ارائه مدل یکپارچه بهینهسازی تصمیمات قیمت گذاری، موجودی و بازاریابی برای کالاهای تند گردش در شبکه تو زیع چند کاناله
صفحه 1-29
حسن باقری، محمدحسین کریمی گوارشکی، مرتضی عباسی، حامد فضل الله تبار
چکیده یکی از عناصر موفقیت هر سازمان تولیدی، بهینهسازی کانال توزیع کالا است. زیرا تمامی فعالیتهای سازمان را به منظور ارائه خدمات مورد نیاز مشتریان تحت تأثیر قرار میدهد. عناصری مانند موجودی کالاها، تصمیمات بازاریابی، قیمتگذاری در بهینهسازی کانال توزیع موثر هستند. هر چند بررسی این عوامل به تنهایی باعث بهینه-سازی میشود ولی بهینهسازی همزمان آنها، بهینگی سراسری را بوجود میآورد که درمطالعات گذشته به ندرت به این مساله پرداخته شده است. لذا این مقاله به دنبال ارائه یک مدل یکپارچه برای بهینهسازی همزمان عناصر زنجیرهتامین در کانال توزیع است. مدل پیشنهادی یک مدل غیرخطی دو هدفه است که در آن تصمیمات مربوط به بازاریابی، قیمتگذاری و کنترل موجودی در نظر گرفته شده است. برای عنصر کنترل موجودی، از دو تامین کننده داخلی و خارجی استفاده شده است. در این بررسی، تابع هدف اول، به دنبال حداکثر کردن سود و تابع هدف دوم مطلوبیت حاصل از رضایت مشتری میباشد. مدل ارائه شده در شبکه زنجیره تامین فروشگاههای زنجیرهای اتکا پیاده سازی شده است. مدیریت موجودی در مراکز توزیع و همچنین پارامترهای بازاریابی اعم از قیمتگذاری محصولات در کانالها (عمده فروشی، خرده فروشی، اینترنتی)، انتخاب بهترین کانال برای هر محصول، میزان فروش هر محصول در هر کانال و در نهایت میزان تخفیف برای محصولات در کانالهای مختلف در مدل پیشنهادی بررسی شده است و سپس با روش ال پی متریک توسط نرم افزار گمز و الگوریتم ژنتیک رتبهبندی نامغلوب حل گردیده است. که نشان میدهد الگوریتم ژنتیک رتبهبندی نامغلوب در ابعاد بالا نتایج مطلوب در زمان مناسبتری ارائه میدهد.
تدوین الگوی تولید مبتنی بر پارادایم تولید اجتماعی
صفحه 31-60
عماد نوبهار، محمود دهقان نیری، محمد رضا صدوقی
چکیده با توجه به ظهور مستمر فناوریهای جدید و تغییر دائمی نیازهای مشتریان، تولید اجتماعی به یکی از پارادایمهای مورد توجه در سطح جهان تبدیل شدهاست. هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی تولید اجتماعی در صنعت مبلمان است. این پژوهش در دو فاز اجرا شدهاست؛ در فاز اول و کیفی از نظریه داده بنیاد جهت شناسایی عوامل مؤثر در تولید اجتماعی استفاده شده و در فاز دوم و کمی از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) به منظور ارزیابی و اعتبارسنجی مدل مفهومی حاصل از مرحله قبل بهرهجسته شدهاست؛ بنابراین این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی و از لحاظ نوع روش، توصیفی–اکتشافی است. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبه بوده و جامعه آماری این بخش نیز مدیران ارشد در صنعت مبلمان هستند و برای نمونهگیری در این بخش نیز از روش نمونهگیری هدفمند استفادهشدهاست. ابزار گردآوری دادهها در بخش کمی پرسشنامه و روش نمونه گیری نیز تصادفی طبقهای است. بر اساس نتایج کدگذاری باز و محوری در فاز کیفی عوامل ساختار غیرمتمرکز، فضای مشارکت، شبکههای اجتماعی، آموزشهای شبکهای، فناوریهای اطلاعات و ارتباطات و ظرفیتهای تحقیق و توسعه از جمله زیرساختهای لازم برای تولید اجتماعی شناسایی شدند. همچنین پایش محیطی، تجاریسازی محصول، توسعه ظرفیتهای مشارکتی، مالکیت فکری ایدهها، ارزیابی ایده تا محصول و توسعه شبکهسازی به عنوان راهبردهای تولید اجتماعی دسته بندی شدند. نتایج فاز کمی نشان داد مهمترین راهبرد اجرای تولید اجتماعی توسعه شبکه سازی است و مهمترین بستر لازم برای پیاده سازی مفهوم تولید اجتماعی، تقویت فناوریهای اطلاعات و ارتباطات است.
شناسایی عوامل زمینهای موثر بر نوآوری استراتژیک (مورد مطالعه: صنعت فوتبال)
صفحه 61-91
رویا کلاتی، اسدالله کردنائیج، علی صابری، حمیدرضا یزدانی، قدرت الله باقری
چکیده هدف: عوامل زمینهای تاثیرگذار زیادی بر نوآوری استراتژیک وجود دارد که علارغم اهمیت آن به صورت جامع بررسی نشده است، از این رو هدف از مطالعه حاضر شناسایی و مفهوم پردازی زمینههای نوآوری استراتژیک است.
روششناسی: این پژوهش از نظر هدف توسعهای-کاربردی و از نظر رویکرد کیفی-کمی است. در بخش کیفی از دو رویکرد فراترکیب و مطالعه موردی و در بخش کمی از مدلسازی نرم دیمتل استفاده گردید. گردآوری دادهها در مرحله فراترکیب بر اساس تحلیل دادههای حاصل از مرور نظامند مطالعات در بازه زمانی 24 سال اخیر(1998 لغایت 2022)، مرحله مطالعه موردی مصاحبه با 21 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی و در مرحله پیمایشی از طریق پرسشنامه بوده است. برای تحلیل دادهها در بخش کیفی تحلیل مفهوم، تحلیل محتوا و تحلیل تم و در بخش کمی از تکنیک دیمتل استفاده شده است.
یافتههای پژوهش: نتیجه پژوهش نشان میدهد که زمینههای نوآوری استراتژیک در صنعت فوتبال در قالب پنج مقوله شناسایی گردیدند که عبارتند از ذینفعان کلیدی، عوامل سیاسی - قانونی، عوامل تکنولوژیکی، عوامل اجتماعی – روانشناختی و رقابت بین رقبای صنعت و محیط کسب و کار دسته بندی گردید.
نوآوری پژوهش: نتایج پژوهش حاضر به مدیران و دست اندرکاران صنعت فوتبال کمک میکند تا با شناختن زمینههای نوآوریهای استراتژیک در صنعت فوتبال تصمیمات مناسبی در رابطه با باشگاهها خود داشته باشند.
تحلیل استراتژیهای عملیاتی در زنجیره تأمین بشردوستانه در هنگام وقوع زلزله با استفاده از رویکرد QFDEA (مورد مطالعه: زلزله خوی)
صفحه 93-120
حسین محبی، رضا جلالی
چکیده با توجه به آسیب-پذیری کشور در برابر وقوع زلزله-های متعدد در سالهای اخیر، لزوم برنامه-ریزی و انجام اقداماتی موثر برای رفع نیازهای آسیب-دیدگان و کاهش آثار و پیامدهای آن ضروری به نظر می-رسد.هدف این پژوهش، ارائه استراتژیهای عملیاتی مناسب در هنگام وقوع زلزله خوی در زنجیره تأمین بشردوستانه به منظور امدادرسانی و رفع نیازهای آسیب-دیدگان است. روششناسی پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، از نوع توصیفی- پیمایشی است.جامعه آماری این پژوهش را زلزله-زدگان شهرستان خوی و خبرگان حوزه مدیریت بحران تشکیل میدهند.در این پژوهش، ابتدا نیازهای آسیب-دیدگان و استراتژیهای مناسب برای رفع این نیازها، با استفاده از ادبیات موضوع و مصاحبههای نیمهساختاریافته شناسایی شدند؛ سپس با توزیع پرسشنامه میان آنها، نیازهای آسیب-دیدگان از طریق روش بهترین- بدترین و نیز استراتژیهای زنجیره تأمین بشردوستانه از طریق رویکرد ترکیبی گسترش عملکرد کیفیت و تحلیل پوششی دادهها با توجه به محدودیتهای هزینه، زمان، فوریت، اثربخشی و سهولت اجرا اولویتبندی شدند.یافتهها نشان داد که استراتژیهای "ایجاد سیستم فرماندهی حادثه و مدیریت بحران جهت برنامهریزی، هماهنگی و تخصیص وظایف میان سازمانها و نهادهای درگیر در بحران زلزله بهمنظور توانمندی و تسریع عملیات نجات" و "ارزیابی و پایش دائم برای بهبود مستمر در عملیات نجات و اقدامات مختلف" بهعنوان مهمترین استراتژیها و نیاز "امدادرسانی به مجروحان" بهعنوان مهمترین نیاز آسیبدیدگان بودند.بنابراین به مسئولان حوزه مدیریت بحران توصیهمیشود با راهاندازی بهموقع قرارگاه فرماندهی حادثه و سیستم مدیریت بحران، واکنش بهموقع، تسریع در عملیات نجات، جلوگیری از موازیکاریها، ایجاد وحدت رویه و نیز با پایشهای منظم باعث بهبود مستمر در فرآیند عملیات نجات شوند.
ارایه مدل ترکیبی تحلیل پوششی دادهها و شبکه عصبی مصنوعی جهت رتبهبندی کارایی شرکتهای دارویی
صفحه 122-146
مصطفی ابراهیم پور ازبری، آیدا فلاح پور مبارکی
چکیده یکی از انواع مدلهایی که برای سنجش کارایی و پشتیبانی تصمیم استفاده میشود، تحلیل پوششی دادهها است. اما با توجه به تمام محاسن، کاستیهایی از جمله ضعف تفکیکپذیری واحدها، رتبهبندی متفاوت رویکردهای مختلف و حساسیت نسبت به دادههای پرت نیز دارد که سبب ایدهی تلفیق آن با شبکههای عصبی مصنوعی شده است. شبکه عصبی به صورت فزایندهای در رویکردهای مبتنی بر مدل و داده برای غنیسازی قابلیتهای تحلیلی و پیشبینی و در نتیجه بهبود تصمیمگیری استفاده میشود. پژوهش حاضر یک مدل برای ارزیابی کارایی واحدها با تلفیق شبکههای عصبی ارائه میدهد. بخش مورد مطالعه، شرکت-های دارویی فعال در بورس اوراق بهادار تهران است. ابتدا دادههای هزینه، درآمد و سود شرکتهای دارویی برای سال 1396 الی 1400 از سایت کدال جمعآوری و نرمال سازی شد. سپس برای ایجاد مدل، کارایی 4 مدل بازده به مقیاس متغیر شامل مدل BCC ورودیمحور و خروجیمحور، مدل SBM و مدلRAM تحلیل پوششی دادهها در طی سالهای 1396 الی 1400 در گمز محاسبه شد و مقادیر کارایی این 4 مدل به عنوان بردار آموزش و دادههای هزینه، درآمد و سود سال 1396 الی 1400 به عنوان ورودی شبکه عصبی وارد متلب شد. برای تعمیم آموزش، از دادههای سال 1401 استفاده شد. نتایج نشان داد که مرز کارایی آموزش داده شده شبکه حاصل 4 مدل تحلیل پوششی دادهها، تقریب جامعتر و دقیق تری از کارایی را برای رتبهبندی شرکتهای دارویی نشان می دهد. نتایج این پژوهش به شرکتهای دارویی در زمینه های سرمایهگذاری، تخصیص منابع، پیشبینی نتایج سیاستها و برنامهریزی به صورت شفاف و دقیقتر کمک میکند.
کسب دانش از زنجیره تامین سلامت: روندها، تحلیل، نگرانی ها، پاسخ ها به همه گیری کویید-19
صفحه 148-187
فرید دانشگر، علی رجب زاده قطری، محمد علی افشار کاظمی
چکیده هدف از این مقاله، ارائه روندهای تحقیقاتی کلیدی در زنجیره تامین سلامت، تحلیل انتقادی ویژگی های پژوهش های این حوزه، تعریف عناصر اصلی زنجیره تامین سلامت و شناسائی اثرات همه گیری کویید-19 بر زنجیره تامین سلامت و ارائه پاسخ هایی برای غلبه بر این تاثیرات بر پایه مرور ادبیات سیستماتیک می باشد. در همین راستا یک مرور ادبیات سیستماتیک مقالات پژوهشی زنجیره تامین سلامت که بین سالهای (2010-2020) در مجلات معتبر به زبان انگلیسی منتشر شده انجام گرفته است. برای دستیابی به این هدف، یک تجزیه و تحلیل انتقادی از روندهای تحقیقاتی کلیدی در زنجیره تامین سلامت صورت گرفت و ویژگی های مهم مقالات مانند موضوع، راه حل، روش تحقیق، نتایج و نگرانی ها، و همچنین پاسخ های ارائه شده به همه گیری کویید-19 مورد ارزیابی قرار گرفت. 13روند تحقیقاتی کلیدی در زنجیره تامین سلامت شناسائی شد که همکاری زنجیره تامین سلامت، سنجش عملکرد زنجیره تامین سلامت و مدل/چارچوب زنجیره تامین سلامت مهم ترین حوزه های پرداخته شده در مقالات مورد بررسی در این مطالعه می باشند. مطالعات بررسی شده رابطه بین موجودیتهای مختلف در زنجیره تامین سلامت را با جزئیات بررسی نکرده و اغلب آنها در تعمیم یافته ها به شرکت ها/کشورهای مختلف دارای محدودیت می باشند. نتایج اصلی مطالعات ارزیابی شده، کاهش هزینه و افزایش عملکرد بوده است. این پژوهش دلالت های مهمی را برای مدیران شرکت ها ارائه میکند و اثرات همهگیری کویید-19 بر زنجیره تامین سلامت را شناسائی نموده و پاسخهایی برای غلبه بر این تاثیرات و مدیریت موثر زنجیره تامین سلامت ارائه میدهد.