ارائه مدلی به منظور تحلیل موانع بهکارگیری هوش تجاری در صنعت گردشگری ایران با رویکرد روشهای آمیخته
دوره 1، شماره 1، بهار 1395، صفحه 79-102
لیلا نظری سالاری، آمنه خدیور، ندا عبدالوند
چکیده یکی از شاخههای فناوری اطلاعات که امروزه بیش از پیش مورد توجه مدیران بوده، هوش تجاری است. پیادهسازی هوش تجاری در سازمانها همواره با موانع و چالشهایی مواجه بوده است. با نظر به اهمیت صنعت گردشگری در اقتصاد کشورها و تأثیر استفاده از مزایای هوش تجاری در سازمانهای فعال این صنعت در دنیا، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای شناسایی و اولویتبندی موانع بهکارگیری هوش تجاری در صنعت گردشگری ایران انجام گردیده است. روش انجام تحقیق آمیختهای از روشهای کمّی و کیفی است. در بخش کیفی از روش تئوری زمینهای یا دادهبنیاد و در بخش کمی از استراتژی پیمایش استفاده شده است. براساس نتایج حاصل شده یازده مانع به عنوان موانع بهکارگیری هوش تجاری در صنعت گردشگری ایران کشف و در قالب یک مدل ارائه شده و اولویتبندی شده که بهترتیب عبارت از موانع مربوط به دادهها، موانع مدیریتی، موانع فرهنگی، عدم آموزش و آگاهیرسانی، موانع مربوط به نیروی انسانی، موانع قانونی و سیاسی، عدم اعتماد در انتقال دانش، موانع سازمانی، عدم یکپارچگی سیستمها، موانع مربوط به تأمین بودجه طرحهای هوش مصنوعی و موانع مربوط به زیرساختها، میباشند. در بخش پیمایش تحلیل و ارزیابی وضعیت موجود هر یک از این موانع در ایران از طریق توزیع پرسشنامه بین خبرگان این صنعت صورت گرفته است. براساس نتایج به دست آمده پیشنهادهای کاربردی جهت استقرار هوش تجاری به سیاستگذاران این صنعت ارائه شده است.
ارائه مدلی ریاضی جهت انتخاب اعضای تیم تحقیقوتوسعه و حل آن با استفاده از الگوریتم شبیهسازی تبرید (مورد مطالعه: شرکت کیسون)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 79-104
مهرنوش خرم، محمدرضا تقی زاده یزدی، جلیل حیدری
چکیده امروزه ضرورت تشکیل تیم بیشازپیش اهمیت یافته است و سازمانها نیز بر روی یافتن افرادی با مهارتهای تیمی بالا تمرکز میکنند. این امر بهویژه در رابطه با واحدهای تحقیقوتوسعه (R&D) که عنصر اصلی حفظ نوآوری سازمانی هستند، اهمیت بسیاری دارد. سازمانها بهمنظور توسعه فنّاوریها و محصولات جدید، بر تیمهای R&D تکیه میکنند. ازاینرو، هدف از پژوهش حاضر، انتخاب شایستهترین افراد بهعنوان اعضای تیم تحقیقوتوسعه است. تاکنون از روشهای متعددی برای انتخاب اعضا استفاده شده و در این بین، مدلسازی ریاضی بهعنوان رویکردی کارآمد مدنظر محققان قرار گرفته است. این تحقیق ازنظر هدف کاربردی بوده و در دسته تحقیقات توصیفی–تحلیلی قرار دارد. در این مقاله، هدف از مدلسازی ریاضی، انتخاب افرادی است که بیشترین امتیاز را کسب نمودهاند و متغیرهای تصمیم از نوع صفر-یک بوده که به معنای انتخاب یا عدم انتخاب فرد میباشد. ویژگیهای فردی بر مبنای مدل شایستگی شناسایی شده و وزنهای مربوطه با استفاده از روش سیموس تجدیدنظر شده و مطابق با نظر خبرگان تعیین شده است. در مرحله بعد، وزن ویژگیهای مشترک با استفاده از شاخص نوع مایرز-بریگز حاصل گشته و در انتها نیز از الگوریتم چندهدفه شبیهسازی تبرید (MOSA) برای حل مدل استفاده میشود. نهایتاً مدلسازی صورت گرفته برای انتخاب اعضای یکی از بزرگترین پروژههای تحقیقوتوسعه شرکت کیسون مورداستفاده قرار گرفته است.
مدل تولید-موجودی چندمحصولی فازی با کمبود، دوبارهکاری و محدودیت های نرخ تولید محدود، فضای انبار و سرمایه و حل آن بهوسیله الگوریتمهای فرا ابتکاری
دوره 2، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 81-104
میثم جعفری اسکندری، رضا ابراهیمی، احسان ملایی
چکیده مدیریت موجودی سازمان و برنامهریزی برای تولید محصولات ازجمله وظایف ضروری هر سازمان تولیدی است. در این مقاله، مدل تولید-موجودی کمبوددار برای تعیین مقدار بهینه موجودی در شرکتهای تولیدی چند کالایی در هنگام غیرقطعی بودن تقاضا گسترش یافته است. هدف این مسئله بیشینهسازی کل سود شرکت با در نظر گرفتن هزینههای موجودی اعم از هزینه نگهداری مواد اولیه و نهایی، سفارش، کمبود بهصورت سفارش عقبافتاده و فروش ازدسترفته و خرید است که یک مدل غیرخطی را به وجود میآورد. در این مسئله، دوبارهکاری اقلام معیوب و محدودیتهای نرخ تولید محدود، فضای انبار و سرمایه نیز در نظر گرفته شده است. برای حل مشکل نادقیق بودن دادههای ورودی به سیستم از نظریه مجموعههای فازی استفاده شده است. مدل ارائهشده با استفاده از روش ترکیبی زنبورعسل، پارتو و ویکور حل شده است. نتایج نشان میدهد تولید محصولات به میزان تعیینشده در چنین شرایطی، بهصورت همزمان بیشینه سود و کمینه هزینه را برای شرکت تولیدی به ارمغان خواهد آورد.
بهینهسازی سبد پروژههای سازمان؛ رویکرد خوشهبندی و تصمیمگیری چندمعیاره فازی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 81-106
ملیحه بینشیان، سعید صفری، رضا عباسی، منصور مومنی
چکیده انتخاب صحیح پروژهها یکی از مهمترین اقدامات سازمانهای پروژهمحور در راستای مدیریت راهبردی است و محدودیت منابع موجب میشود سازمانها نتوانند روی تمامی پروژهها سرمایهگذاری نمایند. ازاینرو، انتخاب مجموعه پروژههای موردنظر سازمان یا پورتفولیوی پروژهها بهنحویکه بتواند اهداف و استراتژیهای سازمان را با درنظرگرفتن محدودیتهای سازمانی برآورده سازد، بسیار حائز اهمیت است. برای تحقق این مهم و بهمنظور تصمیمگیری دقیقتر، پژوهش حاضر از سه مرحله غربال جهت تشکیل سبد پروژه سازمان استفاده نموده است. در مرحله اول، غربال پروژهها براساس معیارهای انتخاب پروژه و با استفاده از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره فازی اولویتبندی شدهاند. ازآنجاییکه بیشترین هزینههای هر سازمان ناشی از ریسک پروژه و اتمام دیرهنگام است و همچنین ممکن است پروژهای از اولویت خوبی برخوردار باشد ولی انجام آن برای سازمان دارای درجه بالایی از ریسک بوده و هزینههای زیادی را به همراه داشته باشد، لذا در مرحله دوم غربال، پروژهها براساس ریسک پروژه برمبنای استاندارد PMBOK خوشهبندی فازی شدند. براساس نتایج خوشهبندی، پروژهها در سه خوشه قرار گرفتند. خوشه اول پروژههایی هستند که از ریسک معقولی برخوردار هستند. پروژههای خوشه دوم نیز دارای درجه بالایی از ریسک بوده که در صورت لزوم انجام آنها، نیازمند توجه خاص مدیریت ارشد هستند. در خوشه سوم، پروژههای هستند که ریسک بحرانی داشته و در صورت لزوم انجام آنها، به طرحریزی مشخص و برنامهریزی خاص نیاز دارند. در مرحله بعد، خبرگان براساس حوزه فعالیت هر شرکت، پروژهها را به شرکتها تخصیص دادند. در مرحله آخر غربال، پروژهها با استفاده از برنامهریزی آرمانی صفر و یک و با در نظر گرفتن سه محدودیت آرمانی «سود»، «بودجه» و «ریسک» در هر یک از شرکتهای زیرمجموعه انتخاب شدند.
زمانبندی حمل و نقل کامیونها در سیستمهای بارانداز متقاطع چندگانه با پنجره زمانی نرم با در نظر گرفتن عدم قطعیت در پارامترهای زمانی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 81-125
علی محتشمی، علی نجفی، مقصود امیری، علیرضا ایرج پور
چکیده استراتژی لجستیک، یک مزیت مهم برای عملیات مدیریت زنجیره تامین است که نیاز به برنامهریزی متمرکز عملیات برای کاهش زمان و تحویل به موقع محصول جهت افزایش سطح رضایتمندی مشتریان را به دنبال دارد. در این مقاله هدف کمینهسازی زمان کل عملیات با لحاظ پارامترهای زمانی غیر قطعی و با رویکرد پنجره زمانی نرم در کل زنجیره تامین میباشد و با استفاده از مدل برنامهریزی خطی امکانی مدل برنامه ریزی ریاضی فازی را به مدل قطعی تبدیل مینماید. از آنجا که مدل مقاله از نوع برنامهریزی خطی عدد صحیح صفر و یک بوده و متعلق به مسائل با پیچیدگی NP-hard است زمان حل مسئله با افزایش ابعاد مساله به شدت و به صورت نمایی افزایش مییابد. لذا برای پیدا کردن جوابهای نزدیک بهینه مساله از الگوریتم های ژنتیک ، الگوریتم شبیهسازی تبرید استفاده شده است.سپس این الگوریتمها با معیارهایی با یکدیگر مقایسه شده و الگوریتم برتر در هر معیار مشخص گردید.
ارزیابی استراتژی های کاهش ریسک فرآیند توسعه محصول جدید در صنعت شوینده با رویکرد ترکیبی SWARA و QFD فازی فرماتین
دوره 10، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 81-110
فاطمه مجیبیان، مریم دانشور، سید امیر قاسمیان
چکیده ارزیابی ریسکهای فرآیند توسعه محصول جدید (NPD) در صنعت شوینده به دلیل تغییرات سریع در ترجیحات مشتریان، رقابت شدید و پیشرفتهای تکنولوژیک در این حوزه، ضرورتی اجتنابناپذیر محسوب میشود. مدیریت مؤثر این ریسکها و ارائه استراتژیهای پیشگیرانه مناسب برای کاهش آنها، نه تنها احتمال موفقیت محصولات را در این صنعت افزایش میدهد، بلکه میتواند به بهبود کیفیت، کاهش زمان عرضه به بازار و جلب رضایت مشتریان کمک قابل توجهی نماید.
این مطالعه با هدف شناسایی ریسکهای موجود در فرآیند توسعه محصول جدید و ارزیابی استراتژیهای کاهشی، از یک رویکرد یکپارچه مبتنی بر روشهایSWARA و QFD در محیط فازی فرماتین استفاده کرده است. در این پژوهش، هشت عامل ریسک و هشت استراتژی پیشگیرانه متناظر با استناد به ادبیات موضوع و تأیید خبرگان صنعت شوینده شناسایی شدهاند. روشSWARA برای تعیین وزنهای اهمیت نسبی عوامل ریسک و روشQFD نیز به منظور تحلیل روابط بین ریسکها و استراتژیهای اقدام متناظر به کار گرفته شده است. استفاده از این رویکرد تلفیقی در شرایط عدم قطعیت فازی فرماتین، با توجه به محدوده گستردهتر محاسباتی این مجموعهها، امکان نمایش انعطافپذیرتر و جامعتر عدم قطعیت و ابهام موجود در تصمیمگیریها را فراهم کرده است.
نتایج حاصل از تحقیق نشان میدهند که ریسکهای فنی، بازار و زنجیره تأمین به ترتیب بیشترین اهمیت را در فرآیند توسعه محصول جدید در صنعت شوینده دارند. همچنین، استراتژیهای "بهینهسازی فرآیندهای تولیدی"، "تحقیقات بازار و تحلیل رقبا" و "تست و اعتبارسنجی محصول جدید" بیشترین اولویت را در میان استراتژیهای پیشگیرانه کسب کردهاند.
شناسایی عینی بازده به مقیاس تکنولوژی برای مدلهای DEA
دوره 2، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 85-107
انسیه حاجینژاد، محمدرضا علیرضایی
چکیده یکی از مسائل مهم و چالشبرانگیز در بهکارگیری یک مدل تحلیل پوششی دادهها (DEA)، تعیین درست بازده به مقیاس (RTS) برای مجموعه دادهها است که ما آن را بازده به مقیاس تکنولوژی (TRTS) مینامیم تا تفکیک صحیحی میان بازده به مقیاس تکنولوژی و بازده به مقیاس واحدهای تصمیمگیرنده داشته باشیم. در حال حاضر تنها روشهای عینی۱ موجود برای شناسایی بازده به مقیاس تکنولوژی، روشهای آماری میباشند که با وجود تئوری قوی، در کاربرد با دشواریهایی همراه هستند. در این مقاله ساختاری عینی، نوین و غیرآماری برای شناسایی بازده به مقیاس تکنولوژی به طور صرف براساس دادهها ارئه نموده و آن را روش زاویهها مینامیم. دلیل این نامگذاری آن است که در این روش، شکاف میان فرض بازده به مقیاس تکنولوژی ثابت و متغیر با استفاده از زاویه میان ابرصفحات محاسبه میشود. شکاف در دو بخش افزایشی و کاهشی مرز محاسبه میگردد. هرچه شکاف در بخش افزایشی (کاهشی) بزرگتر باشد، بازده به مقیاس تکنولوژی به فرض افزایشی (کاهشی) نزدیکتر است. نوآوری روش پیشنهادی در این است که بازده به مقیاس تکنولوژی را صرفاً با استفاده از دادهها و بدون هیچگونه فرض آماری شناسایی میکند. افزون بر این، برخلاف آزمونهای آماری که صرفاً به رد یا قبول فرضیهای میپردازند، شکاف ارائه شده در این مقاله میزان افزایشی یا کاهشی بودن بازده به مقیاس تکنولوژی را نیز نشان میدهد. درستی روش پیشنهادی با استفاده از 6 نمونه یک ورودی - یک خروجی با بازده به مقیاس تکنولوژی متفاوت و قابل مشاهده و نیز یک نمونه دو ورودی - یک خروجی نشان داده شده است. افزون بر این، روش زاویهها برای شناسایی بازده به مقیاس تکنولوژی مجموعه داده شرکتهای گاز استانی مورد استفاده قرار گرفته است.
بهکارگیری روش هزینهیابی مبتنی بر فعالیت زمانمبنا بهمنظور رتبهبندی مشتریان سودآور
دوره 3، شماره 1، بهار 1397، صفحه 85-111
سعید جهانیان، مهدی محمودصالحی، مهشید حسینی
چکیده درک سودآوری مشتری و حفظ مشتریان سودآور، هسته اصلی فعالیتهای مدیریت ارتباط با مشتری و بخش مهمی از رشد یک کسبوکار موفق است؛ بنابراین، هدف از انجام این تحقیق ارائه چارچوبی برای اندازهگیری سودآوری مشتریان، بخشبندی آنها بر مبنای ارزشی که برای سازمان دارند و رتبهبندی آنها بر اساس اولویتهای حفظ مشتری در سازمان است. بدین منظور از تحلیل سودآوری مشتری بر مبنای هزینهیابی مبتنی بر فعالیت زمانمبنا برای محاسبه سودآوری مشتریان و از الگوریتم k-Means برای خوشهبندی مشتریان بر اساس RFM اصلاحشده استفاده شد. تحقیق حاضر یک مطالعه موردی است که در یکی از مجموعه رستورانهای برگر زغالی (شعبه ظفر) از ابتدای آذرماه 1393 تا پایان اردیبهشتماه 1394 انجام شده است. بر اساس نتایج تحقیق، نگاشت خوشههای مشتریان بهمنظور درک بهتر رفتار مشتریان و رتبهبندی آنها، در چهار طبقه مفهومی دستهبندی شد. خوشههای مشتریان براساس عناوین «وفادار امروز»، «مشتریان رقبا»، «وفادار فردا» و «آماده پذیرش پیشنهاد رقبا» نگاشته و برچسبگذاری شد.
ارائه مدلی ترکیبی جهت پیش بینی قصد خرید مصرف کنندگان مبتنی بر یادگیری ماشین بر اساس نحوه بازخورد در رسانههای اجتماعی
دوره 10، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 87-116
منیره حسینی، محدثه کرکبودی
چکیده با گسترش روزافزون خرید آنلاین و نقش پررنگ رسانههای اجتماعی در تصمیمگیری مصرفکنندگان، پیشبینی قصد خرید به یکی از مسائل کلیدی بازاریابی دیجیتال تبدیل شده است. پیشبینی دقیق این رفتار میتواند به بهبود هدفگیری تبلیغات، افزایش نرخ تبدیل مشتریان و بهینهسازی استراتژیهای فروش کمک کند. هدف این پژوهش ارائه یک مدل ترکیبی مبتنی بر یادگیری ماشین برای پیشبینی قصد خرید کاربران با بهرهگیری از بازخورد آنان نسبت به تبلیغات است. دادهها شامل ۱۰۰۰ رکورد و ۱۰ ویژگی مرتبط (از جمله سن، جنسیت، درآمد، مدتزمان حضور در سایت، میزان مصرف اینترنت روزانه، عنوان تبلیغ، محل و زمان تعامل و برچسب کلیک) بوده که از منابع عمومی (Kaggle) استخراج و پاکسازی شدهاند. پس از پیشپردازش و انتخاب ویژگیها، از روش پشتهسازی (stacking) استفاده شد که در آن خروجی مدلهای پایه (رگرسیون لجستیک و ماشین بردار پشتیبان) ترکیب و بهعنوان پیشبینی نهایی بهکار رفت. ارزیابی مدل با معیارهای صحت، دقت، یادآوری و F1 نشان داد که مدل پیشنهادی عملکرد مناسبی دارد (صحت 0.96 و دقت 0.98). یافتهها بیانگر آن است که ترکیب ویژگیهای دموگرافیک و رفتار کاربر میتواند به بهبود پیشبینی قصد خرید کمک نماید و برای هدفگیری تبلیغات در پلتفرمهای تجارت الکترونیک مفید واقع شود.
بهینهسازی تصمیمات سهحالته (نگهداشت، جایگزینی، بازگشت) برای کالاهای فصلی با کیفیت نامطمئن: چارچوب شبیهسازی-بهینهسازی
دوره 10، شماره 5، زمستان 1404، صفحه 92-126
الهام محمودی نژاد، میثم شهبازی، سید حسین رضوی حاج آقا
چکیده مدیریت موجودی کالاهای فصلی باکیفیت نامطمئن معمولاً با چالش عدم قطعیت همزمان تقاضا و کیفیت روبهرو است، درحالیکه اغلب رویکردهای موجود پس از بازرسی بهقاعدهی دودویی و غیر منعطف «پذیرش/بازگشت کامل» متکیاند. این پژوهش یک مدل روزنامهفروش سهحالتهی آستانهای (نگهداشتن، جایگزینی سقف دار، بازگشت) برای کالای فصلیِ فسادپذیر ارائه میکند که در آن خطای بازرسی، مرجوعی مشتری، محدودیت لجستیکی جایگزینی و تقاضای دوکانالهی حساس به تخفیف بهصورت یکپارچه لحاظ شده و قید مشارکت تأمینکننده نیز در طراحی سیاست بهینه اعمال میشود. به دلیل غیرخطی بودن و حضور عملگرهای min/max، تابع سود انتظاری بهصورت بسته قابلحل نیست؛ بنابراین از رویکرد ترکیبی شبیهسازی–بهینهسازی استفاده میشود که در آن سود انتظاری با شبیهسازی مونتکارلو برآورد و سیاست بهینه با کمک بهینهسازی بیزی و مقایسه با الگوریتمهای فرا ابتکاری به دست میآید. نتایج مثال عددی نشان میدهد نسبت به سیاست پذیرش/بازگشت، بهکارگیری مکانیسم جایگزینی در چارچوب سهحالته سود مورد انتظار خردهفروش را حدود ۱۴٫۳٪ و سود تأمینکننده را حدود ۶٫۲٪ افزایش میدهد و همزمان کمبود و ضایعات را بهطور معناداری کاهش میدهد. تحلیل سناریوهای بحرانی (شوکهای هزینهای و اختلالات لجستیکی) نشان میدهد عملکرد مدل نسبت به تغییر پارامترهای مدل پایدار است و جایگزینیِ مدیریتشده بهعنوان ابزار مؤثر پوشش ریسک عمل میکند. همچنین تحلیل حساسیت نشان میدهد علاوه بر قیمت خریدوفروش، متغیرهای عملیاتی مانند کارایی جایگزینی و دقت بازرسی نقش مستقیمی در کنترل کمبود و ضایعات دارند و گذار از قراردادهای سنتی بازگشت کامل به قراردادهای حاوی مکانیسم جایگزینی سقف دار میتواند سودآوری و عملکرد عملیاتی زنجیره تأمین کالاهای فصلی فسادپذیر را بهبود دهد.
بررسی تأثیر بازاریابی در رسانههای اجتماعی بر ارزش ویژه برند و دلبستگی به برند در صنعت بیمه با نقش میانجی اعتماد و تعهد به برند
دوره 10، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 93-117
حسین نوروزی، مبینا رحمانی گوهر
چکیده با گسترش فناوری دیجیتال و نفوذ روزافزون رسانههای اجتماعی، بازاریابی سنتی جای خود را به روشهای نوین داده و این بستر به ابزاری محوری برای تعامل برندها با مصرفکنندگان تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازاریابی در رسانههای اجتماعی بر ارزش ویژه برند و دلبستگی به برند، با تأکید بر نقش میانجی اعتماد به برند و تعهد به برند، در میان مشتریان صنعت بیمه ایران انجام شد. مطالعه حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی است و جامعه آماری آن مشتریان بیمه آسیا در شهر تهران را دربرمیگیرد. دادهها از طریق پرسشنامه استاندارد با ۳۶ گویه جمعآوری شد و با روش مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار Smart PLS 3 تحلیل گردید. نمونهگیری بهصورت خوشهای چندمرحلهای و غیرتصادفی در دسترس انجام شد و ۳۳۰ پرسشنامه تکمیلشده مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها نشان داد که بازاریابی در رسانههای اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش ویژه برند، دلبستگی به برند، اعتماد به برند و تعهد به برند دارد. همچنین، اعتماد و تعهد به برند نقش میانجی معناداری در این روابط ایفا میکنند. این پژوهش بر اهمیت استفاده استراتژیک از رسانههای اجتماعی تأکید دارد و نوآوری آن در بررسی جامع این متغیرها در صنعت بیمه ایران است که به توسعه دانش نظری و کاربردی کمک میکند.
طراحی یک مدل کسبوکار پایدار با استفاده از روششناسی سیستمهای نرم و بوم مدل کسبوکار مثلث ارزش ( مطالعه موردی: شرکت تولیدی صنعتی فراسان)
دوره 5، شماره 1، بهار 1399، صفحه 95-117
فرشاد علمداریولی، علی محمدی، مسلم علیمحمدلو، عباس عباسی
چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.1.4.5
آنچه امروزه سرنوشت سازمانها، موفقیت یا شکست آنها، را رقم میزند، دستیابی به یک مدل کسبوکار پایدار مناسب جهت ایجاد ارزش برای ذینفعان کلیدی، میباشد. باوجوداین ضرورت، مطالعات محدودی در این زمینه، در دنیای واقعی، تحت یک مدل استاندارد و معتبر، قابلمشاهده است. در این پژوهش، با استفاده از روششناسی سیستمهای نرم و بکارگیری بوم مدل کسبوکار جدید مثلث ارزش، امکان طراحی یک مدل جامع برای شرکت تولیدی صنعتی فراسان، یکی از شرکتهای فعال در صنعت لوله، فراهم گردید. این پژوهش، در تلاش است به دو هدف اصلی یعنی: شناسایی اجزاء و عوامل کلیدی تشکیلدهنده مدل کسبوکار پایدارشرکت فراسان و همچنین، طراحی آن، بهمنظور کمک به ایجاد ارزش برای ذینفعان کلیدی، دست یابد. دستاورد پژوهش، از دیدگاه کاربردی، دستیابی به یک الگوی مناسب کسبوکار برای این شرکت و از دیدگاه نظری، ارائه رویکردی جدید در طراحی مدلهای کسبوکار پایدار، میباشد. این پژوهش، بهعنوان یک مورد کاربردی در دنیای واقعی، میتواند مبنایی جهت کمک به سازمانها و صنایع کشور در ایجاد ارزش برای ذینفعان کلیدی مانند: سهامداران، مشتریان، کارکنان، جامعه و محیطزیست، قرار گیرد و امکان دستیابی به توسعه پایدار را بهبود بخشد.
مدل دینامیکی آمادگی الکترونیکی بنگاههای تولیدی کوچک و متوسط جهت ورود به حوزه تجارت الکترونیک
دوره 4، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 97-122
فرشید فرخی زاده، عباس طلوعی اشلقی، رضا رادفر، نقی شجاع
چکیده امروزه کسبوکار و فنآوری اطلاعات دو مقولهی جداییناپذیرند، آنچنان که تفکیک این دو در سازمانها ناممکن به نظر میرسد. سیستمهای اطلاعاتی از جمله ابزارهای نوین مدیریتی هستند که سازمانها را در رسیدن به اهداف کسبوکار خود یاری میرسانند. لذا، جوامع و سازمانها، به شرط آنکه قادر به توسعه دانش در بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات باشند میتوانند به توسعه خود امیدوار باشند. بدین منظور سازمانها در زمینه ورود به عرصههای مختلف دیجیتال در حال برنامهریزی هستند و ارزیابی از آمادگی الکترونیکی برای سنجش میزان و سطح موفقیت آنها از اهمیت ویژه برخوردار است. تعیین میزان توانایی پذیرش، استفاده و بهکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربردهای مرتبط با آن در درون و برون سازمانها از جمله مسائلی است که برای سازمانها مهم تلقی میشود. در این پژوهش سعی شده است با بررسی مدلهای موجود و با در نظر گرفتن نقاط قوّت و ضعف هر یک از آنها، ابعاد و مؤلفههای آمادگی جهت پذیرش تجارت الکترونیک ارائه شود. به همین منظور ابتدا مدلهای مطرح برای ارزیابی آمادگی الکترونیک مورد بررسی قرار گرفته است؛ سپس با استفاده از روش فراتلفیق، طبقهبندی جدیدی از ابعاد و مؤلفههای ارائه شده است. برای تعیین مؤلفهها، پانل دلفی خبرگان و صاحبنظران حوزه تجارت الکترونیک در چهار مرحله تشکیل و مؤلفهها استخراج و نهایی شده است. در نهایت مدل تدوین شده برای صنایع کوچک و متوسط شهرک صنعتی شمسآباد تهران، با استفاده از تحلیل دینامیکی مورد شبیهسازی قرار گرفته است.
مدلسازی رشد بازار با استفاده از رویکرد پویاییشناسی سیستمها: مورد مطالعه بازار گیاهان دارویی
دوره 10، شماره 1، بهار 1404، صفحه 97-131
محمدرضا ذوالفقاریان، حسن خاتمی، محمدمهدی فشارکی
چکیده وابستگی شدید ایران به صادرات نفت، توجه به توسعه صادرات غیرنفتی به ویژه در بخش کشاورزی و صنعت گیاهان دارویی را بیش از پیش ضروری کرده است. این مقاله با نگاهی کل گرا به بررسی و مدلسازی رشد بازار گیاهان دارویی در ایران با استفاده از رویکرد پویاییهای سیستم میپردازد. هدف اصلی تحقیق، شناسایی پویاییهای کلیدی در بازار گیاهان دارویی و ارائه راهکارهایی به منظور ارتقاء این بازار است. رویکرد پویاییهای سیستم اجازه میدهد تا تأثیرات متقابل بین متغیرهای کلیدی و رشد بازار گیاهان دارویی مورد تحلیل قرار گیرد. دادههای تحقیق از منابع کتابخانهای و مصاحبه با ۱۱ نفر از خبرگان شامل صنعتگران، دانشگاهیان و پژوهشگران به دست آمده است. مدل پویای مسأله در نرمافزار ونسیم، ترسیم، فرموله، اعتبارسنجی و شبیهسازی شده است تا براساس فرضیههای پویا، سناریوهای متفاوت بررسی و مقایسه گردند. در همین راستا نتایج اجرای چهار سناریوی پیشنهادی بر روی مدل نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج بهدستآمده حاکی از این است که با بهکارگیری سیاستهایی مانند 1)آگاهسازی پزشکان، 2)افزایش مهارت و دانش کشاورزان و بهبود عملکرد تجار ایرانی، 3)افزایش تبلیغات اولیه و فروشگاههای عمومی و تخصصی و 4)بهبود کیفیت و تنوع محصولات و بستهبندی، امکان رشد و توسعه پایدار بازار گیاهان دارویی در ایران وجود خواهد داشت.
ارزیابی موانع پذیرش اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در صنعت لوازم خانگی با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری و مدلسازی معادلات ساختاری
دوره 9، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 99-128
حمیدرضا طلایی
چکیده با رشد دیجیتالی شدن صنایع و انقلاب صنعتی چهارم، سازمانها شروع به تغییر فرآیندهای کسبوکار خود و اتخاذ فناوریهایی به منظور پیشرفتهتر، مشتریمدارتر و پایدارتر شدن کردهاند. اگرچه معرفی فناوریهای جدید و پیادهسازی اقتصاد چرخشی چالشهای بسیاری را برای سازمان ایجاد میکند، اما ارزش خود را در صنایع مختلف به منظور دستیابی به اهداف پایدار اثبات کردهاست. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و اولویتبندی موانع پذیرش صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی در صنعت لوازم خانگی است و براساس مرور ادبیات، 10 مانع مهم شناسایی شده است. روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث نحوه گردآوری دادهها، توصیفی- همبستگی است. برای تجزیهوتحلیل دادههای گردآوریشده، از روش مدلسازی ساختاری تفسیری به منظور سطحبندی موانع پذیرش صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی استفاده شده و براین اساس، عوامل در پنج سطح اولویتبندی شدهاند. در مدل ساختاری، کمبود حمایتهای دولتی به عنوان مانع تاثیرگذار و آغازین شناسایی شده است و موانع انگیزه و تمایل و کمبود جنبههای طراحی مدولار دارای اثرپذیری بالایی هستند. در ادامه، بهمنظور برازش ساختار بهدست آمده، از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. بدین منظور پرسشنامه ای حاوی 33 سوال با طیف 5 گانه لیکرت طراحی گردید و به منظور تکمیل آن از 170 از کارکنان صنایع لوازم خانگی کشور نظرخواهی گردید. روایی و پایایی پرسشنامه و همچنین برازش مدل نیز تائید شد. نتایج حاصل از این مطالعه میتواند به عنوان چراغ راهی برای استقرار صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی در صنایع لوازم خانگی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه یک فرمول ریاضی برای محاسبه ارزش کارکنان
دوره 4، شماره 1، بهار 1398، صفحه 101-118
نفیسه سلیمانی، امیر البدوی، محمد اقدسی، بختیار استادی
چکیده ارزش کارکنان یکی از مفاهیم اصلی در مدیریت منابع انسانی است و اندازهگیری میزان آن نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. تاکنون روشهای اندازهگیری ارزش کارکنان بهصورت کیفی بیان شدهاند؛ بهطوریکه برای ارزش کارکنان مؤلفههایی در نظر گرفته میشود و براساس تحلیل متغیرها، میزان ارزش کارکنان به دست میآید. البته در تحقیقات این حوزه حتی مؤلفههای یکپارچه و پرسشنامه منسجمی برای سنجش این مفهوم وجود ندارد اما میتوان بر اساس تحقیقات میدانی روی مؤلفهها، میزان ارزش کارکنان در دورههای مختلف را به دست آورده و مقایسه نمود. اِشکال تحلیل میدانی در آن است که امکان تغییر نتیجه با تغییر نمونهها وجود دارد و زمانبر است. در این تحقیق سعی شده است روش کمی در قالب یک فرمول ریاضی ارائه شود تا بتوان روند تغییرات ارزش کارکنان را سریعتر محاسبه نمود. فرمول ارائهشده که EVRFM نام گرفته است، از سال آخرین ارتقا و سال استخدام در رابطه EVR، تعداد ارتقا و سال استخدام در رابطه EVF و درصد افزایش حقوق سالیانه در رابطه EVM ساخته میشود. برای سنجش صحت فرمول، دادههایی از هفت شعبه اصلی یک شرکت بیمه خصوصی در شهر تهران جمعآوری و ارزش کارکنان با فرمول EVRFM محاسبه شده است. از همین جامعه آماری، تعداد 384 نمونه پرسشنامه جمعآوری شده که ارزش کارکنان را با سه مؤلفه جذب، رضایت و وفاداری سنجیده است. نتایج بهدستآمده از فرمول EVRFM و تحلیل پرسشنامهها نشان میدهد که هر دو روند افزایش و کاهشی یکسانی را در محاسبه ارزش کارکنان طی میکنند و فرمول EVRFM میتواند جایگزین مناسبی در سنجش روند ارزش کارکنان باشد.
ساختاردهی مسائل پیچیده با ذی نفعان اجبارگرا با استفاده از رویکرد تحقیق در عملیات پست مدرن
دوره 4، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 75-95
امیررضا آیت اللهی، ابوالفضل کزازی، پیام حنفی زاده، محمد علی خاتمی فیروز آبادی
چکیده در دنیای واقعی در هر مساله تصمیم گیری ذی نفعان آن مساله از اهمیت ویژه ای برخوردارند،چه بسا مساله ای که ابتدا تعریف مساله مورد ابهام می باشد و ذی نفعان مساله حتی در مرحله تعریف هم دچار تضاد و اختلاف می باشند.موضوع ذی نفعان با تفکرات متفاوت و بعضا ناموافق،در تحقیق در عملیات سنتی(سخت) مورد توجه قرار نگرفته و بایستی برای ساختاردهی این مسائل از رویکردهای نوین تحقیق در عملیات که به مقوله ناهم نوایی ذی نفعان توجه ویژه دارند(پارادایم های رهایی بخش/انتقادی و پست مدرن)استفاده نمود.چنانچه ماهیت مساله پیچده باشد انتخاب رویکرد مناسب از بین رویکردهای فوق اهمیت ویژه ای می یابد.تحقیق حاضر پس از معرفی انواع حالت های ذی نفعان مساله،ضمن معرفی مفهوم پارادایم در تحقیق در عملیات و معرفی روش شناسی های مربوطه،مدل انتخاب پارادایم و روش شناسی حل مسائل را در چارچوب سیستم روش شناسی سیستم ها تشریح می نماید که برای مسائل پیچیده با ذی نفعان اجبارگرا،پارادایم پست مدرن را پیشنهاد می نماید.در ادامه پس از بررسی مبانی پست مدرن،مروری اجمالی بر تفکر پست مدرن در تحقیق در عملیات نموده و با معرفی مبانی تحقیق در عملیات پست مدرن و روش شناسی مرتبط با آن،نحوه کار بر اساس آن را تشریح می نماید.
بررسی توسعه محصول سبز و تأثیر آن بر تصویر ذهنی مشتریان با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (مطالعه موردی:صنایع مواد غذایی استان یزد)
دوره 1، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 85-112
داوود عندلیب اردکانی، پریسا کشاورز
چکیده از زمان ایجاد انقلاب صنعتی تا کنون، انواع محصولاتی که تناسب چندانی با محیط زیست ندارند و روشهایی که به این محیط آسیب وارد میکنند، از نظر مصرف کنندگان و دوستداران محیط زیست مورد توجه قرار گرفته است. این امر باعث توجه شدید شرکت ها به مفهوم توسعه محصول سبز شده است. از طرفی، از آنجا که تصویر شرکت در ذهن مشتری یکی از مزیت های رقابتی برای شرکت است، شرکت ها به ایجاد تصویر مثبت از خود در ذهن ذی نفعان خود میپردازند. پژوهش حاضر، باهدف بررسی تأثیر توسعه محصول سبز بر تصویر ذهنی مشتریان انجام شده است .جهت نیل به این هدف پس از بررسی ادبیات هر کدام از این متغیرها، یک مدل مفهومی با شش فرضیه پیشنهاد شد که این فرضیات بر روی شرکتهای فعال در صنایع مواد غذایی استان یزد و با استفاده از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری بر پایۀ روش کمترین مربعات جزئی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد که توسعه محصول سبز به صورت مستقیم بر هویت سازمان تأثیر گذار است و به صورت غیر مستقیم از طریق متغیرهای میانجی هویت سازمانی بر کیفیت خدمات تأثیر گذار میباشد و از طریق متغیر های میانجی هویت سازمانی، کیفیت محصولات و رضایتمندی مشتریان بر تصویر ذهنی مشتریان تأثیر دارد. درنهایت بر پایه اثر کلی توسعه محصول سبز بر تصویر ذهنی مشتریان، پیشنهادهای کاربردی برای پیادهسازی اقدامات مرتبط با توسعه محصول سبز، بهبود کیفیت محصولات، بهبود تصویر ذهنی شرکت در ذهن مشتریان ارائه گردیده است.
شناسایی و اولویتبندی عوامل ایجادکننده اینرسی سازمانی با استفاده از روش دلفی فازی
دوره 2، شماره 1، بهار 1396، صفحه 95-118
رضا سپهوند، محسن عارف نژاد، علی شریعت نژاد
چکیده یگانه امر ثابت در دنیای امروز تغییر است. اگر سازمان خاصیت تغییرپذیری و اصلاح نداشت، در چارچوب اولیه خود باقی میماند و راه پیشرفت آن مسدود میشد. به این خاصیت تغییرناپذیری و سکون در سازمان، اینرسی سازمانی میگویند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل ایجادکننده اینرسی سازمانی در سازمانهای دولتی انجام پذیرفت. این تحقیق از نظر روش، ترکیبی از روش کیفی و کمّی است. جامعه آماری پژوهش مدیران میانی سازمانهای دولتی شهر خرمآباد هستند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند 30 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. در تحقیق حاضر با استفاده از ترکیب روش کمّی و کیفی،نخست با استفاده از دادههای کیفی بهدست آمده از مطالعات اکتشافی شامل بررسی متون اکتشافی و انجام مصاحبههای اکتشافی عوامل ایجادکننده اینرسی سازمانی مشخصمیشود، سپس با استخراج عوامل آنها را از طریق تحقیق زمینهیابی مورد ارزیابی قرار داده میشوند. نتایج پژوهش مشتمل بر دو بخش است که در بخش اول مجموعهای از عوامل ایجادکننده اینرسی سازمانی شناسایی و در بخش دوم میزان اهمیت و اولویت این عوامل مشخص میشود. نتایج پژوهش نشان میدهند که ترس و روحیه محافظه کاری، تهدید موقعیت شغلی، استرس و اضطراب، عدم درک درست نسبت به تغییرات محیطی، انجماد فکری، دفاع روانشناختی و عدم آگاهی از علت تغییر مهمترین عوامل ایجاد اینرسی سازمانی هستند.
ارائه یک شاخص جدید اعتبار خوشهبندی بر مبنای کاردینالیته فازی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 99-122
محمود دهقان نیری
چکیده بسیاری از روشهای خوشهبندی مستلزم تعیین تعداد خوشههای مورد جستجو میباشند. به مسئله تعیین تعداد خوشههای مناسب در خوشهبندی، مسئله اعتبار خوشهبندی میگویند. تخمین تعداد خوشههای بهینه از مهمترین موضوعات مدنظر متخصصان خوشهبندی در سالهای اخیر بوده و منجر به معرفی شاخصهای اعتبار زیادی شده است. پیشرفتهترین این شاخصها مبتنی بر تحلیل همزمان دو معیار میزان فشردگی(تراکم) درون خوشهها و میزان جدایی خوشهها از یکدیگر میباشد که عمدتاً درنتیجه عدم کارایی محاسباتی و پیچیدگی ریاضی ناکارآمد میشوند. بهمنظور رفع این کاستی، مقاله حاضر به پیشنهاد شاخص FCI که از مفهوم کاردینالیته در مجموعههای فازی بهره میبرد، پرداخته است. این شاخص علاوه بر در نظر گرفتن همزمان دو معیار تراکم و جدایی، از کارایی محاسباتی بالایی برخوردار بوده و بهدوراز تکلف ریاضی، با استفاده از کاردینالیته در خوشهبندی فازی به تعیین تعداد بهینه خوشهها میپردازد. در این مقاله علاوه بر مرور شاخصهای اعتبار خوشهبندی، به تشریح شاخص پیشنهادیFCI پرداخته شده و درنهایت، بهمنظور تبیین اثربخشی و کارایی شاخص، از مثال عددی استفاده شده است.
مکانیابی سلسلهمراتبی هاب در شبکههای حملونقل چندوجهی با در نظر گرفتن الزامات سرویسدهی
دوره 1، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 101-115
امیرحسین صفرقلی، جواد بهنامیان
چکیده هدف مسائل مکانیابی هاب، برقراری جریان در شبکههای توزیع به بهترین شکل ممکن است.در بیشتر این مسائل، فرض شده است که جریان بین گرهها حداکثر از دو هاب عبور میکند، در حالیکه در دنیای واقعی محمولهها ممکن است در طول مسیر خود از تعداد هابهای بیشتری بگذرند که در این حالت استفاده از مدلهای مکانیابی هاب سلسهمراتبی ضروری به نظر میرسد.از طرف دیگر یکی از مسائل مهم در شبکههای حملونقل، تحویل به موقع کالا و افزایش سطح خدمتدهی است. بدین منظور طراحی شبکههای چندوجهی که در آنمیتوان از شیوههای مختلف جادهایی، ریلی، هوایی و دریایی استفاده نمود، توسعه یافته است در این پژوهش یک مدل غیرخطی به منظور مکانیابی هاب سلسلهمراتبی در شبکههای چندوجهی با در نظر گرفتن الزامات سرویسدهی و حل آن با نرمافزار بهینهسازی گمز پیشنهاد شده است. نتایج حاکی از آن است که مدل پیشنهادی منجر به افزایش قدرت تصمیمگیری در انتخاب مسیرهای حملونقل، کنترل زمانهای تحویل و افزایش سطح خدمتدهی خواهد شد.
ساختاردهی مسئله تدوین استراتژی با استفاده از رویکردهای استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه و تئوری درام (مورد مطالعه: فاز پالایش بعد از تولید زنجیره تأمین سبز گاز)
دوره 1، شماره 1، بهار 1395، صفحه 103-138
فرزانه خسروانی، عادل آذر، سید حمید خداداد حسینی
چکیده انرژی یکی از مهمترین کلیدهای دستیابی به رفاه و رشد پایدار در نظامهای اقتصادی و سیاسی است. استخراج انرژی، ذخیرهسازی، انتقال و مصرف آن همراه با آلایندگی محیطزیست است. دستیابی به اهداف کلان و بلندمدت در زمینه انرژی و تأمین آن و رعایت اولویتهای زیستمحیطی، نیازمند برنامهریزی و تدوین استراتژیهای کاربردی و عملیاتی است. مدیریت زنجیره تأمین سبز، مفهومی است که در سالهای اخیر، برای حصول اطمینان از تأمین اولویتهای محیطزیست و مسئولیتهای اجتماعی سازمانها در تمامی مراحل تولید، انتقال و مصرف محصول، شکل گرفته است. تدوین استراتژی برای تولید انرژی با رعایت استانداردهای مدیریت زنجیره تأمین سبز، فرایندی پیچیده، زمانبر و هزینهبر است که شامل در نظر گرفتن گروههای مختلف اثرگذار و اثرپذیر میباشد. هر یک از این گروهها دارای میزان علاقه و قدرت متفاوتی است که نقش آنها جهت مشارکت در تدوین استراتژی بر اساس آن تعریف میشود. نادیده گرفتن نقش هر یک از این گروهها، میتواند منجر به تدوین استراتژی ناکارامدی گردد که هدررفت هزینه و انرژی بخشهای مختلف زنجیره تأمین گاز را به دنبال خواهد داشت. در این مقاله با استفاده از رویکرد استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه، مشارکتکنندگان مسئله شناسایی شدند. سپس با ترسیم نمودار قدرت/علاقه نقش هر یک از مشارکتکنندگان تعیین گردید. در ادامه با استفاده از تئوری درام، مسئله تقابل بازیگران زنجیره تأمین سبز گاز ساختاردهی گردید. بدین منظور اولویتها و گزینههای تصمیم هر یک از بازیگرانِ شناسایی شده در فاز قبلی، در یک میز مذاکره، مورد تحلیل قرار گرفته و معضلات عدم همکاری و کشمکش بین آنها ارزیابی شد. در نهایت راهکارهایی برای حل معضلات در مسئله تدوین استراتژی ارائه گردید.
مدلسازی اجماع در فرآیند روش دلفی با استفاده از مفهوم استدلال کیفی و کاربرد آن در شناسایی و بومیسازی معیارهای مؤثر در بهبود کیفیت خدمات
دوره 3، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 104-124
علی دهقانی فیل ابادی
چکیده در سازمانهای خدماتی، بهبود کیفیت خدمات جهت افزایش بهرهوری، سود و رضایت مشتری یک موضوع حیاتی است که بدون شناسایی معیارهای مؤثر بر بهبود کیفیت خدمات، امکانپذیر نیست. بنابراین، هدف از این مقاله، معرفی یک روش دلفی بر اساس مفهوم استدلال کیفی، برای شناسایی و بومیسازی معیارهای مؤثر در کیفیت خدمات است. در این مقاله، ابتدا مفاهیم روش مرتبه بزرگی مطلق کیفی به عنوان یکی از روشهای استدلال کیفی، تشریح و بر اساس آن، یک ساختار منظم برای روش دلفی ارائه شد. در این روش، ابتدا با استفاده از مفهوم آنتروپی یک تابع اجماع در محیط استدلال کیفی، معرفی و سپس سازوکار لازم برای رسیدن به همگرایی در روش دلفی فراهم شد. پس از معرفی مدل مفهومی تحقیق، شناسایی و بومیسازی معیارهای کیفیت خدمات در بخش حملونقل عمومی شهرکرد بهعنوان یک مطالعه کاربردی از روش پیشنهادی ارائه شد. نتایج حاصل نشان داد که از میان 35 معیار اولیه که بر اساس تلفیق معیارهای موجود در مطالعات کتابخانهای و نظر پنل خبره گردآوری شده بود، در نهایت 30 معیار بهعنوان معیارهای مؤثر بر بهبود کیفیت خدمات حملونقل عمومی شهرکرد انتخاب شدند.
کاهش شدت انرژی در بیمارستان پس از پیادهسازی سیستم مدیریت انرژی با در نظر گرفتن ترجیحات فازی مصرفکننده
دوره 2، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 105-128
حامد شکوری گنجوی، عالیه کاظمی
چکیده مراکزی که خدمات عمومی ارائه میکنند، مانند بیمارستانهای دولتی، ازجمله مصرفکنندگان بزرگ انرژی الکتریکی هستند که لازم است مصرف انرژی آنها مدیریت شود. در این پژوهش با در نظر گرفتن ترجیحات مصرفکننده و تعرفه قیمت انرژی الکتریکی، یک مدل برنامهریزی ریاضی برای بهینهسازی مصرف انرژی برق بیمارستانها ارائه شده است. در یک مطالعه موردی، فهرستی از دستگاههای مورداستفاده توسط یک مصرفکننده نمونه دریافت شده و با تعیین مشخصات دستگاهها و ترجیحات کاربران آنها، مدل برنامهریزی و زمانبندی برای آنها اجرا شده است. سه سناریوی کمینهسازی اوج انرژی مصرفی (مدیریت اضافهبار)، کمینهسازی هزینه انرژی مصرفی و تلفیق سناریوهای اول و دوم، بهعنوان اهداف پیادهسازی سیستم مدیریت انرژی، موردمطالعه و بررسی قرار گرفتهاند. نهایتاً شاخص شدت انرژی، قبل و پس از بهینهسازی، مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج نشان داد میزان کاهش شدت انرژی در سناریوی تلفیقی که هر دو هدف را بهطور همزمان در نظر میگیرد، بیشتر است.
ارائه چارچوبی برای ارزیابی تابآوری سازمانی در صنعت چرم ایران
دوره 3، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 105-128
محمدعلی صالحی ابرقویی، مقصود امیری، لعیا الفت، کامران فیضی
چکیده صنعت چرم از جمله صنایع سنتی و باستانی در کشور ما، ایران میباشد. ایران با پیشینهای چندهزارساله یکی از قدیمیترین تولیدکنندگان چرم جهان محسوب میشود. البسه و لوازم چرمی کشف شده در ایران حکایت از آن دارد که قدمت صنعت پوست و چرم در این سرزمین به بیش از 3000 سال قبل باز میگردد. با همه اینها و با وجود اینکه کشور ایران دارای سابقه تاریخی در صنعت چرم است و پوست دامهای ایرانی از لحاظ ژنتیکی جزو بهترین پوستهای جهان محسوب میشود، متأسفانه این صنعت نتوانسته است به جایگاه مناسبی در بازارهای بینالمللی دست یابد. شرکتهای چرمی ایران توان رقابت را از دست داده و بقای خود را در معرض تهدید میبینند؛ تهدیدی که باعث شده است امروز تنها حدود 25درصد کارخانجات و کارگاههای چرمسازی کشور فعال باشند. با این حال، تابآوری سازمانی ابزاری است که می تواند منجر به مزیت رقابتی سازمان ها شده و بقای آن ها را در برابر بحران ها تقویت کند. این مقاله پس از طراحی مدلی برای تابآوری سازمانی، به ارزیابی و سنجش تابآوری سه شرکت فعال در صنعت چرم کشور می پردازد. نتایج نشان می دهد که این شرکت ها در شاخص تابآوری در وضعیت مناسبی قرار ندارد.
