سیاستگذاری بر عملکرد اکوسیستم نوآوری سبز با کاربرد مدلسازی ترکیبی تحلیل پوششی دادههای شبکهای و تئوری بازیها
دوره 9، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 120-153
حبیب زارع احمدآبادی، فاطمه رجایی، سید حبیباله میرغفوری، فاطمه زمزم
چکیده پژوهش حاضر باهدف ارزیابی اکوسیستم نوآوریهای سبز و نحوه سیاستگذاری علم و فناوری سبز کشورهای منتخب اروپایی در راستای حصول اطمینان از اینکه اروپا به سمت به حداقلسازی کربن، توسعه پایدار کلنگر، و اقتصاد سبز، نوآورانه و رقابتی در حرکت است، انجام شده است. این پژوهش در تلاش است با بررسی پیشینه تحقیقات مشابه، مجموعهای از شاخصهای ورودی، میانجی و خروجی مفید را جهت تعیین مدل نشانگر مراحل تأثیرگذار بر عملکرد اکوسیستم نوآوری سبز کشورهای منتخب ارائه نماید. با جمعآوری دادههای موجود از طریق بانکهای داده، و مهیاکردن زمینة مدلسازی ریاضی، مدل ریاضی با تلفیق روشهای تحلیل پوششی دادههای شبکهای و تئوری بازیها با کمک نرمافزار Lingo طراحی گردید تا کارایی نسبی را در حوزههای عملکردی با هم ترکیب کرده و یک امتیاز موزون نهایی جهت ارزیابی عملکرد اکوسیستم نوآوری سبز برای کشورهای عضو اتحادیه اروپا محاسبه نماید. نتایج حاکی از آن است که باتوجهبه مدل مفهومی شامل چهار مرحله خلق و توسعه دانش، پیادهسازی دانش، تبدیلات مالی و اقتصادی و حفاظت از محیطزیست، با تغییر در عملکرد کشورها در مرحله تبدیلات مالی و اقتصادی، کارایی کل کشورها بهصورت محسوسی بالا میرود؛ همچنین بعضی از متغیرها مانند ارزش کل سرمایهگذاریهای مرحله اولیه سبز، پتنت سبز، انتشارات دانشگاهی مرتبط با نوآوری زیستمحیطی، توسعه فناوریهای مرتبط با محیطزیست و اندازه بازار صنعت سبز نسبت به سایر متغیرها دارای شکاف عملکردی بیشتری هستند که با بهبود آنها میتوان قدمهای بزرگی در راستای افزایش عملکرد کشورها در بهبود وضعیت اکوسیستم نوآوری سبز برداشت
رویکرد ترکیبی نوین بر پایه تحلیل پوششی دادههای DFM با خروجی نامطلوب و تحلیل خوشهای جهت ارزیابی توسعه پایدار کشورها
دوره 7، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 53-86
فاطمه زمزم، حبیب زارع احمدآبادی، علیرضا ناصر صدرآبادی، علی مروتی شریفآبادی
چکیده تحلیل کارایی کشورها در زمینه توسعه پایدار با توجه ویژه به انتشار گازهای گلخانهای، میتواند کمک شایانی به سیاستگذاری توسعه منطقهای و جهانی نماید. پژوهش حاضر با ارائه یک مدل DFM با خروجیهای نامطلوب به ارزیابی عملکرد کشور ایران و 38 کشور OECD میپردازد. مقایسه تغییرات میزان افزایش در خروجی و کاهش در ورودیهای جهت کارا شدن واحدهای تصمیمگیری در مدلهای DFM و CCR از اهداف این پژوهش است .بر اساس بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش نهادههای نیروی کار شاغل، کل مصرف انرژی اولیه و تشکیل سرمایه ناخالص بهعنوان ورودی، نهاده تولید ناخالص داخلی (GDP) بهعنوان خروجی مطلوب و نهاده مجموع انتشار گازهای گلخانهای بهاستثنای LULUCF بهعنوان خروجی نامطلوب درنظرگرفته شدهاست. در نهایت نتایج نشان داد که کشورهای ناکارا جهت رسیدن به مرز کارا باید بیشترین تغییر را در نهاده ورودی کل مصرف انرژی اولیه و کمترین تغییر را در نهاده خروجی مطلوب (GDP) ایجاد کنند لذا توجه به مدیریت مصرف انرژی و پرداختن به آن میتواند در کارا شدن کشورهای ناکارا و دارای عملکرد ضعیف در پایداری زیستمحیطی، نظیر ایران مؤثرتر باشد همچنین تحلیلها نشان داد که در ایران جهت بهبود وضعیت پایداری، سیاستگذاران باید بیشترین توجه خود را معطوف به کاهش مصرف انرژی، افزایش سطح بهرهوری نیروی کار، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و در نهایت بهبود بهرهوری سرمایهگذاری و GDP نمایند. بر مبنای روش تحقیق اشارهشده، به مقایسه دو شیوه مدلسازی ارزیابی کارایی کشورها در زمینه توسعه پایدار پرداختهشده است و مزیتهای مدل DFM نسبت به CCR مورد تحلیل قرار گرفتهاست.
