نوع مقاله: مقاله پژوهشی

ارائه مدل توسعه صنعتی پایدار در منطقه آزاد ارس با رویکرد پویایی شناسی سیستم

دوره 6، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 159-187

بابک صارمی رسولی، علیرضا بافنده زنده، آرزو نجائی

چکیده بررسی و تحلیل روابط پویا میان متغیرهای اثر گذار بر توسعه صنعتی پایدار می تواند به شناخت رفتار اکوسیستم صنعتی منطقه آزاد ارس در قبال اتخاذ سیاستهای توسعه ای کمک کند. هدف از این پژوهش ارائه مدل توسعه صنعتی پایدار در منطقه آزاد ارس با استفاده از روش پویایی شناسی سیستم و ارزیابی سیاست های توسعه با استفاده از این مدل می باشد. در این پژوهش مطابق با متدولوژی استرمن تعاملات مولفه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی در چارچوب مدل پویایی شناسی مورد بررسی قرار گرفته است. در مرحله بعد نسبت به اعتبار سنجی مدل با استفاده از داده های سال های 1387-1397 اقدام شده و سپس با توجه به رفتار متغیرهای کلیدی ، چشم انداز آتی منطقه آزاد ارس در اثر اجرای سیاستهای مختلف توسعه صنعتی شبیه سازی و ارزیابی شده است. نتایج شبیه سازی نشان می دهد که توسعه صنایع تولیدی مطابق با مفاد منشور توسعه منطقه آزاد ارس ، طی دو دهه باعث فروپاشی ظرفیت تحمل منطقه شده و اهداف توسعه پایدار محقق نخواهد شد. همچنین نتایج حاکی از آن است که رونق بخش خدمات کمترین تخریب را برای محیط زیست به همراه خواهد داشت. تدوین استراتژی های توسعه صنعتی با در نظر گرفتن ابعاد زیست محیطی و اجتماعی آن و هدایت سرمایه گذاری ها به سمت بخش خدمات می تواند به عنوان راهکارهایی برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار منطقه آزاد ارس مورد توجه قرار گیرد.

تصمیم گیری مشارکتی در دوران پسا کرونا

دوره 5، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 165-192

مهدی عزیزی، عادل آذر، محمود دهقان نیری

چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.2.7.0
بحران کرونا با نشان دادن حالات مرزی سیستم‌های اجتماعی - اقتصادی عرصه‌های مختلفی از زندگی انسان را تحت تأثیر قرار داده و باعث شده است بسیاری از جریان‌های رو به رشد و گسترش در عرصه‌های تجارت و صنعت با چالش مواجه شوند. تصمیم‌گیری مشارکتی از جمله مهمترین این عرصه‌هاست. این پژوهش تلاش می‌کند تأثیراتی که بحران کرونا بر لایه‌های مختلف دانش و اقدام تصمیم‌گیری مشارکتی گذاشته است را مورد بررسی قرار داده و تغییرات ضروری تصمیم‌گیری مشارکتی برای حیات در دوران پساکرونا را برآورد کند. بنابرین، گامی ضروری برای سامان دادن تصمیم‌گیری مشارکتی در دوران پساکروناست. بر این اساس، با بهره‌گیری از استراتژی مبناگرایی، تأثیرات بحران کرونا بر تصمیم‌گیری مشارکتی در سه سطح مبانی، نظریات و تکنیک‌ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری مشارکتی در هر یک از سطوح معرفی شده، تحت تأثیر بحران کرونا قرار گرفته است. همچین در تمامی سطوح عرصه‌هایی از تصمیم‌گیری کاملاً بدون تغییر باقی مانده‌اند. تحلیل‌های بیشتر نشان می‌دهد که علی رغم نگاه کمّی، مهم‌ترین تأثیرات در سطح مبانی تصمیم‌گیری مشارکتی ایجاد شده است. نتایج این پژوهش بیانگر ضرورت اعمال تغییرات پارادایمیک در حوزه تصمیم گیری مشارکتی در دوران پسا کروناست. سرانجام پیشنهادهایی برای پژوهش‌های بیشتر و پیشنهاداتی در سطح کاربردی ارائه شده است.

ارائه مدلی برای شبیه سازی عوامل موثر بر نرخ جذب مشتری با رویکرد پویایی سیستم در سازمان مورد مطالعه : بانک سپه

دوره 7، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 169-192

جواد فغانی، سید محمد زرگر، غلام حسن شیردل، نازنین پیله وری

چکیده امروزه توانایی جذب مشتریان جدید در سازمان های مختلف به یک مزیت رقابتی تبدیل شده است. به این منظور سازمان‌ها می‌بایست راه حلی برای مسئله کاهش تقاضا، از طریق جذب مشتریان جدید در نظر بگیرند که بتوانند با توجه به آن، مشتریان فعلی را حفظ و مشتریان جدید را جذب کنند. بنابراین در این پژوهش از مبانی و مولفه‌های پویایی سیستم‌ها برای بررسی عملکرد بانک سپه در این زمینه استفاده شد. استفاده از مدلسازی پویایی سیستم‌ها برای مسئله جذب مشتریان در یک موسسه مالی از نوآوری های این پژوهش محسوب می‌گردد. بدین منظور از 11 شاخص اصلی عملکرد سازمان که از ادبیات پژوهش استخراج گردید بهره گرفته شد. در مدل ارائه شده ارتباط ساختاری و میزان اهمیت هریک از متغیرها توسط افراد خبره مشخص شد. سپس با استفاده از مفاهیم پویایی سیستم‌ها تاثیر این عوامل بر نرخ جذب مشتری از طریق بانک و نرخ جذب مشتری از طریق تبلیغات در قالب نمودارهای علت و معلول نمایش داده شد. سپس برای تبیین کارکرد مدل پیشنهادی، متغیرهای پژوهش در قالب سه سناریو بررسی شدند تا میزان اثرگذاری هریک در شرایط مختلف مشخص شود. در نهایت نیز با توجه به دیاگرام جریان ارائه شده و سناریوهای پیشنهادی، مشخص شد که با بکارگیری سناریو بهینه، نرخ جذب مشتری از طریق روابط تبیین شده مدل در حدود 20 درصد افزایش پیدا میکند. نتایج بدست آمده در این پژوهش میتواند مبنایی برای تبیین استراتژی‌های جذب مشتری در بانک سپه قرار بگیرد.

طراحی شبکه زنجیره تأمین پت با تقاضای وابسته به قیمت: الگوریتم فراابتکاری با روش نمایش تطبیق یافته

دوره 6، شماره 1، بهار 1400، صفحه 171-199

احسان یادگاری، اکبر عالم تبریز، مصطفی زندیه، فریبا صلاحی، امیر دانشور

چکیده در ایران صنعت بازیافت پت نوپاست و گرچه به تازگی شکل گرفته اما به دلیل برگشت اقتصادی مناسب، افراد و شرکت‌های زیادی به این صنعت روی آورده‌اند. ایجاد ساختار مناسب در شبکه توزیع و جمع‌آوری این محصولات می‌تواند زمینه مناسب جهت کاهش مصرف آن و در عوض استفاده از کالاهای دوست‌دار محیط زیست را فراهم آورد. مقاله حاضر به ارائه یک مدل برنامه-ریزی خطی عدد صحیح آمیخته برای طراحی شبکه زنجیره تأمین می‌پردازد که در آن تقاضای مشتریان وابسته به قیمت عرضه‌شده از سوی مراکز توزیع است. در مدل ارائه‌شده به دو روند اصلی جهانی در این صنعت توجه شده است: 1-اقتصادی کردن جمع‌آوری و بازیافت بطری، 2-هزینه‌دار کردن مصرف بطری‌های پلاستیکی.
در ادامه از الگوریتم بهینه‌سازی یادگیری و آموزش برای حل مدل پیشنهادی بهره جسته‌ایم. ازآنجایی‌که این الگوریتم برای روش‌های نمایش پیوسته معرفی‌شده و روش نمایش مورداستفاده این مقاله روش اولویت محور و گسسته است، اصلاحاتی برای تطبیق این الگوریتم با روش اولویت محور صورت گرفته است. درنهایت عملکرد این الگوریتم ازلحاظ کیفت جواب‌ها و سرعت همگرایی با دو الگوریتم فراابتکاری دیگر مقایسه می‌شود.

بهینه‌سازی نگهداری و تعمیرات Proactive و کنترل موجودی با استفاده از فرایند تصمیم‌ مارکوف و شبیه‌سازی در محیط اینترنت اشیاء صنعتی

دوره 8، شماره 1، بهار 1402، صفحه 178-215

محمد صادق بهروز، محمدعلی افشار کاظمی، عادل آذر، عزت الله اصغری زاده

چکیده اجرای برنامه‌های نگهداری و تعمیرات در زمان مناسب و مدیریت و کنترل همزمان موجودی با در نظرداشتن تغییرات و رشد تکنولوژی و همچنین بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، موضوعی است که می‌تواند علاوه بر تأثیر بر کیفیت تولید، به‌عنوان یک مزیت رقابتی محسوب شود. هدف از انجام این پژوهش بهینه‌سازی نرخ نقص مورد انتظار در دو مقوله "نگهداری و تعمیرات" و "برنامه‌ریزی و کنترل موجودی" بر اساس زمان و هزینه است. به گونه‌ای که برای این منظور، سیاست بهینه با توجه به رویدادهای شناسایی‌شده بر اساس زمان و هزینه، با استفاده از فرایند تصمیم مارکوف، پیشنهاد و توصیه شده و مقادیر احتمالات در حالت‌های مختلف سیستم، محاسبه شده است. در ادامه برای تعیین زمان اثربخشی و تأثیرگذاری سیاست‌ها، از مفهوم اینترنت اشیاء صنعتی بهره‌گیری و مسئله در محیط شبیه‌ساز OPNET، مدلسازی و شبیه‌سازی شده است و بر اساس مقادیر زمانی جدید، مقادیر بهینه محاسبه شده است. برای انجام پژوهش، داده‌های تاریخی مربوط به اجرای برنامه‌های نت و ارزیابی ریسک در شبکه انتقال گاز مورد استفاده قرار گرفته است و بر اساس تغییر در میانگین نرخ وقوع رویدادها، زمان انجام شبیه‌سازی و تغییر در مقادیر پارامترهای آماریِ شبکه، تحلیل حساسیت و اعتبارسنجی مدل انجام شده است. نتایج پژوهش، میزان بهبود و نرخ بهینگی در نرخ نقص مورد انتظار را مبتنی بر "زمان اجرای اقدام اصلاحی یا سیاست نت"، "زمان تأثیرگذاری اقدام اصلاحی یا سیاست نت" و "زمان سفارش قطعات یدکی و اقدامات لجستیکی"، بر اساس هزینه نشان می‌دهد.

تبیین مدل همسویی استراتژیک با رویکرد سیستم پویای فازی (مطالعه موردی: صنعت تلکام)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 180-208

الهه بیگدلی، محمدرضا معتدل

چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.3.7.2
هدف این مقاله تبیین همسویی استراتژیک سیستم‌های اطلاعات و کسب‌وکار چابک در صنعت تلکام با استفاده از رویکرد ترکیبی سیستم خبره فازی و سیستم‌های پویا می‌باشد. در راستای توسعه مدل پویای همسویی از چهارچوب قابلیت‌های پویا، که یک چهارچوب نظری و مدیریتی تأثیرگذار در پژوهش‌های مدرن سیستم‌های اطلاعات و چابکی است، استفاده گردید. همسویی فناوری‌اطلاعات بعنوان گستره‌ای تعریف می‌شود که در آن اهداف و برنامه‌های فناوری‌اطلاعات از اهداف و برنامه‌های کسب‌و‌کار پشتیبانی کرده و توسط آنها پشتیبانی می‌شوند. پس از ارائه مدل مفهومی، تمامی عامل‌های موثر بر مدل با استفاده از تکنیک دلفی فازی استخراج شد و سپس متغیرها وارد مدلسازی سیستم خبره فازی گردیدند. نتایج نشان می‌دهد افزایش قابلیت‌های چابکی فناوری‌اطلاعات باعث افزایش قابلیت‌های چابکی کسب‌و‌کار شده که آن نیز به نوبه خود باعث افزایش چابکی استراتژی کسب‌و‌کار می‌شود. با ارتقای چابکی استراتژیک کسب‌و‌کار، استراتژی سیستم‌های اطلاعاتی سازمان نیز از چابکی و انعطاف‌پذیری بیشتری برخوردار می‌گردد. پس از طراحی سیستم خبره فازی جهت تعیین استراتژی‌های سیستم‌‌های اطلاعات همسو با استراتژی کسب‌و‌کار، مدلسازی دینامیکی با استفاده از توابع تبدیل در حوزه لاپلاس و معادلات فضای حالت انجام گرفت و رفتار پویای مدل در بعد زمان بررسی گردید و نتایج مدل سیستم خبره فازی در بعد زمان نیز مورد تأیید قرار گرفت.

یک مدل دو هدفه MILP برای اندازه‌گیری و زمان‌بندی تولید: رویکرد برنامه‌ریزى آرمانی فازی احتمالی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 181-212

میساء موسی، عادل آذر، علی رجب زاده قطری

چکیده  در این مقاله یک مدل برنامه‌ریزی خطی عدد صحیح مختلط دو هدفه برای مسئله تعیین اندازه و زمان‌بندی تولید برای صنعت ماست به عنوان یک صنعت خوراکی فاسد شدنی  تحت شرایط عدم اطمینان تقاضا ارائه می شود. اهداف مدل پیشنهادی، به حداقل رساندن همزمان هزینه کل و زمان اتمام تولید است. مدل پیشنهادی، بسیاری از ویژگی‌های متمایز فرآوری ماست را شامل می‌شود، از جمله ماندگاری ، تنظیمات ، نرخ بسته‌بندی ، حداقل و حداکثر اندازه تولید ، زمان آینده برای نگهداری محصولات و تقاضای فازی. علاوه بر این، مدل پیشنهادی ، شامل کنترل موجودی چند محصول و چند دوره است. از این رو، به عنوان یک مدل عملیاتی - استراتژیک طبقه‌بندی می‌شود. ما یک رویکرد ترکیبی متمرکز بر برنامه‌ریزی امکانی فازی و برنامه‌ریزی آرمانی فازی را برای حل مدل پیشنهادی دو هدفه ارائه می‌کنیم ، جایی که اقدامات امکان ، ضرورت و اعتبار مطابق با ترجیح تصمیم‌گیرندگان اتخاذ می‌شود. در مقایسه با مدل سنتی اندازه و زمان‌بندی تولید، تصمیم‌گیری و تجزیه‌وتحلیل حساسیت بهتری را می توان برای DMs  بر اساس داده‌های سه مقدار کارایی به دست آمده، انجام داد. داده‌های به دست آمده از صنعت ماست، برای ارزیابی امکان‌سنجی مدل پیشنهادی و رویکرد راه حل استفاده شد. نتایج به دست آمده از اعمال روش و تجزیه‌وتحلیل حساسیت، اثربخشی مدل ریاضی و همچنین روش پیشنهادی را نشان داد.

ارائه مدلی بر پایه مدل پروفایل کارایی ورودی جهت ارزیابی کیفیت عملکرد مراکز آموزش عالی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 189-213

احسان منصوری، لیلا فضلی

چکیده مراکز آموزش عالی محور توسعه پایدار اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و علمی جوامع بشری می‌باشند؛ در نتیجه ارزیابی کارایی آنها توجه فراوانى را در سطح بین‌المللى به خود معطوف نموده است. مدل‌های تحلیل پوششی داده‌ها (DEA) به سبب خصوصیات و مزایای ویژه‌اشان از مؤفق‌ترین، کارآمدترین و کاربردی‌ترین تکنیک‌های سنجش کارایی هستند. مدل‌های DEA علاوه بر سنجش کارایی نسبی، قادر به ارائه برنامه‌ریزی‌های لازم جهت بهبود کارایی نیز می‌باشند. از این‌رو تاکنون تحقیقات بسیاری از مدل‌های DEA جهت سنجش کارایی مراکز آموزش عالی بهره گرفته‌اند. در این پژوهش نیز به‌منظور سنجش کیفیت عملکرد مراکز آموزش عالی، از یکی از مدل‌های DEA به‌نام مدل پروفایل کارایی ورودی (IEP) بهره گرفته شده است. مدل پیشنهادی یک مدل ارزیابی جدید به‌نام مدل پروفایل کارایی ورودی بهبود یافته – ابرکارایی SE) –IIEP ) می‌باشد که عملکرد مدل IEP را از طریق رفع برخی نواقص آن بهبود بخشیده است. از طریق یک مثال‌ عددی و مقایسه مدل پیشنهادی با سایر مدل‌های DEA نشان داده شده است که مدل پیشنهادی از اعتبار لازم و عملکرد مطلوبی برخوردار است.‌ به‌منظور برنامه‌ریزی جهت دستیابی به کارایی واحدهای ناکارا، واحدهای الگو و مرجع و میزان تغییر لازم در معیارهای ورودی و خروجی برای هر واحد ناکارا نیز تعیین گردیده است.

طراحی مدل چند هدفه فازی برای بهینه سازی مکان یابی تسهیلات در زنجیره تامین کالای فاسد شدنی با استفاده از ترکیب دو الگوریتم ابتکاری تجزیه بندرز و آزاد سازی لاگرانژ

دوره 6، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 189-212

حمیدرضا محمدی، رضا احتشام راثی، علی محتشمی

چکیده زنجیره‌ تامین چهار سطحی مواد غذایی فاسدشدنی به دلیل تغییرات مداوم و قابل توجه در کیفیت محصولات غذایی در سراسر زنجیره تا زمان مصرف نهایی جزو زنجیره‌های تامین محصولات متفاوت محسوب می‌گردد. هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل چند هدفه فازی برای بهینه سازی مکان یابی تسهیلات در زنجیره تامین کالای فاسد شدنی با استفاده از ترکیب دو الگوریتم ابتکاری تجزیه بندرز و آزاد سازی لاگرانژ است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات میدانی است. در این پژوهش، مدل ریاضی برای مسئله مکان‌یابی تسهیلات در یک زنجیره تامین چهار سطحی برای محصولات فاسدشدنی با رویکرد بهینه‌سازی همزمان هزینه‌های زنجیره تامین، زمان تحویل سفارش، انتشار آلاینده‌ها و سطح رضایت مشتریان ارائه می‌گردد. برای سنجش اعتبار پژوهش، مدل ریاضی در صنایع غذایی کاله مورد مطالعه قرار گرفت و مسئله پژوهش در قالب یک مدل چندهدفه برنامه‌ریزی غیرخطی عدد صحیح مختلط ارائه گردید. نتایج الگوریتم پیشنهادی در مطالعه موردی حل و نتایج حاصل از عملکرد الگوریتم بر اساس شاخص‌های استاندارد بررسی و در نهایت نتایج محاسباتی، نشانگر کارایی الگوریتم برای طیف وسیعی از مسائل با اندازه‌های متفاوت است.

بررسی تاثیر عدم قطعیت طول زمان فعالیت ها بر زمان‌بندی پروژه با محدودیت منابع

دوره 7، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 193-213

محمدعلی موفق پور

چکیده زمانبندی پروژه با داده‌های قطعی سابقه طولانی در تحقیقات دارد. در این میان استفاده از اعداد غیرقطعی برای نمایش پارامترهای مسئله فقط محدود به تکنیکهای ‫PERT و برخی الگوریتمهای ابتکاری برای محاسبه زمان ختم پروژه می گردند که توانایی در نظر گرفتن همه ی انواع این حالت‌های عدم قطعیت را ندارند. در این تحقیق برای محاسبه مسیر بحرانی و میزان شناوری فعالیت‌های پروژه تحت شرایط عادی و تسریع پروژه مدل‌های برنامه‌ریزی ریاضی توسعه داده‌شده است. بررسی تجربی کارکرد این مدلها در حالت قطعی با نتایج حاصل از الگوریتم‌های شناخته‌شده برای محاسبه ی مسیر بحرانی پروژه همخوانی داشته و اعتبارسنجی شده‌اند؛ علاوه بر اینها یک الگوریتم برای تولید سناریوهای حدی بر اساس مقادیر بازه‌ای پارامترهای ورودی طراحی شد. الگوریتم توسعه داده‌شده قادر به تولید بازه بهینه برای مقادیر متغیرهای تصمیم در زمانبندی پروژه است. حل مسئله زمانبندی یک پروژه‌ی واقعی احداث ساختمان شامل بیش از ۸۰ فعالیت نشان داد در صورتیکه مقدار پارامترهای ورودی مسئله اعداد بازه‌ای باشند مقادیر متغیرهای تصمیم خروجی از مدل‌ها نیز در بیشتر اوقات اعداد بازه‌ای و با عدم قطعیت کمتری خواهند بود. انتشار خطا و ریسک در پروژه در اکثر اوقات به‌صورت خطی هست. این بدان معنا است در صورتی‌که برنامه‌ریزی بهینه‌ای برای زمان‌بندی پروژه صورت گیرد، در اکثر اوقات خطا و ریسک در پروژه باعث بروز رفتار قابل پیش‌بینی در متغیرهای تصمیم غیرقطعی خواهد شد.‬‬‬‬

ارائه مدلی برای تحلیل شبکه‌های اجتماعی پویا با استفاده از پویایی‌شناسی سیستم‌ها

دوره 7، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 194-217

میلاد هاشمی، شهرام علی یاری، هاتف فتوحی

چکیده یکی از مشکلات سازمان‌ها، عدم تشخیص به‌موقع تغییرات گسترده نظیر بحران‌ها است. شناسایی این تغییرات و تصمیم‌گیری درخصوص آنها همواره با تاخیر همراه است. یکی از راه‌های تشخیص بحران در سازمان‌ها، بررسی و تجزیه و تحلیل شبکه اجتماعی کارکنان سازمان است. مدل‌هایی که تاکنون در این خصوص مورد استفاده قرار گرفته‌اند عموما مبتنی بر گراف بوده و از فرض عدم تجانس میان گره‌ها استفاده کرده‌اند. چنین مدل‌هایی به‌دلیل ماهیت ایستایی گراف‌ها قابلیت مدل‌سازی رفتارهای پویا را ندارند. تاکنون مطالعه‌ای در مورد رویکرد پویایی‌های‌ سیستم در تحلیل رفتار شبکه‌های اجتماعی در طول زمان یافت نشده است. به منظور پر کردن این شکاف تحقیقاتی، در مقاله حاضر، با استفاده از چارچوب پویایی‌شناسی سیستم‌ها به مدل‌سازی شبکه اجتماعی پویا با در نظر گرفتن رفتار عدم تجانس گره‌ها پرداخته شده است. در این روش، برای شبیه‌سازی رفتار جمعی گره‌ها و برجسته کردن تصادفی بودن شبکه‌های اجتماعی پویا از معادلات دیفرانسیل تصادفی استفاده شده است. این مدل‌سازی در نرم‌افزار ونسیم شبیه‌سازی شده است. به‌منظور اعتبارسنجی مدل ارائه شده، این مدل‌سازی بر روی شبکه ارتباطات شرکت انرون ارزیابی شده است. در ادامه با بررسی سناریوهای شبیه‌سازی و متغیرها مشخص شد نرخ تلاطم یا انحراف استاندارد داده‌ها، متغیر اهرمی در شبکه‌های اجتماعی است. نتایج این تحقیق الگویی از رفتار شبکه‌های اجتماعی در شرایط مختلف را در اختیار تصمیم‌گیرندگان و برنامه‌ریزان قرار می‌دهد.

تحلیل خوشه ای مشتریان بر مبنای مدل WRFM با رویکرد داده کاوی غیرنظارتی ( مورد مطالعه محصولات بهداشتی و آرایشی)

دوره 7، شماره 1، بهار 1401، صفحه 198-223

امید بشردوست، عزت الله اصغری زاده، محمد علی افشار کاظمی

چکیده در دنیای رقابتی امروز که شرکتها با حجم انبوهی از اطلاعات مشتریان به علت رشد و پیشرفت فناوری های اطلاعاتی و ایجاد پایگاه های داده ای مختلف مواجه‌اند استفاده از ابزار مدیریت ارتباط با مشتری که بتواند به درستی و به ‌موقع نیازها و انتظارات مشتریان را شناسایی و رصد کند بیش از پیش ضرورت می‌یابد؛ یکی از تکنیک‌هایی که می‌تواند در این برهه نقشی کلیدی و اساسی ایفاکند داده‌کاوی پایگاه داده‌هاست. هدف این پژوهش تحلیل داده‌های مشتریان بر پایه مدل WRFM به کمک روش‌های داده‌کاوی غیرنظارتی است؛ پژوهشگران درصددند که با کشف الگوهای موجود به ارایه استراتژی‌های مؤثرتری برای هر گروه از مشتریان و خصوصاً مشتریان کلیدی بپردازند تا برای سازمان سودآوری و عملکرد بهتری در برداشته باشد. .جامعه آماری این پژوهش مشتریان محصولات بهداشتی و آرایشی دربازه زمانی سال‌های1397-1398 است که به‌ روش نمونه‌گیری هدفمند در دسترس تعداد 64858 نمونه از پایگاه داده مشتریان انتخاب شده است. به کمک 3 تن از خبرگان (مدیران ارشد) فروش شرکت وزن شاخص‌های مدل WRFM تعیین شده است. برای تجزیه وتحلیل داده‌ها از نرم افزار کلمنتاین وSPSS استفاده شده است. با توجه به مدل پژوهش، 4دسته مشتری: خاص و کلیدی، طلایی بالقوه، نامطمئن ازدست رفته، نامطمئن جدید شناسایی و نامگذاری شدند که برای هر یک از این دسته‌ها استراتژی‌‌های متفاوتی ارایه شده است. ضمنا نتایج نشان می‌دهد که خوشه‌بندی K- میانگین شش خوشه‌ای با خلوص 0/744درصد نسبت به دیگر روش‌ها عملکرد بهتری داشته است.

تحلیل پوششی داده‌ها با داده‌های گمشده

دوره 6، شماره 1، بهار 1400، صفحه 201-229

بهمن فصیحی، حسین عزیزی، زینب قلیزاده گزور

چکیده داده‌های گمشده در کاربردهای تحلیل پوششی داده‌ها یک بیماری مزمن محسوب می‌شوند. خیلی از ‏اوقات، متغیرهای مهم ورودی یا خروجی پوشش ناکامل دارند و یا اینکه واحدهای تصمیم‌گیری همه‌ی ‏آمارهای لازم را گزارش نمی‌کنند. بنابراین، مقادیر گمشده در ورودی‌ها و خروجی‌ها را نمی‌توان با ‏مدل‌های اصلی تحلیل پوششی داده‌ها مورد بررسی قرار داد. در این مقاله، روش‌هایی را برای پیدا کردن ‏داده‌های گمشده در حالتی که داده‌ها قطعی هستند، ارائه می‌کنیم. در این مقاله پس از تشریح مفاهیم ‏ضروری داده‌های گمشده، برخی از روش‌های جانهی داده‌های گمشده که موجب کاهش پیچیدگی تحلیل ‏داده‌ها می‌شود تشریح می‌شود. روش‌های مختلفی برای جانهی داده‌های بی‌پاسخ موجود است از جمله ‏روش‌های گوناگون جانهی ساده و جانهی چندگانه. این مقاله نخستین کوشش سیستماتیک برای ‏بهره‌مندی از داده‌های حاوی مقادیر گمشده با بهره‌مندی از رویکردهای آماری در ‏DEA‏ است. به طور ‏خاص، بررسی می‌کنیم که اگر درایه‌های خالی را در مجموعه‌ی داده‌ها نگه داریم و یک مقدار عددی خاص ‏به آن‌ها اختصاص دهیم، چه اتفاقی می‌افتد. برای نشان دادن طرز کار روش‌های پیشنهادی، از این روش‌ها ‏برای ارزیابی مجموعه‌ای از مدارس متوسطه‌ی دولتی یونان که برخی دارای مقادیر گمشده در ورودی ‏یا خروجی هستند، بهره‌مندی خواهد شد.‏

تعیین مقادیر بهینه خون ارسالی به بیمارستان های موجود در شبکه انتقال خون (مورد مطالعه: پایگاه انتقال خون شهر مشهد)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 210-231

منیره احمدی منش، احمد توکلی، علیرضا پویا، اسداله ایل بیگی زاده

چکیده DOR :20.1001.1.24766291.1399.5.3.8.3
مدیران موجودی در پایگاههای انتقال خون همواره به دنبال ایجاد ذخیره کافی برای افزایش دسترسی به محصولات مختلف خونی و کاهش تلفات ناشی از به پایان رسیدن زمان انقضای خون می‌باشند.چرا که پاسخگویی به موقع، مناسب و به اندازه کافی تامین‌کنندگان آن به مصرف‌کنندگان بدلیل فسادپذیری خون، غیرقطعی بودن تقاضای خون و رابطه مستقیم وجود یا عدم وجود آن با حیات یک انسان، امری بسیار مهم و ضروری تلقی میگردد.لازمه این امر آگاهی کامل از تقاضای بیمارستان‌های تحت پوشش به عنوان مصرف‌کنندگان پایگاه و تصمیمگیری در مورد چگونگی برآوردن نیازهای آن‌ها به بهترین شکل ممکن با هدف حداقل‌کرن میزان کمبود و اتلافات موجود در شبکه می‌باشد. با توجه به اهمیت این موضوع، در مقاله حاضر سعی شده است با هدف کاهش هزینه اتلافات و کمبود خون، مدل بهینه نحوه پاسخگویی به تقاضای بیمارستانهای موجود در شبکه انتقال خون مشهد طراحی و پیادهسازی گردید. به عبارت دیگر مدل پیشنهادی تعیین می‌کند زمانی که پایگاه‌های انتقال خون از مصرفکنندگان خود سفارش دریافت می‌کنند با تو.جه به موجودی دردسترس چگونه به سفارشات پاسخ بهینه و مناسب بدهند که کمترین اتلافات و کمبودهای خونی را در پی داشته باشد. بمنظور اعتبارسنجی مدل پیشنهادی، از پارامترهای آماری همچون خطای نسبی مطلق میانگین، خطای مطلق میانگین، ثابت R^2 و میانگین مجذور خطا استفاده شده است.

تعیین الگوی ایده آل واحدها با بررسی هم زمان کمترین هزینه، بیشترین درآمد و کوتاه‌ترین فاصله

دوره 6، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 214-234

سیده فاطمه باقری، علیرضا امیرتیموری، سهراب کردرستمی، منصور صوفی

چکیده تحلیل پوششی داده‎ها، تکنیکی برای محاسبه کارایی نسبی مجموعه ای از واحدهای تصمیم گیری (DMUs) است. در این تکنیک ناکارآیی واحدهای تصمیم‎گیری را می‎توان با افزایش سطح خروجی‎ها ویا کاهش سطح ورودی‎ها بهبود بخشید. برای هر واحد ناکارآ نقطه تصویری روی مرز کارآ به عنوان الگو تعیین می شود. در این مقاله روشی ارائه می‎شود که درآن برای هر واحد ناکارآ الگوی ایده‌آلی به‎دست می‎آید که به صورت ترکیب محدب نقاط تصویر کارآیی هزینه، درآمد و کوتاه ترین فاصله می‌باشد. نکتهء قابل ذکر این است که اگرچه تضمینی وجود ندارد که الگوی به دست آمده روی مرز کارآ قرار گیرد ولی کارآیی آن به مراتب بیشتر از کارآیی واحد تحت ارزیابی‎اش خواهد بود و به‎طور همزمان سه هدف کمترین هزینه، بیشترین درآمد و کوتاه ترین فاصله را تا حد ممکن برآورده می‎کند. همچنین تضمین می‌شود هزینه ایده آل هر واحد کمتر یا مساوی هزینه مشاهده شدهء آن واحد و درآمد ایده آل هر واحد نیز بیشتر یا مساوی درآمد مشاهده شدهء آن واحد است. بنابراین پیدا کردن چنین الگوی ایده‌آلی برای هر واحد ناکارآ می‎تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد. در انتها، مدل پیشنهادی روی یک مثال ساده پیاده‌سازی خواهد شد.

ارزیابی کارایی سود فرآیندهای دو مرحله‌ای در حضور عوامل نامطلوب

دوره 6، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 215-237

مریم نعمتی زاده، علیرضا امیرتیموری، سهراب کردرستمی، محسن واعظ قاسمی

چکیده مدیریت فرآیندهای تولیدی به منظور کاهش هزینه و افزایش درآمد و سود از عوامل مهم و ضروری برای رسیدن به موفقیت در امور اقتصادی و به‌دنبال آن رضایت مدیران و مشتریان است. در این راستا به ‌کارگیری یک روش مناسب به منظور بررسی عملکرد و مدیریت سیستم‌های پیچیده با ساختار شبکه‌ای امری مهم و ضروری به شمار می‌آید. تحلیل پوششی داده های شبکه ای یک روش برنامه ریزی ناپارامتری مناسب و موثر برای ارزیابی عملکرد واحدهای تصمیم گیرنده شامل چندین ورودی و خروجی می باشد که فرآیندهای داخلی را نیز در نظر می گیرد. در این تحقیق بر اساس تکنیک تحلیل پوششی داده ها با در نظر گرفتن نقش مناسب برای عوامل میانی فرآیندها و هم چنین فرض دسترسی پذیری ضعیف برای عوامل نامطلوب، کارایی سود سیستم هایی با ساختار شبکه ای دو مرحله ای در حضور عوامل نامطلوب مورد ارزیابی قرار می گیرد. به منظور شرح و تحلیل بیشتر روش پیشنهادی یک مطالعه کاربردی نیز ارایه می‌شود.

رویکرد ترکیبی روش بهترین-بدترین آرمانی خطی و طبقه‌بندی چند شاخصه برای تشکیل سبد سهام

دوره 7، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 219-253

میر سید محمد محسن امامت، مقصود امیری، محمدرضا مهرگان، محمدتقی تقوی فرد

چکیده در چهار دهه اخیر تصمیم‌گیری چند شاخصه همواره یک حوزه فعال پژوهشی و کاربردی بوده است. آنچه تا به امروز بیشتر بدان پرداخته شده است توسعه یا بکارگیری تکنیک‌های تصمیم‌گیری چند شاخصه برای رتبه‌بندی گزینه‌های موجود بوده است. اما حیطه تصمیم‌گیری چند شاخصه فقط به این نوع مساله محدود نمی‌شود و مسائل طبقه‌بندی را نیز در بر می‌گیرد. هدف از پژوهش حاضر پیشنهاد رویکردی ترکیبی متشکل از روش‌های بهترین-بدترین آرمانی خطی و یک روش نوین طبقه‌بندی چند شاخصه به منظور تشکیل سبد سهام در بازار بورس اوراق بهادار تهران است. در این مطالعه وزن شاخص‌های موثر بر انتخاب سبد سهام در طی یک فرآیند تصمیم‌گیری گروهی با استفاده از روش بهترین-بدترین آرمانی خطی تعیین شدند. سپس با استفاده از روش پیشنهادی طبقه‌بندی چند شاخصه، سبد سهام تشکیل شد. روش پیشنهادی قادر است ترجیحات تصمیم‌گیرنده نظیر دامنه تعداد سهام‌های موجود در سبد سهام و یا محدودیت‌هایی نظیر حداکثر تعداد سهام از هر صنعت را در نظر بگیرد. در این مطالعه نتایج بدست آمده از روش پیشنهادی با روش‌های تاپسیس‌سورت و ویکور‌سورت مقایسه شد. نتایج بدست آمده دقت بالای روش پیشنهادی را نشان داد و سبد سهام تشکیل شده توسط روش پیشنهادی به طرز قابل توجهی سودآورتر از روش‌های دیگر بود. رویکرد پیشنهادی در این پژوهش را می‌توان در سایر مسائل دنیای واقعی که ماهیت طبقه‌بندی دارند نیز بکار گرفت.

توسعه سیستم خبره فازی به منظور ارزیابی عملکرد شعب بانک با استفاده از داده کاوی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 236-261

حمید اسلامی نصرت آبادی، محمد جعفر تارخ، علیرضا پورابراهیمی

چکیده سیستم‌های خبره فازی از سیستم‌های هوشمندی هستند که بکارگیری آن‌ها می‌تواند منجر به حصول نتایج بهتری در ارزیابی عملکرد سیستم بانکی شود. هدف از پژوهش حاضر آن است تا با استفاده از متغیرهای فازی در کنار متغیرهای مالی به ارزیابی عملکرد شعب بانک‌ها پرداخت شود. در این پژوهش ابتدا با استفاده از پیاده سازی الگوریتم‌های داده کاوی بر روی داده‌های مالی شعب، به استخراج قوانین موجود در داده‌ها پرداخته شد و در گام بعدی با استفاده از قوانین موجود در داده‌های مالی و در کنار متغیرهای فازی به طراحی سیستم‌خبره فازی به منظور دستیابی به سیستمی که بتواند به طور جامع عملکرد شعب بانک را مورد بررسی قرار دهد پرداخته شده است. در طراحی سیستم‌خبره از نه متغیر فازی با عنوان مکان شعبه، وفاداری مشتریان، رضایت کارکنان، رضایت مشتری، خلاقیت و نوع آوری، ظاهر شعبه، ظاهر کاکنان، ثبات کارکنان و همچنین خروجی حاصل از نرخ‌های مالی استفاده گردیده است. به منظور استخراج قوانین موجود در داده‌های شعب از الگوریتم‌های درخت تصمیم و 0.5 c استفاده گردیده است و برای طراحی سیستم‌خبره فازی از سیستم استنتاج فازی متلب بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که با استفاده ازداده‌کاوی و سیستم‌های خبره فازی می‌توان دانش نهفته در داده‌های شعب را استخراج کرد و به صورت یک سیستم‌خبره جامع عملکرد شعب بانک را مورد ارزیابی قرار داد.

منحصربه‌فرد بودن اوزان در کارآیی متقاطع با استفاده از مسئله آشفتگی (نمونه موردی: صنایع گاز ایران)

دوره 6، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 263-283

اعظم پورحبیب یکتا، مهناز مقبولی

چکیده امروزه تحلیل پوششی داده ها به صورت گسترده ای و به عنوان ابزار غیر پارامتریک کاربردهای فراوانی در ارزیابی و تخمین عملکرد در زمینه های متفاوت دارد. ارزیابی مبتنی بر مدل های مضربی گاهی منجر به چندگانی اوزان در بهینگی می شود. از سویی وجود وزن صفر در ارزیابی ها یکی از معایب این تکنیک کارآمد محسوب می شود.در جهت رفع این مشکل، در این مقاله ، روشی مبتنی بر آشوب پیشنهاد شده است که نه تنها مشکل چندگانی اوزان در بهینگی را مرتفع می کند بلکه مشکل عدم تجانس اوزان را نیز مرتفع می سازد. با بکارگیری اوزان منحصر به فرد در ارزیابی واحدها در کارایی متقاطع، رتبه منحصر بفردی نیز برای واحدها ایجاد می گردد. برای تاکید بر قوت روش پیشنهادی مدل معرفی شده بر روی مثال واقعی از صنایع گاز کشور ایران پیاده سازی می شود و با نتیج حاصل از مدل های استاندارد مقایسه می گردد. نتایج حاکی از عملکرد بهتر مدل پیشنهادی است.