نقش تجزیهوتحلیل دادهمحور و هوش مصنوعی در ارتقای تصمیمگیری و قابلیتهای بازاریابی شرکتی
دوره 10، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 57-85
سید علیرضا صفویان، فرشته منصوری مؤید، سید حمید خداداد حسینی
چکیده در دنیای تجارت مدرن، سازمانها برای تصمیمگیری مؤثر نیازمند بهرهگیری از تجزیهوتحلیل بازاریابی مبتنی بر داده، قابلیتهای کلانداده و هوش مصنوعی هستند. این پژوهش با بررسی همزمان این سه عنصر، نقش هوش مصنوعی را بهعنوان متغیر میانجی و تعدیلگر در بهبود تحلیلهای بازاریابی و تقویت قابلیتهای بازاریابی شرکتی ارزیابی میکند. فراوانی دادههای تولید شده در کانالهای مختلف، همراه با پیچیدگی رفتار مصرفکننده، مانع مهمی در استخراج بینشهای عملی برای استراتژیهای بازاریابی مؤثر است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش را خبرگان صنعتی و دانشگاهی ایران و کانادا تشکیل میدهند. بر اساس فرمول کوهن برای جامعه نامعین، حجم نمونه ۱۳۸ نفر تعیین و از طریق روش نمونهگیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود که پایایی آن برای تمامی سوالات با میزان آلفای کرونباخ 778/0 تأیید شد. یافتهها نشان میدهد قابلیتهای کلانداده بر تجزیهوتحلیلهای بازاریابی مبتنی بر داده اثرگذارند و هوش مصنوعی هم بهصورت تعدیلگر و هم میانجیگر بر روابط میان متغیرها اثر میگذارد. علاوه بر آن، نتایج نشان میدهد توسعه قابلیتهای بازاریابی شرکتی از طریق تجزیهوتحلیل بازاریابی میتواند با دقت و سرعت بیشتری انجام پذیرد. نوآوری این پژوهش در بررسی همزمان نقش میانجی و تعدیلگر هوش مصنوعی در تقویت رابطه بین قابلیتهای کلانداده و اثربخشی تجزیهوتحلیل بازاریابی مبتنی بر داده نهفته است.
طراحی مدل سیستم استنتاج فازی برای انتخاب استراتژی های مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی (مورد مطالعه صنعت بیمه)
دوره 10، شماره 1، بهار 1404، صفحه 67-95
زهرا قربانی، آمنه خدیور، سیدحمید خداداد حسینی
چکیده انتخاب استراتژی مناسب مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی، به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در پیاده سازی این فناوری شناخته شده است. بر این اساس، در این پژوهش به طراحی مدل انتخاب استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی با استفاده از سیستم استنتاج فازی پرداخته شد. پژوهش حاضر از نظر هدف نوعی پژوهش توسعه ای-کاربردی است و از حیث ماهیت نیز یک پژوهش آمیخته محسوب می شود. برای دستیابی به هدف پژوهش، ابتدا داده های مورد نظر از طریق مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان گردآوری شد و در ادامه یک سیستم استنتاج فازی ترکیبی متشکل از دو سیستم خبره فازی برای انتخاب استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی طراحی شد. سیستم خبره اول از تجمیع سه زیر سیستم عوامل سازمانی، عوامل مشتری و عوامل محیطی حاصل شد و سپس یک سیستم استنتاج تک لایه ای برای عوامل استراتژی طراحی شد. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی خبرگان دانشگاهی و صنعت در حوزه بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتری بود که تعداد 13 نفر از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی به عنوان افراد نمونه انتخاب شدند. در مرحله تدوین قواعد سیستم استنتاج فازی نیز تعداد 46 نفر از خبرگان صنعت بیمه با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه از تحلیل محتوا و در جهت تدوین مدل انتخاب استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی از روش سیستم استنتاج فازی با استفاده از نرم افزار متلب استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که سیستم طراحی شده از اعتبار خوبی برخوردار است.
واکاوی مؤلفههای ساختاری تصمیمگیری بر اساس اندیشه جلال الدین محمد مولوی
دوره 9، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-31
مهدی مصلحی، سید حمید خداداد حسینی، فرشته منصوری موید، ابراهیم خدایار
چکیده تصمیم گیری عنصری محوری در حیات فردی و سازمانی است و اندیشمندان دانش مدیریت به این موضوع توجه ویژه ای داشته اند. نظریات در حیطه تصمیم گیری بر پیشفرضهایی بنا شدهاند، پیشفرضهایی که ریشه در تفاوتهای مبانی هستیشناسی و معرفتشناسی دارد. به همین جهت بررسی موضوع با اهمیتی چون تصمیمگیری با مراجعه به متون ایرانی-اسلامی حائز اهمیت میباشد. واکاوی مؤلفههای ساختاری تصمیمگیری بر اساس اندیشه جلالالدین محمد مولوی، هدف اصلی این پژوهش است. این پژوهش بر اساس لایههای پژوهش از منظر پارادایم، تفسیری؛ از منظر منطق یا رویکرد، استفهامی؛ از منظر استراتژی، کیفی؛ از منظر روش تحقیق، مطالعۀ موردی؛ از منظر ماهیت روش، اکتشافی توصیفی؛ از منظر ابزار گردآوری داده، اسنادی و از منظر شیوۀ تحلیل، تحلیل مضمون است. حاصل این فرایند استخراج 224 کد توصیفی، 28 کد تفسیری و 6 مضمون فراگیر شامل عناوین زیر بوده است: 1. توجه به خواست خداوند؛ 2. تصمیم و رفتار؛ 3. تأثیرخداوند بر تصمیمگیری؛ 4. رشد در تصمیمگیری؛ 5. خطا و شکست در تصمیمگیری و 6. عزم در تحقق تصمیم. واکاوی مؤلفههای ساختاری مؤثر بر تصمیمگیری بر اساس اندیشه جلالالدین محمد مولوی میتواند به غنیتر شدن چارچوبهای مطرح شده در زمینه تصمیمگیری کمک کند.
بررسی نقش ابعاد تاریخی سازمان در تصمیم مدیران برای اجرای تغییرات استراتژیک؛ مروری نظاممند
دوره 7، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 157-188
محمد جوادی، اسدالله کردنائیج، سید حمید خداداد حسینی، اسدالله گنجعلی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری جامع از نقش ابعاد تاریخی سازمان در تصمیم مدیران برای اجرای تغییرات استراتژیک، به مرور نظاممند این حوزه پرداخته است؛ برای گردآوری داده، مقالات موجود در بازه زمانی1990 تا 21 ژانویه 2021 بررسی شد و در نهایت با اعمال شیوهنامه پژوهش، 84 مقاله انتخاب گردید که نقش ابعاد تاریخ سازمانی را ذیل چهار بعد «ساختار تاریخی قدرت تصمیم گیری»، «مراحل چرخه عمر سازمانی»، «هویت تاریخی و تجربه سازمانی» و «فرهنگ سازمانی» معرفی میکردند؛ در این تحلیل که با روش تحلیل مضمون صورت گرفته نقش «ساختار تاریخی قدرت تصمیم گیری» دارای مولفههای «روند جانشینی مدیرعامل»، «استقلال مدیرعامل و حمایت از تغییر»، «گستره سرمایه انسانی و اجتماعی هیئت مدیره»، «عمق سرمایه انسانی و اجتماعی هیأت مدیره»، «قدرت هیأت مدیره» و «ساز و کارهای نظارتی و حکمرانی»، نقش «مراحل چرخه عمر سازمانی» دارای مولفههای «اندازه کوچک»، «اندازه بزرگ تأمین کننده منابع تغییر»، «مزیت ناشی از مقیاس»، «سن پایین سازمان» و «مرحله معرفی و بلوغ در چرخه عمر»، نقش «هویت تاریخی و تجربه سازمانی» دارای مولفههای «خلاء هویتی در اثر تغییر»، «روایتها و جهتگیریهای رسمی و غیررسمی مشوق تغییر»، «تجربه تغییر موفق»، «عادت سازمان به تغییر» و «لزوم تغییر در سخنرانیهای رسمی، گزارشها و اخبار سازمانی» است و در نهایت نقش «فرهنگ سازمانی» دارای مولفههای «غلبه گفتمان تغییر»، «فراموشی سازمانی»، «تشریفات، آداب و رسوم، داستانها و افسانههای موجود در سازمانی» و «جو سازمانی حامی» میباشد. برای هر کدام از مولفههای مورد اشاره، تفصیلاً شاخصهایی در نظر گرفته شد.
طراحی مدل پیش بینی چرخه عمر محصول با رویکرد ترمودینامیک
دوره 6، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 79-101
امیر حسین خشویی، سید حمید خداداد حسینی، امیر محمد کلابی
چکیده هدف از این مطالعه ادغام مدل های بازاریابی مرتبط و ایجاد یک مدل برای فعالیتهای بازاریابی سلسله مراتبی جهت شناسایی سطوح مختلف فعالیت های مورد نیاز در مراحل گوناگون چرخه عمر محصول می باشد. در این مطالعه به منظور تشریح پدیده چرخه عمر محصول همزمان فعالیتهای آمیخته بازاریابی به عنوان عامل ایجاد تغییر در کیفیت آنتروپی به کار گرفته شده است. در این پژوهش کاشی و سرامیک به عنوان محصول مورد نظر جهت بررسی اعتبار نظریات تجربی انتخاب شده است و از مدیران برند، فروش و بازاریابی سه شرکت تولید کننده کاشی و سرامیک خواسته شد تا به سوالات مورد نظر پاسخ دهند. سپس از طریق فرآیندهای تحلیل سلسله مراتبی و شبیه سازی نمودارهایی شبیه سازی شده اند که نشان می دهند در حالتی که فعالیت های آمیخته بازاریابی بیشتری به کار گرفته می شوند ، طول عمر محصول طولانی تر بوده و حجم فروش آن نیز بیشتر خواهد بود.
