طراحی مدل هوشمند اعتباریابی واردکنندگان کالا با رویکرد یادگیری ماشین
دوره 10، شماره 5، زمستان 1404، صفحه 61-90
سید سینا مدنی، محمود دهقان نیری، علی رجب زاده قطری
چکیده تفاوت نرخ ارز رسمی با نرخ ارز در بازار آزاد زمینه سوءاستفاده اخلالگران ارزی را فراهم نموده است. از سویی دیگر واردکنندگان کالا بدون توجه به سوابق عملکرد ارزی و ریالی، مورد ارزیابی شبکه بانکی کشور قرار گرفته و نسبت به اخذ وثایق ریالی از ایشان اقدام میشود. هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل هوشمند عمیق به منظور ارزیابی ریسک و اخذ وثایق از واردکنندگان کالا به نحوی است که مدل نهایی با بالاترین میزان صحت و دقت، توانایی تحلیل دادههای بزرگ عملکردی را داشته باشد. بدین منظور، در ابتدا دادههای عملکردی با استفاده از روش کیمینز خوشهبندی شده و سپس نتایج مدل خوشهبندی به عنوان ورودی مدلهای طبقهبندی شامل روشهای جنگل تصادفی ، اکس جی بوست و شبکه عصبی کراس ترتیبی مورد استفاده قرار گرفته و نتایج هر مدل با استفاده از شاخص F مورد بررسی قرار گرفته شده است. در نهایت، مدل ترکیبی خوشهبندی کیمینز- شبکه عصبی کراس ترتیبی به عنوان مدلی که بالاترین میزان شاخص صحت و دقت را داشته انتخاب و با استفاده از مدل یاد شده مشتریان در 3 طبقه قرار گرفته و ترکیب وثایق نقد و غیر نقد برای ایشان تعیین شده است. نتایج بیانگر آن است که مدل به خوبی توانایی طبقهبندی مشتریان را با توجه به سوابق عملکردی ایشان، داشته است.
اعتبارسنجی مشتریان بانک همراه با تعیین بهینه پارامترهای تسهیلات با استفاده از مدل شبیهسازی- بهینهیابی
دوره 10، شماره 1، بهار 1404، صفحه 31-65
امیر خرّمی، محمود دهقان نیری، علی رجب زاده
چکیده در این مقاله، روشی جدید برای اعتبارسنجی و تعیین پارامترهای بهینه تسهیلات بانکها توسط رویکرد شبیهسازی-بهینهیابی ارائه شدهاست. روش پیشنهادی شامل سه مرحله آمادهسازی دادهها، مدل اعتبارسنجی و مدل شبیهسازی-بهینهیابی میباشد. در آمادهسازی دادهها، اطلاعات تسهیلات بانکی و صورتهای مالی شرکتها گردآوری شده و ویژگیهای مورد نیاز محاسبه میشوند. انتخاب ویژگیهای مهم توسط الگوریتم حداقل افزونگی حداکثر ارتباط (MRMR) انجام میگیرد. سپس برای حل مسئله اعتبارسنجی، از پنج روش کلاسهبندی شامل رگرسیون لجستیک (LR)، ماشین بردار پشتیبان (SVM)، شبکه عصبی مصنوعی (ANN)، تقویت گرادیان شدید (XGB) و جنگل تصادفی (RF) استفاده میشود. عملکرد این مدلها توسط معیارهایی چون دقت، نمره F1 و سطح زیر منحنی (AUC) ارزیابی شده و بهترین مدل برای مرحله بعد انتخاب میشود. در مرحله شبیهسازی-بهینهیابی، مشخصات بهینه تسهیلات اعطایی به مشتریان با هدف حداقلسازی نرخ نکول تسهیلات انجام میگیرد. برای این منظور، اندازه تسهیلات، نرخ بهره و مدت زمان بازپرداخت تسهیلات به عنوان متغیرهای مسئله بهینهسازی در نظر گرفته میشوند. حل مسئله بهینهسازی توسط الگوریتم ممتیک (MA) در چهار حالت صورت میگیرد. در الگوریتم ممتیک، برای تخمین احتمال نکول مشتریان، از مدل اعتبارسنجی از پیش آموزش دیده استفاده میشود. مطالعه موردی بر روی دادههای 1000 مشتری حقوقی یک بانک تجاری در ایران صورت گرفته است. از بین 30 ویژگی تعریف شده، 11 ویژگی برای استفاده در اعتبارسنجی انتخاب شدند. روش جنگل تصادفی (RF) بهترین عملکرد را در بین مدلهای اعتبارسنجی داشته است. رویکرد شبیهسازی-بهینهیابی موفق شده با کاستن از اندازه تسهیلات و نرخبهره و افزایش مدت تسهیلات، نرخ نکول را از 38% به 20% کاهش دهد.
طراحی مدل تحلیل پوششی داده های شبکه ای دومرحله ای-چندلایه فازی رویکردی در سنجش بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عمکرد
دوره 9، شماره 1، بهار 1403، صفحه 126-152
محمدرضا امینی، عادل آذر، کریم بیات، آمنه خدیور، محمود دهقان نیری
چکیده بودجهریزی مبتنی بر عملکرد (PBB) به دنبال تخصیص منابع بودجه عمومی به سازمانها مبتنی بر عملکرد آنها میباشد. از این رو، اهمیت ارزیابی عملکرد دستگاهها در استقرار و پیاده سازی یک نظام بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد سبب شد تا برخی از محققان به تبیین مدل های بلوغ PBB و برخی دیگر به طراحی مدل سنجش میزان بلوغ آن بپردازند. در این تحقیق با ملاحظه مدل توسعهیافته بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عملکرد در ایران، تلاش شده است تا مدل تحلیل پوششی داده های (DEA) سازگار با مدل مفهومی بلوغ PBB طراحی گردد. ملاحظاتی همچون ساختار شبکه ای مدل بلوغ، داده هایی از جنس کمی- کیفی و همچنین ساختار سلسله مراتبی شاخصها و زیرشاخصهای مدل بلوغ، می بایست در طراحی مدل ریاضی مود توجه قرار گیرد.
بر این اساس هدف این مقاله طراحی مدل تحلیل پوششی داده ای شبکه ای دو مرحله ای چندلایه فازی می باشد به نحوی که بتواند هر سه این ملاحظات را در بر گرفته و میزان بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عملکرد دستگاههای مختلف را تعیین نماید. نتایج نشان می دهد ملاحظه عدم اطمینان موجود در دادهها و تنظیم سطوح در سه قالب سختگیرانه، میانه و سهلگیرانه، ضمن افزایش قدرت تفکیک پذیری مدل، اطلاعات دقیق تری برای تصمیم گیران فراهم خواهد آورد.
تدوین الگوی تولید مبتنی بر پارادایم تولید اجتماعی
دوره 8، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 31-60
عماد نوبهار، محمود دهقان نیری، محمد رضا صدوقی
چکیده با توجه به ظهور مستمر فناوریهای جدید و تغییر دائمی نیازهای مشتریان، تولید اجتماعی به یکی از پارادایمهای مورد توجه در سطح جهان تبدیل شدهاست. هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی تولید اجتماعی در صنعت مبلمان است. این پژوهش در دو فاز اجرا شدهاست؛ در فاز اول و کیفی از نظریه داده بنیاد جهت شناسایی عوامل مؤثر در تولید اجتماعی استفاده شده و در فاز دوم و کمی از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) به منظور ارزیابی و اعتبارسنجی مدل مفهومی حاصل از مرحله قبل بهرهجسته شدهاست؛ بنابراین این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی و از لحاظ نوع روش، توصیفی–اکتشافی است. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبه بوده و جامعه آماری این بخش نیز مدیران ارشد در صنعت مبلمان هستند و برای نمونهگیری در این بخش نیز از روش نمونهگیری هدفمند استفادهشدهاست. ابزار گردآوری دادهها در بخش کمی پرسشنامه و روش نمونه گیری نیز تصادفی طبقهای است. بر اساس نتایج کدگذاری باز و محوری در فاز کیفی عوامل ساختار غیرمتمرکز، فضای مشارکت، شبکههای اجتماعی، آموزشهای شبکهای، فناوریهای اطلاعات و ارتباطات و ظرفیتهای تحقیق و توسعه از جمله زیرساختهای لازم برای تولید اجتماعی شناسایی شدند. همچنین پایش محیطی، تجاریسازی محصول، توسعه ظرفیتهای مشارکتی، مالکیت فکری ایدهها، ارزیابی ایده تا محصول و توسعه شبکهسازی به عنوان راهبردهای تولید اجتماعی دسته بندی شدند. نتایج فاز کمی نشان داد مهمترین راهبرد اجرای تولید اجتماعی توسعه شبکه سازی است و مهمترین بستر لازم برای پیاده سازی مفهوم تولید اجتماعی، تقویت فناوریهای اطلاعات و ارتباطات است.
مدلسازی استراتژی تأمین قطعات توربین گازی با رویکرد بهینهسازی مبتنی بر شبیهسازی
دوره 8، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 47-70
عبدالکریم محمدی بالانی، محمود دهقان نیری، محمدرضا تقی زاده یزدی
چکیده زنجیرههای تأمین، یکی از مهم ترین زیربناهای اقتصاد پیچیده حال حاضر دنیا هستند. مدیریت بهینه موجودی و عملیات در سطح زنجیره تأمین مسئله ای پیچیده است که حل آن نیازمند توسعه روشهای مناسب است. هدف این پژوهش، ارائه یک روش شناسی برای حل مسئله انتخاب تأمینکننده، تعیین سیاست کنترل موجودی، تعیین پارامترهای سیاست کنترل موجودی در زنجیره تأمین توربین گازی به صورت توأم است. بدین منظور از رویکرد بهینهسازی مبتنی بر شبیهسازی گسسته پیشامد استفاده شده است. در ابتدا یک مدل ریاضی برای این مسئله با این فرض که در مرحله بعدی، بسیاری از محاسبات معادلات جبری، جای خود را به مدل شبیهسازی میدهند، ساخته شد. در ادامه مدل شبیهسازی برای زنجیره تأمین توربین گازی شرکت توربو کمپرسور نفت ساخته و اعتبارسنجی شد. در ادامه با پیوستن مدل شبیهسازی و مدل ریاضی به یکدیگر، مدل ترکیبی به دست آمد. نوآوری این مدل از این جهت است که برای اولین بار، سیاست های کنترل موجودی مختلف در مدل شبیه سازی تعبیه شده و به صورت متغیر تصمیم در دسترس است و الگوریتم بهینه سازی می تواند سیاست های مختلف را برگزیند. همچنین پارامترهای سیاست ها نیز در کنار خود سیاست ها به عنوان متغیر تصمیم ارائه شده اند. برای حل این مسئله بهینهسازی مبتنی بر شبیهسازی، الگوریتم بهینهسازی عقاب طلایی پیشنهاد شده است. نتایج نشان دهنده آن است که سیاست کنترل موجودی بهینه برای تمام قطعات، مرور دائم است. همچنین در جواب بهینه به دست آمده، سفارشات تأمین قطعات تنها برای دو تأمینکننده از پنج تأمینکننده در دسترس صادر میشود.
مدل پویای بودجهریزی بر مبنای عملکرد با رویکرد کارت امتیازی متوازن (مطالعه موردی: یک بانک تجاری)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 88-125
ملیحه رستمی، عادل آذر، محمود دهقان نیری، حسین صفری
چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.3.4.9
بودجهریزی بر مبنای عملکرد نوعی سیستم برنامهریزی و ارزیابی است که بر رابطه اهداف و نتایج عملکردی تأکید مینماید. در این نوع بودجهریزی، بخشهای مختلف بر اساس شاخصهای عملکردی در راستای اهداف راهبردی پاسخگو بوده و منابع نیز بر اساس اولویت و نتایج قابل اندازهگیری تخصیص داده میشوند. با توجه به نقش فزاینده این نوع بودجهریزی در اقتصاد، بانکها نیز بهعنوان نهادهای مالی همانند سایر سازمانها نیازمند بودجهریزی منابع، ارزیابی عملکرد و سنجش میزان تحقق اهداف استراتژیک خود هستند. لذا پژوهش حاضر با هدف توسعه مدل پویای بودجهریزی بر مبنای عملکرد با رویکرد کارت امتیازی متوازن بهمنظور ارزیابی همهجانبه و متوازن اثرات بودجهای در یک بانک تجاری انجامشده است. این پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی با رویکرد شبیهسازی پویا و مبتنی بر دو مرحله اصلی پیادهسازی کارت امتیازی متوازن و شبیهسازی پویا در افق زمانی20 ساله از سال 1390 الی1410اجراشده است. نتایج ارائهکننده یک مدل پویا بهعنوان مدل مالی بودجهریزی بانکی باقابلیت اعمال هرگونه تغییر در نرخهای سپرده و تسهیلات، درآمدها و هزینهها و سایر پارامترهای برونزا بر بانک به همراه شبیهسازی پیامدهای آن در افق زمانی و پیشبینی عملکرد متوازن است. لذا بر اساس مدل توسعهیافته، یک بانک میتواند بودجه بر مبنای عملکرد خود را مبتنی بر اهداف راهبردی تدوین و با اعمال تغییرات احتمالی و کنترل پیامدهای آن نسبت به تعدیل بودجه و مدیریت عملکرد خود اقدام کند.
تصمیم گیری مشارکتی در دوران پسا کرونا
دوره 5، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 165-192
مهدی عزیزی، عادل آذر، محمود دهقان نیری
چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.2.7.0
بحران کرونا با نشان دادن حالات مرزی سیستمهای اجتماعی - اقتصادی عرصههای مختلفی از زندگی انسان را تحت تأثیر قرار داده و باعث شده است بسیاری از جریانهای رو به رشد و گسترش در عرصههای تجارت و صنعت با چالش مواجه شوند. تصمیمگیری مشارکتی از جمله مهمترین این عرصههاست. این پژوهش تلاش میکند تأثیراتی که بحران کرونا بر لایههای مختلف دانش و اقدام تصمیمگیری مشارکتی گذاشته است را مورد بررسی قرار داده و تغییرات ضروری تصمیمگیری مشارکتی برای حیات در دوران پساکرونا را برآورد کند. بنابرین، گامی ضروری برای سامان دادن تصمیمگیری مشارکتی در دوران پساکروناست. بر این اساس، با بهرهگیری از استراتژی مبناگرایی، تأثیرات بحران کرونا بر تصمیمگیری مشارکتی در سه سطح مبانی، نظریات و تکنیکها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که تصمیمگیری مشارکتی در هر یک از سطوح معرفی شده، تحت تأثیر بحران کرونا قرار گرفته است. همچین در تمامی سطوح عرصههایی از تصمیمگیری کاملاً بدون تغییر باقی ماندهاند. تحلیلهای بیشتر نشان میدهد که علی رغم نگاه کمّی، مهمترین تأثیرات در سطح مبانی تصمیمگیری مشارکتی ایجاد شده است. نتایج این پژوهش بیانگر ضرورت اعمال تغییرات پارادایمیک در حوزه تصمیم گیری مشارکتی در دوران پسا کروناست. سرانجام پیشنهادهایی برای پژوهشهای بیشتر و پیشنهاداتی در سطح کاربردی ارائه شده است.
عارضهیابی ساختار سازمانی مبتنی بر مدل سیستمهای مانا (VSM)
دوره 3، شماره 1، بهار 1397، صفحه 187-215
زینب رضایی، عادل آذر، عباس مقبل باعرض، محمود دهقان نیری
چکیده در عصر حاضر، محیط پیش روی سازمانها محیطی پیچیده، آشفته و همراه با عدم اطمینان است. ساختار سازمانی متناسب یکی از عوامل اساسی جهت دستیابی سازمان به اهدافش و رویارویی با چالشهای محیطی محسوب میشود. مدلهای طراحی ساختار باید بهگونهای باشد که انواع پیچیدگیهای پیش روی سازمان مانند پیچیدگی موجود در محیط و پیچیدگی روابط بین ذینفعان را درک کند. مدل سیستمهای مانا (VSM) رویکردی برای عارضهیابی و طراحی ساختار سازمانی است که ریشه در سایبرنتیک سازمانی دارد. این رویکرد، مدلی انتزاعی یا طرحی کلی و عام برای کمک به طراحی ساختار سازمانی به شمار میرود. اساس این مدل آن است که وجود زیرسیستمهای مشخصی در سازمان و روابط بین آنها میتواند منجر به مانایی سازمان در محیط پیچیده شود. در پژوهش حاضر، از روششناسی سه مرحلهای این مدل که شامل مراحل شناسایی سیستم، عارضهیابی سیستم و کنترل جریانهای اطلاعاتی، کانالهای ارتباطی و خطاهای پرتکرار است، بهمنظور عارضهیابی ساختار سازمانی سازمان نظاممهندسی ساختمان استفاده شده است. بهکارگیری روششناسی فوق نشان داد که در سازمان موردمطالعه، مجموعهای از زیرسیستمها، جریانهای اطلاعات و همچنین کانالهای ارتباطی برای دستیابی به مانایی نواقصی دارند که رفع این کمبودها سازمان را جهت حرکت به سمت مانایی توانمندتر خواهد کرد.
ارائه یک شاخص جدید اعتبار خوشهبندی بر مبنای کاردینالیته فازی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 99-122
محمود دهقان نیری
چکیده بسیاری از روشهای خوشهبندی مستلزم تعیین تعداد خوشههای مورد جستجو میباشند. به مسئله تعیین تعداد خوشههای مناسب در خوشهبندی، مسئله اعتبار خوشهبندی میگویند. تخمین تعداد خوشههای بهینه از مهمترین موضوعات مدنظر متخصصان خوشهبندی در سالهای اخیر بوده و منجر به معرفی شاخصهای اعتبار زیادی شده است. پیشرفتهترین این شاخصها مبتنی بر تحلیل همزمان دو معیار میزان فشردگی(تراکم) درون خوشهها و میزان جدایی خوشهها از یکدیگر میباشد که عمدتاً درنتیجه عدم کارایی محاسباتی و پیچیدگی ریاضی ناکارآمد میشوند. بهمنظور رفع این کاستی، مقاله حاضر به پیشنهاد شاخص FCI که از مفهوم کاردینالیته در مجموعههای فازی بهره میبرد، پرداخته است. این شاخص علاوه بر در نظر گرفتن همزمان دو معیار تراکم و جدایی، از کارایی محاسباتی بالایی برخوردار بوده و بهدوراز تکلف ریاضی، با استفاده از کاردینالیته در خوشهبندی فازی به تعیین تعداد بهینه خوشهها میپردازد. در این مقاله علاوه بر مرور شاخصهای اعتبار خوشهبندی، به تشریح شاخص پیشنهادیFCI پرداخته شده و درنهایت، بهمنظور تبیین اثربخشی و کارایی شاخص، از مثال عددی استفاده شده است.
ارائه مدل برنامه ریزی تولید سبز در صنعت خودرو (مورد مطالعه: شرکت ایران خودرو)
دوره 1، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 45-69
محمود دهقان نیری، محسن خدابخش، امیرحسین امامیان
چکیده جهان امروز با مسائلی چون گرم شدن زمین، انواع آلودگی ها، افزایش مقدار گازهای گلخانه ای و ... مواجه است که این مسائل میتواند منجر به تهدید حیات بشر شود. بنابراین استراتژی های مربوط به حفظ محیط زیست به عنوان یکی از مهمترین اولویتهای سازمانی مد نظر قرار گرفته است. در این راستا سازمانها علاوه بر سودآوری و کسب مزیت رقابتی، در جهت از بین بردن ضایعات، کاهش انرژی مصرفی، تولید گازهای گلخانهای، مواد شیمیایی خطرناک و یا به عبارت دیگر تولید سبز تلاش می کنند. مقاله حاضر با هدف ارائه یک مدل ریاضی تولید سبز، پس از تشریح مدل به منظور تصمیمگیری و انتخاب استراتژی مناسب تولید سبز برای محصولات منتخب شرکت ایران خودرو بکارگرفته شده است. در این مدل تمامی ابعاد تولید سبز اعم از کاهش مصرف انرژی، مواد آلاینده محیط زیستی و آلودگی ناشی از بهرهبرداری محصول در قالب یک مدل برنامهریزی آرمانی درهم آمیخته شدهاند. نتایج حاصل از اجرای مدل در افق برنامهریزی 5 ساله، تولید محصولات سبزتر مانند پژو 206 و پارس با حداکثر ظرفیت و تولید سایرمحصولات را با حجم کمتر حاصل نموده است.
