تحلیلی دادهمحور از عملکرد بازاریابی رقابتی در شرایط عدم قطعیت: اثر تعاملات چندگانه بین کلانداده، قابلیتهای تجزیه و تحلیل بازاریابی، هوش مصنوعی و تصمیمگیری بازاریابی کل نگر
دوره 10، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 156-179
سهیلا خدامی، رسول نصرتپناه
چکیده با دیجیتالی شدن کسبوکارها، کلاندادهها و تحلیلهای پیشرفته بیش از پیش اهمیت یافتهاند. مطالعه حاضر با در نظر گرفتن تعاملات بین پذیرش هوش مصنوعی، قابلیتهای تجزیه و تحلیل بازاریابی، تصمیمگیری بازاریابی کلنگر و عدم قطعیت بازار به بررسی تأثیر استفاده از کلانداده بر عملکرد بازاریابی رقابتی پرداخته است. این پژوهش دارای پارادایمی اثباتگرا، رویکردی قیاسی، هدفی کاربردی و از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری مدیران بازاریابی شرکتها بودند. حجم نمونه با نرمافزارG-power3 263 نفر تعیین شد. دادهها با پرسشنامه استاندارد آنلاین به روش نمونهگیری غیر احتمالی در دسترس گردآوری و مدل پژوهش از طریق مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار SmartPLS3 تحلیل شد. یافتهها نشان داد که در شرایط عدم قطعیت بازار، استفاده از کلانداده از طریق پذیرش هوش مصنوعی، قابلیتهای تحلیل، تصمیمگیری و عملکرد بازاریابی رقابتی شرکتها را بهبود میبخشد. این پژوهش برای اولین بار با طراحی چارچوبی تلفیقی از فناوری هوش مصنوعی، قابلیتهای تحلیل و تصمیمسازی در بستر بازارهای ناپایدار، چشمانداز تازهای برای استراتژیهای بازاریابی دادهمحور فراهم آورده که میتواند به عنوان یک مدل عملیاتی، راهنمایی برای افزایش میزان آمادگی دادهمحور مدیران بازاریابی و نیز طراحی مسیرهای اثربخش برای بهینهسازی عملکرد بازاریابی از طریق ادغام فناوری و تحلیل باشد.
نقش تجزیهوتحلیل دادهمحور و هوش مصنوعی در ارتقای تصمیمگیری و قابلیتهای بازاریابی شرکتی
دوره 10، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 57-85
سید علیرضا صفویان، فرشته منصوری مؤید، سید حمید خداداد حسینی
چکیده در دنیای تجارت مدرن، سازمانها برای تصمیمگیری مؤثر نیازمند بهرهگیری از تجزیهوتحلیل بازاریابی مبتنی بر داده، قابلیتهای کلانداده و هوش مصنوعی هستند. این پژوهش با بررسی همزمان این سه عنصر، نقش هوش مصنوعی را بهعنوان متغیر میانجی و تعدیلگر در بهبود تحلیلهای بازاریابی و تقویت قابلیتهای بازاریابی شرکتی ارزیابی میکند. فراوانی دادههای تولید شده در کانالهای مختلف، همراه با پیچیدگی رفتار مصرفکننده، مانع مهمی در استخراج بینشهای عملی برای استراتژیهای بازاریابی مؤثر است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش را خبرگان صنعتی و دانشگاهی ایران و کانادا تشکیل میدهند. بر اساس فرمول کوهن برای جامعه نامعین، حجم نمونه ۱۳۸ نفر تعیین و از طریق روش نمونهگیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود که پایایی آن برای تمامی سوالات با میزان آلفای کرونباخ 778/0 تأیید شد. یافتهها نشان میدهد قابلیتهای کلانداده بر تجزیهوتحلیلهای بازاریابی مبتنی بر داده اثرگذارند و هوش مصنوعی هم بهصورت تعدیلگر و هم میانجیگر بر روابط میان متغیرها اثر میگذارد. علاوه بر آن، نتایج نشان میدهد توسعه قابلیتهای بازاریابی شرکتی از طریق تجزیهوتحلیل بازاریابی میتواند با دقت و سرعت بیشتری انجام پذیرد. نوآوری این پژوهش در بررسی همزمان نقش میانجی و تعدیلگر هوش مصنوعی در تقویت رابطه بین قابلیتهای کلانداده و اثربخشی تجزیهوتحلیل بازاریابی مبتنی بر داده نهفته است.
شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای کلیدی تابآوری زنجیره تأمین هوشمند با رویکردی چندمعیاره مبتنی بر فناوریهای نوین هوش مصنوعی و بلاکچین
دوره 10، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 118-151
حمید تابلی، جمشید ابراهیم پور سامانی
چکیده در شرایط پیچیدگیها و ناپایداریهای مستمر زنجیرههای تأمین، تصمیمگیری هوشمندانه و ارتقای تابآوری سازمانی ضرورتی انکارناپذیر است. هدف پژوهش حاضر، طراحی چارچوبی هوشمند برای تقویت تابآوری زنجیره تأمین با بهرهگیری از فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی و بلاکچین است. پژوهش حاضر، با رویکرد آمیخته انجام شد. در گام نخست، مرور نظاممند ادبیات در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا نیمه نخست ۲۰۲۵ بر روی ۶۳ مقاله از پایگاههای Scopus و Web of Science انجام و پس از غربالگری، ۳۴ مقاله مرتبط انتخاب گردید. سپس، با استفاده از نرمافزار مکس کیودا ۲۰۲۲، تحلیل مضمون جهت استخراج مؤلفههای کلیدی و تدوین چارچوب مفهومی اولیه صورت گرفت. برای بومیسازی و اعتبارسنجی یافتهها، مصاحبههای نیمهساختاریافته با 20 خبره حوزه زنجیره تأمین هوشمند انجام و مجدداً با همان روش تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی، از دلفی فازی برای غربالگری معیارها و از تکنیک دیمتل فازی و نیز روش ANP فازی برای تعیین روابط علی، اثرگذاری و وزندهی معیارها بهره گرفته شد نتایج نشان داد فناوریهای نوین با ارتقای شفافیت اطلاعات، تسریع تصمیمگیری و بهبود پیشبینی، تابآوری زنجیره تأمین را به طور معناداری افزایش میدهند. «دیجیتالسازی زنجیره»، «اقتصاد هوشمند کشاورزی» و «سیاستگذاری نهادی» پیشرانهای کلیدی شناسایی شدند و «مشارکت فناورانه» و «خودکارسازی فرایندها» بیشترین اثر را بر انطباقپذیری و بازگشتپذیری سیستم داشتند. یافتهها، نقشه راهی هوشمند برای تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت و توسعه ظرفیتهای فناورانه سازمانها ارائه میکند.
