خوشهبندی کارگاههای صنعتی با استفاده از رویکرد ترکیبی دادهکاوی و تصمیمگیری چندمعیاره
دوره 3، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 107-128
آمنه خدیور، فاطمه مجیبیان
چکیده در دهه اخیر، توانایی بشر برای تولید و ذخیره دادهها بهسرعت افزایش یافته است. با افزایش حجم دادههای ذخیرهشده، نیاز به روشی که بتوان با استفاده از آن به تحلیل اطلاعات و دانش موجود در دادهها پرداخت بیشتر از پیش احساس میشود. فنون دادهکاوی و روشهای تصمیمگیری چند شاخصه در دهههای اخیر هرکدام به شکلی کمکرسان مدیران در عرصه تصمیمگیری بودهاند. در پژوهش حاضر، با تلفیق فرآیند دادهکاوی و روشهای تصمیمگیری چندشاخصه، روشی برای خوشهبندی کارگاههای صنعتی ارائه شده است. در روش پیشنهادی، ابتدا فرآیند دادهکاوی بر اساس روشهای تجزیهوتحلیل سلسله مراتبی، K-means و شبکه عصبی کوهونن صورت گرفته و سپس عملکرد مدل طراحیشده جهت تعیین تعداد خوشه بهینه با شاخصهای اعتبارسنجی مجموع خطای مربعی و واریانس بین خوشهای سنجیده شده است. بخش صنایع غذایی بهعنوان مورد مطالعاتی پژوهش موردبررسی قرار گرفته و بر اساس یافتههای بهدستآمده، چهار خوشه بهعنوان تعداد خوشه بهینه کارگاههای صنعتی این بخش معرفی شده است. خوشههای بهدستآمده بر اساس متغیرهای توزیع جمعیت، سطح درآمد و ارزشافزوده فعالیتهای صنعتی در خوشهها نامگذاری شدهاند و در پایان، پیشنهادهایی در دو بخش کاربردی و پژوهشی برای تصمیمگیرندگان و سیاستگذاران این صنعت و سایر محققان این حوزه ارائه شده است.
ارائه مدلی برای پیشبینی عملکرد پایانه کانتینر در بنادر با رویکرد پویایی سیستم
دوره 2، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 109-132
وحید حیدرپور، مصطفی زندیه، حسن فارسیجانی، مسعود ربیعه
چکیده با توجه به ماهیت علت و معلولی بخش حملونقل دریایی و تأثیر متقابل متغیرها در این بخش و نیز پیچیدگیهای حاکم برآن لازم است تا به کمک ابزارهایی، سیاستهای اتخاذ شده در این بخش مورد آزمون قرارگیرد. دغدغه مورد نظر در این مقاله پیشبینی عملکرد ترمینال کانتینری از حیث تعداد کانتینر تخلیه و بارگیری شده، زمان کل حضور کشتی از زمان ورود به لنگرگاه تا خروج از بندر و در صد اشغال اسکله ترمینال کانتینری میباشد. در این تحقیق، مدل پویای عملکرد ترمینال کانتینر بنادر، با استفاده ازروش پویای سیستمها ارائه شده است. اعتبار مدل پیشنهادی با استفاده از دادههای تاریخی 1384 تا 1394 بندر شهید رجایی مورد تأیید قرارگرفته است. نتایج شبیهسازی نشان میدهد که با افزایش 1 دستگاه گنتری کرین تعداد کل کانتینرهای جابه جا شده 5/12% افزایش و متوسط زمان کشتی 30% کاهش مییابد. با سرمایه گذاری وساخت یک اسکله تعداد کل تخلیه/ بارگیری 4% افزایش و متوسط زمان کشتی 37% کاهش مییابد. در حالی که با ساخت 1 اسکله و همچنین افزایش یک دستگاه گنتری کرین تعداد کل تخلیه/ بارگیری 37% افزایش و زمان کشتی 45% کاهش مییابد. مدل پیشنهادی کمک مینماید که مدیران، از اثرات تصمیمات و سیاستهای خود در طراحی و توسعه آینده ترمینالهای کانتینری و نتایج آنها تصویر روشنی داشته باشند.
بهینه سازی چینش و قیمت گذاری محصولات با در نظر گرفتن اثر جایگزینی در خرده فروشیهای اومنی-کانال
دوره 10، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 112-143
نعیم ابراهیمیان، حنان عموزاد، مصطفی زندیه
چکیده مدیریت همزمان چینش محصولات، قیمتگذاری و اثر جایگزینی در خردهفروشی اومنی-کانال چالشی پیچیده است. این پیچیدگی ناشی از تعامل میان تقاضای مشتری، محدودیتهای عملیاتی و رقابت قیمتی است. اغلب مدلهای پیشین تنها بر یکی از این حوزهها تمرکز کرده و اثرات متقابل آنها را نادیده گرفتهاند. این پژوهش یک مدل یکپارچه و غیرخطی ارائه میکند که تقاضای تصادفی، جایگزینی چندمرحلهای (درون و بین کانالها)، محدودیت موجودی، فضای قفسه و ظرفیت مراکز تحقق سفارش را در نظر گرفته و هدف آن حداکثرسازی سود است. برای حل مدل، چهار الگوریتم فرااکتشافی شامل بهینهسازی جنگل، ازدحام ذرات، رقابت استعماری و الگوریتم ژنتیک بهکار گرفته شد. عملکرد این الگوریتمها با دادههای واقعی بزرگترین خردهفروش ایران و مجموعه دادههای مصنوعی مقایسه شد. نتایج نشان داد الگوریتم بهینهسازی جنگل نسبت به سایر روشها برتری دارد؛ بهطور میانگین ۲۰٪ افزایش سود و ۱۵٪ کاهش فروش ازدسترفته را بهدست آورد. همچنین این الگوریتم ۲۵٪ سریعتر به همگرایی رسید و پایداری نتایج آن در آزمون ویلکاکسون با سطح معناداری ۰.۰۵ تأیید شد. تحلیل سناریوها نشان داد که افزایش تعداد کانالها تا ۳۰٪ سودآوری را ارتقاء داده و رقابت داخلی میان کانالها را کاهش میدهد. در مقابل، افزایش تنوع محصولات تا ۱۸٪ فروش ازدسترفته را کاهش داد. یافتهها میتواند راهنمای عملی برای خردهفروشان در بهینهسازی تصمیمات قیمتگذاری، موجودی و چینش محصولات در کانالهای فیزیکی و آنلاین باشد.
ارائه یک مدل زنجیره تأمین یکپارچه مبتنی بر ارزش با در نظرگیری نسبتهای مالی در تصمیمات مالی
دوره 3، شماره 1، بهار 1397، صفحه 113-136
احسان خاکبازان، سید کمال چهارسوقی، فریماه مخاطب رفیعی
چکیده توجه به یکپارچگی تصمیمات مالی و فیزیکی برای رسیدن به رشد پایدار ارزش، امری حیاتی است. دراینبین مدیریت زنجیره تأمین مبتنی بر ارزش، با در نظر گرفتن عواملی مانند مدیریت سرمایه در گردش، داراییها و بدهیها، تلاش دارد به این مهم دست یابد. تصمیمات مرتبط با مدیریت داراییها و بدهیها و نیز نحوه و میزان تأمین مالی، همواره یکی از مهمترین تصمیماتی است که هر بنگاه اقتصادی با آن مواجه است. چنین تصمیماتی تحت تأثیر برخی نسبتهای مهم مالی قرار دارند که تاکنون در مدلهای بهینهسازی زنجیره تأمین به آنها توجه نشده است. در این مقاله، یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط بهمنظور یکپارچهسازی تصمیمات مالی و فیزیکی در یک زنجیره تأمین چند سطحی، چند دورهای و چندمحصولی با هدف بیشینه نمودن ارزشافزوده اقتصادی، بهعنوان یکی از پرکاربردترین معیارهای سنجش ارزش، ارائه شده است. یکی از مهمترین وجوه متمایزکننده این مقاله، تأمین مالی از طریق استقراض کوتاهمدت مشروط بر رعایت نسبتهای مهم مالی است. در ضمن، عواملی چون پیشخرید و پیشفروش در کنار خریدوفروش مدتدار و توجه به ارزش زمانی پول از دیگر عناصر متمایزکننده این مقاله هستند. در قسمت نتایج، پس از ارائه مسائلی با ابعاد مختلف و تائید اعتبار و کارایی مدل پیشنهادی، به بررسی اثرات تغییرات نرخ نسبتهای مالی و وجود شرایط خریدوفروش نقدی و مدتدار بر روی ارزش زنجیره پرداخته شده است.
تعیین جایگاه موقعیت استراتژیک یک موسسه آموزشی در منحنی عمر سازمانی با رویکرد فازی– مطالعه موردی دانشکده علوم انسانی دانشگاه خلیجفارس
دوره 1، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 117-138
حسین صفری، مهدی اجلی، ایمن قاسمیان صاحبی
چکیده سازمانها همانند موجودات زنده دارای مراحل عمر میباشند. روزی به دنیا میآیند، بزرگ میشوند و روزی دیگر هم میمیرند. این مقاله که خروجی یک کار تحقیقاتی میباشد، بدنبال بررسی وضعیت چرخه عمر اعضای هیئت علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه خلیج فارس میباشد. هدف اصلی در این کار تحقیقاتی این است که ابتدا بدانیم عمر اعضای هیئت علمی در چه مرحلهای است. سپس بر مبنای آن میتوان پیشبینی کرد که در آینده چه مسیری را طی کند. در همین راستا ابتدا با جستجویی که در ادبیات موضوع شده است، 23 مدل رشد سازمانی شناسایی شد. با مطالعه این مدلها سعی شد که مدلی متناسب با یک مرکز آموزشی، پژوهشی، دانشگاهی تدوین شود. پس از تدوین مدل، گام بعدی تدوین یک الگوریتم چهار مرحلهای برای گردآوری و تجزیه و تحلیل دادهها میباشد. در پایان این الگوریتم دو شاخص بنامهای شاخص ریاضی و شاخص فازی معرفی شده است. بر مبنای این دو شاخص مشخص گردید وضعیت چرخه عمر اعضای هیئت علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه خلیج فارس بوشهر در پایان مرحله اول خود، یعنی طفولیت در دوره 1382 الی 1393 قرار دارد.
شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای کلیدی تابآوری زنجیره تأمین هوشمند با رویکردی چندمعیاره مبتنی بر فناوریهای نوین هوش مصنوعی و بلاکچین
دوره 10، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 118-151
حمید تابلی، جمشید ابراهیم پور سامانی
چکیده در شرایط پیچیدگیها و ناپایداریهای مستمر زنجیرههای تأمین، تصمیمگیری هوشمندانه و ارتقای تابآوری سازمانی ضرورتی انکارناپذیر است. هدف پژوهش حاضر، طراحی چارچوبی هوشمند برای تقویت تابآوری زنجیره تأمین با بهرهگیری از فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی و بلاکچین است. پژوهش حاضر، با رویکرد آمیخته انجام شد. در گام نخست، مرور نظاممند ادبیات در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا نیمه نخست ۲۰۲۵ بر روی ۶۳ مقاله از پایگاههای Scopus و Web of Science انجام و پس از غربالگری، ۳۴ مقاله مرتبط انتخاب گردید. سپس، با استفاده از نرمافزار مکس کیودا ۲۰۲۲، تحلیل مضمون جهت استخراج مؤلفههای کلیدی و تدوین چارچوب مفهومی اولیه صورت گرفت. برای بومیسازی و اعتبارسنجی یافتهها، مصاحبههای نیمهساختاریافته با 20 خبره حوزه زنجیره تأمین هوشمند انجام و مجدداً با همان روش تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی، از دلفی فازی برای غربالگری معیارها و از تکنیک دیمتل فازی و نیز روش ANP فازی برای تعیین روابط علی، اثرگذاری و وزندهی معیارها بهره گرفته شد نتایج نشان داد فناوریهای نوین با ارتقای شفافیت اطلاعات، تسریع تصمیمگیری و بهبود پیشبینی، تابآوری زنجیره تأمین را به طور معناداری افزایش میدهند. «دیجیتالسازی زنجیره»، «اقتصاد هوشمند کشاورزی» و «سیاستگذاری نهادی» پیشرانهای کلیدی شناسایی شدند و «مشارکت فناورانه» و «خودکارسازی فرایندها» بیشترین اثر را بر انطباقپذیری و بازگشتپذیری سیستم داشتند. یافتهها، نقشه راهی هوشمند برای تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت و توسعه ظرفیتهای فناورانه سازمانها ارائه میکند.
مدل ریاضی دو هدفه برای تخلیهی اضطراری با در نظر گرفتن ناوگان ناهمگن وسایل
دوره 4، شماره 1، بهار 1398، صفحه 119-137
فاطمه صبوحی، علی بزرگی امیری
چکیده برنامهریزی برای تخلیه افراد یکی از مسائل چالشبرانگیز در زمان وقوع بحران است. ازآنجاییکه وسایل امدادی جز یکی از منابع محدود در زمان بحران بهحساب میآیند، استفادهی مؤثر از آنها، از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مقاله، یک مدل دوهدفه مسیریابی و زمانبندی همزمان وسایل امدادی جهت تخلیه افراد از مناطق آسیبدیده به پناهگاهها پیشنهاد شده است. دو هدف در نظر گرفته شده در مدل شامل حداقلکردن کل زمان حملونقل و حداکثرکردن قابلیت اطمینان مسیرها است. برای حل مدل پیشنهادی از روش محدودیت اپسیلون توسعهیافته استفاده شده است. در مدل ارائهشده، امکان خدمتدهی به هر منطقه آسیبدیده توسط چندین وسیله، ناوگان ناهمگن از وسایل امدادی و محدودیت ظرفیت برای پناهگاهها در نظر گرفته شده است. برای نشان دادن کارایی مدل پیشنهادی، مدل بر روی یک مثال تصادفی اجرا و نتایج محاسباتی ارائه شده است.
تأثیر قابلیت های زیرساختی مدیریت دانش بر هوش تجاری با میانجی گری نوآوری باز در شرکت های تولیدی کوچک و متوسط
دوره 5، شماره 1، بهار 1399، صفحه 119-139
عباس علی رستگار، امیر حکاکی
چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.1.5.6
در محیط رقابتی کسب وکار، توسعه و حفظ یک مزیت رقابتی برای شرکتها امری حیاتی است و هوش تجاری از جمله عوامل کلیدی در تحقق این مهم به شمار میرود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر قابلیت های زیرساختی مدیریت دانش بر هوش تجاری با میانجی گری نوآوری باز انجام شده است. جامعه آماری پژوهش متشکل از شرکت های تولیدی کوچک و متوسط در استان تهران می باشد؛ حجم نمونه آماری برمبنای روش حداقل مربعات جزئی 90 نفر تعیین گردیده است. داده های تحقیق با استفاده از پرسشنامه که بوسیله دو معیار آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی پایایی ابعاد مختلف آن مورد تأیید قرار گرفته جمع آوری شده و با استفاده از روش تحلیل مسیر با رویکرد حداقل مربعات جزئی در مدلسازی معادلات ساختاری جهت آزمون فرضیهها بوسیله نرم افزارهای SPSS و SmartPLS مورد تجزیه و تحلیل قرار است. آزمون فرضیه های پژوهش در سطح اطمینان 95% نشان از آن دارد که رابطه مثبت و معنادار نوآوری باز و هوش تجاری مورد تأیید قرار گرفته و مشخص گردید قابلیت زیرساختی مدیریت دانش بطور مستقیم و غیر مستقیم از طریق نوآوری باز بر روی هوش تجاری تأثیر می گذارد؛ همچنین، مشخص گردید به تقریب یک سوم از اثر کل قابلیت های زیرساختی مدیریت دانش بر هوش تجاری از طریق غیر مستقیم توسط نوآوری باز تبیین می شود.
مدلسازی پویای رویگردانی مشتری در صنعت بانکداری با استفاده از کاوش دنبالهای
دوره 10، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 119-154
علیرضا شبرو، الهام آخوندزاده نوقابی
چکیده شناخت دقیق رفتار مشتریان و پیشبینی روندهای آتی آنها از اولویتهای کلیدی در سازمانها و بهویژه صنعت بانکداری است؛ زیرا حفظ مشتریان فعلی بهمراتب کمهزینهتر از جذب مشتریان جدید است. یکی از مهمترین چالشها در این حوزه، شناسایی بهموقع علائم رویگردانی مشتریان و پیشگیری از آن است، بهویژه در مواردی که نارضایتی از خدمات یا تغییرات رفتاری تدریجی منجر به قطع تعامل با سازمان میشود. در این پژوهش، با تمرکز بر مدلسازی پویای رویگردانی مشتریان، دادههای مربوط به تراکنشها و ماندهحساب مشتریان طی یک دوره سهساله از یکی از پنج بانک بزرگ کشور جمعآوری و تحلیل شده است. روش پیشنهادی مبتنی بر کاوش الگوهای دنبالهای است که به شناسایی توالیهای رفتاری منجر به رویگردانی کمک میکند. الگوهای استخراجشده در دو دسته اصلی طبقهبندی شدهاند: الگوهای غالب که وضعیتهایی با ریسک بالای رویگردانی یا وفاداری پایدار را نمایش میدهند، و الگوهای با اطمینان بالا و پشتیبان کم که ابزار مؤثری برای رصد مشتریان در آستانه رویگردانی فراهم میکنند. مزیت اصلی این روش، تولید قواعد تفسیرپذیر بهصورت اگر-آنگاه است که بهراحتی در محیطهای واقعی قابل درک و پیادهسازی هستند. این چارچوب تحلیلی میتواند نقش مؤثری در طراحی مداخلات هدفمند در مدیریت ارتباط با مشتری ایفا کند.
رویکردی نوین برای محاسبه تراکم با ویژگی دسترسیپذیری ضعیف خطی خروجیهای نامطلوب
دوره 4، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 123-144
مینا فولادوند، علیرضا امیرتیموری، سهراب کردرستمی
چکیده در سالهای اخیر، مسئلهی تراکم از موضوعات مورد توجه محققان بوده است. هنگامی که افزایش یک یا چند ورودی موجب کاهش یک یا چند خروجی گردد؛ بهطوریکه سایر ورودیها و خروجیها بدون تغییر باشند (و یا برعکس) اصطلاحاً تراکم رخ داده است. این مفهوم از این جهت در اقتصاد حائز اهمیت است که حذف تراکم باعث کاهش هزینه و افزایش خروجی میشود. از طرف دیگر، درفرآیند تولید و یا ارائهی خدمات، بطور معمول، علاوه بر تولید خروجی مطلوب خروجیهای نامطلوب نیز حاصل میشود. مفهوم تراکم در حضور عوامل نامطلوب متفاوت است زیرا مایل به افزایش خروجیهای مطلوب و کاهش خروجیهای نامطلوب هستیم؛ لذا در حضور عوامل نامطلوب نمیتوان تعاریف و تئوریهای متداول را برای اندازهگیری تراکم بکار برد. دراین مقاله، ضمن بررسی و مرور برخی مدلهای تعیین تراکم با استفاده از تحلیل پوششی دادهها، روش جدیدی برای اندازهگیری تراکم با درنظرگرفتن خروجیهای نامطلوب با فرض دسترسیپذیری ضعیف به فرم خطی ارائه شده و کاربرد این روش برای تحلیل اثر تراکم در حضور خروجیهای نامطلوب روی عملکرد دانشکدههای دانشگاه نشان داده شده است. نتایج نشان میدهد تمامی واحدهای ناکارا دارای تراکم در ورودی میباشند.
ارائه مدل کنترل موجودی برای اقلام منسوخ شدنی با لحاظ نمودن تخفیف کلی و قیمت وابسته به مقدار سفارش
دوره 4، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 127-146
محمدرضا غلامیان، حسن زمانی باجگانی
چکیده در این مطالعه، مدل کنترل موجودی منسوخ شدنی کالاهایی که خردهفروشی میشود و با وجود تخفیف کلی در سفارش بررسی شده است. خردهفروشها کالاهای منسوخ شدنی را بر اساس قیمت خریدی که وابسته به مقدار سفارش است، خریداری میکنند. فرضیه این مقاله این است که بین تصمیمهای مختلف، مقدار سفارش با توجه به احتمال منسوخ شدن کالا در هر لحظه و قیمت خرید کالا با توجه به استفاده از تخفیف وابستگی دارد، در نظر گرفتن این وابستگیها در مدلی هماهنگ، باعث بهبود عملکرد خرده فروشها میشود. هدف مدل، کم کردن هزینه موجودی خردهفروشها ، از راه پیدا کردن مقدار بهینه قیمت خرید و مقدار سفارشدهی میباشد. هرچند مدلهای تخفیف برای کالاهای فسادپذیر که کالا با قیمتی ثابت یا تغییرپذیر است و در حال نابودی هستند، توضیح دادهشدهاند؛ اما بهکارگیری این مدلها، برای کالاهای منسوخ شدهای که بر اساس توزیعی احتمالی در آینده دچار کاهش تقاضا میشود، بررسی نشده است. درحالی که این شرایط واقعی و بسیاری از خردهفروشها با آن روبهرو میشوند و در چنین شرایطی خردهفروشها نیاز دارند که مشتریها را به خرید بیشتر تشویق کنند. در این مدل، طول زمان منسوخ شدن کالا، توزیع نمایی دارد و نوع منسوخ شدن کالا ناگهانی است. مدل بهصورت ریاضی توسعه داده شده و جواب بهینه و تحدّب آن بهوسیله مشتقات اول و دوم بهدست آمده است. در انتها برای شفاف سازی مدل پیشنهادی، مثالی عددی ارائه شده و بررسی حساسیتی بر روی عاملهای اصلی مدل انجام شده است.
ارائه مدل پیشبینی انتشار کربن با در نظر گرفتن نقش تأمینکنندگان در مدیریت زنجیره تأمین با استفاده از الگوریتم تقویت گرادیان سبک (مطالعه موردی صنایع شیمیایی تهران(خاوران))
دوره 10، شماره 5، زمستان 1404، صفحه 128-167
هادی ابراهیمی، مریم شعار، علی حاجیها، مهزاد اسمعیلی فلک
چکیده هدف از این مقاله، ارائه مدل پیشبینی انتشار کربن با درنظرگرفتن نقش تأمینکنندگان میباشد که میتواند نقش بسزایی در کاهش دیاکسیدکربن منطقه داشته باشد. برای تعیین متغیرهای تأثیرگذار از ادبیات تحقیق و نظرات خبرگان (۲۰ نفر) با روش دلفی فازی استفاده شد که در نهایت ۸ متغیر تأثیرگذار انتخاب شدند. برای مدلسازی، الگوریتم تقویت گرادیان سبک (LGB) به دلیل توانایی در ثبت وابستگیهای غیرخطی و بهینهساز جستجوی عروس دریایی (JSO) برای تنظیم دقیق ابرپارامترها انتخاب شدند. نوآوری پژوهش در زمینه تلفیق LGB و JSO برای افزایش دقت پیشبینی، و همچنین، در نظر گرفتن همزمان نقش تأمینکنندگان به عنوان متغیرهای تأثیرگذار در پیشبینی انتشار کربن میباشد. مدلها با ۵۹۹۷ داده از صنایع شیمیایی تهران (خاوران) (۲۰۲۲-۲۰۲۵) در پایتون اجرا شدند. نتایج نشان داد LGB_JSO با R² برابر ۹۹۱۸/۰، ۹۵۳۸/۰ و ۹۶۰۶/۰ در مراحل آموزش، اعتبارسنجی و آزمایش، عملکرد بهتری نسبت به سایر مدلها دارد. دما، فشار و زمان ذخیرهسازی مهمترین پارامترهای مؤثر شناسایی شدند.
ارائه رویکرد یکپارچه Z-SWARA-MARCOS بر اساس تجزیه و تحلیل SWOT جهت انتخاب استراتژیهای واکسیناسیون
دوره 9، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 130-162
علی معمارپور غیاثی، محمدحسین کریمی گوارشکی
چکیده در دوران شیوع بیماریهای واگیردار، واکسنها همواره به عنوان یکی از عناصر حیاتی دفاع از سلامت عمومی بهشمار میروند. هدف این تحقیق ارائه یک رویکرد یکپارچه برای انتخاب استراتژی مناسب برای واکسیناسیون است. رویکرد پیشنهادی در سه فاز ارائه شده است. در فاز اول این رویکرد، با استفاده از روش SWOT و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها، استراتژیهای مناسب میشوند. در فاز دوم، وزن معیارهای ارزیابی استراتژیها با استفاده از روش توسعهیافته تجزیه و تحلیل ارزیابی گام به گام اوزان (SWARA) بر اساس تئوری اعداد Z محاسبه میشوند. در نظر گرفتن قابلیت اطمینان در کنار عدم قطعیت، از جمله مزایای روش توسعه یافته Z-SWARA است. سپس در فاز سوم و با توجه به خروجیهای فازهای اول و دوم، استراتژیها با استفاده از روش توسعهیافته پیشنهادی سنجش و رتبهبندی گزینهها بر اساس راه حل سازشی (MARCOS) بر اساس تئوری اعداد Z (Z-MARCOS) با در نظر گرفتن عدم قطعیت و قابلیت اطمینان اولویتبندی میشوند. به منظور نشان دادن کارایی رویکرد پیشنهادی این تحقیق، این رویکرد برای انتخاب استراتژی مناسب جهت پیادهسازی واکسیناسیون در کشور ایران پیادهسازی گردید و بر اساس نتایج، تأمین مرکزی و ایجاد فضای کافی، لزوم ارائه تست Antibody/PCR با هماهنگی میان بخشها و تداوم افزایش تحقیقات جهت کسب دانش مربوط به واکسیناسیون حتی در زمان عقبنشینی موج همهگیری به عنوان استراتژی برتر جهت پیادهسازی واکسیناسیون شناسایی شده اند.
ارائه مدل تصمیم گیری هماهنگ در زنجیره تأمین فیلم سازی با استفاده از قرارداد مشارکت تسهیم درآمد : مطالعه موردی در فیلم های سینمایی حوزه ایثار و شهادت
دوره 10، شماره 1، بهار 1404، صفحه 133-161
حسین محمدی دولت آبادی، محمدرضا دزفولی، محمدعلی حاجلو
چکیده در این پژوهش، یک ساختار تصمیمگیری هماهنگ در یک مدل دوسطحی شامل تهیهکننده و توزیعکننده در زنجیره تأمین فیلم سازی با استفاده از قرارداد تسهیم درآمد مورد بررسی قرار میگیرد. تقاضا در مدل ارائه شده به هزینههای مسئولیت اجتماعی تهیهکننده و تلاش بازاریابی توزیعکننده بستگی دارد. این تحقیق به دنبال بهینهسازی قیمت بلیت سینما و سطح تلاش بازاریابی که مربوط به تصمیمات توزیعکننده است و قیمت حق پخش و سطح مسئولیتهای اجتماعی که مربوط به تصمیمات تهیهکننده است، میباشد. متغیرهای مدل ارائه شده در دو سناریوی تصمیمگیری غیرمتمرکز و تصمیمگیری هماهنگ آنالیز و بررسی شده و مقادیر متغیرهای تصمیم و همچنین سود اعضای زنجیره تأمین و سود کل زنجیره تأمین مقایسه و استراتژیهای بهینه تحلیل میشوند. بهمنظور حرکت از یک مدل تصمیمگیری غیرمتمرکز به سمت مدل تصمیمگیری هماهنگ از یک قرارداد مشارکت بر پایه تسهیم هزینه بازاریابی، هزینه مسئولیتهای اجتماعی بهعنوان سهمالشرکه و تسهیم درآمد بر اساس میزان قدرت چانی زنی به صورتی که اعضای زنجیره تأمین سینما بهرهمندی لازم را از این مشارکت ببرند، ارائه گردیده است. نتایج نشان میدهد که سود تهیهکننده و توزیعکننده تحت قرارداد مشارکت تسهیم (در بازه تسهیم 0/285 تا 0.795)، نسبت به تصمیمگیری غیرمتمرکز بهبود مییابد. همچنین، در بازه خارج از نرخ تسهیم، قرارداد مشارکت تسهیم درآمد توانایی هماهنگی را ندارد و تصمیمگیری غیرمتمرکز که در آن اعضای زنجیره تأمین (تهیهکننده و توزیعکننده) به طور مستقل و انفرادی تصمیمگیری میکنند، اولویت خواهد داشت.
ارائه رویکردی نظام مند جهت تدوین مدل کسب و کار جدید مبتنی بر تحلیل مورفولوژی عمومی و سیستم های تصمیم گیری (مورد مطالعه: شرکت شاتل)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 98-125
بیژن نهاوندی، پویان شاه حسینی، محمد عصاریان
چکیده با توجه به اهمیت روزافزون بهبود مدلهای کسب و کار، یک رویکرد نظاممند برای تدوین مدل کسب و کار جدید با توجه به استراتژی سازمان ارائه شده است. در این رویکرد حل مسئله، ابتدا عناصر مختلف کسب و کار با تحلیل مورفولوژی عمومی و مرور ادبیات گسترده در زمینه چارچوبهای مدل کسب و کار شناسایی شدند. با توجه به اهمیت بیشتر موضوع در صنعت تلکام، در ادامه همگام با مراحل تحلیل مورفولوژی، نحوه چگونگی تدوین عناصر به صورت مجزا پیشنهاد شد و با ترکیب آنها مدلهای کسب و کار به دست آمد. در نهایت چندین گزینه پیشنهادی توسط ابزارهای تصمیمگیری چند معیاره، با توجه به استراتژی سازمان ارزیابی و اولویتبندی شدند. با مرور ادبیات و جمعبندی مطالب مربوط به چارچوبهای مدل کسب و کار، عناصر جامع تشکیلدهنده مدل کسب و کار مشخص شدند. همچنین طی یک رویکرد نظاممند، توالیو چگونگی تدوین مجزای این عناصر، ترکیب و دستیابی به مدل کسب و کار برتر با توجه به استراتژی سازمان مشخص شد. در راستای نشان دادن کاربرد رویکرد پیشنهادی، این رویکرد در شرکت شاتل به کار گرفته شد، که به دنبال آن هفت مدل پیشنهادی و در بین آنها گزینه برتر مشخص شد. ایجاد تناسب بین مراحل تحلیل مورفولوژی عمومی و مسئله تدوین مدل کسب و کار، تحت چارچوب معرفی شده، باعث کاهش پیچیدگیهای تدوین مدل کسب و کار شد. استراتژی سازمان در بخش تدوین عناصر و همچنین در ارزیابی و اولویتبندی مدلهای کسب و کار پیشنهادی مورد توجه قرار گرفت.
پیش بینیِ خرابی و برنامه ریزیِ نگهداری و تعمیرات خودپردازهای بانکی با روش داده کاوی
دوره 1، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 113-130
محمد کریمی، محمدعلی افشار کاظمی
چکیده پایانههای خودپرداز به عنوان اولین و پر تقاضاترین کانالهای بانکداری الکترونیک در صورت عدم سرویس دهی به عنوان تهدید برای بانکها قلمداد می گردد. از سوی دیگر داده های مربوط به تعمیرات و نگهداری خودپردازها به طور چشمگیر گسترده شده است.در این راستا داده کاوی برای افزایش مشهود نرخ تبدیل داده ها به اطلاعات و کشف دانش به منظور جلوگیری از توقف دستگاه خواهد بود. هدف از مقاله حاضر ارائه معماری دسته بندی داده های تولید شده از تراکنشها و خرابیهای خودپردازهای یکی از بانکهای کشور و پیش بینی فواصل میان خرابی آنها از طریق روش داده کاوی به منظور برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات آنها می باشد. بر این اساس داده های مورد نیاز برای یک نمونه شامل 1039دستگاه خودپرداز استخراج گردید. با توجه به هدف تحقیق متغیرهای سال نصب، تعداد ترکنشها و نوع خودپرداز به عنوان متغیرهای ورودی و فواصل بین خرابی به عنوان متغیرهای خروجی تعیین گردید. با اتکا به اصول داده کاوی و از طریق نرم افزار Clementineبه گروه بندی خودپردازها بر اساس زمان خرابی با الگوریتم درخت C&R پرداخته شد. بر اساس تحلیل خروجیها تیم نگهداری و تعمیرات بانکِ مورد مطالعه،می بایست برنامه سرویس و بازدید خودپردازها را بر اساس گروه بندی انجام شده در پژوهش و سرویس خودپردازها را با توجه به پیشنهادهای ارائه شده تنظیم نماید.
ارائه یک مدل ریاضی چند هدفه برای مساله زمان بندی پروژه تحت شرایط محدودیت منابع و حل آن با استفاده از الگوریتمهای فراابتکاری کرم شب تاب و تبرید شبیهسازی شده
دوره 1، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 117-142
سعید غفوری، محمدرضا تقی زاده یزدی
چکیده زمان بندی پروژه با در نظر گرفتن محدودیت منابع از جمله مسائل با ادبیات غنی در حوزه تحقیق در عملیات و مدیریت پروژه است. تاکنون مقالات و کتب بسیاری در این زمینه به چاپ رسیده است که دو دلیل عمده بر این امر میتوان برشمرد: نخست آنکه این مسائل بسیار متنوع هستند و دیگر اینکه با توجه به NP-Hard بودن این مسائل، محققین همواره به دنبال راه حل های کاراتر برای حل این مسایل بوده اند.این پژوهش به منظور ارائه مدلی چند هدفه با در نظر داشتن انواع روابط پیش نیازی و همچنین سنجش کارایی الگوریتم کرم شب تاب در حل مسائل RCPSP انجام شده است. از اینرو ابتدا یک مدل ریاضی دو هدفه شامل زمان و هزینه با در نظر گرفتن روابط پیشنیازی کلی، جهت زمانبندی پروژه های استاندارد با محدودیت منابع ارائه شده است و سپس با استفاده از الگوریتم فراابتکاری کرم شبتاب ترکیب شده با یک الگوریتم ابتکاری جوابهای پاره تو برای مساله در نرم افزار متلب نسخه R2014a بدست آمده است و همچنین جهت سنجش کارایی الگوریتم کرم شب تاب، مساله با الگوریتم تبرید شبیه سازیشده نیز حل شد که نتایج به دست آمده حاکی از عملکرد مطلوب الگوریتم کرم شب تاب و عملکرد قابل قبول تبرید شبیه سازی شده در حل مساله فوق الذکر در مقایسه با بهترین جوابهای موجود برای مسائل استاندارد تاکنون می باشد.
انتخاب مکان احداث شعب بانک با رویکرد تئوری مجموعههای راف- برنامهریزی آرمانی چند انتخابه
دوره 2، شماره 1، بهار 1396، صفحه 119-148
فاطمه عباسی، اکبر عالم تبریز
چکیده مکانیابی، یک اقدام اساسی در فرایند احداث شعب بانکهاست. انتخاب درست مکان تأثیر مستقیمی بر کارایی بانکها داشته است و دستیابی به سایر اهداف را تسهیل میکند. عوامل مؤثر درتصمیمهای مکانیابی زیاد و پیچیده بوده و استفاده از روشهای سنتی نمیتواند پاسخگو باشد، بنابراین نیاز به استفاده ازالگویی مناسب برای مکانیابی شعب بانکها میباشد. هدف این تحقیق شناسایی معیارهای مهم مکانیابی شعب بانکها و انتخاب مکان مناسب تأسیس شعب جدید بانک سپه میباشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و از نظر اجرا توصیفی - پیمایشی است. روش تحلیل مورد استفاده، تئوری مجموعههای راف و برنامهریزی آرمانی چند انتخابه است، به این صورت که نخست معیارهای مهم مکانیابی با استفاده از پیشینه پژوهش و نظر خبرگان تعیین شد و وزن و اولویت معیارها با استفاده از رویکرد تئوری مجموعههای راف به دست آمد، سپس اطلاعات مکانهای کاندید جمعآوری و یک تابع عضویت فازی ایجاد شد که با استفاده از خروجی این تابع، حدود آرمانی و همچنین اولویتهای به دست آمده، یک مدل برنامهریزی آرمانی فرموله و سپس به کمک نرمافزار لینگو حل و بهترین مکان برای تأسیس شعبه جدید بانک سپه مشخص شد. ترکیب تئوری راف و برنامهریزی آرمانی چند انتخابه برای اولین بار در این پژوهش انجام میگیرد.
توسعه روش تصمیم گیری DANP براساس مجموعه های فازی تردیدی بازه مقدار
دوره 2، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 123-145
مهدی دیوسالار، عبدالحمید صفایی قادیکلایی، مهرداد مدهوشی
چکیده روش های تصمیم گیری چند شاخصه نقش مهمی در حل مسائل دنیای واقعی دارند. پیچیدگی مسائل و عدم اطمینان و ابهام در اطلاعات سبب می شود که تصمیم گیری برای مدیران سخت و دشوار شود. مجموعه های فازی ابزاری مناسب جهت رفع ابهام و مقابه با عدم قطعیت است. مجموعه های فازی تردیدی و مجموعه های فازی تردیدی بازه مقدار شکل های توسعه یافته مجموعه های فازی هستند. در این تحقیق، روش تصمیم گیریDANP در فضای فازی تریدی بازه مقدار معرفی شده است. ابتدا درجه انحراف IVHFE ها فرموله شده و عملگر تفریق و تقسیم IVHFE ها ارائه شده است. سپس عملگر جدیدی جهت تشخیص بهتر HFEها یا IVHFE ها معرفی شده که به طور همزمان مقدار تابع امتیاز و درجه انحراف را شامل می شود. در ادامه اصول و مبانی روش IVHF-DANP توضیح داده شده است. در نهایت، برون سپاری فعالیت های یک شرکت هواپیمایی، توسط روش پیشنهادی مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج تحقیق، ابعاد ریسک، سازگاری، کیفیت و هزینه به ترتیب اهمیت قرار می گیرند. هم چنین معیار انعطاف پذیری در صورت حساب ها دارای اهمیت بیشتری نسبت به سایر معیارها می باشد.
مسائل مکانیابی تک وسیله ای آرمانی تحت نرم Lp
دوره 3، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 125-150
آریا سلیمانی، جعفر فتحعلی، مرتضی نظری
چکیده نظریه مکانیابی یکی از مباحث مهم در بهینه سازی و تحقیق در عملیات می باشد. در مسائل مکانیابی هدف پیدا کردن مکان یک یا چند سرویس دهنده به گونه ای است که معیارهایی مانند هزینه حمل ونقل، مسافت طی شده توسط مشتریان، زمان کل سرویس دهی و هزینه حاصل از سرویس دهی بهینه شود. در این مقاله ما به مساله مکانیابی آرمانی می پردازیم که در آن مکان تعدادی مشتری در صفحه داده شده است و حالت ایده آل این است که مکانی برای سرویس دهنده تعیین کنیم به گونه ای که فاصله سرویس دهنده تا مشتری iام برابر ri باشد. اما چون چنین جوابی همواره موجود نیست، به دنبال کمینه کردن مجموع خطای حاصل از فاصله سرویس دهنده تا نقطه ایده آل هستیم. دو نوع تابع هدف کمینه کردن مجموع مربعات خطا و مجموع قدر مطلق در حالتی که تابع فاصله تحت نرم Lp اندازه گیری می شود را مورد بررسی قرار می دهیم. سپس از روشهای شبه وایزفیلد، گوس- نیوتن و الگوریتم فراابتکاری رقابت استعماری برای حل آنها استفاده می کنیم. در انتها نتایج عددی حاصل از حل روشهای ارائه شده را با هم مقایسه می کنیم.
بهینهسازی بر مبنای شبیهسازی توالی انجام پروژههای توسعه محصول جدید در مراکز پژوهشی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 129-152
صادق شهبازی، سید مجتبی سجادی، فریبرز جولای
چکیده مدیریت صحیح و اثربخش انجام پروژهها در مراکز تحقیقوتوسعه، یکی از اهداف کلیدی این مراکز است. تعیین بهینه توالی انجام پروژهها در محیط تحقیقاتی در بهرهوری نیروی انسانی، ماشینآلات و هزینههای مربوط به دیرکرد و زودکرد تحویل پروژهها تأثیرگذار است. از سوی دیگر، قوانین مختلفی برای تعیین اولویتدهی پروژهها در گروههای تحقیقاتی وجود دارد که این موضوع در مسئله چندپروژهای با توالیهای مختلف، حل مدلهای ریاضی را به یک مسئله NP-Hard تبدیل می نماید. لذا رویکرد بهینهسازی مبتنی بر شبیهسازی برای یافتن جواب نزدیک به بهینه، میتواند اثربخش باشد. در این مقاله، ابتدا یک مدل مفهومی برنامهریزی ریاضی جهت تعیین توالی انجام پروژهها ارائهشده است؛ سپس به کمک نرمافزارArena 14 مدل شبیهسازی، طراحی و در ادامه با حل یک مثال عددی، جواب نزدیک به بهینه مسئله ازلحاظ بهرهوری، هزینه دیرکرد و سود زودکرد بهمنظور انتخاب بهترین روش اولویتبندی کارها در گروههای پژوهشی ارائه شد و نتیجه آن با طراحی آزمایشها و آزمون توکی موردبررسی و آزمون قرار گرفت. درنهایت، روش LPT، جهت اولویتبندی کارها هنگام ایجاد صف در ورودی گروههای پژوهشی انتخاب شد. همچنین نتایج این تحقیق نشان میدهد در شبیهسازی، برخلاف سایر روشهای بهینهسازی، نیاز به ایجاد یک مدل ریاضی دقیق نیست بلکه با یک مدل مفهومی ریاضی میتوان به نتایج مطلوبی دستیافت و این امر حل مسائل بهینهسازی پیچیده را درصورتیکه بتوان به مدل شبیهسازیشده تبدیل نمود، تسهیل مینماید.
طراحی مدل راهبردی زنجیره تأمین سبز با رویکرد تلفیقی کارت امتیازی متوازن و LFPP ( مورد مطالعه: مجتمع فولاد مبارکه اصفهان)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 129-153
فاطمه رجایی ریزی، سید حیدر میرفخرالدینی، داود عندلیب اردکانی، سید علی میرنژاد
چکیده امروزه، محیط پیچیده و رقابتی شدید جهان و وجود صنایع گوناگون و به دنبال آن افزایش روزافزون آلودگی زیستمحیطی و پیامدهای مخرب آن، سبب توجه سازمان به مسائل زیستمحیطی در زنجیره تأمین شده است. انتخاب شاخصهای راهبردی مناسب زنجیره تأمین سبز یکی از رویکردهای قابلتوجه برای پیشرفت در دنیای رقابتی امروز است. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر به علت اینکه مجتمع فولاد مبارکه اصفهان یکی از صنایع بزرگ و آلاینده کشور است، شناسایی و اولویتبندی شاخصهای راهبردی زنجیره تأمین سبز در این مجتمع است. بدین منظور پس از استخراج شاخصهای راهبردی زنجیره تأمین سبز و قرار دادن این شاخصها با استفاده از روش دلفی در قالب کارت امتیازی متوازن، مدل راهبردی زنجیره تأمین سبز به دست آورده شد و در پایان با استفاده از روش برنامهریزی ترجیحات فازی لگاریتمی، اولویتبندی شد که نتایج آن نشان داد که در بین مناظر کارت امتیازی متوازن، منظر «فرآیندهای داخلی» بالاترین اولویت را به خود اختصاص داد و به ترتیب در بین شاخصهای منظر فرآیندهای داخلی، «فشار رقیبان»، در بین شاخصهای منظر رشد و یادگیری، «فشار مقرراتی»، در بین شاخصهای منظر مشتری، «فشار بازار» و در بین شاخصهای منظر مالی، «سود اقتصادی» بالاترین اولویت را به خود اختصاص دادند.
مدلسازی زمانبندی و اندازه انباشته اقتصادی در جریان کارگاهی جایگشتی توزیعشده با کارخانههای متفاوت
دوره 3، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 129-155
محمد علاقه بندها، بهمن نادری، محمد محمدی
چکیده این مقاله مدل جدید زمانبندی و اندازه انباشته اقتصادی در جریان کارگاهی جایگشتی توزیع شده با چندین کارخانه و ماشین متفاوت را نشان میدهد که تا کنون این موضوع مدنظر قرار نگرفته است. بدین منظور، محصولات متفاوت باید در بین کارخانهها توزیع شود و سپس توالی محصولات تخصیصی به هر کارخانه نیز مشخص شود. هدف مسئله، حداقل کردن مجموع هزینههای راه اندازی، موجودی در جریان و موجودی محصول نهایی در واحد زمان و هزینه کل تولید شامل هزینه تخصیص نامتوازن محصولات بین کارخانهها است. از آنجایی که مدل مذکور NP-hard است از الگوریتم ترکیبی بهینهسازی میرایی ارتعاش (VDO) با الگوریتمهای رقابت امپریالیستی (ICA) و شبیهسازی تبرید (SA) با نام (HVDO) و همچنین از الگوریتم ژنتیک (GA) و VDO برای مقایسه استفاده شده است. برای تعیین بهترین مقادیر پارامترهای هر یک از الگوریتمها که منجر به بهترین جواب میشود، روش رویه پاسخ (RSM) بکاربرده شده است. بمنظور بدست آورن جواب بهینه و مقایسه آن با مدل غیرخطی، از روش خطیسازی استفاده کرده و سپس مدل خطی با نرم افزار لینگو حل شده است. نتایج نشان میدهد که HVDO عملکرد بهتری در بدست آوردن حداقل تابع هدف در این مسئله دارد.
ارزیابی صنایع منتخب بورس اوراق بهادار با استفاده از رویکرد برنامهریزی خطی و تصمیمگیری چند شاخصه
دوره 2، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 133-153
یاسمن دهقان خلیلی، علی محمدی
چکیده یکی از انواع سرمایهگذاریها به منظور افزایش ثروت سرمایهگذاران، سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار است. هدف پژوهش حاضر رتبهبندی صنایع سیمان و گچ، فراوردههای نفتی (تولید محصولات پالایش شده پتروشیمی)، کاشی و سرامیک و خودرو (تولید وسایل نقلیه موتوری) در بورس اوراق بهادار به منظور کمک به سرمایهگذاران جهت تصمیمهای سرمایهگذاری با توسعه یک روش برای حل مسائل تصمیمگیری چند شاخصه با رتبهبندی گزینهها بر اساس شاخصها و وزن شاخصها بهوسیله مجموعه فازی شهودی با ارزش بازهای میباشد. در این روش یک فاصله مطلق موزون بین مجموعههای فازی شهودی با استفاده از وزن مجموعههای فازی شهودی تعریف شده است، سپس به کمک دو مدل ساده برنامهریزی خطی کمکی معیار نزدیکی نسبی به راهحل ایدهآل محاسبه میشود، در آخر براساس مفهوم احتمال اعداد گزینهها رتبهبندی میشوند. دادههای مورد نیاز در سال 1393 الی 1394 به طور عمده از طریق صورتهای مالی حسابرسی شده، نرمافزار رهاورد نوین استخراج شده است. نتایج نهایی حاصل از این پژوهش نشان میدهد که صنایع فراوردههای نفتی، سیمان و گچ، کاشی و سرامیک و خودرو بهترتیب دارای بالاترین رتبه میباشند.
روشی برای حل مسائل تصمیمگیری چندمعیاره با تعریف نو از اندازههای باور در نظریه دمپستر شافر
دوره 3، شماره 1، بهار 1397، صفحه 137-157
فرشته خلج، عین اله پاشا، رضا توکلی مقدم، مهران خلج
چکیده تابع تشخیص یا تابع جرم احتمال، نقش مهمی را در نظریه دمپسترشافر ایفا میکند. بر اساس این تابع، میتوان اندازههای باور و امکان را برای بیان اطلاعات ناسازگار، متناقض، ناکافی و نامطمئن به دست آورد. معمولاً این اندازهها توسط چندین کارشناس ارائه شده و قابلاندازهگیری با مقادیر دقیق احتمالی نیستند. در این مقاله، روش تصمیمگیری جدیدی برای حل مسائل چندمعیاره، بر اساس تابع تشخیص و اندازههای باور، پیشنهاد شده است. سه عنصر اصلی در نظر گرفتهشده در تابع تشخیص شامل 1- درجه یا اندازه باور از درستی، 2- اندازه عدم باور از نادرستی گزینه و 3- میزان یا درجه عدم قطعیت باور درباره گزینه موردنظر در مجموعه کل گزینهها است. در روش پیشنهادی، فاصله بین اندازههای باور توسط کارشناسان متعدد بیان شده و فاصله آن تا حالت ایدهآل، با استفاده از عملگرهای بیشینه و کمینه محاسبه میشود. از فاصله بهدستآمده میتوان بهعنوان اندازه بهینه بین هر گزینه و گزینه ایدهآل به منظور رتبهبندی و انتخاب مطلوبترین گزینه استفاده کرد. در این روش، وزن معیارها و وزن سه عنصر تعریفشده تابع تشخیص در فرآیند تصمیمگیری موردتوجه قرار میگیرد. در انتها نیز دو مثال کاربردی برای روش پیشنهادی ارائه میشود.
