مدل دو هدفه ادغام بانکهای نیروهای مسلح با رویکرد کارایی و عدالت
صفحه 1-29
سعید ضرغامی، مقصود امیری، احمد ماکوئی، محمدتقی تقوی فرد
چکیده یکی از حوزه های علم مکان یابی، مکان زدایی می باشد که با توجه به سیاست ها و تاثیرات محیطی، تسهیلات موجود تقلیل و یا بسته می شوند. در این مطالعه یک مدل مکان زادیی ادغامی برای بانک های به اصطلاح نظامی جمهوری اسلامی ایران ارانه شده است. از نظر حاکمیتی و به منظور متقاعد سازی ذی نغعان یک رویکرد عادلانه با استفاده از محدودیت های فازی در نظر گرفته شده است. همچنین با توجه به تنوع برند و عوامل متعدد برای تعیین اهمیت شعب، امتیاز کارایی حاصل از روش تحلیل پوششی داده ها با بکارگیری مدل CCR ورودی محور به عنوان وزن شعب در نظر گرفته شده است. برای حل مسئله از روش اپسیلون- محدودیت ارتقا یافته استفاده شده است. نتایج مطالعه برای شعب بانک ها نشان داد اهداف مربوط به عدالت و کارایی، متناقض بوده و حل پاراتویی تولید می کنند. شهر قم برای درک بهتر موضوع ادغام تسهیلات، در نظر گرفته شده است. حل مدل با استفاده از نرم افزار گمز و سالور Bonmin انجام شده است.
اعتبارسنجی مشتریان بانک همراه با تعیین بهینه پارامترهای تسهیلات با استفاده از مدل شبیهسازی- بهینهیابی
صفحه 31-65
امیر خرّمی، محمود دهقان نیری، علی رجب زاده
چکیده در این مقاله، روشی جدید برای اعتبارسنجی و تعیین پارامترهای بهینه تسهیلات بانکها توسط رویکرد شبیهسازی-بهینهیابی ارائه شدهاست. روش پیشنهادی شامل سه مرحله آمادهسازی دادهها، مدل اعتبارسنجی و مدل شبیهسازی-بهینهیابی میباشد. در آمادهسازی دادهها، اطلاعات تسهیلات بانکی و صورتهای مالی شرکتها گردآوری شده و ویژگیهای مورد نیاز محاسبه میشوند. انتخاب ویژگیهای مهم توسط الگوریتم حداقل افزونگی حداکثر ارتباط (MRMR) انجام میگیرد. سپس برای حل مسئله اعتبارسنجی، از پنج روش کلاسهبندی شامل رگرسیون لجستیک (LR)، ماشین بردار پشتیبان (SVM)، شبکه عصبی مصنوعی (ANN)، تقویت گرادیان شدید (XGB) و جنگل تصادفی (RF) استفاده میشود. عملکرد این مدلها توسط معیارهایی چون دقت، نمره F1 و سطح زیر منحنی (AUC) ارزیابی شده و بهترین مدل برای مرحله بعد انتخاب میشود. در مرحله شبیهسازی-بهینهیابی، مشخصات بهینه تسهیلات اعطایی به مشتریان با هدف حداقلسازی نرخ نکول تسهیلات انجام میگیرد. برای این منظور، اندازه تسهیلات، نرخ بهره و مدت زمان بازپرداخت تسهیلات به عنوان متغیرهای مسئله بهینهسازی در نظر گرفته میشوند. حل مسئله بهینهسازی توسط الگوریتم ممتیک (MA) در چهار حالت صورت میگیرد. در الگوریتم ممتیک، برای تخمین احتمال نکول مشتریان، از مدل اعتبارسنجی از پیش آموزش دیده استفاده میشود. مطالعه موردی بر روی دادههای 1000 مشتری حقوقی یک بانک تجاری در ایران صورت گرفته است. از بین 30 ویژگی تعریف شده، 11 ویژگی برای استفاده در اعتبارسنجی انتخاب شدند. روش جنگل تصادفی (RF) بهترین عملکرد را در بین مدلهای اعتبارسنجی داشته است. رویکرد شبیهسازی-بهینهیابی موفق شده با کاستن از اندازه تسهیلات و نرخبهره و افزایش مدت تسهیلات، نرخ نکول را از 38% به 20% کاهش دهد.
طراحی مدل سیستم استنتاج فازی برای انتخاب استراتژی های مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی (مورد مطالعه صنعت بیمه)
صفحه 67-95
زهرا قربانی، آمنه خدیور، سیدحمید خداداد حسینی
چکیده انتخاب استراتژی مناسب مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی، به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در پیاده سازی این فناوری شناخته شده است. بر این اساس، در این پژوهش به طراحی مدل انتخاب استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی با استفاده از سیستم استنتاج فازی پرداخته شد. پژوهش حاضر از نظر هدف نوعی پژوهش توسعه ای-کاربردی است و از حیث ماهیت نیز یک پژوهش آمیخته محسوب می شود. برای دستیابی به هدف پژوهش، ابتدا داده های مورد نظر از طریق مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان گردآوری شد و در ادامه یک سیستم استنتاج فازی ترکیبی متشکل از دو سیستم خبره فازی برای انتخاب استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی طراحی شد. سیستم خبره اول از تجمیع سه زیر سیستم عوامل سازمانی، عوامل مشتری و عوامل محیطی حاصل شد و سپس یک سیستم استنتاج تک لایه ای برای عوامل استراتژی طراحی شد. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی خبرگان دانشگاهی و صنعت در حوزه بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتری بود که تعداد 13 نفر از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی به عنوان افراد نمونه انتخاب شدند. در مرحله تدوین قواعد سیستم استنتاج فازی نیز تعداد 46 نفر از خبرگان صنعت بیمه با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه از تحلیل محتوا و در جهت تدوین مدل انتخاب استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی از روش سیستم استنتاج فازی با استفاده از نرم افزار متلب استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که سیستم طراحی شده از اعتبار خوبی برخوردار است.
مدلسازی رشد بازار با استفاده از رویکرد پویاییشناسی سیستمها: مورد مطالعه بازار گیاهان دارویی
صفحه 97-131
محمدرضا ذوالفقاریان، حسن خاتمی، محمدمهدی فشارکی
چکیده وابستگی شدید ایران به صادرات نفت، توجه به توسعه صادرات غیرنفتی به ویژه در بخش کشاورزی و صنعت گیاهان دارویی را بیش از پیش ضروری کرده است. این مقاله با نگاهی کل گرا به بررسی و مدلسازی رشد بازار گیاهان دارویی در ایران با استفاده از رویکرد پویاییهای سیستم میپردازد. هدف اصلی تحقیق، شناسایی پویاییهای کلیدی در بازار گیاهان دارویی و ارائه راهکارهایی به منظور ارتقاء این بازار است. رویکرد پویاییهای سیستم اجازه میدهد تا تأثیرات متقابل بین متغیرهای کلیدی و رشد بازار گیاهان دارویی مورد تحلیل قرار گیرد. دادههای تحقیق از منابع کتابخانهای و مصاحبه با ۱۱ نفر از خبرگان شامل صنعتگران، دانشگاهیان و پژوهشگران به دست آمده است. مدل پویای مسأله در نرمافزار ونسیم، ترسیم، فرموله، اعتبارسنجی و شبیهسازی شده است تا براساس فرضیههای پویا، سناریوهای متفاوت بررسی و مقایسه گردند. در همین راستا نتایج اجرای چهار سناریوی پیشنهادی بر روی مدل نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج بهدستآمده حاکی از این است که با بهکارگیری سیاستهایی مانند 1)آگاهسازی پزشکان، 2)افزایش مهارت و دانش کشاورزان و بهبود عملکرد تجار ایرانی، 3)افزایش تبلیغات اولیه و فروشگاههای عمومی و تخصصی و 4)بهبود کیفیت و تنوع محصولات و بستهبندی، امکان رشد و توسعه پایدار بازار گیاهان دارویی در ایران وجود خواهد داشت.
ارائه مدل تصمیم گیری هماهنگ در زنجیره تأمین فیلم سازی با استفاده از قرارداد مشارکت تسهیم درآمد : مطالعه موردی در فیلم های سینمایی حوزه ایثار و شهادت
صفحه 133-161
حسین محمدی دولت آبادی، محمدرضا دزفولی، محمدعلی حاجلو
چکیده در این پژوهش، یک ساختار تصمیمگیری هماهنگ در یک مدل دوسطحی شامل تهیهکننده و توزیعکننده در زنجیره تأمین فیلم سازی با استفاده از قرارداد تسهیم درآمد مورد بررسی قرار میگیرد. تقاضا در مدل ارائه شده به هزینههای مسئولیت اجتماعی تهیهکننده و تلاش بازاریابی توزیعکننده بستگی دارد. این تحقیق به دنبال بهینهسازی قیمت بلیت سینما و سطح تلاش بازاریابی که مربوط به تصمیمات توزیعکننده است و قیمت حق پخش و سطح مسئولیتهای اجتماعی که مربوط به تصمیمات تهیهکننده است، میباشد. متغیرهای مدل ارائه شده در دو سناریوی تصمیمگیری غیرمتمرکز و تصمیمگیری هماهنگ آنالیز و بررسی شده و مقادیر متغیرهای تصمیم و همچنین سود اعضای زنجیره تأمین و سود کل زنجیره تأمین مقایسه و استراتژیهای بهینه تحلیل میشوند. بهمنظور حرکت از یک مدل تصمیمگیری غیرمتمرکز به سمت مدل تصمیمگیری هماهنگ از یک قرارداد مشارکت بر پایه تسهیم هزینه بازاریابی، هزینه مسئولیتهای اجتماعی بهعنوان سهمالشرکه و تسهیم درآمد بر اساس میزان قدرت چانی زنی به صورتی که اعضای زنجیره تأمین سینما بهرهمندی لازم را از این مشارکت ببرند، ارائه گردیده است. نتایج نشان میدهد که سود تهیهکننده و توزیعکننده تحت قرارداد مشارکت تسهیم (در بازه تسهیم 0/285 تا 0.795)، نسبت به تصمیمگیری غیرمتمرکز بهبود مییابد. همچنین، در بازه خارج از نرخ تسهیم، قرارداد مشارکت تسهیم درآمد توانایی هماهنگی را ندارد و تصمیمگیری غیرمتمرکز که در آن اعضای زنجیره تأمین (تهیهکننده و توزیعکننده) به طور مستقل و انفرادی تصمیمگیری میکنند، اولویت خواهد داشت.
سوگیریهای شناختی در تصمیمگیری استراتژیک: مرور نظاممند
صفحه 163-197
علی روستا کلیشمی، علی حیدری، محمدعلی شاه حسینی
چکیده اگرچه شهود مدیریتی میتواند به قضاوتهای استثنایی بینجامد اما آبستن سوگیریهایی است که گاه منجربه خطاهای جبران ناپذیری میشود. تأثیر گسترده سوگیریهای شناختی بر تصمیمگیری استراتژیک و پیامدهای خطیر آن به خوبی در ادبیات پرداخته شده است، اما همچنان یک لنز نظری واحد برای درک مکانیسمهای متنوع آنها وجود ندارد. ادبیات موجود تمایل دارد سوگیریها را به صورت جداگانه بررسی نموده و در درک ماهیت پیچیده و چندوجهی روانشناختی آنها ناتوان است. مرور پیشرو ادبیات سوگیریهای شناختی در تصمیمگیری استراتژیک را تلفیق نموده و یک طبقهبندی جدید ارائه میدهد. در قالب پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد PRISMA پس از تدقیق سوال تحقیق ابتدا 356 پژوهش مورد بررسی کلیات و چکیده قرار گرفت و در نهایت 105مقاله انتخاب و پس از مطالعه و تحلیل آنها، نتایج تلخیص و ارایه گردید. در نتیجه تحلیل نظاممند پژوهشهای منتخب، ابتدا 48 سوگیری موثر در تصمیمگیری استراتژیک شناسایی و معرفی شد. در ادامه با ارائه یک دستهبندی از مکانیزمهای زیربنایی سوگیریها سعی شد تا چارچوبی جهت مطالعه سوگیریها ارائه شود. در این راستا سوگیریهای ارائه شده در این پژوهش در سه گروه خطاهای شناختی، خطاهای انگیزشی و ترکیبی دستهبندی شدند. این چارچوب درک جامعتری از چگونگی تأثیر این سوگیریها بر انتخابهای استراتژیک در بستر پیچیده سازمان ارائه میدهد. با عنایت به یافتههای این پژوهش میتوان گفت سوگیریهای مدیران در تصمیمات استراتژیک، ماهیتهای متفاوتی دارند که آگاهی از آنها قدم اول جهت کاهش اثرات نامطلوب سوگیری در تصمیمگیری خواهد بود.