طراحی مدل سیستم استنتاج فازی عصبی - تطبیقی ( ANFIS) برای ارزیابی و پیشبینی سطح مدیریت دانش سازمان با محوریت نوآوری.
دوره 5، شماره 1، بهار 1399، صفحه 171-189
امیرحمزه عالی نژاد، عادل آذر
چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.1.7.8
در سالهای اخیر مدیریت دانش به یک موضوع مهم و حیاتی در تمامی سازمانها تبدیلشده است. یکی از عوامل مؤثر در ایجاد و گسترش نوآوری، مدیریت دانش است. با نوآوری، برتریهای بلندمدت سازمان در عرصههای رقابتی حفظ شود. ارزیابی و پیشبینی سطح مدیریت دانش برای مدیران بسیار بااهمیت است. در میان روشهای نوین مدلسازی، سیستمهای فازی از جایگاه ویژهای در زمینههای مختلف علوم برخوردارند. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و با توجه به روش گردآوری دادهها از نوع پیمایشی است. سیستم استنتاج فازی عصبی - تطبیقی (ANFIS) روش مناسبی برای حل مسائل غیرخطی است. این روش، ترکیبی از روش استنتاج فازی و شبکه عصبی مصنوعی است که از مزایای هردو روش بهره میبرد. در این تحقیق تعداد 5 مؤلفه اصلی برای سنجش و پیشبینی سطح مدیریت دانش سازمان، به عنوان ورودی سیستم استنتاج فازی انتخاب گردید. برای ارزیابی عملکرد مدل از پارامترهای مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE)، درصد خطای نسبی(ε)، میانگین خطای مطلق(MAE) و ضریب تبیین (R2) استفادهشده است که به ترتیب مقادیر 12/0 ، 0.0152%، 036/0 و 995/ بهدستآمده است و این نشانگر دقت و قابلیت اعتماد به مدل مذکور است.. خروجی این پژوهش، ﻳﻚ ﺳﻴﺴﺘﻢ اﺳﺘﻨﺘﺎج ﻓﺎزی ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ (ANFIS) است.
"بررسی رابطه بین ساختار شبکه تامین با کارایی تولید: رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی و تحلیل پوششی داده ها"
دوره 4، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 175-197
مهین ثابت سروستانی، عباس مقبل باعرض، عادل آذر
چکیده بسیاری از محصولات در شبکهای از شرکتهای به هم مرتبط تولید می شوند. از دیدگاه شبکه تامین، جایگاه نسبی شرکتها در ارتباط با یکدیگر بر استراتژی و رفتار آن ها موثر است. علی رغم اهمیت چنین شبکههایی کمتر درباره الگوهای ارتباطی و پیچیدگی ساختاری آنها بحث شده است. رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی یک روش مناسب برای مدلسازی و شناخت پیچیدگیهای ساختاری چنین شبکههایی است. از این رو در این مطالعه از دادههای جمع آوری شده از روابط تامین کننده –خریدار 45 شرکت شبکه تامین فولاد ایران به منظور بررسی اثر متغیرهای مرکزیت برگرفته از تحلیل شبکه اجتماعی بر کارایی اجزای شبکه استفاده شد. در یک فرایند چند مرحلهای از تحلیل پوششی دادهها با مدل BCC ورودی محور برای اندازهگیری کارایی در سطحشرکت ها و از تحلیل شبکه اجتماعی برای محاسبه ویژگیهای مرکزیت شبکه تامین استفاده شد. سپس با استفاده از رگرسیون پانلی با اثرات ثابت متغیرهایی که بیشترین ارتباط را با کارایی دارند، شناسایی شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که در شبکه روابط لجستیکی، مرکزیت درون درجهای و بینابینی با کارایی رابطه مستقیم و مرکزیت برون درجهای با آن رابطه معکوس دارند. همچنین، در شبکه روابط قرادادی نیز مرکزیت درجه رابطه مستقیم و مرکزیت بردارویژه رابطه معکوس با کارایی دارد.
مدلسازی استراتژیهای نفوذ در بازار با استفاده از شبیهسازی مبتنی بر عامل
دوره 4، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 176-196
مهدی خانی، عباس سقایی، کامبیز حیدر زاده هنزایی
چکیده پیشبینی نتایج معرفی محصول یا برند جدید به بازار، با توجه به هزینههای بالای توسعه محصول و تأثیر عمیق شکست احتمالی آن روی آینده سازمان، از دهههای گذشته مورد توجه بسیاری از محققان و مدیران حوزه بازاریابی و کسب و کار بوده است. در این میان، وجود عوامل متعدد و متغیر که رفتار بازار را در واکنش به ورود یک محصول یا برند جدید شکل می دهند، پیش بینی را دشوار و دستیابی به مدلی مناسب برای تصمیم گیری درست را با چالشهای جدی روبرو نموده است. به همین دلیل مدلهای معرفی شده در این حوزه همچنان در حال توسعه و همگام سازی با مسائل جدید هستند.
در این تحقیق تلاش شده با استفاده از مدلسازی عامل بنیان و قابلیتهای ویژه این روش و همچنین با بهره گیری از دستاوردهای تحقیقات گذشته، مدلی ارائه گردد که توان پوشش عوامل مختلف و متغیر بازار را دارا باشد و با ارتقاء توان پیش بینی نتایج ورود برند جدید به بازار، تصمیم گیری در مورد انتخاب استراتژی های نفوذ و توسعه را به حد مطلوب نزدیکتر کند.
نتایج اجرای مدل با داده های ورودی مختلف و بر اساس سیاستهای از پیش تعیین شده، بررسی و مقایسه گردیدند و سیاستهای موفق معین شدند. آنچه در پایان تحقیق به دست می آید این است که با تغییر متغیرهای مؤثر بر معرفی محصول یا برند جدید، میتوان تغییرات اساسی در نتایج ایجاد کرد.
تحلیل ریزش مشتریان در صنعت بانکداری با استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین
دوره 10، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 181-203
امید ولیزاده، مهسا اخوان راد، امیر محمد فکور ثقیه
چکیده در صنعت پررقابت بانکداری، حفظ مشتریان به چالشی اساسی برای مؤسسات مالی تبدیل شده است که میتواند سودآوری، جایگاه بازار و اعتبار آنها را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر ریزش مشتریان و پیشبینی آن با استفاده از پنج الگوریتم یادگیری ماشین شامل درخت تصمیم، جنگل تصادفی، XGBoost، AdaBoost و KNN انجام شد. دادههای دموگرافیکی و بانکی مشتریان یک بانک خصوصی در شهر مشهد جمعآوری و پس از پاکسازی دقیق (حذف دادههای تکراری، مقادیر پرت و مدیریت دادههای گمشده) تحلیل شدند. مدلها با معیارهای صحت، دقت، بازیابی و F1-Score ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که الگوریتم XGBoost با صحت 92 درصد بهترین عملکرد را در پیشبینی ریزش مشتریان داشت. این یافتهها بیانگر آن است که الگوریتمهای پیشرفته یادگیری ماشین، به ویژه XGBoost، میتوانند به بانکها در شناسایی زودهنگام مشتریان در معرض ریزش و اجرای استراتژیهای هدفمند برای حفظ آنها کمک کنند. این رویکرد امکان ارائه خدمات شخصیسازیشده، بهینه سازی برنامههای بازاریابی و وفاداری و کاهش هزینههای عملیاتی را فراهم میکند. در نتیجه، استفاده از این روشها منجر به بهبود عملکرد مالی و تقویت مزیت رقابتی بانکها میشود.
یک رویکرد دادهمحور در استخراج قوانین میزان پذیرش محصولات در محیط تولید ناب: مورد مطالعه صنایع غذایی زر
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 بهمن 1404
مهرناز بهرامزاد، صادق عابدی، رضا احتشام راثی
چکیده هدف این پژوهش طراحی یک مدل دادهمحور برای استخراج قوانین مؤثر بر نرخ پذیرش محصول در خطوط تولید صنایع غذایی است. بدین منظور، ابتدا ۲۵ متغیر مرتبط با اصول تولید ناب شناسایی و با استفاده از روش دلفی فازی، ۶ متغیر کلیدی شامل درصد تطابق مواد اولیه با استانداردهای کیفی، درصد ضایعات تولید، نرخ تأیید استثنایی محصول نهایی، میانگین زمان انبارش مواد اولیه، شیفت کاری و نرخ بازگشت محصول انتخاب شد. سپس پایگاه دادهای شامل ۴۲۰۰ رکورد واقعی از دو سال عملکرد خطوط تولید گرد آوری و پس از انجام مراحل پیشپردازش، مدلسازی با بهرهگیری از الگوریتمهای یادگیری ماشین انجام گرفت. در این میان، الگوریتم درخت تصمیم (CART) بهعنوان مدل اصلی برای استخراج قوانین تصمیمپذیر بهکار گرفته شد و عملکرد آن با سایر الگوریتمهای طبقهبندی مقایسه گردید. نتایج نشان داد که «درصد تطابق مواد اولیه» و «درصد ضایعات» بیشترین تأثیر را بر پذیرش محصول دارند و مدل درخت تصمیم با دقت ۹۱ درصد توانست نمونهها را در طبقات پذیرش و عدم پذیرش دستهبندی کند. همچنین قوانین استخراجشده روابط شفاف و قابل تفسیر میان متغیرها را آشکار ساخت و زمینه ارائه الگوهای تصمیمیار برای مدیران تولید و کنترل کیفیت را فراهم نمود. یافتهها بیانگر کارایی رویکردهای دادهمحور مبتنی بر تولید ناب در بهبود پیشبینی کیفیت و کاهش ضایعات در مورد مطالعه این پژوهش می باشد.
سیستم های ابتکاری انتقادیCSH: ابزاری کاربردی برای بهبود عملکرد بانکداری شرکتی دربانک ملت
دوره 4، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 155-180
عادل آذر، حسن عرب عامری
چکیده امروزه ، اجرای بانکداری شرکتی بعنوان یکی از شیوه های نوین بانکداری ، در راستای تحقق اهداف تعالی سازمانی ،ضرورتی انکارناپذیری محسوب میشود و عواید حاصل ازاجرای صحیح آن در افزایش سود اوری بانکهااثرگذار خواهد بود. پژوهش حاضر بانکداری شرکتی رابه منظور بازنگری عمیق و ریشه ای، با رویکردسیستم های ابتکاری انتقادی، بررسی و کنکاش کرده وبا استفاده از این رویکرد ،ادراک و بازتاب نظرهای (پنهان )ذینفعان در قالب دوازده پرسش مرزی و در دو حالت "وضع موجود" و حالت "باید "باشد اکتشاف می نماید.
در این مقاله، ما از تفکر انتقادی سیستم و مفاهیم نقد مرزی و درگیری های ساختاری مداوم استفاده می کنیم تا بتوانیم یک تحلیل انتقادی از یک مطالعه موردی در مورد بانکداری شرکتی در بانک ملت بپردازیم. بر این اساس، پیشنهاد می کنیم که رویکرد CSH دارای اثربخشی نظری و عملی برای بهبود عملکرد بانکداری شرکتی می باشد. نتایج این پژوهش ،پیشنهادهایی برخاسته از اکتشاف و درک قضاوت مرزی (قضاوتهای اولیه درباره سیستم) و نگاه کلی درباره آن، به منظور بازطراحی و اجرای تغییرات کلیدی در بانکداری شرکتی بانک ملت را فراهم می کند.
ارتباط بین آشفتگی محیطی ادراک شده، جهت گیری های استراتژیک و موفقیت محصول جدید در شرکت های صادراتی (مطالعه موردی: شرکت واگن پارس)
دوره 1، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 161-174
نظامعلی رزاقی، محمد صادق علیپور
چکیده این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین آشفتگی محیطی ادراک شده، جهت گیری های استراتژیک و موفقیت محصول جدید در شرکت های صادراتی انجام شده است، لذا تحقیق حاضر از نظر روش تحقیق، از نوع کاربردی، توصیفی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری مورد بررسی شامل کارکنان کارشناس شرکت واگن پارس در سال 1394 می باشد. از بین این جامعه آماری با استناد به فرمول کوکران تعداد 137 کارشناس، به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، به دلیل همگن بودن واحدهای موجود، انتخاب و به پرسشنامه تحقیق پاسخ گفتند. روایی محتوایی این پرسشنامه به روش صوری انجام گرفته و به تأیید چند تن از خبرگان و متخصصین رسیده و میزان پایایی آن نیز به کمک آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. در پایان نتایج حاصل از پرسشنامه تحقیق به کمک آزمون رگرسیون خطی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون رگرسیون خطی نشان داد که بین آشفتگی محیطی ادراک شده، جهت گیری های استراتژیک و موفقیت محصول جدید در شرکت های صادراتی روابط معناداری وجود دارد.
تبیین مؤلفه های تأثیرگذار در ساختار تولید در کلاس جهانی در صنعت خودرو
دوره 1، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 167-186
حسینعلی نقیبی، حسن فارسیجانی، مسعود کسایی، مصطفی زندیه
چکیده چکیده
هدف این مقاله طراحی و تبیین مدل تولید در کلاس جهانی (WCM) در صنعت خودرو با استفاده از تکنیک مدل-سازی ساختاری تفسیری (ISM) است. مدل تولید در کلاس جهانی، سازمان را قادر میسازد فعالیت و رقابت خود را در گستره جهانی دنبال نماید و این مهم تحقق نخواهد یافت مگر اینکه عملکرد سازمان در تطابق با بهترینهای صنعت در کلاس جهانی قابل ارزیابی و رقابت باشد. این مدل مرکب از هشت رکن اصلی و بیست و سه رکن فرعی میباشد که در قالب ارکان فنی – تکنیکی و مدیریتی طبقهبندی شده و تبلور یافته است. ارکان اصلی مدل شامل؛ فرآیندهای کسب و کار، انعطافپذیری، تکنولوژی و ابزارهای الکترونیکی، مدیریت زنجیره تأمین الکترونیکی، توسعه محصول جدید، سرمایه انسانی، استراتژیهای رقابتی تولید و ارزیابی عملکرد هستند. علیرغم اینکه هر یک از ارکان، اعم از اصلی و فرعی، در ساختار مدل تأثیرگذاری منحصربفردی دارند اما هیچکدام به تنهایی قادر نخواهند بود سازمان را در جهت دستیابی به هدف اصلی (تولید در کلاس جهانی) یاری نماید، بنابرین به منظور ایجاد یکپارچگی ارکان از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شده است. روش نمونهگیری، هدفمند غیرتصادفی است و انتخاب نمونه آماری از میان خبرگان و متخصصین انجام گرفته و نتیجه پژوهش بصورت نمودار مدل با استفاده از شبکه تعاملات ارکان اصلی و فرعی (ابعاد و شاخصها) ترسیم شده است که مسیر دستیابی سازمان به تولید در کلاس جهانی را نشان میدهد. ضمناً روشهای مختلف نگاشت شناختی تکنیک ISM در این تحقیق مورد توجه واقع شده است.
مقایسه فنون دادهکاوی و منطق فازی بهمنظور شناسایی رفتار مشتریان
دوره 2، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 173-192
مهدی صالحی، مهران سالاری
چکیده این تحقیق به مقایسه فنون دادهکاوی و منطق فازی در شناسایی رفتار مشتریان و شنیدن صدای آنها بهمنظور استفاده در فرآیند هزینهیابی هدف میپردازد. دادههای تحقیق مربوط به انبار دادههای فروش شرکت کاشی فرزاد در سالهای 93 و 94 است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق بیانگر این موضوع است که میزان پیشبینی صحیح ویژگیهای مدنظر مشتریان در شبکه عصبی–فازی با تابع فعالساز خوشهبندی فازی 941/0، در شبکه عصبی پرسپترون چندلایه با تابع فعالساز سیگموئید 927/0، در شبکه عصبی پرسپترون چندلایه با تابع تانژانت 882/0 و در شبکه تابع پایه شعاعی با تابع سافتمکس 918/0 است. نتایج نشان میدهد که شبکه عصبی–فازی نسبت به سایر روشهای مورداستفاده، نتیجه ویژگیهای مدنظر مشتریان را بهتر میتواند پیشبینی کند.
ارائه و پیادهسازی مدل پیشگویی مبتنی بر هوش کسبوکار جهت تصمیمگیری تشخیصگرا: مطالعه موردی بنگاههای سرمایهگذاری جمعی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 175-195
محمدرضا شیخ عطار، حمزه خواستار، رضا یوسفی زنوز
چکیده بسترهای سرمایهگذاری جمعی به سایتهایی تبدیل شدهاند که مردم میتوانند هم از ایدههای نو حمایت مالی انجام دهند و هم برای محصولات یا خدمات خود به دنبال جذب سرمایه باشند. در سالهای اخیر، تجربیات موفق بسیاری در خصوص این نوع جذب سرمایهگذاری گزارش شده و افراد بسیاری جهت جلب سرمایهگذاری به اینگونه سایتها مراجعه کردهاند؛ اما علیرغم رشد چشمگیر استقبال افراد در نقش سرمایهگذار یا در نقش جذبکننده سرمایه، میزان درصد پروژههای موفق به جلب کامل سرمایه، رشد کاهنده داشته است. این چالش به دلیل عدم آگاهی و تجربه کافی از نحوه راهاندازی پروژهها در سایتهای سرمایهگذاری جمعی توسط افراد ایجاد شده است. به این منظور، در پژوهش کنونی با استفاده از ویژگیهای هوش تجاری، ابتدا یک مدل جامع برای مسئله پیشگویی در کسبوکار هدف بر اساس شاخصهای کلیدی عملکرد ارائه شده است. سپس مطابق نیاز استخراجشده از مدل، مجموعه بزرگی از دادهها از سایت کیک استارتر شامل سوابق پروژه، سوابق کاربر، داده زمانی و اطلاعات کاربران پروژهها در رسانههای اجتماعی گردآوری شده و در مرحله بعد با توجه به مدل استخراجشده با ابزار دادهکاوی، پیادهسازی مدل برای پیشگویی و ارزیابی تعهد مالی پروژههای راهاندازی شده انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که مدلهای پیشبینی میتوانند بهطور مؤثر موفقیت پروژهها را پیشبینی کرده و با استفاده از شناسایی عوامل موفقیت پروژهها، پیشنهادهایی را در راستای بالا بردن احتمال موفقیت پروژهها ارائه کنند.
طراحی مدل مدیریت موجودی توسط تأمینکنندگان (VMI) در زنجیره تأمین خودرو برای به حداکثر رساندن گردش موجودی کالا در انبار تولیدکننده (موردمطالعه: شرکت سایپا)
دوره 3، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 178-200
احمد بکلری، حسن فارسیجانی، محسن شفیعی نیکابادی، علی محتشمی
چکیده در مطالعات قبلی، طراحی مدلهای مدیریت موجودی توسط تأمینکنندگان (VMI) بر اساس حداقل هزینه کل زنجیره تأمین بود. در این مقاله، یک روش جدید برای طراحی مدلهای VMI با هدف بهینهسازی گردش موجودی انبار تولیدکننده ایجاد شده است. بر اساس مدل پیشنهادی، هدف ما افزایش حداکثر گردش موجودی همراه با محدودیتِ نداشتن کمبود کالا در خطوط تولید و انطباق با حداقل و حداکثر محدودیتهای موجودی در انبار تولیدکننده است. روش پیشنهادی در مقایسه با روش های متعارف به حداقل رساندن کل هزینه زنجیره تأمین سادهتر و عملیتر است. الگوریتم ترکیبی مبتنی بر الگوریتم ژنتیک (GA) با استفاده از بهینهسازی ازدحام ذرات (PSO) برای به دست آوردن هر دو توانایی جستجوی مناسب فراگیر و محلی در فضای جواب، برای حل مدل جدید پیشنهاد شده است. بهعنوان یک مطالعه موردی، اجرای مدل پیشنهادی در زنجیره تأمین شرکت سایپا بهبود در گردش موجودی کالا، کاهش سطح موجودی انبار و کاهش سطح بازپرسازی کالا توسط تأمینکنندگان را نشان میدهد.
طراحی شبکه زنجیره تأمین چابک در شرایط وابستگی تقاضا به قیمت
دوره 2، شماره 1، بهار 1396، صفحه 179-206
فرزانه منصوری، طیبه عباس نژاد، حمیدرضا عسکرپور
چکیده در این مقاله به بررسی مسئله طراحی زنجیره تأمین چابک چند سطحی و چند دورهای در شرایطی که تقاضای مشتری به قیمت محصول وابسته است، پرداخته شده است. هدف این پژوهش طراحی یک زنجیره تأمین چابک در شرایط وابستگی تقاضا به قیمت و تصمیمگیری یکپارچة برنامهریزی توأم تولید و قیمتگذاری برای محصولات متنوع از نظر سطح کیفیت است. در این پژوهش سعی شده است تا با تکیه بر رویکردهای نوین مطرح شده در زمینه برنامهریزی زنجیره تأمین، رویکردی یکپارچه در زمینه مدیریت تقاضا و برنامهریزی تولید ارائه شود که در آن تقاضا، از طریق اهرم قیمت قابل کنترل است. شبکه زنجیره در نظر گرفته شده، سهسطحی است و شامل تولیدکنندگان، توزیع کنندگان و خردهفروشان میباشد. تصمیمگیریهای یکپارچه در این مسئله شامل انتخاب شرکتکنندگان در هر سطح، مدیریت تقاضا، قیمتگذاری، برنامهریزی تولید، موجودی و توزیع، است. مسئله تصمیمگیری یکپارچة تولید و قیمتگذاری مطرح شده در این مقاله چند محصولی با سطوح کیفیتی مختلف است. یک مدل غیر خطی آمیخته با اعداد صحیح که فرایندهای برنامهریزی مورد نیاز جهت حداکثرسازی سود زنجیره را در بر میگیرد، ارائه شده است. در انتها نیز برای نشان دادن کاربردی بودن مدل ریاضی، مثال عددی ارائه شده است.
بهینهسازی مبادلات در بورس گل و گیاه با در نظر گرفتن شرکت آماد طرف سوم تحت شرایط عدم قطعیت
دوره 2، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 179-205
حسین محمدی دولتآبادی، مهدی غضنفری، ابراهیم تیموری، میرسامان پیشوایی
چکیده در این مقاله، مسئله بورس گل و گیاه بهعنوان یک مسئله بهینهسازی در نظر گرفته میشود. ذینفعان این مسئله عرضهکننده، خریدار، شرکت آماد طرف سوم، کارگزاران و سازمان بورس معاملات هستند. گلها و گیاهان جزو محصولات تازه و محصولات تازه نیز بهعنوان زیرمجموعهای از محصولات فسادپذیر شناخته میشوند. در این مقاله، دو مدل رقابتی استکلبرگ بین عرضهکننده محصولات و خریدار و همچنین بین خریدار و شرکت آماد طرف سوم ارائه میشود که در مدل اول، مقدار سفارش بهینه، قیمت عمدهفروشی و قیمت خردهفروشی محصول به دست میآید و در مدل دوم نیز قیمت حمل بهینه توسط شرکت آماد طرف سوم محاسبه میشود. در پایان نیز یک مدل هماهنگ و یکپارچه ارائه میشود و نشان داده میشود که شرایط هماهنگی و یکپارچگی در مبادله گل و گیاه باعث میشود تا سود و مقدار سفارش بیشتر و همچنین قیمت خردهفروشی کمتری در کل زنجیره تأمین نسبت به حالتهای رقابتی برای اعضای زنجیره به دست آید.
عارضهیابی ساختار سازمانی مبتنی بر مدل سیستمهای مانا (VSM)
دوره 3، شماره 1، بهار 1397، صفحه 187-215
زینب رضایی، عادل آذر، عباس مقبل باعرض، محمود دهقان نیری
چکیده در عصر حاضر، محیط پیش روی سازمانها محیطی پیچیده، آشفته و همراه با عدم اطمینان است. ساختار سازمانی متناسب یکی از عوامل اساسی جهت دستیابی سازمان به اهدافش و رویارویی با چالشهای محیطی محسوب میشود. مدلهای طراحی ساختار باید بهگونهای باشد که انواع پیچیدگیهای پیش روی سازمان مانند پیچیدگی موجود در محیط و پیچیدگی روابط بین ذینفعان را درک کند. مدل سیستمهای مانا (VSM) رویکردی برای عارضهیابی و طراحی ساختار سازمانی است که ریشه در سایبرنتیک سازمانی دارد. این رویکرد، مدلی انتزاعی یا طرحی کلی و عام برای کمک به طراحی ساختار سازمانی به شمار میرود. اساس این مدل آن است که وجود زیرسیستمهای مشخصی در سازمان و روابط بین آنها میتواند منجر به مانایی سازمان در محیط پیچیده شود. در پژوهش حاضر، از روششناسی سه مرحلهای این مدل که شامل مراحل شناسایی سیستم، عارضهیابی سیستم و کنترل جریانهای اطلاعاتی، کانالهای ارتباطی و خطاهای پرتکرار است، بهمنظور عارضهیابی ساختار سازمانی سازمان نظاممهندسی ساختمان استفاده شده است. بهکارگیری روششناسی فوق نشان داد که در سازمان موردمطالعه، مجموعهای از زیرسیستمها، جریانهای اطلاعات و همچنین کانالهای ارتباطی برای دستیابی به مانایی نواقصی دارند که رفع این کمبودها سازمان را جهت حرکت به سمت مانایی توانمندتر خواهد کرد.
طراحی مدل تصمیمگیری در شرایط عدم اطمینان
دوره 1، شماره 1، بهار 1395، صفحه 189-216
علیرضا طغیانی، علی رجب زاده، علی اصغر انواری رستمی
چکیده در این مقاله مرور و مقایسهای بر انواع متغیرهای تعریف شده در بخش مدلسازی فرایند تحقیق در عملیات خواهیم داشت. از آن جایی که در دنیای واقعی مسائل مربوط به تصمیمگیریهای مدیریتی بهدلیل فاکتورهای انسانی و پیچیده اجتماعی، روانی، اقتصادی، سیاسی و ... از عدم اطمینان بالایی برخوردارند؛ به نظر میرسد انواع متغیرهای موجود در ادبیات موضوع قادر به تبیین همه حالتهای ممکن شرایط واقعی نیستند، بنابراین به معرفی متغیرهای جدید مانند متغیر تصادفی درجه دوم، عدم اطمینان تصادفی، فازی عدم اطمینان، عدم اطمینان فازی و متغیر عدم اطمینان درجه دوم خواهیم پرداخت و تعمیم ترکیبات مختلف متغیر به سطوح بالاتر مطرح خواهد گردید. سپس براساس متغیر عدم اطمینان درجه دوم، نسخههای جدیدی از مدل برنامهریزی خطی با عنوان مدل برنامهریزی خطی عدم اطمینان درجه دوم و کاملاً نامطمئن ارائه خواهیم داد. در ادامه جهت تأیید مدل پیشنهادی مثالی عددی مربوط به مسئله انتخاب پورتفولیوهای نامطمئن ارائه مینماییم. پس از آن راهحلهای بهینه نامطمئن با استفاده از نرمافزار برنامهریزی محدبساخت یافته بهدست خواهند آمد.
حل ابتکاری مساله مکانیابی تسهیلات ظرفیتدار و راهکارهای تسریع آن
دوره 3، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 191-211
احمد مرادی، علی ولی نژاد
چکیده این پژوهش به حل ابتکاری مسئله مکانیابی تسهیلات ظرفیتدار تک-منبع اختصاص یافته است. در این نوشتار، ابتدا یک روش جستجوی محلی برای حل مسئله معرفی شده و سپس سازوکار حریصانه آن با دیدگاه تبرید شبیهسازیشده ترکیب میگردد تا توان گریز از بهینگی موضعی را ایجاد کند. در ادامه، سازوکارهای هوشمندانهای برای تسریع آن اتخاذ میشود تا فرآیند جستجو را کارآمد سازد. سازوکارهای تسریع یادشده شامل الگوریتمهایی بهمنظور تمرکز جستجو بر بخشهایی از فضای جواب و نیز الگوریتمهایی به جهت موازیسازی فرآیند جستجو است. بهکارگیری هر یک از این سازوکارها صورت کارآمدی از الگوریتم مذکور با ویژگیهای محاسباتی متفاوت به دست خواهد داد. نتایج بهدستآمده از بهکارگیری روش فوق به روی نمونههای معتبر از مسئله مکانیابی تسهیلات تک-منبع، نهتنها از موفقیت آن در مقایسه با بهترین روشهای حل موجود حکایت دارد، بلکه آن را بهعنوان ابزاری عملی برای بهکارگیری روی نمونههای دنیای واقعی مطرح خواهد ساخت.
ارائه روشی چند مرحله ای از وزن مشترک و TOPSIS به منظور رتبه بندی واحدها
دوره 1، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 193-215
محمد همتی، سعیده عباسی
چکیده در ارزیابی سازمان ها و نهادها، یکی از مهم ترین اهداف، رتبه بندی واحدها بر اساس میزان عملکرد می باشد. با توجه به این که روش های رایج ارزیابی واحدهای تصمیم گیری در تحلیل پوششی داده ها ممکن است به چندین واحد کارا ختم گردد، همواره انتخاب بهترین واحد از بین تمام واحدها، یکی از مشکلات اصلی در تحلیل پوششی داده هاست. روش های متعددی برای رتبه بندی واحدهای تصمیم گیرنده ارائه شده است. در این مقاله، یکی از روش های جدید به نام وزن مشترک با جزییات مورد بررسی قرار گرفته است. دو روش وزن مشترک و تاپسیس بر روی دادههای واقعی مربوط به 17 بانک در استان سمنان بررسی شده است. نتایج نشان دهنده این است که هر دو روش به رتبه بندی کاملی دست یافته اند، اما در مقایسه بین دو روش نتایج بیانگر این امر است که رتبه بندی با وزن مشترک همخوانی بیشتری با واقعیت دارد. به علاوه روش وزن مشترک غیر پارامتری می باشد و بر اساس کارایی (نسبی) واحدهای کارا، رتبه بهتری کسب نموده است. در روش پیشنهادی همه واحدهای تصمیم گیری با هم در نظر گرفته شده اند، در حالی که در تاپسیس این گونه نیست.
اندازههای انعطافپذیر در فرایند تولید: رویکرد جدیدی بر مبنای تحلیل پوششی دادهها با مرز دوگانه
دوره 2، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 197-216
حسین عزیزی، علیرضا امیرتیموری
چکیده تحلیل پوششی دادهها (DEA) رویکردی برای اندازهگیری کارایی نسبی واحدهای تصمیمگیری (DMUهای) دارای ورودیهای متعدد و خروجیهای متعدد با استفاده از برنامهریزی ریاضی است. در مدلهای متعارف DEA، ورودی یا خروجی بودن یک اندازه عملکردی باید معلوم باشد. با این حال در برخی از موقعیتها، یک اندازه عملکردی میتواند برای برخی از DMUها نقش ورودی و برای برخی دیگر نقش خروجی داشته باشد. چنین متغیرهایی را اندازههای انعطافپذیر مینامند. این مقاله رویکرد جدید «DEA با مرز دوگانه» را برای طبقهبندی اندازههای انعطافپذیر معرفی میکند. در رویکرد پیشنهادی، هر اندازه انعطافپذیر طوری به عنوان ورودی یا خروجی طبقهبندی میشود که کارایی DMU مورد ارزیابی بیشینهسازی شود. از این رو طبقهبندی اندازههای انعطافپذیر با استفاده از رویکرد DEAی پیشنهادی، ساده و منطقیتر است. یک مثال در مؤسسات آموزش عالی انگلستان، کاربرد رویکرد پیشنهادی را نشان میدهد.
تخمین قابلیت اطمینان تأمینکننده در شرایط اختلال با استفاده از شبکه بیزین و با رویکرد فازی
دوره 4، شماره 1، بهار 1398، صفحه 197-218
پوریا ناصری، محمدحسین کریمی گوارشکی
چکیده امروزه، تأمینکنندگان نقش بسیار مهمی برای شرکتها و سازمانها دارند. انتخاب صحیح تأمینکنندگان میتواند بهعنوان یک مزیت رقابتی مهم در بازار برای شرکتها و سازمانها مطرح شود. ازآنجاییکه تأمینکنندگان رابطه تنگاتنگی با سازمانها دارند و تولید و خدمات نهایی آنها، هم از لحاظ کیفیت و هم هزینه، به تأمینکنندگان وابسته است. یکی از راهکارها در شرایط بحرانی و اختلال، استفاده از تأمینکنندگان قابلاعتماد برای گذر از شرایط بحرانی و تأمین مواد اولیه لازم است. در این مقاله با بررسی اختلالات تأمینکنندگان و در نظر گرفتن رابطه موجود بین آنها و با استفاده از روش تحلیل درخت خطا (FTA) و تبدیل آن به شبکه بیزین، قابلیت اطمینان تأمینکننده تخمین زده شده است. به علت دقیقنبودن اطلاعات ورودی از رویکرد نظریه فازی استفاده میشود. در این مقاله برای اعتبار سنجی مدل ارائهشده
قابلیت اطمینان دو تأمینکننده پژوهشکده زیرسطحی اصفهان موردمطالعه قرار
گرفته میشود.
ارزیابی، انتخاب و مدیریت عملکرد شرکت های ارائه کننده خدمات لجستیکی (مطالعه موردی: شرکت ساپکو)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 181-203
لعیا الفت، مهدی اسماعیلی
چکیده این تحقیق در شرکت ساپکو که مدیریت زنجیره تامین گروه صنعتی ایرانخودرو را بر عهده دارد انجام شده است و از روش ترکیبیDEMATEL-ANP برای تعیین میزان اهمیت شاخصهای ارزیابی شرکتهای ارائه دهنده خدمات لجستیکی طرف سوم، رتبهبندی و انتخاب آنها برای برونسپاری استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش که با بررسی15 معیار لجستیکی و براساس نظرات خبرگان حوزه لجستیک بدست آمده است نشان دهنده این است که وزن معیارهای چون تجربه در صنعت مشابه، توقف خط مشتری، قیمت، انعطاف پذیری، نسبت تحویلهای معیوب و زمان انتظار تحویل از دیگر معیار ها بیشتر و معیارهای چون زمان انتظار بازگشت، دوره گردش موجودی و پایداری زیست محیطی از اهمیت کمتری نسبت به سایر شاخص ها برخوردار هستند همچنین با استفاده از روش ترکیبی ANP- PROMETHEE سه شرکت ارائه کننده خدمات لجستیکی ارزیابی شدند که نتایج نشان دهنده عملکرد بهتر شرکت شماره 3 نسبت به سایر شرکت ها است در ضمن روشی برای ارزیابی عملکردی شرکت های خدمات لجستیکی در طول دوره همکاری براساس شاخص های قابل اندازه گیری توسط مشتری ارائه شده است.
ارائه مدلی ریاضی برای مکانیابی ایستگاههای آتشنشانی با رویکرد حداکثر پوششی چنددورهای در مواقع اضطراری
دوره 2، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 193-213
پرویز فتاحی، حسن باقری، سمانه بابایی مراد
چکیده در این پژوهش مدلی برای مکانیابی ایستگاههای آتشنشانی و تخصیص ماشینهای خدماتی به ایستگاهها در دورههای مختلف و در مواقع اضطراری ارائه میشود. این مدل با در نظر گرفتن متغیر بودن مقدار تقاضاها و شعاع پوشش تسهیلات (با توجه به شرایط ترافیک و نوع منطقه) در دورههای مختلف، مدلسازی شده است. با توجه به واقعیت، مقدار تقاضای برآوردهشده برای هر نقطه تقاضا در مدل ارائهشده، وابسته به تعداد دفعات پوشش نقطه توسط تسهیلات و مقدار تقاضای نقطه تقاضاست. در این مدل، جایگاه ایستگاهها در دورههای مختلف یکبار مکانیابی میشود. تعداد ماشینهای خدماتی تخصیص دادهشده به ایستگاههای مکانیابی شده بهصورت متغیر و دورهای است و میتوانند در دورههای مختلف جابجا شوند. در مدل ارائهشده هر نقطهی تقاضای راهبردی انبارهای مهمات و انبارهای مواد غذایی و غیره) میتواند بهعنوان نقطهی بالقوهای برای استقرار ماشین خدماتی عمل کند. این مدل، مدلی پیچیده است که برای حل آن الگوریتم فرا ابتکاری تودهی ذرات1 با ماتریس جواب اولیه تلفیقی پیشنهاد شده است. در الگوریتم ارائهشده، شیوه جواب اولیه بهگونهای است که ماتریس مکانیابی و تخصیص اولیه و نهایی در یک ماتریس بیان شده است. نتایج الگوریتم پیشنهادی با نتایج الگوریتم مصنوعی زنبوران2مقایسه شده که هم ازلحاظ کیفیت جوابها و همزمان حل نسبت به آن برتری دارد.
اندازهگیری بدترین عملکرد واحدهای تصمیمگیری: تلفیق خروجیهای نامطلوب و ورودیهای غیرقابل کنترل در DEA نادقیق
دوره 3، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 197-222
حسین عزیزی، علیرضا امیرتیموری، سهراب کردرستمی
چکیده در ارزیابی عینی عملکرد واحدهای تصمیمگیری (DMUs)، دو مشکل وجود دارد. مشکل اول نحوه کار با خروجیهای نامطلوب است که در کنار خروجیهای مطلوب تشکیل میشوند و مشکل دوم نحوه کار با متغیرهای غیرقابلکنترل است که غالباً تأثیر محیط عملیاتی را حفظ میکنند. با توجه به مشکلات ساخت مدل و دسترسپذیری دادهها، تعداد کمی از مقالات منتشر شده هر دو مشکل فوق را بهطور همزمان در نظر گرفتهاند. هدف از مقاله حاضر، پیشنهاد زوج جدیدی از مدلهای تحلیل پوششی دادهها (DEA) برای اندازهگیری کاراییهای نسبی دیامیوها در حضور عوامل غیرقابلکنترل، عوامل نامطلوب و دادههای نادقیق است. در مقایسه با DEA سنتی، رویکرد DEA پیشنهادی، کارایی هر دیامیو را نسبت به مرز بدترین عملکرد، که به آن مرز ورودی نیز میگویند، اندازهگیری میکند (بدترین کارایی نسبی یا کارایی بدبینانه). مدلهای DEA پیشنهادی، دادههای قطعی، اطلاعات ترجیح ترتیبی، بازهای، عوامل نامطلوب و عوامل غیرقابلکنترل را بهطور همزمان برای اندازهگیری کاراییهای نسبی دیامیوها در نظر میگیرند. یافتههای این مقاله نهفقط برای روش ارزیابی عملکرد مفید است، بلکه برای محققان صنعتی و دانشگاهی نیز مفید بوده و نتایجی از منظر سیاستگذاری را نیز دربردارد. در این مقاله، یک مثال عددی نیز برای نشان دادن کاربرد مدلهای DEA پیشنهادی ارائه خواهد شد.
طراحی مدل ارزیابی عملکرد دوسطحی پارکهای علموفناوری با استفاده از تحلیل پوششی دادهها
دوره 3، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 202-223
مهدی نیکنشان، عادل آذر، سیدحسین اخوان علوی
چکیده در عصر اقتصاد دانشبنیان، یکی از مهمترین نهادهای تأثیرگذار بر رشد این اقتصاد ارزیابی عملکرد است. هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت ارزیابی کارایی پارکهای علموفناوری و شرکتهای مستقر در آنها با توجه به مختصات جغرافیایی-اقتصادی ایران است. در این پژوهش، ابتدا پژوهشگران با استفاده از مبانی نظری و نظر خبرگان متغیرهای مورداستفاده برای ارزیابی عملکرد پارکهای علموفناوری را شناسایی نمودند. بهعلاوه برای بالا بردن روایی مدل از توپولوژیهای متفاوت متغیرها استفاده شد تا بهترین ارتباط میان این متغیرها و همچنین بالاترین سطح کارایی واحدهای تصمیمگیری شناسایی شود.
از طرف دیگر، مدل تحلیل پوششی دادههای دوسطحی استوار برای ارزیابی عملکرد پارک انتخاب شد. مدل ریاضی با توجه به ماهیت مسئله و همچنین بسط موری و بنکر توسعه داده شد. این تغییرات موجب توسعه مدل دوسطحی استوار تحلیل پوششی دادهها با متغیر غیراختیاری شد. درنهایت، کارایی پارکهای علموفناوری و واحدهای مستقر در دو مدل، بدون استفاده از متغیر غیراختیاری و با استفاده از متغیر اختیاری تشکیل و نتایج آنها موردمقایسه قرار گرفت. بر اساس نتایج متغیرهای غیراختیاری درصد تولید ناخالص هر استان و طول عمر پارک بهعنوان متغیر میانجی شناسایی شدند.
تخمین میزان اثر عوامل ایجاد اتلاف زمانی در پروژههای ساختمانی با استفاده از روش شبکه عصبی تعمیمیافته
دوره 2، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 207-228
مهدی محمدی قاضی محله، محمود گلابچی
چکیده یکی از عوامل مهم موفقیت در مدیریت، کاهش زمان تولید است که موجب افزایش میزان تولید و کاهش انتظار مشتریان است. در پروژههای ساخت آپارتمان مسکونی، زمان تولید تفاوت زیادی با کشورهای پیشرفتهای همچون ژاپن و آمریکا دارد؛ لذا کاهش زمان تولید آپارتمان یکی از دغدغههای مدیران پروژه است. یکی از راههای کاهش زمان، کاهش یا حذف اتلافهای زمانی است که در فرآیند تولید اتفاق میافتد و هدف این مقاله، شناسایی و تعیین میزان اثر این اتلافهاست. برای شناسایی علتها بعد از مطالعه کتابخانهای، از مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون استفاده شد و 8 عامل به دست آمد که همگی دارای سه ویژگیِ حضور در مرحله اجرا، قابلکنترل بودن و تأثیر مستقیم بر زمان بودند. این 8 عامل شامل جلوگیری ناظر، کمبود مصالح، کمبود تجهیزات، دوبارهکاری، تأخیر پیمانکار، جابجایی و انبارش، تداخل کاری و درنهایت، انجام همه فعالیتها درون کارگاه هستند. برای تعیین میزان اثر، پس از دریافت 214 پاسخنامه قابلاستفاده، از روش شبکه عصبی رگرسیونی تعمیمیافته استفاده شد. نتیجه بهدستآمده به این صورت بود که در صورت وجود هر 8 عامل، 4/41 درصد زمان پروژه، به اتلاف زمانی اختصاص دارد و تنها سه عامل تأخیر پیمانکار، انجام فعالیتها درون کارگاه و دوبارهکاری باعث 8/31 درصد اتلاف میشود. این نتایج، معیار مناسبی را برای تصمیمگیری مدیران پروژه نسبت به نوع رفتار با این عوامل، فراهم میسازد تا درنهایت بتوانند طول مدت پروژه را کاهش دهند.
بررسی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر بقای شرکتهای تازه وارد با استفاده از تابع هازارد
دوره 2، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 217-239
مریم قائدی، مهرداد مدهوشی، سعید راسخی
چکیده ورود موفق به بازار و رقابت با عدم اطمینان بالایی همراه است و محدودیتهای مختلفی دارد. از این رو تعداد زیادی از شرکتها بهخصوص شرکتهای جدید پس از ورود، بازار را زود ترک میکنند، بنابراین در بعضی از صنایع یا مناطق تنها اقلیت تازه وارد بقا پیدا میکنند تا زمانی که دانش ما درباره فرایندهای رشد شرکتهای جدید بهبود نیابد موفقیت و شکست آنها نیز مسئله مبهمی خواهد بود. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر بقای شرکتهای تازه وارد در صنایع استان مازندران و در فاصله سالهای 1364-1394 است. برای جمعآوری دادهها و اطلاعات از پایگاه داده وزارت صنایع و معادن استان مازندران و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و جهت مطالعه بقا از رویکرد تجزیه و تحلیل تاریخی - رویدادی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدل برآوردکننده حد محصول (کاپلان – مایر) و رویکرد جدول عمر و برای آزمون فرضیهها مدل نیمه پارامتریک رگرسیون Cox استفاده شده است. در نتیجه این تحقیق، رابطه معناداری میان نرخ تورم و نرخ بهره با بقای شرکت تأیید شد. همچنین یافتههای ما وجود رابطه بین نرخ تورم و بقا را اثبات نمود. در انتها مقایسهای بین توابع بقای شرکتهای موجود براساس نرخ بیکاری انجام پذیرفت.
