یک مدل ریاضی چندهدفه برای مدیریت بهینه انرژی مناطق مسکونی هوشمند با در نظر گرفتن عدم قطعیت
صفحه 1-30
محمدحسین طحاری مهرجردی، عالیه کاظمی، حامد شکوری گنجوی
چکیده سیستمهای تولید برق کنونی کشور، نیروگاههایی با مقیاس بزرگ هستند که در مکانهای دور از مصرف کننده قرار دارند. این نیروگاهها از سوختهای فسیلی به عنوان منبع اصلی خود استفاده میکنند. با افزایش تقاضا برای برق، انتشار گازهای گلخانهای و اتلاف برق بیشتر شده و قابلیت اطمینان کاهش مییابد. شهرهای هوشمند راه-حل مطلوبی را دربرابر چالشهای مذکور ارائه کردهاند. داشتن شبکههای هوشمند مهمترین ویژگی یک شهر هوشمند است که مدیریت انرژی یکی از اجزای اصلی سیستم انرژی آن به شمار میرود. مدیریت صحیح منابع انرژی بهینهسازی استفاده از آن و به حداقلرساندن هزینه تولید انرژی و مخاطرات زیستمحیطی آن را ایجاب میکند. در این راستا، این پژوهش یک مدل بهینهسازی چندهدفه برای مدیریت انرژی یک شبکه هوشمند ارائه میکند. این مدل حداقلسازی هزینه، آلودگی، و پیک مصرف را همزمان با حداکثرسازی قابلیت اطمینان به عنوان اهداف خود دنبال میکند. در این مدل عدم قطعیتهای توان خروجی منابع انرژی تجدیدپذیر، تقاضا و قیمت با استفاده از رویکرد تصادفی سناریومحور برنامهریزی شده است. مسأله به صورت یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط فرمولبندی و جوابهای پارتو از روش محدودیت اپسیلون و جواب مطلوب پارتو از روش رضایتبخشی فازی به دست آمده است. نتایج حاکی از آن است که شبکه هوشمند انرژی علاوه بر صرفهجویی در مصرف انرژی، موجب کاهش همزمان هزینه و آلودگی و افزایش قابلیت اطمینان سیستم می-شود.
تحلیل ذینفعان و عارضهیابی سیستمی زنجیره تامین برق با رویکرد صنعت 4.0
صفحه 32-59
محمودرضا شاهی پسند، نازنین پیله وری، علی رجب زاده
چکیده زنجیره تامین برق نقش اساسی در تأمین انرژی برای توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی ایفا میکند و شناخت نظرات و نیازهای ذینفعان آن پایهایترین مساله در شناخت این صنعت است. این شناخت باعث میشود تا زنجیره تامین برق با توجه به مواجهه با چالشها و تغییرات، بتواند بهبود و تجدیدنظرهای موثری را در فرآیندها و فناوریهای خود اعمال کند. این مقاله به تحلیل ذینفعان زنجیره تامین برق با تمرکز بر اصول و مفاهیم صنعت 4.0 میپردازد. در این راستا، از متدولوژی سیستمهای نرم برای تحلیل ذینفعان و عوامل مختلف زنجیره تامین برق با توجه به رویکرد صنعت 4.0 استفاده شده است. متدولوژی مذکور توسط تعریف سیستمهای فعالیت هدفمند مرتبط با زنجیره تامین برق، مدلهایی را برای نمایش ابعاد مختلف این موضوع ایجاد میکند. مقاله به جزئیات متدولوژی مورد استفاده، تحلیل نتایج و تأثیرات آن بر زنجیره تامین برق، و همچنین تبیین دیدگاههای پایدار، تابآور و فناورانه نیز میپردازد. در دیدگاه پایدار، مفاهیمی چون مدیریت انرژی، کاهش گازهای گلخانهای، بهرهبرداری پایدار از منابع و مدیریت پسماند بررسی شدهاند. از جانب دیگر، در دیدگاه تابآور، انعطافپذیری منابع، بهبود شبکه انتقال و بهرهبرداری از انرژیهای نو به عنوان عوامل کلیدی معرفی شدهاند. در قسمت دیگری از مقاله، تعاریف ریشهای با استفاده از روش آنالیز CATWOE برای هر یک از دیدگاههای تابآور، فناورانه و پایدار در زنجیره تامین برق ارائه شده است. نهایتاً، با ترکیب ادبیات تحقیق با نظرات و دیدگاههای خبرگان هر دیدگاه، متغیّرها و تأثیرگذاریهای آنها در زنجیره تامین برق مشخص شده و جمعبندیهای مهمی از این تحلیل ارائه شده است.
توسعه تکنیک تصمیم گیری تعاملی STEM با استفاده از رویکردهای شبیه سازی و تابع مطلوبیت
صفحه 61-98
پرویز رحیمی کاکه جوب، هیوا فاروقی
چکیده برای حل مسائل تصمیمگیری چند هدفه و تحت مفروضات مختلف، تکنیکها و رویکردهای متنوعی ارائه شده است. تکنیکSTEM ، نیز یکی از تکنیکهای پرکاربرد برای مواجهه با این دسته از مسائل و بویژه حل مدلهای برنامهریزی خطی چند هدفه (MOLP) به شمار میرود. در پژوهش جاری، رویکرد جدیدی به عنوان توسعه روش فوقالاشاره پیشنهاد شده است. در این راستا، فاز دوم روش مذکور با فرآیند شبیهسازی ادغام و به منظور تعیین احتمال انتخاب اهداف، از مفهوم تابع مطلوبیت استفاده شده است. برای هر یک از اهداف منتخب نیز، چندین نرخ تعدیل تصادفی تعریف میشود. انتخاب تصادفی توابع رضایتبخش بر مبنای مطلوبیتهای آنها و با استفاده از ابزارهای شبیهسازی، باعث "ایجاد تنوع در اهداف انتخابی برای تعدیل"، خواهد شد. همچنین با لحاظ کردن نرخهای مختلف و تصادفی تعدیل برای توابع منتخب، ضمن تسهیل در روند تصمیمگیری و ارائه گزارش تحلیلی به تصمیمگیرنده، امکان لحاظ کردن"سطوح مختلف رضایت" تصمیمگیرنده فراهم خواهد شد. یک مسئله سههدفه که دارای پنج محدودیت میباشد، با استفاده از روش پیشنهادی، حل و نتایج آن ارائه شده است. نتایج حاکی از آنست که اعمال تغییرات فوق، به رفع برخی از محدودیتهای اساسی این روش که در مطالعات پیشین به آنها اشاره شده، منجر خواهد شد. مقایسه تکنیک پیشنهادی با روش پایه، برتری کلی روش پیشنهادی بویژه در معیارهای مربوط به تعامل با تصمیم گیرنده را نشان میدهد.
ارائه مدل موانع اصلی تاثیرگذار در اجرای مدیریت زنجیره تأمین سبز (مطالعه موردی: صنعت ساختمان)
صفحه 100-124
اعظم تاری یان، حسام زندحسامی، عباس خمسه
چکیده صنعت ساختوساز بهعنوان یکی از بزرگترین منابع آلاینده دنیا، اثرات زیانبار قابل توجهی بر محیط زیست وارد نموده است. اتخاذ مدیریت زنجیرهتأمین سبز میتواند استراتژی مناسبی برای کنترل و کاهش اثرات مخرب زیستمحیطی و بهبود عملکرد صنایع باشد. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر، شناسایی و ارائه مدل موانع اصلی موثر بر اجرای مدیریت زنجیره تأمین سبز در صنعت ساختوساز است. در این پژوهش از رویکرد آمیخته و از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شده است. برای شناسایی مولفههای پژوهش ابتدا از رویکرد فراترکیب و سپس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 14 نفر از خبرگان از مدیران و پیمانکاران فعال در صنعت ساختوساز، بهره جسته شد. تجزیه و تحلیل دادهها بهکمک نرمافزار MAXQDA و براساس استراتژی تحلیل محتوای پنهان انجام شدو سپس مولفههای پژوهش براساس قدرت نفوذ و میزان وابستگی با استفاده از تحلیل میکمک طبقهبندی شدند. در نهایت مدل پژوهش با استفاده از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری ارائه شد. براساس یافتههای پژوهش، موانع تاثیرگذار بر استقرار مدیریت زنجیره تأمین سبز در 16 مفهوم و 2 مقوله موانع داخلی و خارجی، طبقهبندی شدند. همچنین نتایج، یک مدل ده سطحی را نشان میدهد که فقدان حمایت و مشوق دولتی بهعنوان تاثیرگذارترین متغیر در سطح دهم و متغیرهای: عدمهمکاری بین ذینفعان، عدم تهعد و حمایت مدیران ارشد و میانی، تمایل بهحفظ شیوههای فعلی ساختوساز، فقدان اقدامات مدیریت زنجیره تأمین سبز در چشمانداز و ماموریت شرکت بهعنوان تاثیرپذیرترین متغیرهای این مدل در سطح اول قرار گرفتند.
طراحی مدل تحلیل پوششی داده های شبکه ای دومرحله ای-چندلایه فازی رویکردی در سنجش بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عمکرد
صفحه 126-152
محمدرضا امینی، عادل آذر، کریم بیات، آمنه خدیور، محمود دهقان نیری
چکیده بودجهریزی مبتنی بر عملکرد (PBB) به دنبال تخصیص منابع بودجه عمومی به سازمانها مبتنی بر عملکرد آنها میباشد. از این رو، اهمیت ارزیابی عملکرد دستگاهها در استقرار و پیاده سازی یک نظام بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد سبب شد تا برخی از محققان به تبیین مدل های بلوغ PBB و برخی دیگر به طراحی مدل سنجش میزان بلوغ آن بپردازند. در این تحقیق با ملاحظه مدل توسعهیافته بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عملکرد در ایران، تلاش شده است تا مدل تحلیل پوششی داده های (DEA) سازگار با مدل مفهومی بلوغ PBB طراحی گردد. ملاحظاتی همچون ساختار شبکه ای مدل بلوغ، داده هایی از جنس کمی- کیفی و همچنین ساختار سلسله مراتبی شاخصها و زیرشاخصهای مدل بلوغ، می بایست در طراحی مدل ریاضی مود توجه قرار گیرد.
بر این اساس هدف این مقاله طراحی مدل تحلیل پوششی داده ای شبکه ای دو مرحله ای چندلایه فازی می باشد به نحوی که بتواند هر سه این ملاحظات را در بر گرفته و میزان بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عملکرد دستگاههای مختلف را تعیین نماید. نتایج نشان می دهد ملاحظه عدم اطمینان موجود در دادهها و تنظیم سطوح در سه قالب سختگیرانه، میانه و سهلگیرانه، ضمن افزایش قدرت تفکیک پذیری مدل، اطلاعات دقیق تری برای تصمیم گیران فراهم خواهد آورد.
نگاشت شناختی فازی عوامل مؤثر بر تصمیم گیری جهت دیجیتال شدن مدیریت منابع انسانی
صفحه 154-178
مسعود شکری خیادانی، محمدحسین یقطین
چکیده دیجیتالیشدن مدیریت منابع انسانی به دلیل پیشرفت در فناوری و نیاز به مدیریت کارآمد نیروی کار بهطور فزایندهای در سازمانهای مدرن فراگیر شده است. در این زمینه، درک عوامل مؤثر بر تصمیمگیری به سمت دیجیتالیشدن مدیریت منابع انسانی برای سازمانهایی که به دنبال استفاده مؤثر از فناوری برای دستیابی به اهداف استراتژیک منابع انسانی هستند، حیاتی است. لذا هدف پژوهش این است که اولاً عوامل مؤثر بر تصمیم گیری جهت دیجیتالیشدن مدیریت منابع انسانی چیست و ثانیاً این عوامل، چه روابطی با هم دارند. پژوهش حاضر از نظر جهتگیری پژوهش، نوعی پژوهش کاربردی، به لحاظ رویکردهای پژوهش، استقرایی و از نظر استراتژیهای پژوهش، ترکیبی (کیفی-کمی) محسوب میشود. ابتدا برای شناسایی عوامل مؤثر بر تصمیم گیری جهت مدیریت منابع انسانی دیجیتال با 11 نفر از خبرگان این حوزه مصاحبه نیمهساختار یافته انجام شد. نمونهگیری خبرگان بهصورت گلوله برفی بوده است. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون، مصاحبهها تحلیل شدند و عوامل به دست آمد. در گام دوم برای کشف روابط بین عوامل استخراج شده، از روش نگاشت شناختی فازی استفاده شد. نتایج نشان داد که این عوامل، به ترتیب عبارتاند از: فرهنگ سازمانی (86/0)، تخصیص منابع و سرمایهگذاری (83/0)، زیرساخت فناوری (79/0)، رهبری و چشمانداز (73/0)، تغییر پذیرش و مقاومت (69/0)، ساختار سازمانی و حاکمیت (62/0)، اندازه و پیچیدگی سازمانی (58/0)، مهارتها و مشارکت کارکنان (54/0)، امنیت دادهها و حریم خصوصی (48/0)، سفارشیسازی و شخصیسازی (45/0). همچنین روابط هر مولفه با زیرمولفههای آن نیز مشخص شد و پیشنهاداتی جهت استفاده از یافتههای پژوهش بیان شد.