محصولات شوینده خود، هفت معیارکلیدی مذکور در پژوهش را در برنامهریزی برای ارزیابی اثرات زیستمحیطی و تولید محصول بهداشتی سبز مد نظر قرار دهند. همچنین با مطالعه بیشتر در انتخاب روش مناسب ارزیابی اثرات زیستمحیطی، محصولات سبز را شناسایی و از ورود محصولات بهداشتی ناسازگار با محیط زیست به بازار جلوگیری نمایند.
حداقل دیرکرد در زمانبندی مسائل جریان کارگاهی با موعد تحویل میانی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 25-47
لعیا الفت
چکیده این مقاله به زمانبندی کارها در سیستم جریان کارگاهی با معیار عملکرد مجموع دیرکردهای مرحلهای میپردازد. این معیار بیانگر شرایطی است که کارها علاوه بر موعد نهایی، دارای موعدهای تحویل میانی برای فعالیتها هستند. در برخی از امور، مانند پروژههای تحقیقاتی، کارهای خدماتی، طراحی و مهندسی، خروجی گامهای مختلف تعیین شده و زمان تحویل آنها مشخص میشود. با توجه به طی نمودن یک مسیر توسط این پروژهها، استفاده از منابع مشترک و همچنین تعهد به انجام بهموقع مراحل کاری و عدم تأخیر آنها، برنامهریزی صحیح برای تخصیص منابع و زمانبندی مناسب جهت حداقل کردن مجموع دیرکردها ضروری مینماید. تاکنون، این هدف کمتر مدنظر قرار گرفته و استفاده از روشهای فراابتکاری برای حل آن مشاهده نشده است. با توجه به NP-hard بودن چنین مسئلهای، در این مقاله نسبت به حل آن با روشهای فراابتکاری، الگوریتم ژنتیک، شبیهسازی تبرید و ازدحام ذرات اقدام شد. 96 مسئله در ابعاد مختلف و سه مقدار عامل فشردگی برای زمانهای تحویل ایجاد و حل شدند. الگوریتمهای شبیهسازی تبرید و الگوریتم ژنتیک در رابطه با دستیابی به هدف مسئله، یعنی حداقل مجموع دیرکرد، نتایج بهتری را نشان دادند. روش ازدحام ذرات زمان حل کمتری داشت. در کل با در نظر گرفتن هر دو شاخص، نتایج نشان از برتری الگوریتم ژنتیک در این مسئله دارد.
ارائه سیستم توصیه گر مبتنی بر آنالیز عقاید جهت ارائه خدمات شخصی سازی شده بانکی
دوره 5، شماره 1، بهار 1399، صفحه 25-49
مهرگان قباخلو، علی رجب زاده قطری، عباس طلوعی اشلقی، محمود البرزی
چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.1.2.3
حفظ مشتری یک مسئله مهم برای بانک ها می باشد. مسئله حاضر در حوزه یادگیری ماشین و مباحث آماری با تمرکز بر مشکل پیش بینی صحیح نیازهای مشتری و پاسخگویی به آن در محیط پویای بانک است. از آنجا که به ندرت حرکت موثری با بهره گیری از اقدامات شخصی سازی شده برای بهبود نرخ نگهداری مشتری انجام شده، با این حال، این تصمیمات حداقل به عنوان شناسایی صحیح مشتریان در معرض خطر ریزش بسیار مهم است. تصمیم گیری برای اقداماتی جهت ارائه خدمات خاص به مشتریان و شخصی سازی به طور معمول به مدیران منتهی می شود که آن ها تنها می توانند بر دانش خود تکیه کنند. با بررسی ادبیات علمی دربارهCRM ، این تحقیق مدلی را که می تواند برای تولید فعالیت های حفظ مشتری و بازاریابی در بانکداری شخصی استفاده شود، ارائه می دهد که شامل بررسی تحلیلی مشتریان و تولید اقداماتی در راستای نگهداری آن هاست و در آن تحلیلگران همچنین مجموعه ای از اقدامات شخصی سازی شده را برای حفظ مشتریان با استفاده از یکی از رویکردهای ارائه شده در این مقاله، با استفاده از یک سیستم توصیه گر با بهره گیری از عقاید و تجارب مشتریان ارائه خوهند داد.
مدل ترکیبی یادگیری ماشین مبتنی بر رأیگیری وزنی برای طبقهبندی هوشمند ارزش مشتریان بانکی
دوره 10، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 26-58
امیرمحمد خانی، احمد جعفرنژاد، آرمان رضاسلطانی
چکیده در فضای رقابتی صنعت بانکداری، شناسایی و طبقهبندی دقیق ارزش مشتریان، نقشی کلیدی در طراحی استراتژیهای بازاریابی هدفمند، تخصیص بهینه منابع و افزایش سودآوری دارند. این پژوهش، یک مدل ترکیبی پیشرفته مبتنی بر یادگیری ماشین را با استفاده از تکنیک رأیگیری وزنی طراحی و پیادهسازی می کند که هدف آن طبقهبندی هوشمند مشتریان بانکی براساس میزان ارزش آنهاست. شش الگوریتم قدرتمند یادگیری ماشین شامل Random Forest، Gradient Boosting، XGBoost، LightGBM، CatBoost و Extra Trees بهعنوان مدلهای پایه انتخاب و با دو روش رأیگیری سخت و نرم ترکیب شده اند. وزن مشارکت هر الگوریتم در فرآیند رأیگیری بهصورت بهینه با الگوریتم Optuna تنظیم گردیده تا دقت و تعادل مدل به حداکثر برسد. همچنین، روش ADASYN برای مقابله با مشکل عدمتوازن کلاسها در دادههای واقعی بانکی به کار رفته و مهمترین ویژگیهای مؤثر در پیشبینی با بهرهگیری از الگوریتم Random Forest شناسایی گردیدهاند. عملکرد مدل پیشنهادی با استفاده از چهار معیار ارزیابی صحت، دقت، بازخوانی و امتیاز F1 و در مقایسه با ۱۶ الگوریتم کلاسیک و مدرن یادگیری ماشین تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که مدل رأیگیری سخت با صحت 0.9426، دقت 0.9756 و بازخوانی 0.9112، و مدل رأیگیری نرم با دقت 0.9771 و امتیاز F1 معادل 0.9422، عملکردی برتر از سایر الگوریتمها مانند SVM، KNN و Logistic Regression داشته و تعادلی مؤثر میان معیارهای ارزیابی برقرار کردهاند. این مدل ترکیبی، با دقت بالا، مقاومت در برابر دادههای نامتوازن، و انعطافپذیری در انتخاب ویژگیها، الگویی کاربردی و قابل اتکا برای بانکها و مؤسسات مالی جهت تحلیل ارزش مشتریان فراهم میآورد.
ارائه مدلی دوسطحی برای قیمت گذاری و برنامه ریزی سفارش در زنجیره تأمین سهسطحی
دوره 1، شماره 1، بهار 1395، صفحه 27-53
معصومه پهلوانی قمی، مقصود امیری
چکیده مجموعه ای از واحدها که مواد اولیه را به محصولات و خدمات نهایی تبدیل کرده و آنها را به مشتریان تحویل می دهند، یک زنجیره تأمین را تشکیل می دهند. یکی از موضوعات مهمی که بهتازگی در مدیریت سیستم های زنجیره تأمین مورد توجه قرار گرفته، قیمت گذاری محصولات است. بحث قیمت گذاری محصولات تولید شده زمانی حایز اهمیت بسیار است که بهطور همزمان با مسائل مدیریت و کنترل موجودیها و برنامه ریزی سفارش مورد توجه قرار گیرد. این مقاله با درک بر اهمیت موضوع، با پیشنهاد روشی بهمنظور مدلسازی و حل مسئله قیمت گذاری و مدیریت موجودیها در زنجیره های تأمین سهسطحی تولیدکننده، عمدهفروشان و خردهفروشان، ابتدا با استفاده از طرح های آزمایشی روش شناسی سطح پاسخ و شبیه سازی توابع هدف هزینه در سطح عمده فروشان و سود در سطح خردهفروشان را برآورد کرده و سپس مدل غیرخطی بهدست آمده مبتنی بر برنامه ریزی دوسطحی را توسط الگوریتم ژنتیک حل می کند. عملکرد روش پیشنهادی در حل یک مسئله موردی مؤید دستیابی به نتایج همزمان قیمت فروش و برنامه ریزی سفارش بهینه متناسب با داده های تاریخی است.
قیمتگذاری پویا و بهینهسازی طول دوره گارانتی در طول چرخه عمر محصول (مطالعه موردی: شرکت صنام الکترونیک)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 27-53
محسن افصحی، علی حسین زاده کاشان، بختیار استادی، سید حسام ذگردی
چکیده گارانتی یکی از مؤلفههای مهم در بازاریابی به شمار میآید. بدیهی است که پیشنهاد گارانتی با مدتزمان طولانیتر از طرف تولیدکننده تأثیر مستقیم برافزایش فروش خواهد گذاشت ولی از طرف دیگر، هزینههای شرکت با افزایش طول دوره گارانتی افزایش مییابد. مسئله این تحقیق بیشینهسازی سود تولیدکننده است که از اجزای درآمدی و هزینهای تشکیل میشود. برخلاف اغلب مقالات در حوزه گارانتی که فقط تصمیمات مربوط به محصولات تحت گارانتی را بررسی میکنند، در این تحقیق نقشی که محصولات از گارانتی خارجشده بر تصمیمات تولیدکننده میتواند داشته باشد نیز در نظر گرفته شده است. بدین منظور، مدل ارائهشده قابلیت محاسبه تعداد خرابیهای محصولات تحت گارانتی و از گارانتی خارجشده (بر اساس نرخ خرابی محصولات) در بازههای زمانی برنامهریزی تولید قطعات یدکی را دارد. همچنین تقاضای محصول مطابق با چرخه عمر آن، تابعی از زمان، قیمت و طول دوره گارانتی است. قیمت فروش و طول دوره گارانتی به ترتیب اثر مستقیم و عکس بر تقاضای محصول دارند. بدین ترتیب، تصمیمگیری توأمان در رابطه باقیمت محصول در بازههای زمانی مختلف و طول دوره گارانتی از اهمیت بالایی برخوردار است. برای حل مسئله از الگوریتم بهینهسازی ازدحام ذرات و بهینهسازی مُلهَم از اپتیک استفاده شده است. بهمنظور بررسی نحوه تأثیر متغیرها بر سودآوری تولیدکننده، مدل پیشنهادی با استفاده از دادههای شرکت صنام الکترونیک حل شده و مورد تحلیل قرارگرفته است.
توسعه مسئله زمانبندی پروژه چندمهارته با ظرفیت متغیر از منابع محدود در طول زمان و ارائه الگوریتم جستجوی هارمونی برای حل آن
دوره 3، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 27-53
امیرحسین حسینیان، وحید برادران، مهدی بشیری
چکیده مسئله زمانبندی پروژه با منابع محدود و چندمهارته یکی از مسائل کاربردی تحقیق در عملیات است. در این نوع مسئله، کارکنان چندمهارته در طول انجام فعالیتهای پروژه موردنیاز هستند. میزان دسترسی به کارکنان در طول افق برنامهریزی پروژه، به دلایل وجود تعطیلات رسمی، تعطیلات آخر هفته، بیماری یا مرگ ثابت نیست. بنابراین در این مقاله، یک مدل ریاضی برای مسئله زمانبندی پروژه چندمهارته پیشنهاد میشود که در آن میزان دسترسی به منابع، متغیر و وابسته به زمان است. ارتباط بین فعالیتها در مدل پیشنهادی از نوع تعمیمیافته در نظر گرفتهشده است. هدف مدل پیشنهادی، کمینهسازی زمان تکمیل پروژه است. بهمنظور حل مدل پیشنهادی که ازجمله مسائل NP-Hard است، یک الگوریتم فراابتکاری مبتنی بر روش جستجوی هارمونی (HS) توسعه داده شده است. در جهت افزایش تنوع جوابها و کاهش احتمال گرفتارشدن الگوریتم پیشنهادی در بهینه محلی، دو عملگر تقاطع و جهش جدید برای این الگوریتم طراحی شده است. کارایی الگوریتم پیشنهادی در حل چند مسئله نمونه، نسبت به دو الگوریتم بهینهسازی ازدحام ذرات (PSO) و ژنتیک (GA) موردمقایسه قرار گرفته است. نتایج، نشان از برتری الگوریتم پیشنهادی ازنظر شاخصهای کیفیت جواب و زمان حل مسئله دارد.
کاربرد مجموعههای راف مبتنی بر تسلط در مسئله انتخاب تعاملی پورتفولیوی فناوریهای جذب و بازیابی کربن
دوره 10، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 27-52
ساناز شیخ تاجیان، جعفر باقری نژاد، عمران محمدی
چکیده ضرورت کاهش انتشار گازهای آلاینده در دنیا سبب افزایش حمایتهای دولتی در زمینه توسعه فناوریهای سبز از جمله فناوریهای جذب و بازیافت کربن شده است. در این تحقیق مسئله انتخاب بهینه پورتفولیوی فناوریهای جذب و بازیابی کربن بهمنظور تخصیص مشوقهای دولتی در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. باتوجهبه عدم قطعیت و ابهامات موجود در مسیر توسعه فناوری و باهدف شفاف و عینی نمودن فرایند تصمیمگیری در مدل پیشنهادی از تلفیق روش بهینهسازی تعاملی و تئوری راف مبتنی بر تسلط استفادهشده است. بر اساس اطلاعات مبتنی بر گزارشهای پژوهشگاه نیرو و پیادهسازی مدل در سهگام انتخاب اولیه، استخراج قوانین تصمیمگیری و بهینهسازی جواب در قالب فرایندی تعاملی و تکرارشونده، پورتفولیوی بهینه فناوریهای جذب و بازیابی کربن تعیین گردیده است. نتایج پیادهسازی مبین کارایی مدل ارائه شده جهت شفاف و نظاممند نمودن فرایند تصمیمگیری است. این مدل که مبتنی بر تلفیق مزایای رویکرد بهینهسازی تعاملی در کنار توانمندی ابزار راف مبتنی بر تسلط در استخراج قوانین تصمیمگیری توسعه داده شده است، میتواند بهعنوان یک چارچوب کارآمد سیاستگذاری در حوزههای مختلف از جمله مباحث زیستمحیطی مورد استفاده قرار گیرد.
مدلسازی ریاضی مسأله زمانبندی پروژه با رویکرد محدودیت منابع و حل آن با استفاده از الگوریتمهای فراابتکاری
دوره 3، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 28-50
عالیه کاظمی، فاطمه سروندی
چکیده مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع یکی از مسائل بسیار معروف و مطرح در زمینه تحقیق در عملیات و مدیریت پروژه است. در پژوهش حاضر، این مسئله با در نظر گرفتن اهداف مهمی شامل کمینهکردن زمان اتمام پروژه و همچنین کمینهکردن حداکثر هزینه انجام پروژه در یک روز مدلسازی شده است. در این راستا، تمامی روابط پیشنیازی ممکن بین فعالیتهای یک پروژه موردتوجه قرار گرفته است. مدل پیشنهادی برای سه پروژه واقعی در اندازههای متفاوت و با استفاده از الگوریتمهای فراابتکاری شامل الگوریتم ژنتیک، بهینهسازی ازدحام ذرات و تکامل تفاضلی اجرا شده است. نتایج حاصل از اجرای مدل نشان میدهد که الگوریتم تکامل تفاضلی برای پروژههای با مقیاس بزرگ و الگوریتم ازدحام ذرات برای پروژههای با مقیاس متوسط، از کارایی مطلوبی در مقایسه با الگوریتم ژنتیک برخوردار است. استفاده از الگوریتمهای فراابتکاری برای حل پروژههای با مقیاس کوچک توصیه نمیشود.
استراتژیهای پایدار تکاملی دفاع و حمله با وجود اهداف مجازی و رویکرد قابلیت اطمینان
دوره 1، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 29-52
مهدی رحیمدل میبدی، امیرحسین امیری، مهدی کرباسیان
چکیده یکی از مهمترین اهداف سازمانها، تعیین استراتژیهای مطلوب و پایدار برای دفاع از سیستمهای حساس و حیاتی است و برای رسیدن به این هدف، میبایست با توجه به شرایط دفاع و حمله، راهبردهای کارآمد و استوار تعیین شوند. در این تحقیق با هدف بهبود قابلیت اطمینان، ابتدا الگویی برای مدلسازی استراتژیهای بهینه دفاع و حمله در حالت ایستا، ارائه میشود که در آن، مدافع برای فریبدادن مهاجم، تعدادی اهداف مجازی ایجاد مینماید. در این مدل ایستا، با توجه به احتمالات موجود در حمله موفق، قدرت تشخیص مهاجم در شناسایی اهداف مجازی و رویکرد تئوری بازیها در پیدانمودن نقطه تعادل، یک مدل برنامهریزی غیرخطی برای تعیین میزان سرمایهگذاری دفاع و حمله تمامی زیرسیستمها، پیشنهاد شده است. سپس با توجه به نتایج بهدست آمده از مدل پیشنهادی ایستا، پویایی سیستم و مفاهیم نظریه تکاملی بازیها، یک روش جدید و پویا برای تعیین استراتژیهای پایدار دفاع و حمله معرفی میشود. با توجه به الگوی ارائهشده، استراتژی پایدار تکاملی در طول زمان، برای مدافع مبنی بر استفاده و یا عدم استفاده از اهداف مجازی، از منظر مهاجم شامل حمله نمودن و یا عدم حمله و همچنین، از منظر سیستمی، مورد بررسی قرار میگیرند. در نهایت، مدل ارائهشده تحقیق برای یک مثال عددی، استفادهشده و نتایج آن مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
اولویتبندی راهبردهای تعمیرات و نگهداری با رویکرد ترکیبی دیمتل، تحلیل شبکهای و کپراس در صنایع تولیدی قطعات خودرو مطالعه (موردی: شرکت میلاد قم)
دوره 2، شماره 1، بهار 1396، صفحه 29-50
محمد پارسایی، مجید نیلی احمدآبادی
چکیده تنوع راهبردهای تعمیرات و نگهداری، تنوع ماهیتی سازمانها و تنوع معیارهای انتخاب استراتژی باعث شده تا مسئله انتخاب استراتژی دچار پیچیدگی شود. در این تحقیق راهبردهای مذکور از ادبیات تحقیق جمعآوری شده است. سپس از روش یونگ لن که مبتنی بر ترکیب تکنیکهای دیمتل، تحلیل شبکهای است و ترکیب آن با کپراس، برای اولویتبندی راهبردها استفاده شده است. در این روش، صرفهجوییهایی در جمعآوری اطلاعات و در محاسبات وجود دارد که در متن مقاله تشریح شدهاند. پژوهش حاضر از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی، به لحاظ فرایند، کمّی و به لحاظ نتیجه، کاربردی است و از نظر موضوعی در حوزه تصمیمگیری چند معیاره در انتخاب استراتژی نگهداری و تعمیرات قرار میگیرد. در ایـن تحقیـق، تیم خبرگـان متشکل از ده نفر از کارکنان شرکت و جامعه دانشگاهی که آشـنایی بالایی با مسائل صنعت و مبانی علمی دارند و به روش هدفمند قضـاوتی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه است. نتایج نشان داد که استراتژی پیشبینانه برای صنعت قطعات خودروسازی مناسبتر است.
طراحی مدل آماد معکوس چند دورهای با مسیرهای متفاوت بازیابی محصول در شرایط عدم قطعیت
دوره 2، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 29-56
ناصر تارین، عادل آذر، سید عباس ابراهیمی
چکیده آماد معکوس از عمدهترین فعالیتهای مدیریت زنجیره تأمین است که تمام فعالیتهای فیزیکی مرتبط با محصولات بازگشتی مانند (جمع آوری، احیا، بازیافت و انهدام) را در بر میگیرد. یک موضوع ضروری برای مدلسازی سیستمهای آماد معکوس، در نظر گرفتن تعداد بیشتری از گزینههای بازیابی و توجه به کیفیت بازگشتیها و همچنین وجود عدم قطعیت، هم در مقدار و هم در کیفیت محصولات بازگشتی است. در این تحقیق، یک مدل برنامهریزی عدد صحیح مختلط فازی دو مرحلهای جهت طراحی یک شبکه آماد معکوس یکپارچه چند دورهای و چند محصولی تحت شرایط عدم قطعیت ارائه شده است. هدف نهایی، کمینه سازی هزینه کل شبکه است. مدل مورد بحث از نوع مسائل NP-Hard است که در آن، زمان حل مسأله به صورت نمایی افزایش مییابد. بنابراین در این تحقیق، از الگوریتم فراابتکاری ژنتیک برای حل مدل استفاده شده است.
طراحی مدلی پایدار در مسائل مکانیابی هاب سلسلهمراتبی در شبکه حملونقل چندوجهی با در نظر گرفتن اثر اختلال (عامدانه و غیرعامدانه)
دوره 3، شماره 1، بهار 1397، صفحه 29-56
سارا سادات ترکستانی، سید محمد سیدحسینی، احمد ماکوئی، کامران شهانقی
چکیده در یک شبکه حملونقل عمومی (هوایی–زمینی)، هدف اصلی انتقال مسافر از مبدأ به مقصد و توجه به اهمیت خدمترسانی است. در نظر گرفتن انواع مختلف وسیله حملونقل و به دنبال آن افزایش خدمترسانی (تنوع خدمات)، یکی از مسائل مهم و اساسی در سیستمهای مکانیابی هاب سلسلهمراتبی است. همچنین بررسی اثر اختلال (عامدانه و غیرعامدانه)، تغییرات دامنه ارتباطات در شبکه توزیع، مکانیابیها و تخصیصهای مجدد و طراحی شبکهای پایدار جهت پاسخگویی با وجود اختلال، ازجمله مسائلی هستند که در حوزه مکانیابی هاب سلسلهمراتبی کمتر موردتوجه قرار گرفته شدهاند. در این پژوهش برای طراحی پایدار شبکه مکانیابی هاب سلسلهمراتبی، با در نظر گرفتن حملونقل چندوجهی و محدودیت ظرفیت خدماترسانی در دو سناریو عدم وجود اختلال و وجود اختلال، از یک مدل خطی استفاده شده و مدل پیشنهادی با استفاده از نرمافزار بهینهسازی گمز و شبیهسازی مونتکارلو (نرمافزار متلب) حل شده است. از نتایج حاصل از سناریو عدم وجود اختلال برای به دست آوردن احتمال اختلال گره هابهای غیرمرکزی و مسیرهای هابی برای سناریو وجود اختلال استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که مدل و روش حل پیشنهادی حتی با وجود اختلال، تغییرات مکانیابی گره هابهای غیرمرکزی و تخصیصهای مجدد سطوح سلسلهمراتبِ شبکه، میتواند پاسخگوی تقاضاهای موجود باشد. افزایش ضریب تخفیف، افزایش بازه اختلال و همچنین افزایش تعداد گره هابهای غیرمرکزی در شبکه سبب افزایش هزینه کلی شبکه میشود. همچنین افزایش سطوح خدمترسانی، توجه به انواع مسیرها و وسیلههای حملونقل میتواند قدرت تصمیمگیری در شبکه را گسترش دهد.
ملاحظات اجتماعی در طراحی زنجیره تامین پایدار حلقه بسته: رویکرد الگوریتم تکاملی چندین هدفه برای کربنزدایی عمیق
دوره 9، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 29-61
پوریا هاشمزهی، محمد محمدی، محمد سعید اتابکی
چکیده معاهده پاریس به طور گسترده به دنبال جلوگیری از افزایش گرمایش و انتشار گازهای گلخانهای در سطح اکوسیستم است. این مساله، به همراه قوانین محیط زیستی دولتها و افزایش توجه مشتریان به توسعه پایدار، شرکتها را وادار به بازنگری در ساختارهای خود کرده است. لذا این مطالعه با هدف طراحی یک زنجیره تامین پایدار حلقه بسته چند سطحی برای حرکت به سمت کربنزدایی عمیق انجام شده است. یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط غیرقطعی توسعه داده شده است تا هزینه، مصرف انرژی و انتشار کربن را به حداقل رسانیده و در عین حال فرصتهای شغلی را حداکثر کند. آموزش کارکنان شبکه برای بهبود شرایط اجتماعی آن در توسعه مدل این مطالعه گنجانده شده، که پیش از این به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. رویکرد برنامهریزی مقید به شانس برای مقابله با عدم قطعیت در نظر گرفته شده است و الگوریتمهای ژنتیک مرتبسازی غیر غالب دوم (NSGA-II) و سوم (NSGA-III) برای حل مساله به کار برده شدهاند. نتایج، تأثیر قابل توجه استفاده از انرژی پاک و کامیونهای برقی بر کاهش انتشار کربن در تسهیلات عملیاتی و بخش حمل و نقل را نشان میدهد. یافتهها همچنین نشان میدهند که افزایش در مقدار سطح اطمینان برآورده شدن محدودیتهای غیرقطعی منجر به افزایش در توابع هدف هزینه و محیط زیست میشود. تحلیل حساسیت بروی نتایج، تأثیر قابل توجه محصولات برگشتی در کاهش هزینههای شبکه، انتشار کربن و حفظ منابع و مواد اولیه را نشان میدهد. مجموعه راهحلهای پارتو انعطافپذیری بیشتری را برای تصمیمگیرندگان در اتخاذ تصمیمات استراتژیک و عملیاتی فراهم میکند
تحلیل و طراحی سیستم پویا استراتژیهای بازاریابی برای دستیابی به رقابتپذیری در صنعت لبنیات
دوره 10، شماره 5، زمستان 1404، صفحه 29-59
حسین بلوچی
چکیده صنعت لبنیات بهدلیل تغییرات سریع بازار، تشدید رقابت و تحول در ترجیحات مصرفکنندگان، با چالشهای فزایندهای در حفظ و ارتقای رقابتپذیری بنگاههای تولیدی مواجه است. مسئله اصلی این پژوهش، فقدان یک سیستم بازاریابی پویا و یکپارچه است که بتواند روابط پیچیده میان متغیرهای بازار را تحلیل کرده و استراتژیهای متناسب با شرایط متغیر را ارائه دهد. هدف این مقاله طراحی یک سیستم پویای استراتژیهای بازاریابی بهمنظور افزایش رقابتپذیری بنگاههای تولیدی در صنعت لبنیات است. پژوهش حاضر با بهرهگیری از رویکرد پویاییشناسی سیستمها انجام شده است؛ بدینمنظور، ابتدا با مرور ادبیات موضوع و استفاده از نظرات خبرگان، متغیرهای کلیدی شناسایی شدند. سپس روابط علی و معلولی میان متغیرها ترسیم و ساختار پویای سیستم از طریق نمودارهای جریان و انباشت مدلسازی شد. در ادامه، سناریوهای محتمل طراحی و مورد آزمون قرار گرفت و بر این اساس، شش استراتژی بازاریابی بهمنظور بهبود رقابتپذیری بنگاههای لبنیاتی تدوین و ارزیابی شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که بهکارگیری سیستم بازاریابی پویا، امکان تحلیل دقیقتر دادههای بازار، بهبود تصمیمگیریهای استراتژیک و واکنش سریعتر و اثربخشتر به تغییرات محیط رقابتی را فراهم میکند. نوآوری این پژوهش در ارائه یک چارچوب پویای مبتنی بر مدلسازی پویاییشناسی سیستمها برای طراحی، ارزیابی و آزمون استراتژیهای بازاریابی در صنعت لبنیات نهفته است.
واکاوی ریسک ها و موانع موفقیت پیاده سازی سیستم ERP با استفاده از رویکرد سیستم های ابتکاری انتقادی (CSH)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 31-58
سید سعید میرحسینی، عادل آذر، سعید جهانیان
چکیده امروزه سیستم برنامهریزی منابع سازمان (ERP)، به ابزاری مهم برای بهبود مزایای رقابتی سازمانها تبدیل شده است، که در صورت موفقیت پیادهسازی این سیستم، شرکتها میتوانند به سرعت برتری رقابتی را در بازار جهانی کسب کنند. یکی از عوامل موفقیت در پیادهسازی این سیستمها شناسایی صحیح ریسکها و پاسخگویی مناسب به آنها در طول چرخه حیات است. این تحقیق با نگاهی نوآورانه به بررسی احتمالها و موانع موفقیت پیادهسازی این سیستم (ERP) با استفاده از رویکرد سیستمهای ابتکاری انتقادی (CSH) است؛ که هدف آن بنیادی و کاربردی است. جامعه آماری این تحقیق را خبرگان زمینه ERP تشکیل میدهند؛ که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند مصاحبههایی با دوازده نفر از این خبرگان انجام شد. یافتههای این تحقیق نشان دهنده آن است که، ریسکهای پیادهسازی سیستم ERP به سه دسته تقسیم میشوند که عبارتاند از: احتمالهای قبل از شروع پیادهسازی، احتمالهای زمان اجرا و احتمالهای بعد از اجرا میباشد. همچنین نتیجه این پژوهش پیشنهادهایی برخاسته از اکتشاف و درک داوریهای مرزی سودبران (داوریهای اولیه درباره سیستم و نگاه کلی به آن برای شناسایی و در نهایت کنترل احتمالهای پیادهسازی سیستم ERP را فراهم کرده است.
اعتبارسنجی مشتریان بانک همراه با تعیین بهینه پارامترهای تسهیلات با استفاده از مدل شبیهسازی- بهینهیابی
دوره 10، شماره 1، بهار 1404، صفحه 31-65
امیر خرّمی، محمود دهقان نیری، علی رجب زاده
چکیده در این مقاله، روشی جدید برای اعتبارسنجی و تعیین پارامترهای بهینه تسهیلات بانکها توسط رویکرد شبیهسازی-بهینهیابی ارائه شدهاست. روش پیشنهادی شامل سه مرحله آمادهسازی دادهها، مدل اعتبارسنجی و مدل شبیهسازی-بهینهیابی میباشد. در آمادهسازی دادهها، اطلاعات تسهیلات بانکی و صورتهای مالی شرکتها گردآوری شده و ویژگیهای مورد نیاز محاسبه میشوند. انتخاب ویژگیهای مهم توسط الگوریتم حداقل افزونگی حداکثر ارتباط (MRMR) انجام میگیرد. سپس برای حل مسئله اعتبارسنجی، از پنج روش کلاسهبندی شامل رگرسیون لجستیک (LR)، ماشین بردار پشتیبان (SVM)، شبکه عصبی مصنوعی (ANN)، تقویت گرادیان شدید (XGB) و جنگل تصادفی (RF) استفاده میشود. عملکرد این مدلها توسط معیارهایی چون دقت، نمره F1 و سطح زیر منحنی (AUC) ارزیابی شده و بهترین مدل برای مرحله بعد انتخاب میشود. در مرحله شبیهسازی-بهینهیابی، مشخصات بهینه تسهیلات اعطایی به مشتریان با هدف حداقلسازی نرخ نکول تسهیلات انجام میگیرد. برای این منظور، اندازه تسهیلات، نرخ بهره و مدت زمان بازپرداخت تسهیلات به عنوان متغیرهای مسئله بهینهسازی در نظر گرفته میشوند. حل مسئله بهینهسازی توسط الگوریتم ممتیک (MA) در چهار حالت صورت میگیرد. در الگوریتم ممتیک، برای تخمین احتمال نکول مشتریان، از مدل اعتبارسنجی از پیش آموزش دیده استفاده میشود. مطالعه موردی بر روی دادههای 1000 مشتری حقوقی یک بانک تجاری در ایران صورت گرفته است. از بین 30 ویژگی تعریف شده، 11 ویژگی برای استفاده در اعتبارسنجی انتخاب شدند. روش جنگل تصادفی (RF) بهترین عملکرد را در بین مدلهای اعتبارسنجی داشته است. رویکرد شبیهسازی-بهینهیابی موفق شده با کاستن از اندازه تسهیلات و نرخبهره و افزایش مدت تسهیلات، نرخ نکول را از 38% به 20% کاهش دهد.
تدوین نقشه راه فناوری های صنعت 4.0 در حوزه بانکداری ایران با رویکرد مدل پوششی توسعه فناوری
دوره 10، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 31-55
رحمت اله بادپر، خدیجه مصطفایی، علی رجب زاده
چکیده امروزه همگام با توسعه فناوری، انتظارات مشتریان در ابعاد مختلف افزایش یافته است. در حوزه خدمات مشتریان برای تجربه محوری، راحتی و سرعت دریافت خدمات ارزش بسیاری قائل هستند. بهرهگیری از فناوریهای صنعت 4.0 یکی از استراتژیهای اصلی پیش روی بانکها برای بقا و رشد در چنین محیطی است. نقشه راه فناوری ابزاری است که به تصمیمگیرندگان در شناسایی و ارزیابی گزینههای مختلف جهت رسیدن به اهداف فناورانه کمک میکند. در مقاله حاضر پس از مرور پیشینه، شش فناوری صنعت 4.0 در حوزه بانکداری شناسایی شد که شامل بانکداری همه کاناله، بانکداری بدون شعبه، بانکداری بر بستر بلاک چین، بانکداری رسانه اجتماعی، بانکداری باز و رباتیک در بانکداری می باشد. سپس با استفاده از ترکیب مدل پوششی توسعه فناوری و روش بهترین- بدترین ارزش هر فناوری در بازههای زمانی دو ساله بر اساس مجموعهای از معیارهای مالی-اقتصادی، عملکردی و تجربه کاربری محاسبه شد و نقشه راه این فناوری ها در صنعت بانکداری ایران در یک افق زمانی ده ساله ترسیم شد. یافته ها نشان می دهد هرچند در حال حاضر بانکداری رسانه اجتماعی جذابترین فناوری برای صنعت بانکداری ایران به نظر می رسد اما در سال های آتی بانکداری همه کاناله از نظر جذابیت و ارزش آفرینی، فناوری غالب این صنعت خواهد بود.
طراحی سیستم پشتیبان تصمیم ارزیابی عملکرد در شرکتهای هلدینگ با رویکرد سهامداری
دوره 4، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 36-70
محمدرضا مهربان پور، محمد ابراهیم راعی عزآبادی، روزبه اخلاقی فیض آثار
چکیده شرکتهای هلدینگ از ساختارهای سازمانی متعارف در بسیاری از کشورها هستند. این شرکتها از بازیگران اصلی اقتصاد بهشمار میروند. این شرکتها برای دستیابی به کارایی و اثربخشی و نیل به اهداف تعیین شده و نیز دستیابی به حداکثر ارزش و اثرگذاری بر اقتصاد کشور، نیازمند پایش و نظارت مستمر بر واحدهای تابعه خود هستند تا در صورت لزوم اقدامات اصلاحی را انجام دهند و بتوانند در محیط رقابتی به فعالیت خود ادامه دهند. حال یکی از مهمترین چالشهای پیش روی این شرکتها برای تحقق این امر، عدم وجود یک سیستم جامع، بهروز و مکانیزه برای ارزیابی واحدهای تابعه در این شرکتها است. شاخصهای موجود برای ارزیابی نیز بسیار فراگیر بوده و در نظر گرفتن تمامی این شاخصها برای ارزیابی بسیار دشوار است. در این تحقیق روش کار بدین صورت است که ابتدا با مرور ادبیات و استفاده از نظرات خبرگان و بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن، شاخصهای ارزیابی و رتبهبندی شرکتهای تابعه هلدینگهای چندرشتهای را شناسایی کرده و سپس با بکارگیری تکنیک دیمتل و استفاده از روش فرآیند تحلیل شبکه(ANP) به اولویتبندی این شاخصهای پرداخته شده است. در نهایت مدلی را پیشنهاد داده که میتواند به منظور ارزیابی عملکرد و رتبهبندی واحدهای تابعه شرکتهای هلدینگ مورد استفاده قرار گیرد. مدل پیشنهادی مدلی جامع بوده اما در عین حال امکان گسترش مدل و طراحی نرم افزار برای سادهسازی اجرای آن نیز وجود دارد.
ترکیب ماشین بردار پشتیبان و مدلهای پیش آموزش دیدهی شبکه عصبی کانولوشن به منظور طبقهبندی تومورهای مغزی در تصاویر امآرآی
دوره 4، شماره 1، بهار 1398، صفحه 55-77
علیرضا بالاوند، علی حسین زاده کاشان، عباس سقایی
چکیده به دلیل محل رشد تومورهای مغزی در سر انسان، معمولا احتمال مرگ بر اثر این تومورها، شش برابر بیشتر از تومورهای دیگر است. سیستمهای کامپیوتری را میتوان برای کاهش تجویز درمانهای نامناسب و کمک به متخصصان در تشخیص این بیماری استفاده کرد. در این مقاله از یک الگوریتم جدید بهمنظور تشخیص تومورها در 900 تصویر امآرآی استفاده شده است. این الگوریتم مشتمل بر چهار فاز اصلی است که در فاز اول بعد از ورود دادهها عملیات پیشپردازش بر روی تصاویر با استفاده از روش یکسانسازی هیستوگرام انجام میشود. در فاز دوم با استفاده از دو مدل پیش آموزشدیده شبکه عصبی کانولوشن، استخراج ویژگی انجام میشود. استفاده از مدلهای پیش آموزشدیده شبکه عصبی کانولوشن باعث میشود که ویژگیها با کیفیت بالاتر، نسبت به روشهای سنتی از تصاویر استخراج شود. به علت ایجاد ویژگیهای فراوان توسط مدلهای شبکه عصبی کانولوشن، در فاز سوم از روش تحلیل مؤلفههای اصلی احتمالی بهمنظور کاهش ابعاد و وابستگی استفاده میشود که در نهایت 100 ویژگی اصلی از هر مدل استخراج میشود. در فاز چهارم طبقهبندی با استفاده از الگوریتم ماشین بردار پشتیبان انجام میشود. بهمنظور مقایسه نتایج، از سه شاخص ویژگی، حساسیت، و دقت استفاده شده است. نتایج مقایسهای نشان میدهد که الگوریتم پیشنهادی عملکرد مناسبی در اکثر دادهها دارد.
طراحی مدل برای آربیتراژ آماری سهام با استفاده از شبکههای عصبی عمیق، جنگلهای تصادفی و درختهای با شیب تقویتشده
دوره 4، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 23-45
فروزان کمری، علیرضا سارنج، رضا تهرانی، میثم شهبازی
چکیده آربیتراژ آماری، استراتژی رایج سرمایهگذاری در بازارهای ناکاراست که نسبت به بازار خنثی بوده و بدون نیاز به سرمایه اولیه از هر دو جهت بازار کسب سود میکند. این تحقیق برآن است تا ضمن طراحی مدلهای مناسب برای آربیتراژ آماری سهام با استفاده از الگوریتم شبکههای عصبی عمیق، جنگلهای تصادفی، درخت با شیب تقویت شده و ترکیب ساده این مدلها، به تحلیل و بررسی بازده و ریسک مدلهای طراحی شده بپردازد. بدین منظور از اطلاعات همه شرکتهای عضو بورس اوراق بهادار تهران از 1385 تا 1396 برای ایجاد سیگنالهای معاملاتی استفاده شده است. طراحی مدلهای تحقیق و کدنویسیهای مربوطه و همچنین آزمون فرضیات تحقیق که با t-test مورد تحلیل قرار گرفته در نرمافزار R انجام شده است. یافتههای تحقیق نشاندهنده آن است که بیشترین مقدار بازده 24/4 درصد در هر روز برای k=5 است (بدون هزینه معاملات) که متعلق به مدل ترکیبی ساده (ENS) است. همچنین کمترین میزان ارزش در معرض ریسک (45/4%-) و کمترین مقدار ریزش مورد انتظار(57/5%-) برای k=20 متعلق به مدل شبکه عصبی عمیق(DNN) و بالاترین مقدار نسبت بازده به انحراف معیار 072/1 است که متعلق به مدل RAF به ازاءk=20 میباشد. علاوه برآن نتایج تحقیق نشان میدهند بازدههای اخیر سهم قدرت پیشبینیکنندگی بالاتری در مقایسه با بازدههای قبلتر دارند.
رویکردی نوین از کاربرد مدلهای تصمیمگیری چند معیاره در طبقهبندی مشتریان اعتباری بانک
دوره 1، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 43-64
نرجس قاسم نیا عربی، عبدالحمید صفایی قادیکلایی
چکیده همواره مهمترین عامل در تعیین وضعیت اعتباری مشتریان، بررسی ریسک اعتباری آنها بوده است. در گذشته ریسک اعتباری غالبا با قضاوت شهودی تعیین میگردید که در مقایسه با روشهای آماری و هوش مصنوعی که اخیرا مورد توجه قرار گرفتهاند ازکارایی کمتری برخوردار بوده است. این در حالی است که بکارگیری روشهای آماری، مستلزم توزیع مشخص دادهها میباشد و از طرف دیگر استفاده از روشهای هوش مصنوعی نیز مستلزم محاسبات پیچیده، هزینهبر بوده و مدلهای ارائه شده از آن نیز غیرقابل تفسیر و تحلیل است. از این رو مقاله حاضر سعی دارد با استفاده از رویکرد جدیدی از بکارگیری مدلهای تصمیمگیری چند معیاره، ضمن کاهش پیچیدگی محاسبات و عدم نیاز به فرض خاصی برای دادهها، به طبقهبندی مشتریان اعتباری بپردازد. در تحقیق حاضر، رویکرد C-TOPSIS که بر پایه روش TOPSIS میباشد به عنوان رویکردی جدید از کاربرد فنون تصمیمگیری چندمعیاره، برای طبقهبندی مشتریان اعتباری بانک بکارگرفته شد. برای سنجش اعتبار رویکرد جدید C-TOPSIS، عملکرد این مدل با عملکرد مدل کلاسیک رگرسیون لجستیک در تشخیص وضعیت اعتباری مشتریان شعب بانک سینا در فاصله زمانی سال 1388-1392 مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل C-TOPSIS با دقت کل 8/58% عملکرد بهتری در مقایسه با رگرسیون لجستیک با دقت 4/54% داشته است و خطای نوع اول و دوم در C-TOPSIS نیز به میزان قابلملاحظهای نسبت به روش دیگرکاهش یافته است.
ارائه مدل برنامه ریزی تولید سبز در صنعت خودرو (مورد مطالعه: شرکت ایران خودرو)
دوره 1، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 45-69
محمود دهقان نیری، محسن خدابخش، امیرحسین امامیان
چکیده جهان امروز با مسائلی چون گرم شدن زمین، انواع آلودگی ها، افزایش مقدار گازهای گلخانه ای و ... مواجه است که این مسائل میتواند منجر به تهدید حیات بشر شود. بنابراین استراتژی های مربوط به حفظ محیط زیست به عنوان یکی از مهمترین اولویتهای سازمانی مد نظر قرار گرفته است. در این راستا سازمانها علاوه بر سودآوری و کسب مزیت رقابتی، در جهت از بین بردن ضایعات، کاهش انرژی مصرفی، تولید گازهای گلخانهای، مواد شیمیایی خطرناک و یا به عبارت دیگر تولید سبز تلاش می کنند. مقاله حاضر با هدف ارائه یک مدل ریاضی تولید سبز، پس از تشریح مدل به منظور تصمیمگیری و انتخاب استراتژی مناسب تولید سبز برای محصولات منتخب شرکت ایران خودرو بکارگرفته شده است. در این مدل تمامی ابعاد تولید سبز اعم از کاهش مصرف انرژی، مواد آلاینده محیط زیستی و آلودگی ناشی از بهرهبرداری محصول در قالب یک مدل برنامهریزی آرمانی درهم آمیخته شدهاند. نتایج حاصل از اجرای مدل در افق برنامهریزی 5 ساله، تولید محصولات سبزتر مانند پژو 206 و پارس با حداکثر ظرفیت و تولید سایرمحصولات را با حجم کمتر حاصل نموده است.
مدلسازی چندمرحلهای مسئله زنجیره تأمین سه سطحی غیرهمکارانه با در نظر گرفتن تخفیف در شرایط عدم قطعیت
دوره 2، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 49-75
جواد بهنامیان، محمد مهدی بشر
چکیده هدف مدیریت زنجیره تأمین، بهبود فعالیتهای مختلف اجزا و سطوح یک زنجیره تأمین بهمنظور دستیابی به حداکثر سود ممکن است، اما دستیابی به این هدف با توجه به این نکته که بین اهداف اجزا و سطوح مختلف تضاد و تناقضات بسیاری مشاهده میشود، بهصورت کامل امکانپذیر نخواهد بود و این تناقضات بهمرورزمان به کاهش قدرت و رقابتپذیری منجر خواهد شد؛ ازجمله این تناقضات میتوان به قیمتگذاری، موجودی و هزینههای مرتبط به اجزا و سطوح اشاره کرد. در این تحقیق، مسئله زنجیره تأمین سه سطحی با استفاده از رویکرد نظریه بازیها و در نظر گرفتن وابستگی تقاضا به قیمت فروش و هزینه بازاریابی فازی، بهصورت تخفیف کلی موردبررسی قرار گرفته است. مسئله با فرض عدم همکاری بین سطوح گوناگون و بازی استاکلبرگ که در آن هر یک از سطوح با توجه به شرایط بازار میتوانند نقش رهبر را داشته باشند، مدل شده است. اهداف مسئله شامل تعیین بهترین تصمیم هر یک از بازیکنان برای تعیین مقدار سفارش بهینه و کمبود برای تولیدکننده و قیمت فروش هر بازیکن با توجه به کمبود، تخفیف و هزینههای نگهداری، خرید و بازاریابی برای دستیابی به حداکثر درآمد، حداقل هزینهها و درمجموع آن، حداکثر سود ممکن برای کل بازیکنان شرکتکننده در زنجیره است. برای حل مدل از نرمافزار گمز و الگوریتمهای فرا ابتکاری استفاده شده و نهایتاً با تولید مثالهای مختلف، سود اعضای زنجیره در شرایط مختلف رهبری موردبررسی و تجزیهوتحلیل قرار گرفته است.
سنجش کارایی مدیریت شعب بانک ملی با استفاده از تحلیل پوششی داده های سه مرحله ای
دوره 2، شماره 1، بهار 1396، صفحه 51-72
محمدتقی تقوی فرد، مقصود امیری، رقیه مظفری
چکیده موضوع اصلی پژوهش حاضر سنجش کارایی مدیریت شعب درجه یک بانک ملی ایران با استفاده از تحلیل پوششی دادههای سه مرحلهای است. هدف پژوهش بررسی تأثیر متغیرهای محیطی بر کارایی شعب بانک میباشد. در این مطالعه، کارایی 93 شعبه طی سالهای 1390 و 1391 با رویکرد ورودی محور و با فرض بازدهی متغیر نسبت به مقیاس، مورد بررسی قرار گرفت. برای بهدست آوردن کارایی از سه نهاده مجموعه سپردههای مؤثر، تسهیلات اعطایی و مطالبات معوق و یک ستانده سود و زیان برای بررسی استفاده شد و در نهایت بهرهوری شعب با استفاده از شاخص مالم کوئیست محاسبه شد. دادههای تحقیق از طریق گزارش سالیانه بانک جمعآوری و با اسفاده از نرمافزار لینگو و ایویوز حل تحلیل شد. با توجه به نتایج بهدست آمده بعد از تعدیل عوامل محیطی و اختلالات آماری و مقایسه با کارایی بهدست آمده قبل از تعدیل ورودیها نشان میدهد که متغیرهای محیطی تأثیر معناداری بر اثربخشی شعب بانک دارند. نتایج تحقیق نشان میدهد که بعد از تعدیل ورودیها، کارایی واحدها در سال 90 از 29 واحد به 33 واحد کارا افزایش و در سال 91 از 26 واحد به 52 واحد کارا افزایش پیدا کرد. براساس نتایج این تحقیق میتوان نتیجه گرفت که در بسیاری از موارد عدم اثربخشی مدیران تا حدودی ناشی از تأثیر عوامل محیطی و غیر قابل کنترل بر عملکرد آنان است و نباید اثربخشی عملکرد شعب را کامل به شایستگی فردی آنان ارتباط داد.
