بهینه سازی سبد سهام با رویکرد ترکیبی روشهای تحلیل تکنیکال و داده کاوی
صفحه 1-22
امیر افسر، فاطمه هلیل
چکیده سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار، بخش مهمی از اقتصاد کشور را تشکیل میدهد. افزایش سود و کاهش ریسک سرمایهگذاری در بورس همیشه مهمترین دغدغه سرمایهگذاران بوده است. همچنین بازارهای بورس نه تنها از پارامترهای کلان بلکه از هزاران عامل دیگر نیز متأثر میشوند. این تحقیق به دنبال ارائه مدلی است که در آن پتانسیل آتی سهام با در نظر گرفتن شاخصهای تحلیل تکنیکال بهوسیله شبکه عصبی فازی پیشبینی میشود و براساس پیشبینیهای به دست آمده، مدل ریاضی بهینهسازی بر مبنای عواملی چون میانگین، واریانس و چولگی سبد سهام ارائه میشود. سپس، این مدل با استفاده از الگوریتم ژنتیک حل میشود. تحقیق حاضر از بعد هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از بعد روش، از نوع توصیفی است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که مدل ارائه شده در این مقاله، در مقایسه با روشهای سنتی و شاخص بازار، بازدهی بیشتری را با توجه به واریانس و چولگی برای سرمایهگذاران فراهم میکند.
مدلسازی ریاضی عوامل انسانی در سیستم با محدودیت دوگانه
صفحه 23-49
محمد اکبری
چکیده پژوهش حاضر با هدف بهکارگیری مهندسی عوامل انسانی در سیستمهای با محدودیت دوگانه به مطالعه و مدلسازی عوامل انسانی مهم در مسئله زمانبندی کارکنان پرداخته است. در مطالعات گذشته زمانبندیهای شیفت کاری بیشتر بر مبنای عوامل محدودکننده ماشین و برنامهریزی تولید انجام میگرفت و در بهینهسازی سیستمهای زمانبندی، عوامل انسانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از این رو در این مقاله به مهندسی عوامل انسانی در برنامهریزی و زمانبندی شیفتهای کاری پرداخته شده است. عوامل انسانی مورد مطالعه عبارت از یادگیری، فراموشی، خستگی، استراحت و تابع هدف مدل ریاضی کمینهسازی نسبت تعداد کارکنان به کارایی آنان است. برای بررسی کارایی مدل ریاضی و بررسی تأثیر عوامل انسانی بر کارایی زمانبندی کارکنان، چهار سناریوی زمانبندی با مجموعه پارامترهای انسانی مختلف توسط مدل ریاضی حل و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که پارامترهای انسانی بر کارایی سیستم با محدودیت دوگانه تأثیر داشته و انتخاب سناریوی زمانبندی مناسب میتواند تا 20/0 کارایی کارکنان را افزایش دهد. همچنین با توجه به تأثیر پیچیده پارامترهای انسانی بر عملکرد سیستم، هر سازمان باید با توجه به پارامترهای انسانی مختص مشاغل خود زمانبندی شیفتهای کاری را تعریف کند. با توجه به پارامترهای تعریف شده در این پژوهش، سناریو زمانبندی مبتنی بر یک زمان استراحت نسبت به سناریو زمانبندی با زمانهای استراحت متعدد کاراتر است. همچنین در شرایط میانگین مقادیر مختلف پارامتر خستگی، کارایی سناریوهای مورد استفاده کارگاههای تولیدی کارایی بهتری نسبت به دو سناریوی دیگر دارد.
مدل ریاضی چند هدفه انتخاب تأمینکننده سبز (مورد مطالعه : زنجیره تأمین ایران خودرو)
صفحه 51-83
لیلا بابایی، مسعود ربیعه، احسان نیک بخش، مهدی اسماعیلی
چکیده در چند دهه گذشته، به علت بروز آثار مخرب زیستمحیطی سازمانها بر جوامع، فشارهای زیادی از جانب دولتها و گروههای مردمنهاد بر سازمانها برای رعایت جوانب زیستمحیطی در فعالیتهای آنان و بهویژه زنجیرههای تأمین آنها وارد شده است. برای دستیابی به زنجیرهتأمین محیطزیست دوست یا سبز، نقش تأمینکنندگان- به عنوان نقطه شروع زنجیره تأمین- بسیار مهم است. بنابراین برای ارزیابی و انتخاب تأمینکنندگان، علاوه بر معیارهای سنتی مانند قیمت، تحویل، کیفیت و... استفاده از شاخصهایی جدید که علاوه در برگیری مسائل زیستمحیطی، متناسب با صنعت مورد نظر باشند، ضرورت دارد. در این پژوهش با در نظر گرفتن مجموعهای از معیارهای اقتصادی و زیستمحیطی، یک مدل برنامهریزی ریاضی عدد صحیح چند هدفه برای مسئله انتخاب تأمینکننده سبز و تخصیص سفارش در شرایط چند محصولی، منبعیابی چندگانه و تک دورهای ارائه میشود. مورد مطالعه این تحقیق بخشی از زنجیره تأمین ایرانخودرو است که در آن فرایندهای انتخاب تأمینکننده و تخصیص سفارش مربوط به تعداد 31 قطعه از چهار نوع محصول نهایی که بهوسیله 45 تأمینکننده عرضه میشوند، بررسی میشود. مدل ریاضی پیشنهادی برای زنجیره تأمین مورد مطالعه 507 محدودیت و 449 متغیر تصمیم دارد. مدل ریاضی پیشنهادی با استفاده از روش محدودیت اپسیلون حل شده و ارزش کل خرید سبز محاسبه میشود. نتایج حل و تحلیل حساسیت مدل پیشنهادی بر مورد مطالعه نشان میدهد که با افزایش اهمیت مسائل زیستمحیطی در زنجیره تأمین مورد مطالعه، ارزش کل خرید سبز افزایش پیدا میکند.
شناسایی عینی بازده به مقیاس تکنولوژی برای مدلهای DEA
صفحه 85-107
انسیه حاجینژاد، محمدرضا علیرضایی
چکیده یکی از مسائل مهم و چالشبرانگیز در بهکارگیری یک مدل تحلیل پوششی دادهها (DEA)، تعیین درست بازده به مقیاس (RTS) برای مجموعه دادهها است که ما آن را بازده به مقیاس تکنولوژی (TRTS) مینامیم تا تفکیک صحیحی میان بازده به مقیاس تکنولوژی و بازده به مقیاس واحدهای تصمیمگیرنده داشته باشیم. در حال حاضر تنها روشهای عینی۱ موجود برای شناسایی بازده به مقیاس تکنولوژی، روشهای آماری میباشند که با وجود تئوری قوی، در کاربرد با دشواریهایی همراه هستند. در این مقاله ساختاری عینی، نوین و غیرآماری برای شناسایی بازده به مقیاس تکنولوژی به طور صرف براساس دادهها ارئه نموده و آن را روش زاویهها مینامیم. دلیل این نامگذاری آن است که در این روش، شکاف میان فرض بازده به مقیاس تکنولوژی ثابت و متغیر با استفاده از زاویه میان ابرصفحات محاسبه میشود. شکاف در دو بخش افزایشی و کاهشی مرز محاسبه میگردد. هرچه شکاف در بخش افزایشی (کاهشی) بزرگتر باشد، بازده به مقیاس تکنولوژی به فرض افزایشی (کاهشی) نزدیکتر است. نوآوری روش پیشنهادی در این است که بازده به مقیاس تکنولوژی را صرفاً با استفاده از دادهها و بدون هیچگونه فرض آماری شناسایی میکند. افزون بر این، برخلاف آزمونهای آماری که صرفاً به رد یا قبول فرضیهای میپردازند، شکاف ارائه شده در این مقاله میزان افزایشی یا کاهشی بودن بازده به مقیاس تکنولوژی را نیز نشان میدهد. درستی روش پیشنهادی با استفاده از 6 نمونه یک ورودی - یک خروجی با بازده به مقیاس تکنولوژی متفاوت و قابل مشاهده و نیز یک نمونه دو ورودی - یک خروجی نشان داده شده است. افزون بر این، روش زاویهها برای شناسایی بازده به مقیاس تکنولوژی مجموعه داده شرکتهای گاز استانی مورد استفاده قرار گرفته است.
ارائه مدلی برای پیشبینی عملکرد پایانه کانتینر در بنادر با رویکرد پویایی سیستم
صفحه 109-132
وحید حیدرپور، مصطفی زندیه، حسن فارسیجانی، مسعود ربیعه
چکیده با توجه به ماهیت علت و معلولی بخش حملونقل دریایی و تأثیر متقابل متغیرها در این بخش و نیز پیچیدگیهای حاکم برآن لازم است تا به کمک ابزارهایی، سیاستهای اتخاذ شده در این بخش مورد آزمون قرارگیرد. دغدغه مورد نظر در این مقاله پیشبینی عملکرد ترمینال کانتینری از حیث تعداد کانتینر تخلیه و بارگیری شده، زمان کل حضور کشتی از زمان ورود به لنگرگاه تا خروج از بندر و در صد اشغال اسکله ترمینال کانتینری میباشد. در این تحقیق، مدل پویای عملکرد ترمینال کانتینر بنادر، با استفاده ازروش پویای سیستمها ارائه شده است. اعتبار مدل پیشنهادی با استفاده از دادههای تاریخی 1384 تا 1394 بندر شهید رجایی مورد تأیید قرارگرفته است. نتایج شبیهسازی نشان میدهد که با افزایش 1 دستگاه گنتری کرین تعداد کل کانتینرهای جابه جا شده 5/12% افزایش و متوسط زمان کشتی 30% کاهش مییابد. با سرمایه گذاری وساخت یک اسکله تعداد کل تخلیه/ بارگیری 4% افزایش و متوسط زمان کشتی 37% کاهش مییابد. در حالی که با ساخت 1 اسکله و همچنین افزایش یک دستگاه گنتری کرین تعداد کل تخلیه/ بارگیری 37% افزایش و زمان کشتی 45% کاهش مییابد. مدل پیشنهادی کمک مینماید که مدیران، از اثرات تصمیمات و سیاستهای خود در طراحی و توسعه آینده ترمینالهای کانتینری و نتایج آنها تصویر روشنی داشته باشند.
ارزیابی صنایع منتخب بورس اوراق بهادار با استفاده از رویکرد برنامهریزی خطی و تصمیمگیری چند شاخصه
صفحه 133-153
یاسمن دهقان خلیلی، علی محمدی
چکیده یکی از انواع سرمایهگذاریها به منظور افزایش ثروت سرمایهگذاران، سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار است. هدف پژوهش حاضر رتبهبندی صنایع سیمان و گچ، فراوردههای نفتی (تولید محصولات پالایش شده پتروشیمی)، کاشی و سرامیک و خودرو (تولید وسایل نقلیه موتوری) در بورس اوراق بهادار به منظور کمک به سرمایهگذاران جهت تصمیمهای سرمایهگذاری با توسعه یک روش برای حل مسائل تصمیمگیری چند شاخصه با رتبهبندی گزینهها بر اساس شاخصها و وزن شاخصها بهوسیله مجموعه فازی شهودی با ارزش بازهای میباشد. در این روش یک فاصله مطلق موزون بین مجموعههای فازی شهودی با استفاده از وزن مجموعههای فازی شهودی تعریف شده است، سپس به کمک دو مدل ساده برنامهریزی خطی کمکی معیار نزدیکی نسبی به راهحل ایدهآل محاسبه میشود، در آخر براساس مفهوم احتمال اعداد گزینهها رتبهبندی میشوند. دادههای مورد نیاز در سال 1393 الی 1394 به طور عمده از طریق صورتهای مالی حسابرسی شده، نرمافزار رهاورد نوین استخراج شده است. نتایج نهایی حاصل از این پژوهش نشان میدهد که صنایع فراوردههای نفتی، سیمان و گچ، کاشی و سرامیک و خودرو بهترتیب دارای بالاترین رتبه میباشند.
سنجش تابآوری زنجیره تأمین با رویکرد سیستمهای پیچیده سازگار؛ مطالعه موردی: صنعت داروسازی ایران
صفحه 155-195
محمد مهدی رحیمیان، علی رجب زاده قطری
چکیده محیط کسبوکار در حال رشد، با تغییرات سریع و افزایش عدم اطمینان همراه با بروز خطرات غیرمنتظره و تغییرات اجتنابناپذیر، احتمال اختلالات شدید در زنجیره تأمین شرکتها را افزایش داده است. این روند همراه با سوانح طبیعی و ... نیاز به حالت تابآوری و توسعه این مفهوم در زنجیره تأمین و به طور خاص زنجیره تأمین صنعت دارو که حساسیتهای به مراتب بیشتری دارد، افزایش داده است و مدیران نیاز به ابزارهایی برای پایش تابآوری زنجیره تأمین شرکت خود نسبت به اختلالات دارند. هدف اصلی پژوهش حاضر، سنجش و ارزیابی مفهوم تابآوری در زنجیره تأمین صنعت پراهمیت داروسازی است. برای دستیابی به این هدف مهم و با توجه به در نظر گرفتن رویکرد سیستمهای پیچیده سازگار به عنوان نظریه اصلی در این مطالعه، زنجیره تأمین دو شرکت داروسازی (ایراندارو و داروسازی قاضی) برای مطالعه انتخاب شدند، در ادامه با استفاده از ابعاد و مؤلفههای شناسایی شده تابآوری زنجیره تأمین در چارچوب تئوری مذکور با مطالعه ادبیات موضوع و ارائه روشی یکپارچه با استفاده از ترکیب روشهای مدلسازی ساختاری تفسیری، دیمتل، تئوری گراف و رویکرد ماتریسی و تحلیل عملکرد _ اهمیت اقدام به سنجش و ارزیابی جامع سطح تابآوری در دو زنجیره تأمین مذکور شد. نتایج این پژوهش مدیران را در تجزیه و تحلیل تابآوری و انتخاب استراتژی اثربخش کاهش ریسک زنجیره تأمین خود، پشتیبانی نموده و تصمیمگیری را تسهیل میکند. این رویکرد جدید باعث ایجاد مزیت رقابتی برای دستیابی به سهم بازار حتی زمان وقوع اختلالات میشود.
اندازههای انعطافپذیر در فرایند تولید: رویکرد جدیدی بر مبنای تحلیل پوششی دادهها با مرز دوگانه
صفحه 197-216
حسین عزیزی، علیرضا امیرتیموری
چکیده تحلیل پوششی دادهها (DEA) رویکردی برای اندازهگیری کارایی نسبی واحدهای تصمیمگیری (DMUهای) دارای ورودیهای متعدد و خروجیهای متعدد با استفاده از برنامهریزی ریاضی است. در مدلهای متعارف DEA، ورودی یا خروجی بودن یک اندازه عملکردی باید معلوم باشد. با این حال در برخی از موقعیتها، یک اندازه عملکردی میتواند برای برخی از DMUها نقش ورودی و برای برخی دیگر نقش خروجی داشته باشد. چنین متغیرهایی را اندازههای انعطافپذیر مینامند. این مقاله رویکرد جدید «DEA با مرز دوگانه» را برای طبقهبندی اندازههای انعطافپذیر معرفی میکند. در رویکرد پیشنهادی، هر اندازه انعطافپذیر طوری به عنوان ورودی یا خروجی طبقهبندی میشود که کارایی DMU مورد ارزیابی بیشینهسازی شود. از این رو طبقهبندی اندازههای انعطافپذیر با استفاده از رویکرد DEAی پیشنهادی، ساده و منطقیتر است. یک مثال در مؤسسات آموزش عالی انگلستان، کاربرد رویکرد پیشنهادی را نشان میدهد.
بررسی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر بقای شرکتهای تازه وارد با استفاده از تابع هازارد
صفحه 217-239
مریم قائدی، مهرداد مدهوشی، سعید راسخی
چکیده ورود موفق به بازار و رقابت با عدم اطمینان بالایی همراه است و محدودیتهای مختلفی دارد. از این رو تعداد زیادی از شرکتها بهخصوص شرکتهای جدید پس از ورود، بازار را زود ترک میکنند، بنابراین در بعضی از صنایع یا مناطق تنها اقلیت تازه وارد بقا پیدا میکنند تا زمانی که دانش ما درباره فرایندهای رشد شرکتهای جدید بهبود نیابد موفقیت و شکست آنها نیز مسئله مبهمی خواهد بود. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر بقای شرکتهای تازه وارد در صنایع استان مازندران و در فاصله سالهای 1364-1394 است. برای جمعآوری دادهها و اطلاعات از پایگاه داده وزارت صنایع و معادن استان مازندران و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و جهت مطالعه بقا از رویکرد تجزیه و تحلیل تاریخی - رویدادی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدل برآوردکننده حد محصول (کاپلان – مایر) و رویکرد جدول عمر و برای آزمون فرضیهها مدل نیمه پارامتریک رگرسیون Cox استفاده شده است. در نتیجه این تحقیق، رابطه معناداری میان نرخ تورم و نرخ بهره با بقای شرکت تأیید شد. همچنین یافتههای ما وجود رابطه بین نرخ تورم و بقا را اثبات نمود. در انتها مقایسهای بین توابع بقای شرکتهای موجود براساس نرخ بیکاری انجام پذیرفت.
ارائه چارچوبی مفهومی برای طراحی وبسایتهای تجارت الکترونیکی بر مبنای نظریه طراحی عصبی وبسایت
صفحه 241-261
روح الله نوری، آرش کمانگر
چکیده امروزه، زندگی فردی و اجتماعی افراد بیشازپیش در فضای مجازی جریان دارد. وبسایت، کانال ارتباطی یک کسبوکار با ذینفعان و مخاطبان آن است. در ادبیات بازاریابی تأکید زیادی بر این برخورد نخست با مشتری میشود، از این رو نحوه طراحی و سازماندهی وبسایت بهعنوان عامل رقابتی مهمی شناخته میشود. تئوری بازاریابی عصبی که برداشتی از کارکرد مغز انسان و نورونها درزمینه بازاریابی است، در حوزه طراحی وبسایتهای اینترنتی نیز توسعهیافته و تئوری «طراحی عصبی» را شکل داده است. نگارندگان ضمن واکاوی مبانی نظری، در مورد الزامهای آن در طراحی وبسایت بهویژه وبسایتهای تجارت الکترونیک بحث میکنند. روش تحقیق مبتنی بر مطالعه موردی 60 وبسایت تجارت الکترونیک در جهان و مطالعه همبستگی میان میزان رعایت الزامهای طراحی عصبی با رتبه بازدید و مدتزمان ماندن افراد در این وبسایتها است. نتایج این فرضیه را که میان رعایت الزامهای طراحی عصبی با رتبه بازید آنها همبستگی معنادار وجود دارد، تایید میکند. اما نتایج وجود همبستگی معنادار را میان رعایت الزامهای طراحی عصبی با مدتزمان ماندن افراد در وبسایت رد میکند. همچنین فرضهای مرتبط با وجود تفاوت معنادار میان وبسایتها با مدلهای تجاری مختلف تأیید شدند.