مدل سازی و حل مسئله طراحی شبکه زنجیره تامین حلقه بسته پایدار برای محصولات پتروشیمی تحت شرایط عدم قطعیت
صفحه 1-30
محمود احمدی آذر، بهروز دری، اکبر عالم تبریز، مسعود کسایی
چکیده صنعت پتروشیمی از مهمترین صنایع در جهان است که مدیریت و تصمیمگیری بهینه در فعالیتهای آن موجب کسب منافع اقتصادی فراوان و همچنین رونق و توسعه صنایع وابسته است. در این مقاله به مسئله مدیریت زنجیره تامین محصولات پتروشیمی پرداخته میشود. یک مدل بهینهسازی چندهدفه توسعه داده میشود که در آن با اخذ تصمیمات استراتژیک، سه هدف بلند مدت اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی در صنعت پتروشیمی تحقق مییابد. برای این منظور، ابتدا با استفاده از روش اپسیلون محدودیت تکامل یافته، هدف اقتصادی به عنوان تابع هدف و اهداف اجتماعی و زیست محیطی به عنوان اپسیلون قیود در نظر گرفته میشوند. سپس جبهه پارتویی از جوابهای کارا بدست آورده می شود و در این جبهه، جوابی که دارای کمترین انحراف از ایدهآل است به عنوان کاراترین جواب انتخاب و به مدیران صنعت پیشنهاد میشود. عدمقطعیت داده در مدل پیشنهادی با استفاده از رویکرد برنامهریزی امکانی استوار کنترل شده است. نتایج عددی نشان میدهد که نه تنها نوسان بهینگی در رویکرد استوار پیشنهادی بسیار کمتر از رویکرد مقدار اسمی است بلکه به طور قابل ملاحظهای نقص قیود کمتر میشود که موجب کاهش ریسک در تصمیمگیری است. به منظور حل مسئله پیشنهادی در ابعاد بزرگ، روش تجزیه بندرز بر مبنای روش حل چندهدفه اپسیلون محدودیت تکامل یافته به کار گرفته شده است. نتایج عددی نشان میدهند که رویکرد پیشنهادی به طور قابل ملاحظه در سه معیار کمی میانگین انحراف از ایدهآل، کیفیت جوابها و زمان اجرا بهبود ایجاد میکند و حل مسئله در ابعاد بزرگ را نیز میسر میسازد.
واکاوی ریسک ها و موانع موفقیت پیاده سازی سیستم ERP با استفاده از رویکرد سیستم های ابتکاری انتقادی (CSH)
صفحه 31-58
سید سعید میرحسینی، عادل آذر، سعید جهانیان
چکیده امروزه سیستم برنامهریزی منابع سازمان (ERP)، به ابزاری مهم برای بهبود مزایای رقابتی سازمانها تبدیل شده است، که در صورت موفقیت پیادهسازی این سیستم، شرکتها میتوانند به سرعت برتری رقابتی را در بازار جهانی کسب کنند. یکی از عوامل موفقیت در پیادهسازی این سیستمها شناسایی صحیح ریسکها و پاسخگویی مناسب به آنها در طول چرخه حیات است. این تحقیق با نگاهی نوآورانه به بررسی احتمالها و موانع موفقیت پیادهسازی این سیستم (ERP) با استفاده از رویکرد سیستمهای ابتکاری انتقادی (CSH) است؛ که هدف آن بنیادی و کاربردی است. جامعه آماری این تحقیق را خبرگان زمینه ERP تشکیل میدهند؛ که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند مصاحبههایی با دوازده نفر از این خبرگان انجام شد. یافتههای این تحقیق نشان دهنده آن است که، ریسکهای پیادهسازی سیستم ERP به سه دسته تقسیم میشوند که عبارتاند از: احتمالهای قبل از شروع پیادهسازی، احتمالهای زمان اجرا و احتمالهای بعد از اجرا میباشد. همچنین نتیجه این پژوهش پیشنهادهایی برخاسته از اکتشاف و درک داوریهای مرزی سودبران (داوریهای اولیه درباره سیستم و نگاه کلی به آن برای شناسایی و در نهایت کنترل احتمالهای پیادهسازی سیستم ERP را فراهم کرده است.
بررسی مقایسهای ویژگیهای ساختاری شرکتهای شبکه تامین صنعت خودرو ایران (رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی)
صفحه 59-80
مهین ثابت سروستانی، عباس مقبل باعرض، امیر افسر
چکیده به دلیل ورود کسبوکارها به زمینه رقابت بین شبکهای، موفقیت نهایی آنها به توانایی مدیریت برای هماهنگ کردن شبکه در هم پیچیده شده روابط بین شرکتی بستگی دارد. این کار با شناسایی ویژگیهای ساختاری شبکهها، برای مدیریت بهتر، آنها را ضروری ساخته است. رویکردهای تحلیل و مدلسازی سنتی بیشتر روابط شرکتهای تأمین کننده-خریدار را در نظر میگیرند؛ از اینرو، در بررسی اثرهای نظامند ناشی از جنبههای ذاتی پیچیده ریختشناسی و رفتاری در شبکۀ روابط، شکست میخورند. با اینکه شبکههای تأمین از نظر اقتصادی اهمیت زیادی دارند؛ امّا تنوع آنها از نظر ساختاری کمتر شناخته شده است. از این رو بسیاری از پژوهشگران به استفاده از تحلیل شبکه اجتماعی به عنوان ابزاری برای تحلیل ریخت شناسی شبکههای تأمین، تأکید کردهاند. این مطالعه به مقایسه ویژگیهای ساختاری شبکه تأمین بین شرکتی در صنعت خودرو ایران و شرکتهای برتر در این زمینه با استفاده از تحلیل شبکههای اجتماعی با هدف شناخت تفاوت ساختاری آنها پرداخته است. نتیجههای این پژوهش نشان میدهد؛ که شرکتهای با عملکرد برتر در این صنعت، پیکربندی مناسبی برای پاسخگویی به نیازهای بازار را نداشته و سرعت کمی در این زمینه دارند. همچنین آنها از قدرت نفوذ بیشتر، دسترسی سریعتر به منبعها و قدرت رابطهای بالاتری نسبت به سایر شرکتها را دارند؛ و روابط خود را به گونهای مدیریت میکنند که اشتراک گذاری، انتقال دانش و یادگیری را برای آنها آسان کند.
زمانبندی حمل و نقل کامیونها در سیستمهای بارانداز متقاطع چندگانه با پنجره زمانی نرم با در نظر گرفتن عدم قطعیت در پارامترهای زمانی
صفحه 81-125
علی محتشمی، علی نجفی، مقصود امیری، علیرضا ایرج پور
چکیده استراتژی لجستیک، یک مزیت مهم برای عملیات مدیریت زنجیره تامین است که نیاز به برنامهریزی متمرکز عملیات برای کاهش زمان و تحویل به موقع محصول جهت افزایش سطح رضایتمندی مشتریان را به دنبال دارد. در این مقاله هدف کمینهسازی زمان کل عملیات با لحاظ پارامترهای زمانی غیر قطعی و با رویکرد پنجره زمانی نرم در کل زنجیره تامین میباشد و با استفاده از مدل برنامهریزی خطی امکانی مدل برنامه ریزی ریاضی فازی را به مدل قطعی تبدیل مینماید. از آنجا که مدل مقاله از نوع برنامهریزی خطی عدد صحیح صفر و یک بوده و متعلق به مسائل با پیچیدگی NP-hard است زمان حل مسئله با افزایش ابعاد مساله به شدت و به صورت نمایی افزایش مییابد. لذا برای پیدا کردن جوابهای نزدیک بهینه مساله از الگوریتم های ژنتیک ، الگوریتم شبیهسازی تبرید استفاده شده است.سپس این الگوریتمها با معیارهایی با یکدیگر مقایسه شده و الگوریتم برتر در هر معیار مشخص گردید.
ارائه مدل کنترل موجودی برای اقلام منسوخ شدنی با لحاظ نمودن تخفیف کلی و قیمت وابسته به مقدار سفارش
صفحه 127-146
محمدرضا غلامیان، حسن زمانی باجگانی
چکیده در این مطالعه، مدل کنترل موجودی منسوخ شدنی کالاهایی که خردهفروشی میشود و با وجود تخفیف کلی در سفارش بررسی شده است. خردهفروشها کالاهای منسوخ شدنی را بر اساس قیمت خریدی که وابسته به مقدار سفارش است، خریداری میکنند. فرضیه این مقاله این است که بین تصمیمهای مختلف، مقدار سفارش با توجه به احتمال منسوخ شدن کالا در هر لحظه و قیمت خرید کالا با توجه به استفاده از تخفیف وابستگی دارد، در نظر گرفتن این وابستگیها در مدلی هماهنگ، باعث بهبود عملکرد خرده فروشها میشود. هدف مدل، کم کردن هزینه موجودی خردهفروشها ، از راه پیدا کردن مقدار بهینه قیمت خرید و مقدار سفارشدهی میباشد. هرچند مدلهای تخفیف برای کالاهای فسادپذیر که کالا با قیمتی ثابت یا تغییرپذیر است و در حال نابودی هستند، توضیح دادهشدهاند؛ اما بهکارگیری این مدلها، برای کالاهای منسوخ شدهای که بر اساس توزیعی احتمالی در آینده دچار کاهش تقاضا میشود، بررسی نشده است. درحالی که این شرایط واقعی و بسیاری از خردهفروشها با آن روبهرو میشوند و در چنین شرایطی خردهفروشها نیاز دارند که مشتریها را به خرید بیشتر تشویق کنند. در این مدل، طول زمان منسوخ شدن کالا، توزیع نمایی دارد و نوع منسوخ شدن کالا ناگهانی است. مدل بهصورت ریاضی توسعه داده شده و جواب بهینه و تحدّب آن بهوسیله مشتقات اول و دوم بهدست آمده است. در انتها برای شفاف سازی مدل پیشنهادی، مثالی عددی ارائه شده و بررسی حساسیتی بر روی عاملهای اصلی مدل انجام شده است.
توسعه مدل پویای همسویی کسبوکار و فناوریاطلاعات با رویکرد چابک
صفحه 147-175
الهه بیگدلی، محمدرضا معتدل
چکیده هدف این مقاله ارائه مدل پویای همسویی کسبوکار و فناوریاطلاعات در سازمانهای چابک میباشد. در راستای توسعه مدل پویای همسویی از چهارچوب قابلیتهای پویا که یک چهارچوب نظری و مدیریتی تأثیرگذار، در پژوهشهای مدرن سیستمهای اطلاعات و چابکی است، استفاده گردید. بر اساس رویکردهای همسویی، همسویی فناوریاطلاعات بعنوان گسترهای تعریف میشود که در آن اهداف و برنامههای فناوریاطلاعات از اهداف و برنامههای کسبوکار پشتیبانی کرده و توسط آنها پشتیبانی میشوند. این پژوهش با استفاده از تکنیک دیمتل فازی سعی در یافتن ارتباط قابلیتهای فناوریاطلاعات و قابلیتهای پویای مرحله بالاتر یعنی قابلیتهای کسبوکار دارد تا از این راه پویاییهای بهوجود آمده در نتیجه همسویی، شناسایی و زمینه دستیابی به چابکی را فراهم سازد. برای بررسی مهمترین عاملهای چابکی و همسویی، دادهها از راه پرسشنامهها که بهوسیله صد نفر خبره تکمیل شده بود، جمعآوری گردید و با نرمافزارهای اسپیاساس[1] و اسمارت پیالاس[2] تجزیهوتحلیل شد. در شبیهسازی از ترکیب روشهای دیمتل فازی و پویایی سیستم برای طراحی ساختار مدلسازی پویا استفاده گردید و روابط علتومعلولی و ضرایب تأثیر با استفاده از با نرمافزارهای متلب[3] و اکسل[4] محاسبه شد. در آخر، مدل پویا بهوسیله نرمافزار ونسیم[5] طراحی شد. بر اساس نتیجهها، «قابلیت یادگیری فناوریاطلاعات» مهمترین عامل تأثیرگذار است که بیشترین تأثیر را بر دیگر عاملها دارد. «قابلیت پاسخگویی کسبوکار» بیشترین تأثیر را از سیستم میپذیرد.
[1] . SPSS
[2] . Smart PLS
[3] . MATLAB
[4] . EXCELL
[5] . VENSIM
مدلسازی استراتژیهای نفوذ در بازار با استفاده از شبیهسازی مبتنی بر عامل
صفحه 176-196
مهدی خانی، عباس سقایی، کامبیز حیدر زاده هنزایی
چکیده پیشبینی نتایج معرفی محصول یا برند جدید به بازار، با توجه به هزینههای بالای توسعه محصول و تأثیر عمیق شکست احتمالی آن روی آینده سازمان، از دهههای گذشته مورد توجه بسیاری از محققان و مدیران حوزه بازاریابی و کسب و کار بوده است. در این میان، وجود عوامل متعدد و متغیر که رفتار بازار را در واکنش به ورود یک محصول یا برند جدید شکل می دهند، پیش بینی را دشوار و دستیابی به مدلی مناسب برای تصمیم گیری درست را با چالشهای جدی روبرو نموده است. به همین دلیل مدلهای معرفی شده در این حوزه همچنان در حال توسعه و همگام سازی با مسائل جدید هستند.
در این تحقیق تلاش شده با استفاده از مدلسازی عامل بنیان و قابلیتهای ویژه این روش و همچنین با بهره گیری از دستاوردهای تحقیقات گذشته، مدلی ارائه گردد که توان پوشش عوامل مختلف و متغیر بازار را دارا باشد و با ارتقاء توان پیش بینی نتایج ورود برند جدید به بازار، تصمیم گیری در مورد انتخاب استراتژی های نفوذ و توسعه را به حد مطلوب نزدیکتر کند.
نتایج اجرای مدل با داده های ورودی مختلف و بر اساس سیاستهای از پیش تعیین شده، بررسی و مقایسه گردیدند و سیاستهای موفق معین شدند. آنچه در پایان تحقیق به دست می آید این است که با تغییر متغیرهای مؤثر بر معرفی محصول یا برند جدید، میتوان تغییرات اساسی در نتایج ایجاد کرد.