ارزیابی فرایند نوآوری با رویکرد ترکیبی تحلیل پوششی داده های دومرحله ای و تئوری بازی های همکارانه
صفحه 1-27
لیلا قرقچیان، رضا سلیمانی دامنه، سلیم کریمی تکلو
چکیده امروزه یکی از مولفههای اصلی توسعه پایدار سازمانها و از جمله روشهای غلبه بر چالشهای اقتصادی و تکنولوژیکی، نوآوری است. ارزیابی فرایند نوآوری یک مساله مهم در شرکتهای دانشبنیان است. از جمله روشهای ارزیابی نوآوری، تحلیل پوششی دادههای دومرحلهای است که امکان در نظر گرفتن ورودیها و خروجیهای چندگانه و ساختار داخلی را بدون فرض خاصی در رابطه با تابع تولید دارد. در این پژوهش جهت تعیین مقدار بهینه متغیرهای میانی از تئوری بازیهای همکارانه استفاده شد. یک مدل همکارانه غیرخطی برای ساختار دو مرحلهای متوالی با ورودی و خروجی مازاد و شرایط بازده به مقیاس متغیر توسعه و دو رویه محاسباتی کارایی مرحله اول متغیر و کارایی مرحله دوم متغیر جهت حل آن پیشنهاد شد. با در نظر گرفتن دو مرحله تحقیق و توسعه و تجاریسازی برای فرایند نوآوری، کارایی مراحل و کل 9 شرکت دانشبنیان فناوری اطلاعات و ارتباطات محاسبه شد. نتایج نشان داد که تنها یک شرکت در هر دو مرحله کارا است و تحقیق و توسعه سهم بیشتری در عدم کارایی نوآوری شرکتها به نسبت تجاریسازی دارد. بنابراین شرکتها باید سرمایهگذاری هدفمند در تحقیق و توسعه را افزایش و با دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی ارتباطات و تعاملات بیشتری را برقرار کنند.
ملاحظات اجتماعی در طراحی زنجیره تامین پایدار حلقه بسته: رویکرد الگوریتم تکاملی چندین هدفه برای کربنزدایی عمیق
صفحه 29-61
پوریا هاشمزهی، محمد محمدی، محمد سعید اتابکی
چکیده معاهده پاریس به طور گسترده به دنبال جلوگیری از افزایش گرمایش و انتشار گازهای گلخانهای در سطح اکوسیستم است. این مساله، به همراه قوانین محیط زیستی دولتها و افزایش توجه مشتریان به توسعه پایدار، شرکتها را وادار به بازنگری در ساختارهای خود کرده است. لذا این مطالعه با هدف طراحی یک زنجیره تامین پایدار حلقه بسته چند سطحی برای حرکت به سمت کربنزدایی عمیق انجام شده است. یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط غیرقطعی توسعه داده شده است تا هزینه، مصرف انرژی و انتشار کربن را به حداقل رسانیده و در عین حال فرصتهای شغلی را حداکثر کند. آموزش کارکنان شبکه برای بهبود شرایط اجتماعی آن در توسعه مدل این مطالعه گنجانده شده، که پیش از این به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. رویکرد برنامهریزی مقید به شانس برای مقابله با عدم قطعیت در نظر گرفته شده است و الگوریتمهای ژنتیک مرتبسازی غیر غالب دوم (NSGA-II) و سوم (NSGA-III) برای حل مساله به کار برده شدهاند. نتایج، تأثیر قابل توجه استفاده از انرژی پاک و کامیونهای برقی بر کاهش انتشار کربن در تسهیلات عملیاتی و بخش حمل و نقل را نشان میدهد. یافتهها همچنین نشان میدهند که افزایش در مقدار سطح اطمینان برآورده شدن محدودیتهای غیرقطعی منجر به افزایش در توابع هدف هزینه و محیط زیست میشود. تحلیل حساسیت بروی نتایج، تأثیر قابل توجه محصولات برگشتی در کاهش هزینههای شبکه، انتشار کربن و حفظ منابع و مواد اولیه را نشان میدهد. مجموعه راهحلهای پارتو انعطافپذیری بیشتری را برای تصمیمگیرندگان در اتخاذ تصمیمات استراتژیک و عملیاتی فراهم میکند
انتخاب تأمین کنندگان سبز با روش نوین تصمیمگیری گروهی پرومته-ابری؛ مورد مطالعه: یک شرکت تولید کننده فرآوردههای نفتی
صفحه 63-97
علی گودرزی، محمدرضا غلامیان
چکیده گسترش آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از کارخانجات تولیدی محصولات و فرآوردههای نفتی، منجر به افزایش روز افزون توجه دولتها به موضوع مدیریت زنجیرهتأمین سبز در این دسته از صنایع شدهاست. در همین راستا در این تحقیق به ترسیم یک ساختار تصمیمگیری گروهی، جهت انتخاب تأمینکنندگان سبز در یکی از بزرگترین پالایشگاههای تولیدکننده فرآوردههای نفتی در ایران پرداخته شدهاست. بدین منظور ابتدا پس از انجام مطالعاتی دقیق روی پرکاربردترین معیارهای تصمیمگیری، 8 معیار قیمت، کیفیت، حمل و نقل، مصرف انرژی، سیستم مدیریت محیط زیست، تولید سبز، کنترل انتشار گاز کربن و مدیریت پسماند به عنوان معیارهای نهایی تصمیمگیری انتخاب شدند. سپس، پس از بررسی انواع مختلف روش های تصمیم گیری با در نظر گرفتن شکاف تحقیقاتی موجود ، روش نوینی پیشنهاد شد که مدل ابری مبتنی بر متغیرهای زبانی نامعین را با روش پرومته ادغام میکند. روش ابداعی پرومته-ابری در حل مسئله برونسپاری تولید محصول پارافین در این پالایشگاه مورد بررسی قرار گرفت و نتایح قابل توجه و مفیدی ارائه نمود. نتایج نهایی با موفقیت بصورت گراف ترجیحات ارائه گردید که دید بسیار مناسبی جهت ارزیابی تأمینکنندگان به مدیران شرکت ارائه میدهد. مدل پیشنهادی توانسته است مزیتهای روش پرومته از جمله امکان ترکیب دادههای کمی و کیفی، انتخاب توابع رجحان، وزندهی مستقل و عدم نیاز به نرمالسازی معیارها را با برطرفکردن ابهامات تصمیم گیری بوسیله مدل ابری ترکیب کند.
ارزیابی موانع پذیرش اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در صنعت لوازم خانگی با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری و مدلسازی معادلات ساختاری
صفحه 99-128
حمیدرضا طلایی
چکیده با رشد دیجیتالی شدن صنایع و انقلاب صنعتی چهارم، سازمانها شروع به تغییر فرآیندهای کسبوکار خود و اتخاذ فناوریهایی به منظور پیشرفتهتر، مشتریمدارتر و پایدارتر شدن کردهاند. اگرچه معرفی فناوریهای جدید و پیادهسازی اقتصاد چرخشی چالشهای بسیاری را برای سازمان ایجاد میکند، اما ارزش خود را در صنایع مختلف به منظور دستیابی به اهداف پایدار اثبات کردهاست. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و اولویتبندی موانع پذیرش صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی در صنعت لوازم خانگی است و براساس مرور ادبیات، 10 مانع مهم شناسایی شده است. روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث نحوه گردآوری دادهها، توصیفی- همبستگی است. برای تجزیهوتحلیل دادههای گردآوریشده، از روش مدلسازی ساختاری تفسیری به منظور سطحبندی موانع پذیرش صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی استفاده شده و براین اساس، عوامل در پنج سطح اولویتبندی شدهاند. در مدل ساختاری، کمبود حمایتهای دولتی به عنوان مانع تاثیرگذار و آغازین شناسایی شده است و موانع انگیزه و تمایل و کمبود جنبههای طراحی مدولار دارای اثرپذیری بالایی هستند. در ادامه، بهمنظور برازش ساختار بهدست آمده، از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. بدین منظور پرسشنامه ای حاوی 33 سوال با طیف 5 گانه لیکرت طراحی گردید و به منظور تکمیل آن از 170 از کارکنان صنایع لوازم خانگی کشور نظرخواهی گردید. روایی و پایایی پرسشنامه و همچنین برازش مدل نیز تائید شد. نتایج حاصل از این مطالعه میتواند به عنوان چراغ راهی برای استقرار صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی در صنایع لوازم خانگی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه رویکرد یکپارچه Z-SWARA-MARCOS بر اساس تجزیه و تحلیل SWOT جهت انتخاب استراتژیهای واکسیناسیون
صفحه 130-162
علی معمارپور غیاثی، محمدحسین کریمی گوارشکی
چکیده در دوران شیوع بیماریهای واگیردار، واکسنها همواره به عنوان یکی از عناصر حیاتی دفاع از سلامت عمومی بهشمار میروند. هدف این تحقیق ارائه یک رویکرد یکپارچه برای انتخاب استراتژی مناسب برای واکسیناسیون است. رویکرد پیشنهادی در سه فاز ارائه شده است. در فاز اول این رویکرد، با استفاده از روش SWOT و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها، استراتژیهای مناسب میشوند. در فاز دوم، وزن معیارهای ارزیابی استراتژیها با استفاده از روش توسعهیافته تجزیه و تحلیل ارزیابی گام به گام اوزان (SWARA) بر اساس تئوری اعداد Z محاسبه میشوند. در نظر گرفتن قابلیت اطمینان در کنار عدم قطعیت، از جمله مزایای روش توسعه یافته Z-SWARA است. سپس در فاز سوم و با توجه به خروجیهای فازهای اول و دوم، استراتژیها با استفاده از روش توسعهیافته پیشنهادی سنجش و رتبهبندی گزینهها بر اساس راه حل سازشی (MARCOS) بر اساس تئوری اعداد Z (Z-MARCOS) با در نظر گرفتن عدم قطعیت و قابلیت اطمینان اولویتبندی میشوند. به منظور نشان دادن کارایی رویکرد پیشنهادی این تحقیق، این رویکرد برای انتخاب استراتژی مناسب جهت پیادهسازی واکسیناسیون در کشور ایران پیادهسازی گردید و بر اساس نتایج، تأمین مرکزی و ایجاد فضای کافی، لزوم ارائه تست Antibody/PCR با هماهنگی میان بخشها و تداوم افزایش تحقیقات جهت کسب دانش مربوط به واکسیناسیون حتی در زمان عقبنشینی موج همهگیری به عنوان استراتژی برتر جهت پیادهسازی واکسیناسیون شناسایی شده اند.
ارائه چارچوبی داده محور مبتنی بر شبیه سازی عامل بنیان برای پیش بینی ریزش مشتری در صنعت مخابرات
صفحه 164-190
محمدجواد جعفری، محمد جعفر تارخ، پریا سلیمانی
چکیده ریزش مشتریان یک چالش مهم برای صنعت ارتباطات از راه دور است که نیاز به استراتژیهای موثر برای پیشبینی و پیشگیری دارد. در حالی که تحقیقات قبلی روشهای مختلفی از جمله مدلسازی مبتنی بر عامل (ABM) را بررسی کردهاند، محدودیتها همچنان وجود دارد. رویکردهای موجود به شدت بر ساختارهای نظری متکی هستند که منجر به مدلهای سادهسازی شده و استفاده محدود از دادهها میشود. این مطالعه به یک شکاف تحقیقاتی مهم می پردازد: عدم وجود یک چارچوب جامع داده محور که داده های مشتری را با تصمیمات فردی و تعاملات اجتماعی برای پیش بینی ریزش در بازارهای مخابراتی یکپارچه می کند. برای پر کردن این شکاف، پس از مطالعه کسب و کار و مجموعه داده، یک مدل مفهومی ایجاد می شود. داده ها برای برآوردن معیارهای مدل از پیش پردازش می شوند. یادگیری ماشین (ML) برای برون یابی ویژگی های گمشده با استفاده از مدل رگرسیون استفاده می شود. مدل در یک ABM پیاده سازی شده است. طبقه بندی ML برای تعیین رفتار ریزش عوامل استفاده می شود. ABM حاصل با داده های واقعی و برون یابی غنی شده و در شبیه سازی استفاده می شود. مدل معتبر برای استفاده پیشرفتهتر با یک بهینهساز جفت میشود و کل فرآیند در یک چارچوب یکپارچه شکل میگیرد. نشان داده شده است که این چارچوب در سناریوهای مختلف رفتار ریزش را به درستی تعیین کرده است. همچنین توانایی های خود را در شرایطی نشان داده است که یک رقیب به طور تهاجمی برای افزایش سهم بازار خود حرکت می کند و مدل آن فرموله کردن پاسخ است. پاسخ پیشنهادی نه تنها منجر به بازیابی سهم از دست رفته 3 درصدی بازار شد، بلکه 8.6 درصد دیگر از سهم بازار را بدون آسیب رساندن به سود شرکت به دست آورد. این تحقیق به پیشرفت درک و مدیریت ریزش مشتری در صنعت مخابرات کمک می کند.