طراحی چارچوب روششناسی چندگانهی تحقیق درعملیات با استفاده از رویکرد تحلیل شبکههای اجتماعی
صفحه 1-26
مهناز حسین زاده، محمدرضا مهرگان
چکیده «روششناسی چندگانه» عنوانی است که محققان تحقیق در عملیات انتقادی برای کاربرد همزمان روششناسیهای مختلف تحقیق در عملیات برای مداخله در هر "موقعیت مسئله" به کار گرفتهاند. این اندیشمندان بر این باورند که میتوان ضمن درنظرگرفتن نقاط قوت و ضعف روششناسیهای مختلف تحقیق در عملیات با توجه به مبانی نظری آنها و علیرغم ریشه داشتن در پارادایمهای متفاوت، این روششناسیها را به صورت مکمل برای بهبود یک موقعیت مسئله به کار گرفت. در این پژوهش تلاش شده است تا با استفاده از قابلیتهای رویکرد تحلیل شبکههای اجتماعی و نرمافزارهای UCINET و NetDraw، چارچوب روششناسی چندگانه محققان پیشین تکمیل گردد. اینگونه که روششناسیهای مکمل و جایگزینِ پارادایمهای مختلف OR را با توجه به ابعاد موقعیت مسئله در ایران پیشنهاد کنیم. محاسبه مواردی از قبیل مرکزیت درجه، نقاط ایزوله، قدرتمندترین روششناسیها و موارد نیازمند توسعه در روششناسیهای تحقیقدر عملیات مشخص کردهاند. تحلیلهای حاصل از پژوهش، نتایج بسیار مفیدی را برای دانشمندان حوزه تحقیقدرعملیات بههمراه خواهد داشت
ارائه مدلی دوسطحی برای قیمت گذاری و برنامه ریزی سفارش در زنجیره تأمین سهسطحی
صفحه 27-53
معصومه پهلوانی قمی، مقصود امیری
چکیده مجموعه ای از واحدها که مواد اولیه را به محصولات و خدمات نهایی تبدیل کرده و آنها را به مشتریان تحویل می دهند، یک زنجیره تأمین را تشکیل می دهند. یکی از موضوعات مهمی که بهتازگی در مدیریت سیستم های زنجیره تأمین مورد توجه قرار گرفته، قیمت گذاری محصولات است. بحث قیمت گذاری محصولات تولید شده زمانی حایز اهمیت بسیار است که بهطور همزمان با مسائل مدیریت و کنترل موجودیها و برنامه ریزی سفارش مورد توجه قرار گیرد. این مقاله با درک بر اهمیت موضوع، با پیشنهاد روشی بهمنظور مدلسازی و حل مسئله قیمت گذاری و مدیریت موجودیها در زنجیره های تأمین سهسطحی تولیدکننده، عمدهفروشان و خردهفروشان، ابتدا با استفاده از طرح های آزمایشی روش شناسی سطح پاسخ و شبیه سازی توابع هدف هزینه در سطح عمده فروشان و سود در سطح خردهفروشان را برآورد کرده و سپس مدل غیرخطی بهدست آمده مبتنی بر برنامه ریزی دوسطحی را توسط الگوریتم ژنتیک حل می کند. عملکرد روش پیشنهادی در حل یک مسئله موردی مؤید دستیابی به نتایج همزمان قیمت فروش و برنامه ریزی سفارش بهینه متناسب با داده های تاریخی است.
بررسی معادلات آشوب بر سیستم بورس اوراق بهادار (موردکاوی سیستم بورس اوراق بهادار تهران)
صفحه 55-78
مرضیه هاشمی، محمد صادق حری
چکیده از نقطه نظر نظریه آشوب، سیستمهای پیچیده صرفاً ظاهری پر آشوب دارند و در نتیجه، نامنظم و تصادفی به نظر میرسند، در حالی که ممکن است تابع یک جریان معین با یک فرمول ریاضی مشخص باشد. در اقتصاد، بازارهای پولی و مالی یکی از موارد بسیار مناسب برای بهکارگیری نظریه آشوب هستند، زیرا نظریههای موجود در اقتصاد بازارهای پولی و مالی حاکی از آن هستند که متغیرهای پولی مانند نرخ ارز و قیمت سهام، تصادفی و در نتیجه تغییرات آنها غیر قابل پیشبینی هستند. مطابق نظریه آشوب اگر فرایند تعیینکننده متغیرهای پولی از یک فرایند غیر خطی معین پیروی کند، میتوان تغییرات آنها را پیشبینی کرد. در این مقاله با توجه به نو بودن ادبیات آشوب، قیمتهای روزانه سهام شرکتهای پذیرفته شده در بازار بورس تهران در دوره زمانی ابتدای سال 1385 تا 1393 مورد آزمون قرار میگیرد تا مشخص شود که آیا سیستم بورس اوراق بهادر از فرایند تصادفی پیروی میکند یا متأثر از یک فرایند معین (آشوبی) میباشد؟ به این منظور از آزمونهای BDS و نمای لیاپانوف و دیکی فولر استفاده شده است. نتایج بهدست آمده حاکی از آن است که سیستم بورس اوراق بهادر تهران از یک سیستم آشوبناک پیروی میکند.
ارائه مدلی به منظور تحلیل موانع بهکارگیری هوش تجاری در صنعت گردشگری ایران با رویکرد روشهای آمیخته
صفحه 79-102
لیلا نظری سالاری، آمنه خدیور، ندا عبدالوند
چکیده یکی از شاخههای فناوری اطلاعات که امروزه بیش از پیش مورد توجه مدیران بوده، هوش تجاری است. پیادهسازی هوش تجاری در سازمانها همواره با موانع و چالشهایی مواجه بوده است. با نظر به اهمیت صنعت گردشگری در اقتصاد کشورها و تأثیر استفاده از مزایای هوش تجاری در سازمانهای فعال این صنعت در دنیا، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای شناسایی و اولویتبندی موانع بهکارگیری هوش تجاری در صنعت گردشگری ایران انجام گردیده است. روش انجام تحقیق آمیختهای از روشهای کمّی و کیفی است. در بخش کیفی از روش تئوری زمینهای یا دادهبنیاد و در بخش کمی از استراتژی پیمایش استفاده شده است. براساس نتایج حاصل شده یازده مانع به عنوان موانع بهکارگیری هوش تجاری در صنعت گردشگری ایران کشف و در قالب یک مدل ارائه شده و اولویتبندی شده که بهترتیب عبارت از موانع مربوط به دادهها، موانع مدیریتی، موانع فرهنگی، عدم آموزش و آگاهیرسانی، موانع مربوط به نیروی انسانی، موانع قانونی و سیاسی، عدم اعتماد در انتقال دانش، موانع سازمانی، عدم یکپارچگی سیستمها، موانع مربوط به تأمین بودجه طرحهای هوش مصنوعی و موانع مربوط به زیرساختها، میباشند. در بخش پیمایش تحلیل و ارزیابی وضعیت موجود هر یک از این موانع در ایران از طریق توزیع پرسشنامه بین خبرگان این صنعت صورت گرفته است. براساس نتایج به دست آمده پیشنهادهای کاربردی جهت استقرار هوش تجاری به سیاستگذاران این صنعت ارائه شده است.
ساختاردهی مسئله تدوین استراتژی با استفاده از رویکردهای استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه و تئوری درام (مورد مطالعه: فاز پالایش بعد از تولید زنجیره تأمین سبز گاز)
صفحه 103-138
فرزانه خسروانی، عادل آذر، سید حمید خداداد حسینی
چکیده انرژی یکی از مهمترین کلیدهای دستیابی به رفاه و رشد پایدار در نظامهای اقتصادی و سیاسی است. استخراج انرژی، ذخیرهسازی، انتقال و مصرف آن همراه با آلایندگی محیطزیست است. دستیابی به اهداف کلان و بلندمدت در زمینه انرژی و تأمین آن و رعایت اولویتهای زیستمحیطی، نیازمند برنامهریزی و تدوین استراتژیهای کاربردی و عملیاتی است. مدیریت زنجیره تأمین سبز، مفهومی است که در سالهای اخیر، برای حصول اطمینان از تأمین اولویتهای محیطزیست و مسئولیتهای اجتماعی سازمانها در تمامی مراحل تولید، انتقال و مصرف محصول، شکل گرفته است. تدوین استراتژی برای تولید انرژی با رعایت استانداردهای مدیریت زنجیره تأمین سبز، فرایندی پیچیده، زمانبر و هزینهبر است که شامل در نظر گرفتن گروههای مختلف اثرگذار و اثرپذیر میباشد. هر یک از این گروهها دارای میزان علاقه و قدرت متفاوتی است که نقش آنها جهت مشارکت در تدوین استراتژی بر اساس آن تعریف میشود. نادیده گرفتن نقش هر یک از این گروهها، میتواند منجر به تدوین استراتژی ناکارامدی گردد که هدررفت هزینه و انرژی بخشهای مختلف زنجیره تأمین گاز را به دنبال خواهد داشت. در این مقاله با استفاده از رویکرد استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه، مشارکتکنندگان مسئله شناسایی شدند. سپس با ترسیم نمودار قدرت/علاقه نقش هر یک از مشارکتکنندگان تعیین گردید. در ادامه با استفاده از تئوری درام، مسئله تقابل بازیگران زنجیره تأمین سبز گاز ساختاردهی گردید. بدین منظور اولویتها و گزینههای تصمیم هر یک از بازیگرانِ شناسایی شده در فاز قبلی، در یک میز مذاکره، مورد تحلیل قرار گرفته و معضلات عدم همکاری و کشمکش بین آنها ارزیابی شد. در نهایت راهکارهایی برای حل معضلات در مسئله تدوین استراتژی ارائه گردید.
بهکارگیری رویکرد کیفی فراترکیب جهت ارائه مدل جامع ارزیابی پایداری زنجیره تأمین
صفحه 139-166
سعید رعیت پیشه، رضا احمدی کهنعلی، طیبه عباس نژاد
چکیده مجموعه عوامل زیستمحیطی، اجتماعی در کنار توجه به مسائل اقتصادی، نقش ویژهای در توسعه پایدار زنجیره تأمین صنایع پرخطر ایفا میکنند. هدف از پژوهش حاضر تبیین و واکاوی ابعاد و اجزای هر بعد پایداری زنجیره تأمین، با توجه به گستردگی مفهوم پایداری در مباحث زنجیره تأمین بوده است. به این منظور ما با رویکرد پژوهش کیفی و ابزار فراترکیب (متاسنتز) که شامل گامهای هفتگانهای است، به ارزیابی و تحلیل نظاممند نتایج و یافتههای پژوهش پیشین پرداخته شده است. در مجموع مفهوم پایداری زنجیره تأمین در سه بعد، چهارده زیر بعد و هشتاده و چهار جزء شناسایی و طبقهبندی شده است. در انتها با استفاده از روش کمی آنتروپی شانون، براساس رویکرد تحلیل محتوا به تعیین ضریب اثر اجزای شناسایی شده در 94 پژوهشی که نهایی شده، پرداخته شده است.
ارتقای کیفیت سیاستگذاری در علم و فناوری با رویکرد اسلامی ایرانی: یک مطالعه کیفی
صفحه 167-188
ابوالقاسم سرآبادانی، سید حبیب الله طباطبائیان، سید حسین میر معزی، مقصود امیری
چکیده افزایش کیفیت سیاستگذاری برای پیشرفت علم و فناوری از اصلیترین برنامههای کشورهای مختلف است که با توجه به زمینه خاص هر کشور، از کشوری نسبت به کشوری دیگر متفاوت خواهد بود. این موضوع مهم در ایران نیز به تبیین راهبردهای مؤثر بر سیاستگذاری علم و فناوری متناسب با شرایط و وضعیت ایران وابسته است. پژوهش حاضر مطالعهای کیفی به روش آنالیز محتواست. مشارکتکنندگان در پژوهش را 23 نفر از خبرگان در زمینه پیشرفت و توسعه و همچنین علم و فناوری تشکیل دادند. روش نمونهگیری هدفمند بود و برای جمعآوری دادههای کیفی، مصاحبه عمیق غیر ساختارمند انجام شد. تحلیل یافتهها با استفاده از روش تحلیل کیفی و آنالیز محتوی به کمک نرمافزار MAXQDA انجام شد. در این پژوهش 39 زیرگروه و 6 درون مایه شامل رصد علم و فناوری در مقیاس جهانی، حاکمیت علمی، راهبری سازمان یافته رهبران تحقیقاتی و علمی، الگوسازی گفتمانی، تبیین نظام نیازها در تولید علم، نظام تأمین دانشمند به عنوان راهبردهای مدیریت حکیمانه و کیفیت سیاستگذاری پیشرفت در علم و فناوری ایران استخراج گردید. موفقیتسیاستگذاری همواره برپایه دو عنصر اساسی، یعنی مبانی ارزشی و بینشی از یکسو و از سوی دیگر شرایط و مقتضیات هر جامعه بنا شده است. مطالعه حاضر براساس مبانی معرفتی اسلام، زمینه جامعه ایران و بهرهمندی از تجارب مشارکتکنندگان، شش راهبرد کلیدی بالا را کشف و تبیین نمود تا با بهکارگیری آنها توسط سیاستگذاران کلان کشور بهطور عام و مدیران و سیاستگذاران بخشهای علم و فناوری بهطور خاص، کارآمدی و تأثیرگذاری بیشتر سیاستگذاریها و درنتیجه بهبود وضعیت موجود نظام علم و فناوری را فراهم آوردند.
طراحی مدل تصمیمگیری در شرایط عدم اطمینان
صفحه 189-216
علیرضا طغیانی، علی رجب زاده، علی اصغر انواری رستمی
چکیده در این مقاله مرور و مقایسهای بر انواع متغیرهای تعریف شده در بخش مدلسازی فرایند تحقیق در عملیات خواهیم داشت. از آن جایی که در دنیای واقعی مسائل مربوط به تصمیمگیریهای مدیریتی بهدلیل فاکتورهای انسانی و پیچیده اجتماعی، روانی، اقتصادی، سیاسی و ... از عدم اطمینان بالایی برخوردارند؛ به نظر میرسد انواع متغیرهای موجود در ادبیات موضوع قادر به تبیین همه حالتهای ممکن شرایط واقعی نیستند، بنابراین به معرفی متغیرهای جدید مانند متغیر تصادفی درجه دوم، عدم اطمینان تصادفی، فازی عدم اطمینان، عدم اطمینان فازی و متغیر عدم اطمینان درجه دوم خواهیم پرداخت و تعمیم ترکیبات مختلف متغیر به سطوح بالاتر مطرح خواهد گردید. سپس براساس متغیر عدم اطمینان درجه دوم، نسخههای جدیدی از مدل برنامهریزی خطی با عنوان مدل برنامهریزی خطی عدم اطمینان درجه دوم و کاملاً نامطمئن ارائه خواهیم داد. در ادامه جهت تأیید مدل پیشنهادی مثالی عددی مربوط به مسئله انتخاب پورتفولیوهای نامطمئن ارائه مینماییم. پس از آن راهحلهای بهینه نامطمئن با استفاده از نرمافزار برنامهریزی محدبساخت یافته بهدست خواهند آمد.