اندازهگیری بدترین عملکرد واحدهای تصمیمگیری: تلفیق خروجیهای نامطلوب و ورودیهای غیرقابل کنترل در DEA نادقیق
دوره 3، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 197-222
حسین عزیزی، علیرضا امیرتیموری، سهراب کردرستمی
چکیده در ارزیابی عینی عملکرد واحدهای تصمیمگیری (DMUs)، دو مشکل وجود دارد. مشکل اول نحوه کار با خروجیهای نامطلوب است که در کنار خروجیهای مطلوب تشکیل میشوند و مشکل دوم نحوه کار با متغیرهای غیرقابلکنترل است که غالباً تأثیر محیط عملیاتی را حفظ میکنند. با توجه به مشکلات ساخت مدل و دسترسپذیری دادهها، تعداد کمی از مقالات منتشر شده هر دو مشکل فوق را بهطور همزمان در نظر گرفتهاند. هدف از مقاله حاضر، پیشنهاد زوج جدیدی از مدلهای تحلیل پوششی دادهها (DEA) برای اندازهگیری کاراییهای نسبی دیامیوها در حضور عوامل غیرقابلکنترل، عوامل نامطلوب و دادههای نادقیق است. در مقایسه با DEA سنتی، رویکرد DEA پیشنهادی، کارایی هر دیامیو را نسبت به مرز بدترین عملکرد، که به آن مرز ورودی نیز میگویند، اندازهگیری میکند (بدترین کارایی نسبی یا کارایی بدبینانه). مدلهای DEA پیشنهادی، دادههای قطعی، اطلاعات ترجیح ترتیبی، بازهای، عوامل نامطلوب و عوامل غیرقابلکنترل را بهطور همزمان برای اندازهگیری کاراییهای نسبی دیامیوها در نظر میگیرند. یافتههای این مقاله نهفقط برای روش ارزیابی عملکرد مفید است، بلکه برای محققان صنعتی و دانشگاهی نیز مفید بوده و نتایجی از منظر سیاستگذاری را نیز دربردارد. در این مقاله، یک مثال عددی نیز برای نشان دادن کاربرد مدلهای DEA پیشنهادی ارائه خواهد شد.
ارائهی یک رویکرد جدید تحلیل پوششی دادهها با مرزهای کارآ و ناکارآ برای انتخاب تأمین کننده با وجود خروجیهای نامطلوب و دادههای نادقیق
دوره 1، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 139-170
حسین عزیزی، علیرضا امیرتیموری، سهراب کردرستمی
چکیده انتخاب تأمین کننده در سازمانها نقشی کلیدی ایفا میکند، چرا که هزینهی مواد اولیه بخش اصلی هزینهی محصول نهایی را تشکیل میدهد. انتخاب یک تأمین کنندهی مناسب امروزه یکی از مهمترین تصمیمات بخش خرید است. این تصمیم عموماً به معیارهای مختلفی بستگی دارد. برای مدیریت مؤثر این عمل خرید که از نظر راهبردی حایز اهمیت است، باید روش و معیارهای مناسبی برای مسئله انتخاب شود. این مقاله رویکرد «تحلیل پوششی دادهها با مرزهای کارآ و ناکارآ» را برای ارزیابی و انتخاب بهترین تأمین کننده در حضور خروجیهای نامطلوب و دادههای نادقیق پیشنهاد میکند. تحلیل پوششی دادهها با مرزهای کارآ و ناکارآ دو کارآیی را برای تصمیمگیری در نظر میگیرد: یکی نسبت به مرز کارآیی اندازهگیری میشود و بهترین کارآیی نسبی یا کارآیی خوشبینانه نامیده میشود، و دیگری نسبت به مرز ناکارآیی سنجیده میشود و بدترین کارآیی نسبی یا کارآیی بدبینانه نامیده میشود. به علاوه، با استفاده از این رویکرد، اندازههای عملکرد کلی جدیدی برای نمرهدهی به تأمین کنندگان در حضور خروجیهای نامطلوب و دادههای نادقیق ارائه میشود. در مقایسه با تحلیل پوششی دادههای سنتی، رویکرد تحلیل پوششی دادهها با مرزهای کارآ و ناکارآ بهترین تأمین کننده را به درستی و به آسانی شناسایی میکند. دو مثال عددی کاربرد رویکرد پیشنهادی را نشان میدهند.
