تدوین و اولویتبندی استراتژیهای توسعه منابع انسانی در صنعت بیمه با استفاده از تکنیکهای FDANP ،SWOT و FGTMA
صفحه 1-32
طاهره کشاورزی، حسین صفری، سیدرضا سیدجوادین
چکیده امروزه فضای پویا و رقابتی محیط کسبوکار باعث شده است تا توسعه منابع انسانی به عنوان بخشی از برنامههای مدیریت استراتژیک منابع انسانی سازمانها مورد توجه باشد و مدیران میکوشند با توسعه کارکنان، توانایی رقابتپذیری سازمان را ارتقاء دهند، از اینرو پژوهش حاضر با هدف تدوین و اولویتبندی استراتژیهای توسعه منابع انسانی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی، از نظر ماهیت، توصیفی-پیمایشی و از نظر روش پژوهشی، تحقیقی آمیخته است که در فاز کیفی آن از طریق مصاحبههای عمیق، استراتژیهای توسعه منابع انسانی بر اساس ماتریس SWOT تدوین گردیده و شاخصهای مؤثر بر انتخاب و اولویتبندی این استراتژیها تعیین شده است. در فاز کمّی با استفاده تکنیک Fuzzy DANP شدت اثر و وزن شاخصها تعیین گردیده و با تکنیک Fuzzy GTMA، استراتژیها رتبهبندی شدهاند. جامعه آماری پژوهش مدیران و خبرگان حوزه منابع انسانی یک شرکت بیمه بودند و نمونهگیری به شیوه هدفمند انجام گردید. نتایج تحقیق نشان داد که مهمترین شاخصهای مؤثر بر انتخاب استراتژیهای توسعه منابع انسانی، عبارتند از: «میزان تمایل، همکاری و مشارکت کارکنان در پیادهسازی» و «میزان بودجه مورد نیاز». همچنین بر اساس نتایج حاصل از تکنیک GTMA فازی، استراتژیهای «تعمیم آموزشهای ضمن خدمت به تمامی سطوح سازمان»، «تقویت ارتباط میان برنامههای آموزش و توسعه منابع انسانی با نظام ارزشیابی عملکرد و ترفیع کارکنان» و «تقویت تفکر خلاقیت و نوآوری در کارکنان و کاهش مقاومت آنها در مقابل تغییر» در سازمان مورد مطالعه از اولویت بالاتری برخوردارند.
بررسی عملکرد زنجیره تامین و توزیع دارو با بهرهگیری از فناوری بلاکچین بر اساس رویکرد سیستم داینامیک
صفحه 34-70
فرشته بهرامی، عظیم زارعی، محسن شفیعی نیکآبادی، فرشید فرخی زاده
چکیده تولید و گردش داروهای تقلبی در زنجیره تأمین دارو، بهویژه در حوزه سلامت عمومی، یک چالش جدی و حیاتی به شمار میآید. سیستمهای مدیریت موجود در زنجیره تأمین قادر به تضمین تأمین داروهای اصلی برای بیماران نیستند. بهمنظور ارتقاء اعتبار داروها و کاهش مشکلات زنجیره تأمین، پیشنهاد میشود رویکرد مبتنی فناوری بلاک چین استفاده شود. لذا این پژوهش به بررسی عملکرد زنجیره تأمین دارو با استفاده فناوری بلاک چین میپردازد ایمنی سلامت عمومی را تضمین کند. جهت پیادهسازی از روش سیستم داینامیک استفاده میشود. پیادهسازی موفق فناوری بلاکچین نیازمند درک عمیقتری از دینامیکهای پیچیده سیستم تعاملات بین اجزا مختلف آن است. رویکرد سیستم داینامیک میتواند به تحلیل این پیچیدگیها و شناسایی اثرات بلندمدت تغییرات در زنجیره تأمین کمک کند. بدین منظور ابتدا دادههای مورد نظر ادبیات و مصاحبه خبرگان صنعت دارو جمعآوری گردید سپس با تعریف متغیرها، طراحی حلقههای بازخوردی و نگارش معادلات ریاضی مرتبط، مدلسازی صورت گرفته است. در ادامه، نمودارهای علی معلولی و همچنین انباشت جریان ایجاد گردید شبیهسازی برای یک دوره یک ساله انجام گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان که از بین شاخص مورد بررسی شاخص افزایش نرخ ردیابی جلوگیری از تقلب اهمیت ویژهای دارد زیرا سلامت عمومی مستقیماً تحت تأثیر آن قرار دارد دیگر شاخصها ترتیب اهمیت شامل نرخ متعادلسازی فرآیند قیمت-گذاری، قراردادهای هوشمند، هویت دیجیتالی هماهنگی نیز به بهبود عملکرد و تقویت اعتماد در این صنعت کمک میکنند. به طور کلی این شاخصها به صورت مجموعهای از ابزارهای بلاک چین برای ارتقاء شفافیت، امنیت، کارایی و کاهش تقلب در زنجیره تأمین دارو استفاده میشوند.
بررسی عدم تقارن اطلاعات مالی در شرکتهای دارویی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و پیشبینی بحران مالی آنها با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی
صفحه 72-95
فاطمه حیرانی، نجمه نشاط، سمیه السادات موسوی
چکیده بر اساس تحقیقات پیشین نسبتهای مالی توانایی بالایی در پیشبینی بحران مالی شرکتها دارند، اما اخیراً تحقیقات مبتنی بر متغیرهای بازار و متغیرهای اقتصادی مورد توجه محققین مالی قرارگرفته است. این پژوهش، ابتدا با بررسی مبحث تئوری عدم تقارن اطلاعات مالی شکل گرفته و از آنجایی که ذینفعان معمولاً شرایط مالی واقعی شرکت را قبل از وقوع مشکل مالی نمیدانند، به پیشبینی بحران مالی پرداخته است. هدف این پژوهش این است که بتواند با استفاده از متغیرهای حسابداری، متغیرهای کلان اقتصادی و بازار الگوی دقیقتری ارائه دهد تا ذینفعان با اتکا به قدرت پیشبینی این الگوها، قادر باشند با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرند. در این پژوهش با استفاده از دادههای ۳۰ شرکت دارویی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی سالهای ۱۳۹۷ تا 1400 با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی به پیشبینی بحران مالی پرداخته شده است. بر اساس نتایج تحقیق، مدل شبکه عصبی با متغیرهای منتخب نسبت بدهی، بازده دارایی، قیمت سهام، اندازه شرکت، شاخص قیمت مصرف کننده و رشد تولید ناخالص داخلی توانایی پیشبینی بحران مالی را دارد. برای پیشبینی بحران مالی شرکتها، میتوان از ترکیب متغیرهای حسابداری، اقتصاد کلان و نیز متغیرهای بازار استفاده کرد و همچنین تمام متغیرهای منتخب در تحقیق، بر بحران مالی تأثیرگذارند.
بازیافت دارو در بستر بلاکچین: مدل ریاضی و تدوین استراتژی عملیات برای ارائه دهندگان لجستیک معکوس شخص ثالث
صفحه 97-125
مهدی علی محمدی، جواد بهنامیان
چکیده بازیافت دارو از جمله موضوعاتی است که اخیراً از ابعاد گوناگونی همچون کاهش عواقب زیست محیطی، تأمین داروهای ضروری و توسعه اقتصاد چرخشی مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا، جمعآوری داروهای مازاد شهروندان هم با هدف بازیافت مجدد داروهای ضروری مورد نیاز بیماران و هم در راستای مدیریت اصولی پسماندهای دارویی خطرناک از طریق لجستیک معکوس بیش از پیش اهمیت یافته است. از طرفی، با تخصصیتر شدن موضوعات مرتبط با مدیریت لجستیک معکوس، سازمانها به منظور تمرکز بیشتر بر فعالیتهای اصلی خود و صرفهجویی در هزینهها، به دنبال واگذاری تمام و یا بخشی از فعالیتهای خود به شرکتهای ارائهدهنده لجستیک معکوس شخص ثالث (3PRLP) هستند و در نتیجه لزوم انتخاب استراتژی عملیات مناسب توسط شرکتهای 3PRLP اهمیت فراوانی یافته است. در این پژوهش با هدف مدیریت بازیافت دارو با محوریت دولت، خرید و جمع-آوری داروهای مازاد شهروندان به شرکتهای 3PRLP واگذار گردیده است. در اینجا با در نظر گرفتن سه ذینفع اصلی شامل دولت، جامعه و فروشندگان دارو و اهداف هر یک، از پتانسیل سه ابزار بلاکچین، لجستیک زنجیره سرد و همکاری میان شرکتهای 3PRLP در جهت تأمین این اهداف و انتظارات استفاده شده است و در ادامه یک استراتژی عملیات مناسب برای شرکتهای 3PRLP پیشنهاد گردیده است. با توجه به مدلسازی ریاضی پژوهش و محاسبه تابع هدف سود شرکتهای 3PRLP در قالب درآمد حاصل از فروش داروهای خریداری شده به دولت، نتایج نشان میدهد برنامهریزی همکارانه بهتر از عدم همکاری بوده و از طرفی تعریف پارامتر "ضرورت دارو" بر سود نهایی شرکت تأثیرگذار خواهد بود.
تحلیل تعارض منافع در نظام بانکی ایران: استفاده از نظریه بازیها و مدل گراف برای ارزیابی تعادل بین بازیگران
صفحه 127-150
حسین سیلسپور، محمدجواد محقق نیا، شیما احمدی
چکیده یکی از چالشهای اساسی نظام بانکی ایران، تعارض منافع است که نقش کلیدی در اعتماد عمومی به نظام بانکی دارد و اشاره بر وضعیتی دارد که منافع شخصی فرد با وظایف و مسئولیتهای وی در تضاد است. بدون توجه به بازیگران حوزه تعارض منافع، نمیتوان از رسیدن به هدف و کنترل تعارض منافع مطمئن بود. به همین منظور، در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا، مصاحبهها با خبرگان و شناسایی خواستهها و اقدامات آنها انجام شده است. از طریق رویکرد نظریه بازیها و مدل گراف، وضعیت تعادل بین بازیگران مانند بانکها، مشتریان و وامگیرندگان، قانونگذاران و نهادهای نظارتی، سرمایهگذاران و تحلیلگران بازار و سازمانهای حقوق مصرفکننده شناسایی شده است. وضعیت تعادل بین بازیگران از طریق مصاحبه با آنها در خصوص ترجیحات تعیین شده و با کمک تحلیل مسیر تکاملی، حرکات بازیگران در خصوص رسیدن از وضع موجود به وضعیت تعادل مشخص شده است. با بررسی وضعیت تعادل بین بازیگران دریافت شد که این وضعیت، وضعیت مطلوب جامعه و سیاستگذار نیست و برای رسیدن به تعادل نیاز به تغییر ترجیحات بازیگران است. از طریق تحلیل بازی معکوس دریافت شده است که قانونگذاران و نهادهای نظارتی میبایست به تقویت نظارت و شفافیت و سازمانهای مدافع حقوق مصرفکننده کمپینهای آگاهیبخشی و برای تقویت مقررات حمایتی با قانونگذاران و نهادهای نظارتی همکاری کنند بتوانند به وضعیت مطلوب برای اقتصاد کشور برسند.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر تمایل سرمایهگذاری در سهام، رویکرد نوین به نقش عوامل بازاریابی در تصمیم خرید در بهابازار
صفحه 152-183
ابراهیم بهشتی، کامبیز حمیدی، تحفه قبادی لموکی، محمد ایدی، جواد نیک نفس
چکیده در حوزههای بازاریابی، مالی و اقتصادی، یافتن عواملی که منجر به تصمیم خرید میشوند بسیار مهم است. در روند تصمیمگیری سرمایهگذاران فردی در بهابازار (بورس اوراق بهادار) نیز عوامل گوناگونی نقش دارند که باعث ایجاد تمایل و قصد خرید سهام میشوند. هدف پژوهش شناسایی عوامل اصلی (مقولهها) و فرعی (مولفهها) و رتبه-بندی عوامل مؤثر بر تمایل خرید سهام توسط سرمایهگذاران انفرادی در بهابازار است. در مرحله نخست براساس روش تحقیق کیفی و آنالیز تماتیک به کمک نرم افزار اطلستیآی، عوامل مؤثر بر سرمایهگذاران که باعث ایجاد قصد خرید میشوند مشخص شدند. در مرحله کمی، بوسیله استراتژی پیمایش، پرسشنامه مورد نیاز جهت ارزیابی قابلیت تعمیم مدل، تدوین و در جامعه آماری پژوهش توزیع شد و تجزیه و تحلیل بین 509 خریدار فردی سهام در بهابازار تهران انجام گرفت. بمنظور برآورد الگو، روش مدلیابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای اسپیاساس و ایموس بکار گرفته شد. مطابق نتایج تحقیق 9 گروه مقوله شناسایی گردید. بسیاری از مولفهها در زیرگروههای عوامل بازاریابی (کالا و خدمات، برند و تبلیغات) برای نخستین بار معرفی گردیدند. در ادامه با استفاده از روش فریدمن، رتبهبندی عوامل مؤثر انجام گرفت. نتایج بیانگر این بود که روند قیمت سهم، اخبار و رویدادها، تجربیات، سودآوری بازارهای موازی و شایعات، 5 عامل دارای بالاترین نقش مؤثر میباشند.