واکاوی مؤلفههای ساختاری تصمیمگیری بر اساس اندیشه جلال الدین محمد مولوی
صفحه 1-31
مهدی مصلحی، سید حمید خداداد حسینی، فرشته منصوری موید، ابراهیم خدایار
چکیده تصمیم گیری عنصری محوری در حیات فردی و سازمانی است و اندیشمندان دانش مدیریت به این موضوع توجه ویژه ای داشته اند. نظریات در حیطه تصمیم گیری بر پیشفرضهایی بنا شدهاند، پیشفرضهایی که ریشه در تفاوتهای مبانی هستیشناسی و معرفتشناسی دارد. به همین جهت بررسی موضوع با اهمیتی چون تصمیمگیری با مراجعه به متون ایرانی-اسلامی حائز اهمیت میباشد. واکاوی مؤلفههای ساختاری تصمیمگیری بر اساس اندیشه جلالالدین محمد مولوی، هدف اصلی این پژوهش است. این پژوهش بر اساس لایههای پژوهش از منظر پارادایم، تفسیری؛ از منظر منطق یا رویکرد، استفهامی؛ از منظر استراتژی، کیفی؛ از منظر روش تحقیق، مطالعۀ موردی؛ از منظر ماهیت روش، اکتشافی توصیفی؛ از منظر ابزار گردآوری داده، اسنادی و از منظر شیوۀ تحلیل، تحلیل مضمون است. حاصل این فرایند استخراج 224 کد توصیفی، 28 کد تفسیری و 6 مضمون فراگیر شامل عناوین زیر بوده است: 1. توجه به خواست خداوند؛ 2. تصمیم و رفتار؛ 3. تأثیرخداوند بر تصمیمگیری؛ 4. رشد در تصمیمگیری؛ 5. خطا و شکست در تصمیمگیری و 6. عزم در تحقق تصمیم. واکاوی مؤلفههای ساختاری مؤثر بر تصمیمگیری بر اساس اندیشه جلالالدین محمد مولوی میتواند به غنیتر شدن چارچوبهای مطرح شده در زمینه تصمیمگیری کمک کند.
توسعه مدل ارتباط با مشتری مبتنی بر مزیت رقابتی بارویکرد زنجیره مارکوف و دسته بندی مشتریان با استفاده از ارزش طول عمر مشتری (بررسی موردی بانک تجارت)
صفحه 33-66
سمیه حسینی، محمدرضا معتدل، عباس طلوعی
چکیده هدف مدیریت ارتباط با مشتری توسعه روابط مشتری سودآور و افزایش ارزش شرکت میباشد. بر این اساس این تحقیق به شناسایی عوامل مؤثر بر مزیت رقابتی میپردازد. تحقیق حاضر از حیث هدف کاربردی و از حیث روش پیمایشی با رویکرد توسعه مدل است. بازه زمانی تحقیق پنج سال (1396-1400) است. برای این منظور، اطلاعات شاخصهای 33 عامل مؤثر بر مزیت رقابتی در بانک تجارت وارد مدلهای میانگینگیری بیزین ، مدل پویا میانگینگیری (پارامتر متغیر در طول زمان) و مدل پویا گزینشی (پارامتر متغیر در طول زمان) شد. بر اساس میزان خطا، مدل میانگینگیری بیزین از بالاترین دقت برخوردار بود. پس از برآورد مدل، 8 متغیر اصلی شناسایی گردید. که شامل ماندهحساب بلندمدت؛ میزان استفاده از موبایل بانک؛ میزان استفاده از اینترنت بانک؛ مشتریان حقیقی؛ مشتریان حقوقی؛ ویژه یا عادی بودن مشتری؛ نوع شغل و تحصیلات است. در مرحله بعد مشتریان بر اساس این متغیرها وارد مدل LRFM شده و دستهبندی میگردند، درنهایت تأثیر متغیرهای غیر شکننده در مدل مارکوف سویچینگ بر سودآوری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که اکثریت متغیرها تأثیر مثبت و معناداری بر سطح سودآوری دارند و با حرکت از سمت رونق بالا به سمت رکود عمیق میزان تأثیرگذار متغیرها افزایشیافته است. درنتیجه میتوان بیان داشت که سودآوری در حالت رکود اقتصادی حساسیت بالاتری نسبت به متغیرهای توضیحدهنده دارد.
کاوش الگوهای پویایی مشتریان در سطوح مختلف ارزشی با استفاده از کاوش الگوهای دنبالهای و تحلیل کلانداده
صفحه 68-93
امیررضا نجفی، الهام آخوندزاده نوقابی
چکیده مشتریان در مرکز هر کسبوکاری قرار دارند. در حقیقت آنها قلب تپندهی هر کسبوکاری هستند که جریانهای درآمدی از طریق آنها وارد کسبوکار شده و باعث جذب مشتریان جدید میشوند. به دلیل عوامل مختلفی، رفتار مشتریان غالباً پیچیده و نامشخص بوده و با گذشت زمان تغییر میکند. بنابراین درچنین شرایطی لازم است ماهیت پویای مشتری در جهت تحلیل رفتار مشتری و استراتژیهای مناسب در نظر گرفته شود. دانش و پیشبینیهای بدست آمده با استفاده از مدلهای ایستا فقط در یک دورهی خاص زمانی معتبر هستند و نمیتوانند ماهیت پیچیده و نامشخص رفتار مشتری را توصیف کنند.
هدف این پژوهش کشف الگوهای غالب پویایی مشتریان در سطوح مختلف ارزشی با استفاده از کاوش الگوهای دنبالهای و تحلیل کلانداده است. این پژوهش با استفاده از دادههای در طول زمان مشتریان بانک انجام شده است. در این پژوهش به مدلسازی پویایی مشتری با استفاده از کاوش الگوهای دنبالهای پرداخته شده است. این روش به دلیل استفاده از کاوش الگوهای دنبالهای میتواند در جهت برنامهریزی و بهبود فرآیندهای مدیریت ارتباط با مشتری به کسبوکارها کمک کند.
ارائه ترکیب QFD- سوارا و کوکوسو فازی شهودی جهت پیادهسازی استراتژیهای تولید پایدار در فرایندهای تولیدی (مورد مطالعه شرکت سایپا)
صفحه 95-118
سجاد رمضانی، یاسر دانشیان، مسعود کسایی
چکیده پایداری از مفاهیم روز حوزه مدیریت است و توجه بسیاری از عالمان و شرکتهای تولیدی را به خود جلب نموده است. در راستای اجرایی نمودن پایداری نیاز است که این مفهوم از بعد استراتژی درک شود و فعالیتهای عملیاتی و تولیدی سازمان منطبق با آن هماهنگ شوند. در پژوهش حاضر، جهت پیادهسازی استراتژیهای تولید پایدار اقدام به اولویتبندی فرایندها شده است. این پژوهش از لحاظ هدف توسعهای- کاربردی، از لحاظ ماهیت رویکرد ترکیبی، از لحاظ اجرا پیمایشی و از لحاظ جمع آوری داده توصیفی است. ابزار مورد استفاده برای گردآوری دادهها، مصاحبه و پرسشنامه است. در این پژوهش جهت تدوین استراتژیهای تولید پایدار و پیادهسازی آن در فرایندهای تولیدی، سه مرحله ارائه شده است. در مرحله اول منطبق با مدل اسلک و لوئیس (2011) نه استراتژیهای تولید پایدار برای شرکت سایپا ارائه گردیده است. در مرحله دوم با استفاده از سوارا فازی شهودی استراتژیهای تولید پایدار وزندهی گردیدهاند که عملکرد سبز، کمترین ضایعات و بهرهوری منابع بیشترین وزن را به دست آوردهاند. در مرحله سوم ماتریس روابط در ساختار QFD تشکیل و منطبق با تکنیک کوکوسو فازی شهودی فرایندهای اصلی شرکت سایپا اواویتدهی شدهاند. اولویت فرایند اصلی در پیادهسازی استراتژیهای تولید پایدار شرکت سایپا به ترتیب شامل 1) عملیات پرس و بدنهسازی، 2) عملیات مونتاژ، 3) سفارشات قطعات، 4) عملیات رنگکاری، 5) لجستیک داخلی و 6)عملیات روتوش است.
سیاستگذاری بر عملکرد اکوسیستم نوآوری سبز با کاربرد مدلسازی ترکیبی تحلیل پوششی دادههای شبکهای و تئوری بازیها
صفحه 120-153
حبیب زارع احمدآبادی، فاطمه رجایی، سید حبیباله میرغفوری، فاطمه زمزم
چکیده پژوهش حاضر باهدف ارزیابی اکوسیستم نوآوریهای سبز و نحوه سیاستگذاری علم و فناوری سبز کشورهای منتخب اروپایی در راستای حصول اطمینان از اینکه اروپا به سمت به حداقلسازی کربن، توسعه پایدار کلنگر، و اقتصاد سبز، نوآورانه و رقابتی در حرکت است، انجام شده است. این پژوهش در تلاش است با بررسی پیشینه تحقیقات مشابه، مجموعهای از شاخصهای ورودی، میانجی و خروجی مفید را جهت تعیین مدل نشانگر مراحل تأثیرگذار بر عملکرد اکوسیستم نوآوری سبز کشورهای منتخب ارائه نماید. با جمعآوری دادههای موجود از طریق بانکهای داده، و مهیاکردن زمینة مدلسازی ریاضی، مدل ریاضی با تلفیق روشهای تحلیل پوششی دادههای شبکهای و تئوری بازیها با کمک نرمافزار Lingo طراحی گردید تا کارایی نسبی را در حوزههای عملکردی با هم ترکیب کرده و یک امتیاز موزون نهایی جهت ارزیابی عملکرد اکوسیستم نوآوری سبز برای کشورهای عضو اتحادیه اروپا محاسبه نماید. نتایج حاکی از آن است که باتوجهبه مدل مفهومی شامل چهار مرحله خلق و توسعه دانش، پیادهسازی دانش، تبدیلات مالی و اقتصادی و حفاظت از محیطزیست، با تغییر در عملکرد کشورها در مرحله تبدیلات مالی و اقتصادی، کارایی کل کشورها بهصورت محسوسی بالا میرود؛ همچنین بعضی از متغیرها مانند ارزش کل سرمایهگذاریهای مرحله اولیه سبز، پتنت سبز، انتشارات دانشگاهی مرتبط با نوآوری زیستمحیطی، توسعه فناوریهای مرتبط با محیطزیست و اندازه بازار صنعت سبز نسبت به سایر متغیرها دارای شکاف عملکردی بیشتری هستند که با بهبود آنها میتوان قدمهای بزرگی در راستای افزایش عملکرد کشورها در بهبود وضعیت اکوسیستم نوآوری سبز برداشت
ارزیابی و مدیریت ریسک های زنجیره تامین با استفاده از سیستم استنتاج فازی مطالعه موردی شرکت دخانیات گیلان
صفحه 155-186
بابک اجلالی، محمدحسین کریمی گوارشکی، جعفر قیدرخلجانی
چکیده مدیریت ریسک در زنجیره تامین و تاثیر آن بر رقابت پذیری و پویایی و چابکی صنایع بزرگ بعنوان یک فاکتور کلیدی جهت تصاحب سهم بازار و کاهش نفوذ رقبا و بقا شرکت های بزرگ محسوب می شود.در این رویکرد نوین با معرفی یک مدل سیستماتیک جهت استخراج هر ریسک از زیر مجموعه ای که به آن تعلق دارد، ریسکهای موجود را در سیستم شناسایی نموده و مقدار هر ریسک را با استفاده از روش نمره اولویت خطر پذیری محاسبه می نماییم. سپس با معرفی یک مدل سیستم استنتاج فازی سه سطحی به عنوان ابزاری قدرتمند جهت تحلیل و تاثیرمیزان هر ریسک در مدیریت زنجیره تامین به تحلیل نتایج خواهیم پرداخت. مدل نهایی در شرکت دخانیات گیلان بعنوان مطالعه موردی پیاده سازی شد، مدل سیستم استنتاج فازی را با نرم افزار متلب اجرا نموده و نتایج بدست امده را با روش تصمیم گیری فازی مجموع ساده وزنی مقایسه نموده و صحت نتایج تایید شد. این تحقیق با معرفی یک مدل جامع جهت کنترل و استخراج تمامی ریسکهای محتمل در زنجیره تامین و تحلیل هرریسک توسط سیستم استنتاج فازی بدلیل عملکرد بالا و سرعت پاسخگویی در شرایط غیرقطعی، می تواند به مدیران در ارتقا بهره وری و رقابت پذیری کمک نماید.یکی از مهمترین نتایج این تحقیق مشخص شدن وضعیت هر ریسک است ، که باید مدیران ارشد به سرعت با انجام اقدامات اصلاحی این ریسکها(ریسکهایی که درسطح متوسط یا بالا قرا دارند) را کنترل نمایند.