مدل مکانیابی-تخصیص تسهیلات بحران با در نظر گرفتن قابلیت اطمینان تحت شرایط عدم قطعیت و تقاضای پویا (مطالعه موردی: بحران زلزله در شهر تهران)
صفحه 1-28
مونا اسدی، محمدعلی شفیعا، سعید یعقوبی
چکیده در بلایای طبیعی، نیاز مبرم مصدومان به کالاهای ضروری اغلب خود منجر به تشدید بحران میشود؛ بنابراین مکانیابی انبارهای توزیع کالا و تأسیس این انبارها در مناطقی که امدادرسانی را تسریع بخشد، از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مقاله، یک مدل مکانیابی-تخصیص تسهیلات بحران با هدف کاهش هزینهها ارائه شده است؛ بهطوریکه این مدل تحت شرایط عدم قطعیت با در نظر گرفتن تقاضای پویا تا 72 ساعت پس از آغاز بحران، انبارهای تأسیسشده را به نقاط آسیب طبق سناریوهای مختلف تخصیص میدهد. همچنین احتمال خرابی تسهیلات و مسیرها، بهمنظور افزایش قابلیت اطمینان، در مدل در نظر گرفته شده و انبارها در دو نوع مطمئن و نامطمئن و همچنین انبارهایی پشتیبان برای احداث فرض شدهاند. مدل پیشنهادی بر روی مطالعه موردی زلزله در شهر تهران پیادهسازی شده است. سپس مسئله برای تعداد مختلف تسهیلات اجرا شده و تحلیل حساسیت و اعتبارسنجی صورت گرفته است. همچنین با بهرهگیری از روش آرما تقاضای امداد برای سال 1398 پیشبینی و نتایج بهدستآمده گزارش شده است. نتایج نشان میدهد مکانیابی انبارهای توزیع امداد و تخصیص مناطق براساس مدل پیشنهادی میتواند باعث بهبود امدادرسانی شده و به مدیران جهت مقابله با بحران کمک نماید.
طراحی مدلی پایدار در مسائل مکانیابی هاب سلسلهمراتبی در شبکه حملونقل چندوجهی با در نظر گرفتن اثر اختلال (عامدانه و غیرعامدانه)
صفحه 29-56
سارا سادات ترکستانی، سید محمد سیدحسینی، احمد ماکوئی، کامران شهانقی
چکیده در یک شبکه حملونقل عمومی (هوایی–زمینی)، هدف اصلی انتقال مسافر از مبدأ به مقصد و توجه به اهمیت خدمترسانی است. در نظر گرفتن انواع مختلف وسیله حملونقل و به دنبال آن افزایش خدمترسانی (تنوع خدمات)، یکی از مسائل مهم و اساسی در سیستمهای مکانیابی هاب سلسلهمراتبی است. همچنین بررسی اثر اختلال (عامدانه و غیرعامدانه)، تغییرات دامنه ارتباطات در شبکه توزیع، مکانیابیها و تخصیصهای مجدد و طراحی شبکهای پایدار جهت پاسخگویی با وجود اختلال، ازجمله مسائلی هستند که در حوزه مکانیابی هاب سلسلهمراتبی کمتر موردتوجه قرار گرفته شدهاند. در این پژوهش برای طراحی پایدار شبکه مکانیابی هاب سلسلهمراتبی، با در نظر گرفتن حملونقل چندوجهی و محدودیت ظرفیت خدماترسانی در دو سناریو عدم وجود اختلال و وجود اختلال، از یک مدل خطی استفاده شده و مدل پیشنهادی با استفاده از نرمافزار بهینهسازی گمز و شبیهسازی مونتکارلو (نرمافزار متلب) حل شده است. از نتایج حاصل از سناریو عدم وجود اختلال برای به دست آوردن احتمال اختلال گره هابهای غیرمرکزی و مسیرهای هابی برای سناریو وجود اختلال استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که مدل و روش حل پیشنهادی حتی با وجود اختلال، تغییرات مکانیابی گره هابهای غیرمرکزی و تخصیصهای مجدد سطوح سلسلهمراتبِ شبکه، میتواند پاسخگوی تقاضاهای موجود باشد. افزایش ضریب تخفیف، افزایش بازه اختلال و همچنین افزایش تعداد گره هابهای غیرمرکزی در شبکه سبب افزایش هزینه کلی شبکه میشود. همچنین افزایش سطوح خدمترسانی، توجه به انواع مسیرها و وسیلههای حملونقل میتواند قدرت تصمیمگیری در شبکه را گسترش دهد.
روش تجزیهوتحلیل پایدار با استفاده از شبیهسازی مونتکارلو برای حل مسئله دوهدفه مکانیابی تسهیلات ظرفیتدار چندمحصولی و چندمنبعی در لجستیک سبز
صفحه 57-83
مهسا جهانگرد، فروغ معین مقدس
چکیده مسئله مکانیابی تسهیلات یکی از مهمترین و کاربردیترین مباحث در حوزه مسائل تصمیمگیری است. کاهش هزینهها همواره یکی از اصلیترین اهداف این مسائل بوده است. در سالهای اخیر با افزایش نگرانیهای زیستمحیطی، توجه به انتشار گازهای مضر و آلودگیهای ناشی از آنها بهعنوان یکی دیگر از معیارهای تأثیرگذار در امر مکانیابی تسهیلات و نیز تخصیص مشتریان به آنها درآمده است. در این مقاله، مسئله دوهدفه مکانیابی تسهیلات ظرفیتدار چندمنبعی و چندمحصولی با توجه همزمان به هزینههای مالی و میزان انتشار گاز موردبررسی قرار گرفته است. ابتدا، مدل ریاضی مسئله ارائه و سپس برای حل مسئله از روش تجزیهوتحلیل پایدار به کمک شبیهسازی مونتکارلو استفاده شده است. با بهکارگیری این روش میتوان میزان پایداری جوابهای بهینه پارتو بهمنظور تصمیمگیری بهتر برای تأسیس انبارها و تخصیص مشتریان به آنها را تعیین نمود. درنهایت، نتایج محاسباتی ارائه و تحلیل شده است.
بهکارگیری روش هزینهیابی مبتنی بر فعالیت زمانمبنا بهمنظور رتبهبندی مشتریان سودآور
صفحه 85-111
سعید جهانیان، مهدی محمودصالحی، مهشید حسینی
چکیده درک سودآوری مشتری و حفظ مشتریان سودآور، هسته اصلی فعالیتهای مدیریت ارتباط با مشتری و بخش مهمی از رشد یک کسبوکار موفق است؛ بنابراین، هدف از انجام این تحقیق ارائه چارچوبی برای اندازهگیری سودآوری مشتریان، بخشبندی آنها بر مبنای ارزشی که برای سازمان دارند و رتبهبندی آنها بر اساس اولویتهای حفظ مشتری در سازمان است. بدین منظور از تحلیل سودآوری مشتری بر مبنای هزینهیابی مبتنی بر فعالیت زمانمبنا برای محاسبه سودآوری مشتریان و از الگوریتم k-Means برای خوشهبندی مشتریان بر اساس RFM اصلاحشده استفاده شد. تحقیق حاضر یک مطالعه موردی است که در یکی از مجموعه رستورانهای برگر زغالی (شعبه ظفر) از ابتدای آذرماه 1393 تا پایان اردیبهشتماه 1394 انجام شده است. بر اساس نتایج تحقیق، نگاشت خوشههای مشتریان بهمنظور درک بهتر رفتار مشتریان و رتبهبندی آنها، در چهار طبقه مفهومی دستهبندی شد. خوشههای مشتریان براساس عناوین «وفادار امروز»، «مشتریان رقبا»، «وفادار فردا» و «آماده پذیرش پیشنهاد رقبا» نگاشته و برچسبگذاری شد.
ارائه یک مدل زنجیره تأمین یکپارچه مبتنی بر ارزش با در نظرگیری نسبتهای مالی در تصمیمات مالی
صفحه 113-136
احسان خاکبازان، سید کمال چهارسوقی، فریماه مخاطب رفیعی
چکیده توجه به یکپارچگی تصمیمات مالی و فیزیکی برای رسیدن به رشد پایدار ارزش، امری حیاتی است. دراینبین مدیریت زنجیره تأمین مبتنی بر ارزش، با در نظر گرفتن عواملی مانند مدیریت سرمایه در گردش، داراییها و بدهیها، تلاش دارد به این مهم دست یابد. تصمیمات مرتبط با مدیریت داراییها و بدهیها و نیز نحوه و میزان تأمین مالی، همواره یکی از مهمترین تصمیماتی است که هر بنگاه اقتصادی با آن مواجه است. چنین تصمیماتی تحت تأثیر برخی نسبتهای مهم مالی قرار دارند که تاکنون در مدلهای بهینهسازی زنجیره تأمین به آنها توجه نشده است. در این مقاله، یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط بهمنظور یکپارچهسازی تصمیمات مالی و فیزیکی در یک زنجیره تأمین چند سطحی، چند دورهای و چندمحصولی با هدف بیشینه نمودن ارزشافزوده اقتصادی، بهعنوان یکی از پرکاربردترین معیارهای سنجش ارزش، ارائه شده است. یکی از مهمترین وجوه متمایزکننده این مقاله، تأمین مالی از طریق استقراض کوتاهمدت مشروط بر رعایت نسبتهای مهم مالی است. در ضمن، عواملی چون پیشخرید و پیشفروش در کنار خریدوفروش مدتدار و توجه به ارزش زمانی پول از دیگر عناصر متمایزکننده این مقاله هستند. در قسمت نتایج، پس از ارائه مسائلی با ابعاد مختلف و تائید اعتبار و کارایی مدل پیشنهادی، به بررسی اثرات تغییرات نرخ نسبتهای مالی و وجود شرایط خریدوفروش نقدی و مدتدار بر روی ارزش زنجیره پرداخته شده است.
روشی برای حل مسائل تصمیمگیری چندمعیاره با تعریف نو از اندازههای باور در نظریه دمپستر شافر
صفحه 137-157
فرشته خلج، عین اله پاشا، رضا توکلی مقدم، مهران خلج
چکیده تابع تشخیص یا تابع جرم احتمال، نقش مهمی را در نظریه دمپسترشافر ایفا میکند. بر اساس این تابع، میتوان اندازههای باور و امکان را برای بیان اطلاعات ناسازگار، متناقض، ناکافی و نامطمئن به دست آورد. معمولاً این اندازهها توسط چندین کارشناس ارائه شده و قابلاندازهگیری با مقادیر دقیق احتمالی نیستند. در این مقاله، روش تصمیمگیری جدیدی برای حل مسائل چندمعیاره، بر اساس تابع تشخیص و اندازههای باور، پیشنهاد شده است. سه عنصر اصلی در نظر گرفتهشده در تابع تشخیص شامل 1- درجه یا اندازه باور از درستی، 2- اندازه عدم باور از نادرستی گزینه و 3- میزان یا درجه عدم قطعیت باور درباره گزینه موردنظر در مجموعه کل گزینهها است. در روش پیشنهادی، فاصله بین اندازههای باور توسط کارشناسان متعدد بیان شده و فاصله آن تا حالت ایدهآل، با استفاده از عملگرهای بیشینه و کمینه محاسبه میشود. از فاصله بهدستآمده میتوان بهعنوان اندازه بهینه بین هر گزینه و گزینه ایدهآل به منظور رتبهبندی و انتخاب مطلوبترین گزینه استفاده کرد. در این روش، وزن معیارها و وزن سه عنصر تعریفشده تابع تشخیص در فرآیند تصمیمگیری موردتوجه قرار میگیرد. در انتها نیز دو مثال کاربردی برای روش پیشنهادی ارائه میشود.
ارائه رویکرد تلفیقی تصمیمگیری چندشاخصه و چندهدفه برای انتخاب تأمینکننده و مونتاژگر در زنجیره تأمین
صفحه 159-185
نادیا رسولی، فاطمه مرندی، نسیم نهاوندی
چکیده کمینه کردن هزینه و دستیابی به بیشینه سطح کیفیت محصول، ازجمله عوامل کلیدی در موفقیت زنجیره تأمین است. شبکه زنجیره تأمین با چهار سطح (چند تأمینکننده، چند مونتاژگر میانی، یک مونتاژگر نهایی و یک خردهفروش) و با تولید تکمحصولی متشکل از 4 جزء در نظر گرفته شده است. در این تحقیق علاوه بر انتخاب تأمینکننده که در اکثر مقالات انجامشده، انتخاب مونتاژگر و انبار جهت ذخیرهسازی محصولات نهایی نیز انجام میگیرد. با توجه به اینکه مونتاژ محصولاتی مثل خودرو، تراکتور و... در چند مرحله انجام میگیرد، لذا در این تحقیق مونتاژگران به دو گروه مونتاژگران میانی و نهایی تقسیم شده است. هر جزء از محصول، توسط مونتاژگران میانی مونتاژ شده و برای مونتاژ نهایی به مونتاژگر نهایی ارسال میشود. در این مقاله رویکرد تلفیقی برای انتخاب مونتاژگران میانی بر مبنای تصمیمگیری چندشاخصه با روش تاپسیس و انتخاب تأمینکنندگان بر مبنای تصمیمگیری چندهدفه با دو هدف کمینهسازی هزینه و بیشینهسازی کیفیت و با روش چبیشف آرمانی ارائه شده است. معیارهای در نظر گرفتهشده برای مونتاژگران میانی شامل هزینه، کیفیت، زمان ارسال و وارانتی است که وزن این معیارها با روش آنتروپی تعیین میشود. کارایی رویکرد پیشنهادی با مثال عددی بررسی شده و جوابها در حالت تکهدفه و دو هدفه مقایسه شدهاند.
عارضهیابی ساختار سازمانی مبتنی بر مدل سیستمهای مانا (VSM)
صفحه 187-215
زینب رضایی، عادل آذر، عباس مقبل باعرض، محمود دهقان نیری
چکیده در عصر حاضر، محیط پیش روی سازمانها محیطی پیچیده، آشفته و همراه با عدم اطمینان است. ساختار سازمانی متناسب یکی از عوامل اساسی جهت دستیابی سازمان به اهدافش و رویارویی با چالشهای محیطی محسوب میشود. مدلهای طراحی ساختار باید بهگونهای باشد که انواع پیچیدگیهای پیش روی سازمان مانند پیچیدگی موجود در محیط و پیچیدگی روابط بین ذینفعان را درک کند. مدل سیستمهای مانا (VSM) رویکردی برای عارضهیابی و طراحی ساختار سازمانی است که ریشه در سایبرنتیک سازمانی دارد. این رویکرد، مدلی انتزاعی یا طرحی کلی و عام برای کمک به طراحی ساختار سازمانی به شمار میرود. اساس این مدل آن است که وجود زیرسیستمهای مشخصی در سازمان و روابط بین آنها میتواند منجر به مانایی سازمان در محیط پیچیده شود. در پژوهش حاضر، از روششناسی سه مرحلهای این مدل که شامل مراحل شناسایی سیستم، عارضهیابی سیستم و کنترل جریانهای اطلاعاتی، کانالهای ارتباطی و خطاهای پرتکرار است، بهمنظور عارضهیابی ساختار سازمانی سازمان نظاممهندسی ساختمان استفاده شده است. بهکارگیری روششناسی فوق نشان داد که در سازمان موردمطالعه، مجموعهای از زیرسیستمها، جریانهای اطلاعات و همچنین کانالهای ارتباطی برای دستیابی به مانایی نواقصی دارند که رفع این کمبودها سازمان را جهت حرکت به سمت مانایی توانمندتر خواهد کرد.
طراحی یک مدل ریاضی بهمنظور بهبود کیفیت پاسخگویی به تقاضا در مراکز فوریتهای پزشکی در یک زنجیره تأمین بشردوستانه
صفحه 217-242
محمدرضا صادقی مقدم، ایمن قاسمیان صاحبی
چکیده ایران جزو کشورهایی به شمار میرود که نرخ وقوع فجایع طبیعی بهویژه زلزله در آن بسیار بالا بوده و ازاینرو، مدیریت زنجیره تأمین بشردوستانه قبل، حین و بعد از حادثه از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از اجزای این زنجیره، مراکز فوریتهای پزشکی هستند. مراکز فوریتهای پزشکی با رسیدگی بهموقع به بیماران باعث کاهش مرگومیر و زیانهای جبرانناپذیر ناشی از جراحات و صدمات حوادث میشوند. بنابراین، محل استقرار این مراکز نقش اساسی در کاهش زمان پاسخ به تقاضا دارد و جانمایی این مراکز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش بررسی نحوه جانمایی صحیح مراکز فوریتهای پزشکی با هدف حداکثر کردن پوشش تقاضا و کاهش زمان امداد و نجات در یک زنجیره تأمین بشردوستانه میباشد. بهمنظور پاسخ به مسئله بهبود کیفیت پاسخگویی به تقاضا در مراکز فوریتهای پزشکی یک مدل ریاضی ارائه شد که با درنظرگرفتن برخی شرایط برای مسئله، اقدام به یافتن بهینهترین تعداد مکانها برای بهبود کیفیت پاسخگویی نموده است. برای حل این مسئله، یک الگوریتم ابتکاری که در آن از دو الگوریتم فرا ابتکاری استفاده شده است، ارائه شد. سپس تعداد 16 سناریو با استفاده از الگوریتم ارائهشده حل شد که با توجه بهدقت پاسخهای به دست آمده و سرعت بالای همگرایی الگوریتم پیشنهادی میتوان از آن در شبکههای بزرگ و پیچیدهای که در آنها رسیدن به جواب دقیق در زمان معقول امکانپذیر نیست، استفاده کرد.
سلسلهمراتب مفهومی معماری/معماریسازی سیستم و پارادایمهای تحقیق در عملیات
صفحه 243-265
میترا فهیمی، محمدرضا مهرگان، محمد ابویی اردکان
چکیده تحقیق در عملیات و معماری/معماریسازی سیستم دو حوزه برای مواجهه با پیچیدگی هستند. هر دوی آنها بهصورت گسترده در رشتههای گوناگون مورداستفاده قرارگرفتهاند؛ هرچند معماری/معماریسازی نسبت به تحقیق در عملیات برای مواجهه با مسائل پیچیده، رویکرد غالب محسوب میشود. بررسیها بر روی تحقیقات پیشین معماری/معماریسازی سیستم نشاندهنده نبود فرآیند ایجاد معماری است. در این مطالعه میخواهیم با مقایسه بنیانهای فلسفی هر دو حوزه در سطح روششناختی، مفید بودن رویکردهای تحقیق در عملیات را بهمنظور ایجاد نظریه برای معماری/معماریسازی سیستم نشان دهیم. بر این اساس با استفاده از منطق حملی، رویکردهای تحقیق در عملیات -تحقیق در عملیات سخت، تحقیق در عملیات نرم و تحقیق در عملیات انتقادی- بهجز تحقیق در عملیات پُستمدرن میتوانند ابزار مفیدی برای معماری/معماریسازی سیستم باشند. بنابراین در اولین گام، گزارههای حملی معماری/معماریسازی سیستم و پارادایمهای تحقیق در عملیات استخراج شد و سپس بر اساس منطق حملی با یکدیگر مقایسه شدند. همچنین برای استانداردسازی در نگارش، از زبان برنامهنویسی LISP استفاده شد. درنهایت، خلاصه نتایج در قالب سلسلهمراتب مفهومی معماریسازی و تحقیق در عملیات و با اقتباس از سلسلهمراتب مفهومی ارائهشده توسط پاول تاگارد ارائه شد. این سلسلهمراتب مفهومی، بازنمایی از رابطه میان رویکردهای تحقیق در عملیات و معماریسازی سیستم است.
طراحی عملیاتی و مالی سیستم زنجیره تأمین چندسطحی در سطوح تصمیمگیری راهبردی و تاکتیکی
صفحه 267-297
علی محمدی، مجتبی خلیفه، مسلم علی محمدلو، عباس عباسی، محمود اقتصادی فرد
چکیده هدف از انجام این پژوهش، طراحی یک شبکه زنجیره تأمین چهار سطحی با در نظر گرفتن تفکر سیستمی و کلگرا، در راستای پوشش دادن سه بخش است. بخش اول، در سطوح تصمیمگیری تاکتیکی و رابردی، ملاحظات مالی را در کنار ملاحظات عملیاتی –برخلاف اندک مطالعات گذشته- در نظر گرفته و در قالب مدلسازی ریاضی، ابعاد مالی و عملیاتی را یکپارچه ساخته است. بخش دوم، مدل ریاضی را با رویکردی جدید و بر اساس ارزش شرکت بهینه کرده و این رویکرد را با رویکردهای سنتی که صرفاً به دنبال حداقل کردن زیان یا حداکثر کردن سود هستند، مقایسه و ارزیابی نموده است. در بخش سوم، دو هدفِ ارزش شرکت و تغییرات حقوق صاحبان سهام بهطور همزمان مدنظر قرار گرفته و با بهکارگیری برنامهریزی فازی-آرمانی بین دو هدف مصالحه بر قرار شده است. همچنین با توجه به اهمیت نوسانات قیمت و تقاضا در زنجیره تأمین، تحلیل حساسیت روی آنها انجام و تغییراتشان بر توابع هدف و ضریب مصالحه بهطور همزمان نشان داده شده است. این مطالعه جهت مدلسازی ریاضی و حل مدل از نرمافزار GAMS 24 و حلکننده CPLEX استفاده کرده است. نتایج این مطالعه حاکی از اهمیت نقش رویکرد مالی و ادغام رویکرد عملیاتی و مالی در راستای اهداف زنجیره تأمین و کسب مزیت رقابتی پایدار، ارائه تحلیل مناسب از نقایص دیدگاههای سنتی (که فارغ از نگاه مالی، رویکرد کلگرا و یکپارچه به زنجیره تأمین بوده است) و ارائه مصالحه مناسب میان اهداف چندگانه است.
تحلیل روابط ساختاری عوامل تأثیرگذار بر اثربخشی انتخاب سیستم ERP
صفحه 299-323
محمد ولی پور خطیر، فاطمه کیانی فر، امین دولتی
چکیده اجرای سیستم ERP در سازمانها مستلزم بهکارگیری سرمایه مالی، انسانی و دانشی فراوان است؛ ازاینرو، تحلیل معیارها و عوامل اثربخش در انتخاب این سیستم بسیار حائز اهمیت است. هدف از پژوهش حاضر، تبیین روابط ساختاری میان عوامل مذکور در شرکتهای فعال در صنعت خودرو است. دادههای این پژوهش با نظرسنجی از خبرگان با حداقل 10 سال سابقه مدیریت و مشاوره در حوزه آی. تی. و پیادهسازی سیستمها گردآوری شد. با استفاده از روش DANP، روابط درونی میان معیارها و همچنین اهمیت بحرانی هر یک از آنها مورد تحلیل قرار گرفت. در ادامه، برای ساختاردهی معیارها و ارائه مدل سیستماتیک به تصمیمگیرندگان، از روش ISM استفاده شده است. نتایج این پژوهش شناخت دقیقتری از معیارهای کلیدی گزینش سیستم مناسب منابع سازمان فراهم میسازد که این شناخت میتواند فرآیند اجرا و کنترل این سیستم را برای مدیران صنعت خودروسازی هموار نماید.