طراحی مدل تحلیل پوششی داده های شبکه ای دومرحله ای-چندلایه فازی رویکردی در سنجش بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عمکرد
دوره 9، شماره 1، بهار 1403، صفحه 126-152
محمدرضا امینی، عادل آذر، کریم بیات، آمنه خدیور، محمود دهقان نیری
چکیده بودجهریزی مبتنی بر عملکرد (PBB) به دنبال تخصیص منابع بودجه عمومی به سازمانها مبتنی بر عملکرد آنها میباشد. از این رو، اهمیت ارزیابی عملکرد دستگاهها در استقرار و پیاده سازی یک نظام بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد سبب شد تا برخی از محققان به تبیین مدل های بلوغ PBB و برخی دیگر به طراحی مدل سنجش میزان بلوغ آن بپردازند. در این تحقیق با ملاحظه مدل توسعهیافته بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عملکرد در ایران، تلاش شده است تا مدل تحلیل پوششی داده های (DEA) سازگار با مدل مفهومی بلوغ PBB طراحی گردد. ملاحظاتی همچون ساختار شبکه ای مدل بلوغ، داده هایی از جنس کمی- کیفی و همچنین ساختار سلسله مراتبی شاخصها و زیرشاخصهای مدل بلوغ، می بایست در طراحی مدل ریاضی مود توجه قرار گیرد.
بر این اساس هدف این مقاله طراحی مدل تحلیل پوششی داده ای شبکه ای دو مرحله ای چندلایه فازی می باشد به نحوی که بتواند هر سه این ملاحظات را در بر گرفته و میزان بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عملکرد دستگاههای مختلف را تعیین نماید. نتایج نشان می دهد ملاحظه عدم اطمینان موجود در دادهها و تنظیم سطوح در سه قالب سختگیرانه، میانه و سهلگیرانه، ضمن افزایش قدرت تفکیک پذیری مدل، اطلاعات دقیق تری برای تصمیم گیران فراهم خواهد آورد.
نگاشت نقشه توسعه موفقیت پروژه با استفاده از رویکرد تحلیل و توسعه گزینههای استراتژیک
دوره 8، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-18
طاهره رحیمی کلایه، عادل آذر، علی رجب زاده، عباس مقبل باعرض
چکیده پروژه یک تلاش موقتی است برای دستیابی به هدف از پیش تعیینشده. پروژههای عمرانی عموماً بهعنوان یکی از پایههای توسعه اقتصادی در جهان در نظر گرفته میشوند و به این دلیل سالانه میلیونها دلار در آنها سرمایهگذاری میشود. پروژههای عمرانی موفق منجر به حفظ منابع و رشد اقتصاد میگردند. برای دستیابی به موفقیت پروژه شناخت متغیرهای مؤثر در آن و روابط موجود بین آنها مهمترین اصل است. هدف این پژوهش نگاشت نقشه موفقیت پروژه با استفاده از رویکرد تحلیل و توسعه گزینههای استراتژیک است. دادههای تحقیق با استفاده از مصاحبه و جلسات برگزارشده با خبرگان ، اساتید و کارشناسان بهدستآمده و نقشهها با استفاده از نرمافزار Decision Explorer ترسیم و تجزیهوتحلیل شدهاند. سابقه کارفرما، سابقه مشاور، خبرگی پیمانکار، وجود هماهنگی در بخشهای کارفرما و وابستگی پرداخت به مشاور به پیشرفت پروژه بهعنوان منشأهای اصلی و مهم در دستیابی به موفقیت پروژه شناسایی شدند که تمرکز بر آنها موجب تقویت متغیرهای اصلی در نقشه شده و در مرحله بعد به موفقیت پروژه میانجامد
طراحی مدل تابآوری سیستم توزیع فرآوردههای نفتی با رویکرد شبیهسازی عاملبنیان
دوره 8، شماره 1، بهار 1402، صفحه 28-56
فهیمه نوروز زاده قالهر، میثم شهبازی، تورج کریمی، عادل آذر، سمیرا فرزام
چکیده سیستم توزیع فرآوردههای نفتی بهعنوان آخرین بخش از زنجیره تأمین نفت و حلقه اتصال به بازار مصرف سوخت است. اهمیت تابآور بودن آن بهدلیل گسترده بودن این زنجیره، عدمقطعیت بازار، ماهیت خطرآفرینی و اشتعالزائی و نقش حیاتی آن در جریان جابجایی بار و مسافر در سطح کشور میباشد. در این پژوهش مدلسازی تابآوری با نرمافزار شیءگرای انیلاجیک و ترکیب شبیهسازی عاملبنیان و سیستم اطلاعات جغرافیائی(GIS) صورت گرفته و 4 عامل جایگاه سوخت، انبار اصلی، انبار جایگزین و ناوگان حمل و نقل تعریف شد. شناخت فرایند توزیع و جمعآوری دادههای واقعی در شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران در منطقه قم صورت گرفت. با مرور ادبیات و استفاده از نظرات متخصصین صنعت نفت، شاخصهای سنجش تابآوری تدوین شد؛ الگوی تقاضا و جریان ورود به انبار توسط تابع چگالی احتمالی مثلثی مدلسازی شده و روابط و رفتار بین عاملها با زبان برنامهنویسی جاوا تعریف شده است. سه سناریو کاهش تعداد ناوگان حمل و نقل، کاهش ظرفیت انبار اصلی و زمان دریافت سفارش جهت سنجش اثر اختلال بر تابآوری سیستم، تعریف و نتایج آن با شرایط واقعی مقایسه شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد با کاهش 4 برابری زمان سفارش نسبت به میزان موجودی جایگاههای سوخت، میزان فروش از دست رفته بیش از 9 برابر افزایش یافته است. . در حقیقت سناریوی سوم بسیار چشمگیرتر از دو سناریوی دیگر در اثرگذاری بر تابآوری بوده و اهمیت زمان دریافت سفارش نسبت به میزان موجودی جایگاه سوخت، در افزایش تابآوری سیستم توزیع را نشان میدهد.
پیشبینی قیمت سهام با ارائه مدلی ترکیبی با استفاده از تحلیل مؤلفههای اصلی و تئوری مجموعههای راف
دوره 7، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 137-167
محمدرضا مهربان پور، عادل آذر، مجید شهرامی بابکان
چکیده در این پژوهش، با ترکیب روشهای تحلیل مؤلفههای اصلی و مجموعههای راف، مدلی به منظور پیشبینی قیمت سهام ارائه شده است. به این منظور، با استفاده از دادههای قیمتی شرکت ایران خودرو، ابتدا تعدادی از شاخصهای تکنیکال محاسبه شدند. به منظور کاهش بعد ماتریس تصمیم، به روش تحلیل مؤلفههای اصلی، متغیرهایی جدید به گونهای انتخاب شدند که حداکثر ویژگیهای دادههای اولیه حفظ شود. از این متغیرها در ماتریس تصمیم، به عنوان مؤلفههای شرطی استفاده میشود و متغیر تصمیم، نوسان قیمت سهم در روز بعد میباشد. دادهها به روشهای مختلف گسستهسازی و به دو دسته یادگیری و کنترل تقسیم شدند. سپس با استفاده از تئوری مجموعههای راف بر روی دادههای یادگیری، قواعد تصمیم استخراج و اعتبار آنها بر روی دادههای کنترل، ارزیابی شد. نتایج به دست آمده از مدل ترکیبی با نتایج حاصل از مدل مجموعههای راف مقایسه شد. با بررسی ضرایب متغیرهای اولیه در عاملهای جدید این موضوع مهم قابل نتیجهگیری است که با حفظ بخش عمده خواص دادههای اولیه، پنج متغیر اولیه قابل کاهش به دو عامل جدید بوده و قابلیت نامگذاری دارند که این موضوع نقش مهمی در کاهش تعداد قواعد تصمیم و ملموس بودن استفاده از آنها دارد. درصد پیشبینیهای صحیح قواعد استخراج شده از مدل ترکیبی نسبت به مدل رقیب یعنی مدل مجموعههای راف، بیشتر و تعداد قواعد کمتر میباشد. به منظور بررسی استحکام مدل، دادههای بازه سالهای 1398-1383 شرکت ایران خودرو و همچنین دادههای سالیانه بانک صادرات ایران مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج با یافتههای قبلی مطابقت داشتند.
ساختاردهی مسئله تعارضات بین سازمانهای بیمه گر و بیمارستان ها با ترکیب رویکردهای تئوری درام و استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه
دوره 6، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 102-129
مهدی عابدینی، تورج کریمی، عادل آذر، فرزانه خسروانی
چکیده اصلاح ساختار نظام سلامت تغییرات زیادی را با هدف بهبود این نظام ایجاد کرده است. از جمله آن می توان به طرح تحول نظام سلامت اشاره کرد که، استقرار مکانیسم های جدید موجب پیچیده تر شدن ارتباطات، بروز چالش ها و در نهایت تعارضات جدی بین سازمانهای بیمه گر و بیمارستانها شده است. این پژوهش، باهدف بهبود چالش های سازمانی بین بیمارستانها و سازمانهای بیمه گر، به بررسی و ساختاردهی تعارضات و تناقضات میان ذینفعان این مسئله پرداخته است.
در این مقاله، ابتدا با استفاده از رویکرد استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه، مشارکتکنندگان مسئله شناسایی شدند. سپس با ترسیم نمودار قدرت-علاقه نقش هر یک از مشارکتکنندگان تعیین، و بازیگران اصلی شناسایی شدند. در ادامه با استفاده از تئوری درام، مسئله تقابل بازیگران در این مسئله ساختاردهی گردید. بدین منظور اولویتها و گزینههای تصمیم هر یک از بازیگران در یک میز مذاکره، مورد تحلیل قرارگرفته و معضلات عدم همکاری و کشمکش بین آنها ارزیابی شد. درنهایت راهکارهایی برای حل معضلات در این مسئله ارائه گردید.
نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین کشمکش میان سازمانهای بیمه گر و بیمارستان ها شکل گرفته و مهمترین نوع معضل بین سازمانها، معضل رد گزینه های یکدیگر است.
تعارضات ناشی از معضل رد گزینه ها را می توان بهترین نوع از تعارض دانست که با مذاکره اندکی انعطاف پذیری و سازش در مورد گزینه های موجود و یا با اندکی تغییر و نوآوری در ارائه گزینه های جدیدتر، می توان این تعارضات را به همکاری تبدیل نمود.
رویکرد استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه جهت طراحی و تدوین استراتژیهای کلان سازمانی (مورد مطالعه: شرکت مادرتخصصی تولید نیروی برق حرارتی)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 51-77
فرزانه خسروانی، جواد سیاهکالی مرادی، عادل آذر، مهران گلاب کش
چکیده پیچیدگیهای موجود در مسئله تدوین استراتژی برای شرکت مادرتخصصی تولید نیروی برق حرارتی موجب بروز دشواریها و عدم هماهنگی در اجرای استراتژیهای پیشین در این شرکت شده است. روشهای ساختاردهی، امکان شناخت مسئله را بهصورت فرآیندی منسجم و منطقی فراهم میکند. فرآیندی که در گامهای مختلف، به شناخت مسئله و پیچیدگیهای آن میپردازد و در نهایت، نتیجه کار، تدوین استراتژیهای کلان سازمان بر اساس شرایط واقعی میباشد. نتیجه چنین تلاشی، افزایش آگاهی و شناخت از زوایای مسئله تدوین استراتژی است که در زمان اجرا و پیادهسازی، موجب کاهش ناهماهنگیها میشود. در این پژوهش از یک رویکرد با نام استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه برای ساختاردهی مسئله تدوین استراتژی استفاده شده است. روش پژوهش حاضر، توسعهای و کاربردی میباشد. برای انجام این پژوهش، نظر 20 نفر از متخصصان، مشاوران و کارشناسان ارشد شرکت مادرتخصصی تولید نیروی برق حرارتی با استفاده از دو روش مصاحبه و پرسشنامه جمعآوری گردید و در نهایت 10 گام روش استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه پیادهسازی شد و 4 سناریوی اصلی در فاز بهرهبرداری طراحی شد.
یک مدل دو هدفه MILP برای اندازهگیری و زمانبندی تولید: رویکرد برنامهریزى آرمانی فازی احتمالی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 181-212
میساء موسی، عادل آذر، علی رجب زاده قطری
چکیده در این مقاله یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط دو هدفه برای مسئله تعیین اندازه و زمانبندی تولید برای صنعت ماست به عنوان یک صنعت خوراکی فاسد شدنی تحت شرایط عدم اطمینان تقاضا ارائه می شود. اهداف مدل پیشنهادی، به حداقل رساندن همزمان هزینه کل و زمان اتمام تولید است. مدل پیشنهادی، بسیاری از ویژگیهای متمایز فرآوری ماست را شامل میشود، از جمله ماندگاری ، تنظیمات ، نرخ بستهبندی ، حداقل و حداکثر اندازه تولید ، زمان آینده برای نگهداری محصولات و تقاضای فازی. علاوه بر این، مدل پیشنهادی ، شامل کنترل موجودی چند محصول و چند دوره است. از این رو، به عنوان یک مدل عملیاتی - استراتژیک طبقهبندی میشود. ما یک رویکرد ترکیبی متمرکز بر برنامهریزی امکانی فازی و برنامهریزی آرمانی فازی را برای حل مدل پیشنهادی دو هدفه ارائه میکنیم ، جایی که اقدامات امکان ، ضرورت و اعتبار مطابق با ترجیح تصمیمگیرندگان اتخاذ میشود. در مقایسه با مدل سنتی اندازه و زمانبندی تولید، تصمیمگیری و تجزیهوتحلیل حساسیت بهتری را می توان برای DMs بر اساس دادههای سه مقدار کارایی به دست آمده، انجام داد. دادههای به دست آمده از صنعت ماست، برای ارزیابی امکانسنجی مدل پیشنهادی و رویکرد راه حل استفاده شد. نتایج به دست آمده از اعمال روش و تجزیهوتحلیل حساسیت، اثربخشی مدل ریاضی و همچنین روش پیشنهادی را نشان داد.
مسیریابی- مکانیابی زنجیره تأمین فرآوردههای خونی در شرایط وقوع بحران زلزله با در نظر گرفتن میزان ریشتر زلزله (نمونه پژوهش: شهر تهران)
دوره 6، شماره 1، بهار 1400، صفحه 66-90
میثم کرمی پور، محمد علی افشار کاظمی، عزت الله اصغری زاده، عادل آذر
چکیده زنجیرة تأمین خون یکی از بخشهای استراتژیک نظام سلامت میباشد. خون به عنوان یک مسئلة حیاتی و بسیار مهم، که در زمان وقوع زلزله تقاضای آن به شدت افزایش پیدا میکند، شناخته میشود. تأمین خون کافی، به خصوص در شرایط اضطراری، چالشی بزرگ است. مکانیابی مناسب پایگاههای اهداء خون در مدیریت عرضه نقش به سزایی دارد. در این مقاله، مسئلة مسیریابی- مکانیابی زنجیرة تأمین فرآوردههای خونی در شرایط وقوع بحران زلزله، با در نظر گرفتن میزان ریشتر زلزله (نمونة پژوهش: شهر تهران)، مورد مطالعه قرار گرفته است. اهدف این مقاله عبارتند از: کمینه کردن هزینهها و زمان ارسال فرآوردههای خونی، مکانیابی مراکز خونگیری و مراکز درمانی موقت و مسیریابی فاز توزیع. در این مقاله از روش اقلیدسی و الگوریتم کوتاهترین مسیر جهت تعیین مسیر وسایل نقلیه و برای مکانیابی از نرمافزارهای Arc Map و Arc Gis استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که برای کاهش هزینهها باید پایگاههایی نزدیک به مراکز خون برای احداث انتخاب شوند و با توجه به مطلوبیت، اهداکنندگان به پایگاههای نزدیک تخصیص یابند تا مطلوبیت بیشتری کسب کنند و مراکز درمانی موقت باید در مناطق مناسبی تأسیس شوند تا حداکثر آسیبدیدگان پوششدهی شوند. همچنین نتایج نشان داد که کاربران زنجیرة تأمین فرآورده-های خونی، با توجه به تعیین مسیرهای امن، قادر به تصمیمگیری صحیح خواهند بود.
تصمیمگیری در مورد ابعاد دوسوتوانی با استفاده از رویکرد مدلسازی عاملگرا
دوره 5، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 1-18
فرزانه جهانسیر خرارودی، عادل آذر، تورج کریمی
چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.4.1.8
با افزایش شدت رقابت و شتاب تغییرات، شرکتها با بحران تمرکز روی بهرهبرداری از قابلیتهای موجود و یا اکتشاف قابلیتهای جدید مواجه میشوند . شرکتها برای تطابق با سرعت تغییرات، ناگزیرند ایدهها یا فرآیندهایی را بکار گیرند که منجر به توسعه محصولات و یا خدمات جدید در بازارهای نوظهور شود و بعلاوه آنها باید از قابلیتهای جاری در جهت بهرهبرداری از محصولات و خدمات موجود در سازمان استفاده کنند. بنابراین ما در جهان امروز نیازمند سازمانهای دوسوتوان هستیم تا با رهبری دوگونه تغییرات تدریجی و بنیادین همزمان دو کار متضاد را با هم انجام دهند. هدف از این پژوهش، تصمیم گیری در مورد ابعاد دوسوتوانی در بانک است که به این منظور ابتدا با مطالعه ادبیات و پیشینه پژوهش، مفاهیم مرتبط با دوسوتوانی و رابطه آن با عملکرد شناسایی و ابعاد و پیامدهای این مفاهیم بررسی شده است. بعد از یافتن متغیرهای دوسوتوانی، برای تأیید آنها از مصاحبه استفاده گردید. به منظور مدلسازی عامل گرا، عاملهای مرتبط با دوسوتوانی بانک شناسایی و رفتار عاملها و ارتباط آنها با عملکرد تبیین شده است . در ادامه الگوریتمها و توابع ریاضی مناسب جهت مدلسازی عامل گرا انتخاب و پس از شبیهسازی عملکرد بانک، نتایج تحلیل شده است.
مدل پویای بودجهریزی بر مبنای عملکرد با رویکرد کارت امتیازی متوازن (مطالعه موردی: یک بانک تجاری)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 88-125
ملیحه رستمی، عادل آذر، محمود دهقان نیری، حسین صفری
چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.3.4.9
بودجهریزی بر مبنای عملکرد نوعی سیستم برنامهریزی و ارزیابی است که بر رابطه اهداف و نتایج عملکردی تأکید مینماید. در این نوع بودجهریزی، بخشهای مختلف بر اساس شاخصهای عملکردی در راستای اهداف راهبردی پاسخگو بوده و منابع نیز بر اساس اولویت و نتایج قابل اندازهگیری تخصیص داده میشوند. با توجه به نقش فزاینده این نوع بودجهریزی در اقتصاد، بانکها نیز بهعنوان نهادهای مالی همانند سایر سازمانها نیازمند بودجهریزی منابع، ارزیابی عملکرد و سنجش میزان تحقق اهداف استراتژیک خود هستند. لذا پژوهش حاضر با هدف توسعه مدل پویای بودجهریزی بر مبنای عملکرد با رویکرد کارت امتیازی متوازن بهمنظور ارزیابی همهجانبه و متوازن اثرات بودجهای در یک بانک تجاری انجامشده است. این پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی با رویکرد شبیهسازی پویا و مبتنی بر دو مرحله اصلی پیادهسازی کارت امتیازی متوازن و شبیهسازی پویا در افق زمانی20 ساله از سال 1390 الی1410اجراشده است. نتایج ارائهکننده یک مدل پویا بهعنوان مدل مالی بودجهریزی بانکی باقابلیت اعمال هرگونه تغییر در نرخهای سپرده و تسهیلات، درآمدها و هزینهها و سایر پارامترهای برونزا بر بانک به همراه شبیهسازی پیامدهای آن در افق زمانی و پیشبینی عملکرد متوازن است. لذا بر اساس مدل توسعهیافته، یک بانک میتواند بودجه بر مبنای عملکرد خود را مبتنی بر اهداف راهبردی تدوین و با اعمال تغییرات احتمالی و کنترل پیامدهای آن نسبت به تعدیل بودجه و مدیریت عملکرد خود اقدام کند.
تصمیم گیری مشارکتی در دوران پسا کرونا
دوره 5، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 165-192
مهدی عزیزی، عادل آذر، محمود دهقان نیری
چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.2.7.0
بحران کرونا با نشان دادن حالات مرزی سیستمهای اجتماعی - اقتصادی عرصههای مختلفی از زندگی انسان را تحت تأثیر قرار داده و باعث شده است بسیاری از جریانهای رو به رشد و گسترش در عرصههای تجارت و صنعت با چالش مواجه شوند. تصمیمگیری مشارکتی از جمله مهمترین این عرصههاست. این پژوهش تلاش میکند تأثیراتی که بحران کرونا بر لایههای مختلف دانش و اقدام تصمیمگیری مشارکتی گذاشته است را مورد بررسی قرار داده و تغییرات ضروری تصمیمگیری مشارکتی برای حیات در دوران پساکرونا را برآورد کند. بنابرین، گامی ضروری برای سامان دادن تصمیمگیری مشارکتی در دوران پساکروناست. بر این اساس، با بهرهگیری از استراتژی مبناگرایی، تأثیرات بحران کرونا بر تصمیمگیری مشارکتی در سه سطح مبانی، نظریات و تکنیکها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که تصمیمگیری مشارکتی در هر یک از سطوح معرفی شده، تحت تأثیر بحران کرونا قرار گرفته است. همچین در تمامی سطوح عرصههایی از تصمیمگیری کاملاً بدون تغییر باقی ماندهاند. تحلیلهای بیشتر نشان میدهد که علی رغم نگاه کمّی، مهمترین تأثیرات در سطح مبانی تصمیمگیری مشارکتی ایجاد شده است. نتایج این پژوهش بیانگر ضرورت اعمال تغییرات پارادایمیک در حوزه تصمیم گیری مشارکتی در دوران پسا کروناست. سرانجام پیشنهادهایی برای پژوهشهای بیشتر و پیشنهاداتی در سطح کاربردی ارائه شده است.
طراحی مدل سیستم استنتاج فازی عصبی - تطبیقی ( ANFIS) برای ارزیابی و پیشبینی سطح مدیریت دانش سازمان با محوریت نوآوری.
دوره 5، شماره 1، بهار 1399، صفحه 171-189
امیرحمزه عالی نژاد، عادل آذر
چکیده DOR : 20.1001.1.24766291.1399.5.1.7.8
در سالهای اخیر مدیریت دانش به یک موضوع مهم و حیاتی در تمامی سازمانها تبدیلشده است. یکی از عوامل مؤثر در ایجاد و گسترش نوآوری، مدیریت دانش است. با نوآوری، برتریهای بلندمدت سازمان در عرصههای رقابتی حفظ شود. ارزیابی و پیشبینی سطح مدیریت دانش برای مدیران بسیار بااهمیت است. در میان روشهای نوین مدلسازی، سیستمهای فازی از جایگاه ویژهای در زمینههای مختلف علوم برخوردارند. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و با توجه به روش گردآوری دادهها از نوع پیمایشی است. سیستم استنتاج فازی عصبی - تطبیقی (ANFIS) روش مناسبی برای حل مسائل غیرخطی است. این روش، ترکیبی از روش استنتاج فازی و شبکه عصبی مصنوعی است که از مزایای هردو روش بهره میبرد. در این تحقیق تعداد 5 مؤلفه اصلی برای سنجش و پیشبینی سطح مدیریت دانش سازمان، به عنوان ورودی سیستم استنتاج فازی انتخاب گردید. برای ارزیابی عملکرد مدل از پارامترهای مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE)، درصد خطای نسبی(ε)، میانگین خطای مطلق(MAE) و ضریب تبیین (R2) استفادهشده است که به ترتیب مقادیر 12/0 ، 0.0152%، 036/0 و 995/ بهدستآمده است و این نشانگر دقت و قابلیت اعتماد به مدل مذکور است.. خروجی این پژوهش، ﻳﻚ ﺳﻴﺴﺘﻢ اﺳﺘﻨﺘﺎج ﻓﺎزی ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ (ANFIS) است.
واکاوی ریسک ها و موانع موفقیت پیاده سازی سیستم ERP با استفاده از رویکرد سیستم های ابتکاری انتقادی (CSH)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 31-58
سید سعید میرحسینی، عادل آذر، سعید جهانیان
چکیده امروزه سیستم برنامهریزی منابع سازمان (ERP)، به ابزاری مهم برای بهبود مزایای رقابتی سازمانها تبدیل شده است، که در صورت موفقیت پیادهسازی این سیستم، شرکتها میتوانند به سرعت برتری رقابتی را در بازار جهانی کسب کنند. یکی از عوامل موفقیت در پیادهسازی این سیستمها شناسایی صحیح ریسکها و پاسخگویی مناسب به آنها در طول چرخه حیات است. این تحقیق با نگاهی نوآورانه به بررسی احتمالها و موانع موفقیت پیادهسازی این سیستم (ERP) با استفاده از رویکرد سیستمهای ابتکاری انتقادی (CSH) است؛ که هدف آن بنیادی و کاربردی است. جامعه آماری این تحقیق را خبرگان زمینه ERP تشکیل میدهند؛ که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند مصاحبههایی با دوازده نفر از این خبرگان انجام شد. یافتههای این تحقیق نشان دهنده آن است که، ریسکهای پیادهسازی سیستم ERP به سه دسته تقسیم میشوند که عبارتاند از: احتمالهای قبل از شروع پیادهسازی، احتمالهای زمان اجرا و احتمالهای بعد از اجرا میباشد. همچنین نتیجه این پژوهش پیشنهادهایی برخاسته از اکتشاف و درک داوریهای مرزی سودبران (داوریهای اولیه درباره سیستم و نگاه کلی به آن برای شناسایی و در نهایت کنترل احتمالهای پیادهسازی سیستم ERP را فراهم کرده است.
سیستم های ابتکاری انتقادیCSH: ابزاری کاربردی برای بهبود عملکرد بانکداری شرکتی دربانک ملت
دوره 4، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 155-180
عادل آذر، حسن عرب عامری
چکیده امروزه ، اجرای بانکداری شرکتی بعنوان یکی از شیوه های نوین بانکداری ، در راستای تحقق اهداف تعالی سازمانی ،ضرورتی انکارناپذیری محسوب میشود و عواید حاصل ازاجرای صحیح آن در افزایش سود اوری بانکهااثرگذار خواهد بود. پژوهش حاضر بانکداری شرکتی رابه منظور بازنگری عمیق و ریشه ای، با رویکردسیستم های ابتکاری انتقادی، بررسی و کنکاش کرده وبا استفاده از این رویکرد ،ادراک و بازتاب نظرهای (پنهان )ذینفعان در قالب دوازده پرسش مرزی و در دو حالت "وضع موجود" و حالت "باید "باشد اکتشاف می نماید.
در این مقاله، ما از تفکر انتقادی سیستم و مفاهیم نقد مرزی و درگیری های ساختاری مداوم استفاده می کنیم تا بتوانیم یک تحلیل انتقادی از یک مطالعه موردی در مورد بانکداری شرکتی در بانک ملت بپردازیم. بر این اساس، پیشنهاد می کنیم که رویکرد CSH دارای اثربخشی نظری و عملی برای بهبود عملکرد بانکداری شرکتی می باشد. نتایج این پژوهش ،پیشنهادهایی برخاسته از اکتشاف و درک قضاوت مرزی (قضاوتهای اولیه درباره سیستم) و نگاه کلی درباره آن، به منظور بازطراحی و اجرای تغییرات کلیدی در بانکداری شرکتی بانک ملت را فراهم می کند.
"بررسی رابطه بین ساختار شبکه تامین با کارایی تولید: رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی و تحلیل پوششی داده ها"
دوره 4، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 175-197
مهین ثابت سروستانی، عباس مقبل باعرض، عادل آذر
چکیده بسیاری از محصولات در شبکهای از شرکتهای به هم مرتبط تولید می شوند. از دیدگاه شبکه تامین، جایگاه نسبی شرکتها در ارتباط با یکدیگر بر استراتژی و رفتار آن ها موثر است. علی رغم اهمیت چنین شبکههایی کمتر درباره الگوهای ارتباطی و پیچیدگی ساختاری آنها بحث شده است. رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی یک روش مناسب برای مدلسازی و شناخت پیچیدگیهای ساختاری چنین شبکههایی است. از این رو در این مطالعه از دادههای جمع آوری شده از روابط تامین کننده –خریدار 45 شرکت شبکه تامین فولاد ایران به منظور بررسی اثر متغیرهای مرکزیت برگرفته از تحلیل شبکه اجتماعی بر کارایی اجزای شبکه استفاده شد. در یک فرایند چند مرحلهای از تحلیل پوششی دادهها با مدل BCC ورودی محور برای اندازهگیری کارایی در سطحشرکت ها و از تحلیل شبکه اجتماعی برای محاسبه ویژگیهای مرکزیت شبکه تامین استفاده شد. سپس با استفاده از رگرسیون پانلی با اثرات ثابت متغیرهایی که بیشترین ارتباط را با کارایی دارند، شناسایی شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که در شبکه روابط لجستیکی، مرکزیت درون درجهای و بینابینی با کارایی رابطه مستقیم و مرکزیت برون درجهای با آن رابطه معکوس دارند. همچنین، در شبکه روابط قرادادی نیز مرکزیت درجه رابطه مستقیم و مرکزیت بردارویژه رابطه معکوس با کارایی دارد.
طراحی مدل ارزیابی عملکرد دوسطحی پارکهای علموفناوری با استفاده از تحلیل پوششی دادهها
دوره 3، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 202-223
مهدی نیکنشان، عادل آذر، سیدحسین اخوان علوی
چکیده در عصر اقتصاد دانشبنیان، یکی از مهمترین نهادهای تأثیرگذار بر رشد این اقتصاد ارزیابی عملکرد است. هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت ارزیابی کارایی پارکهای علموفناوری و شرکتهای مستقر در آنها با توجه به مختصات جغرافیایی-اقتصادی ایران است. در این پژوهش، ابتدا پژوهشگران با استفاده از مبانی نظری و نظر خبرگان متغیرهای مورداستفاده برای ارزیابی عملکرد پارکهای علموفناوری را شناسایی نمودند. بهعلاوه برای بالا بردن روایی مدل از توپولوژیهای متفاوت متغیرها استفاده شد تا بهترین ارتباط میان این متغیرها و همچنین بالاترین سطح کارایی واحدهای تصمیمگیری شناسایی شود.
از طرف دیگر، مدل تحلیل پوششی دادههای دوسطحی استوار برای ارزیابی عملکرد پارک انتخاب شد. مدل ریاضی با توجه به ماهیت مسئله و همچنین بسط موری و بنکر توسعه داده شد. این تغییرات موجب توسعه مدل دوسطحی استوار تحلیل پوششی دادهها با متغیر غیراختیاری شد. درنهایت، کارایی پارکهای علموفناوری و واحدهای مستقر در دو مدل، بدون استفاده از متغیر غیراختیاری و با استفاده از متغیر اختیاری تشکیل و نتایج آنها موردمقایسه قرار گرفت. بر اساس نتایج متغیرهای غیراختیاری درصد تولید ناخالص هر استان و طول عمر پارک بهعنوان متغیر میانجی شناسایی شدند.
عارضهیابی ساختار سازمانی مبتنی بر مدل سیستمهای مانا (VSM)
دوره 3، شماره 1، بهار 1397، صفحه 187-215
زینب رضایی، عادل آذر، عباس مقبل باعرض، محمود دهقان نیری
چکیده در عصر حاضر، محیط پیش روی سازمانها محیطی پیچیده، آشفته و همراه با عدم اطمینان است. ساختار سازمانی متناسب یکی از عوامل اساسی جهت دستیابی سازمان به اهدافش و رویارویی با چالشهای محیطی محسوب میشود. مدلهای طراحی ساختار باید بهگونهای باشد که انواع پیچیدگیهای پیش روی سازمان مانند پیچیدگی موجود در محیط و پیچیدگی روابط بین ذینفعان را درک کند. مدل سیستمهای مانا (VSM) رویکردی برای عارضهیابی و طراحی ساختار سازمانی است که ریشه در سایبرنتیک سازمانی دارد. این رویکرد، مدلی انتزاعی یا طرحی کلی و عام برای کمک به طراحی ساختار سازمانی به شمار میرود. اساس این مدل آن است که وجود زیرسیستمهای مشخصی در سازمان و روابط بین آنها میتواند منجر به مانایی سازمان در محیط پیچیده شود. در پژوهش حاضر، از روششناسی سه مرحلهای این مدل که شامل مراحل شناسایی سیستم، عارضهیابی سیستم و کنترل جریانهای اطلاعاتی، کانالهای ارتباطی و خطاهای پرتکرار است، بهمنظور عارضهیابی ساختار سازمانی سازمان نظاممهندسی ساختمان استفاده شده است. بهکارگیری روششناسی فوق نشان داد که در سازمان موردمطالعه، مجموعهای از زیرسیستمها، جریانهای اطلاعات و همچنین کانالهای ارتباطی برای دستیابی به مانایی نواقصی دارند که رفع این کمبودها سازمان را جهت حرکت به سمت مانایی توانمندتر خواهد کرد.
طراحی مدل آماد معکوس چند دورهای با مسیرهای متفاوت بازیابی محصول در شرایط عدم قطعیت
دوره 2، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 29-56
ناصر تارین، عادل آذر، سید عباس ابراهیمی
چکیده آماد معکوس از عمدهترین فعالیتهای مدیریت زنجیره تأمین است که تمام فعالیتهای فیزیکی مرتبط با محصولات بازگشتی مانند (جمع آوری، احیا، بازیافت و انهدام) را در بر میگیرد. یک موضوع ضروری برای مدلسازی سیستمهای آماد معکوس، در نظر گرفتن تعداد بیشتری از گزینههای بازیابی و توجه به کیفیت بازگشتیها و همچنین وجود عدم قطعیت، هم در مقدار و هم در کیفیت محصولات بازگشتی است. در این تحقیق، یک مدل برنامهریزی عدد صحیح مختلط فازی دو مرحلهای جهت طراحی یک شبکه آماد معکوس یکپارچه چند دورهای و چند محصولی تحت شرایط عدم قطعیت ارائه شده است. هدف نهایی، کمینه سازی هزینه کل شبکه است. مدل مورد بحث از نوع مسائل NP-Hard است که در آن، زمان حل مسأله به صورت نمایی افزایش مییابد. بنابراین در این تحقیق، از الگوریتم فراابتکاری ژنتیک برای حل مدل استفاده شده است.
ترکیب تحلیل استواری و غربالگری فازی به منظور تدوین مدل برنامه ریزی استراتژیک استوار برای شبکه لجستیک خدمات؛ (مورد مطالعه شرکت توزیع برق شیراز)
دوره 2، شماره 1، بهار 1396، صفحه 1-28
علی انوری، عادل آذر، اسدالله کردنائیج، مجتبی امیری
چکیده در زمانی که تصمیم گیری باید در فضای عدم قطعیت انجام شود، تحلیل استواری روشی قابل اتکا برای ارزیابی پیامدهای یک تصمیم اولیه در امتداد زمان است. در این روش تصمیمهای متوالی در خلال زمان پیاده میشوند و مورد ارزیابی قرار میگیرند. برای انجام تحلیل استواری لازم است تا سناریوهای آینده تدوین شده و تعهدات اولیه ای که در این سناریوها از استواری بالاتری برخوردارند، تعیین و استخراج شوند. اما روش تحلیل استواری در اخذ امتیاز خبرگان با توجه به معیارهای مختلف و ترکیب آنها، اطلاعات زیادی را از دست می دهد. در مدل پیشنهادی حاضر برای غلبه بر این مسئله از گامهای الگوریتم غربالگری فازی در ارائه امتیازها استفاده شده است. در این مطالعه با معرفی مبانی تئوری و گامهای عملی اجرای تحلیل استواری فازی نسبت به پیادهسازی آن در یک مطالعه موردی اقدام میشود. به این منظور با حضور شش نفر از خبرگان شرکت توزیع برق شیراز دامنه ای از شرایط آینده و پیکره بندی های سیستم با استفاده از روش تحلیل استواری در بستر کارگاهی استخراج شد و پس از تعیین معیار، ارزیابی فازی کارایی پیکره بندی ها صورت گرفت و تعهدات مورد نیاز تعیین شدند. در نهایت با ساختاردهی مسئله و تعیین پیکره بندی های مطلوب، گامهای اجرایی به پایان رسید و راهکارهای استراتژیک شبکه لجستیک این شرکت در افق ده ساله تعیین شد. تلفیق غربالگری فازی با تحلیل استواری، ابزار مناسبی برای چارچوب برنامه ریزی استراتژیک سازمانها و برای مسائل مبهم و ساخت نیافته فراهم می آورد.
طراحی مدل زنجیره تامین حلقه بسته با رویکرد برنامه ریزی فازی استوار جدید
دوره 1، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 131-160
مجتبی فرخ، عادل آذر، غلامرضا جندقی
چکیده در سال های اخیر با توجه به افزایش اهمیت رقابت پذیری اقتصادی و نگرانی های زیست محیطی در زمینه محصولات فرسوده، موضوع زنجیره تامین حلقه بسته مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. تحقیق حاضر درصدد توسعه یک رویکرد برنامه ریزی فازی استوار برای مسئله طراحی شبکه زنجیره تامین حلقه بسته تحت شرایط عدم قطعیت است. مدل پیشنهادی دارای ویژگی هایی برحسب مقدار میانگین امکانی، تغییرپذیری امکانی تابع هدف و تخطی از محدودیت های امکانی است. برای توسعه رویکرد پیشنهادی از برنامه ریزی با محدودیت های اعتبار و میانگین انحراف مطلق امکانی استفاده می شود. با استفاده از یک مثال عددی بر روی پارامترهای استواری بهینگی (تغییرپذیری امکانی) و استواری شدنی تحلیل حساسیت صورت گرفت و برای اعتبار سنجی مدل و ارزیابی استواری جواب های بدست آمده از مدل پیشنهادی، پارامترهای مدل10 بار به طور تصادفی تولید و سپس عملکرد جواب های بدست آمده برحسب تغییرپذیری و میانگین هزینه با مدل میانگین فازی مورد مقایسه قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که مدل پیشنهادی قادر است با صرف یک هزینه قابل قبول استواری مدل را افزایش دهد.
ساختاردهی مسئله تدوین استراتژی با استفاده از رویکردهای استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه و تئوری درام (مورد مطالعه: فاز پالایش بعد از تولید زنجیره تأمین سبز گاز)
دوره 1، شماره 1، بهار 1395، صفحه 103-138
فرزانه خسروانی، عادل آذر، سید حمید خداداد حسینی
چکیده انرژی یکی از مهمترین کلیدهای دستیابی به رفاه و رشد پایدار در نظامهای اقتصادی و سیاسی است. استخراج انرژی، ذخیرهسازی، انتقال و مصرف آن همراه با آلایندگی محیطزیست است. دستیابی به اهداف کلان و بلندمدت در زمینه انرژی و تأمین آن و رعایت اولویتهای زیستمحیطی، نیازمند برنامهریزی و تدوین استراتژیهای کاربردی و عملیاتی است. مدیریت زنجیره تأمین سبز، مفهومی است که در سالهای اخیر، برای حصول اطمینان از تأمین اولویتهای محیطزیست و مسئولیتهای اجتماعی سازمانها در تمامی مراحل تولید، انتقال و مصرف محصول، شکل گرفته است. تدوین استراتژی برای تولید انرژی با رعایت استانداردهای مدیریت زنجیره تأمین سبز، فرایندی پیچیده، زمانبر و هزینهبر است که شامل در نظر گرفتن گروههای مختلف اثرگذار و اثرپذیر میباشد. هر یک از این گروهها دارای میزان علاقه و قدرت متفاوتی است که نقش آنها جهت مشارکت در تدوین استراتژی بر اساس آن تعریف میشود. نادیده گرفتن نقش هر یک از این گروهها، میتواند منجر به تدوین استراتژی ناکارامدی گردد که هدررفت هزینه و انرژی بخشهای مختلف زنجیره تأمین گاز را به دنبال خواهد داشت. در این مقاله با استفاده از رویکرد استراتژی مذاکره و بازتاب مفاهمه، مشارکتکنندگان مسئله شناسایی شدند. سپس با ترسیم نمودار قدرت/علاقه نقش هر یک از مشارکتکنندگان تعیین گردید. در ادامه با استفاده از تئوری درام، مسئله تقابل بازیگران زنجیره تأمین سبز گاز ساختاردهی گردید. بدین منظور اولویتها و گزینههای تصمیم هر یک از بازیگرانِ شناسایی شده در فاز قبلی، در یک میز مذاکره، مورد تحلیل قرار گرفته و معضلات عدم همکاری و کشمکش بین آنها ارزیابی شد. در نهایت راهکارهایی برای حل معضلات در مسئله تدوین استراتژی ارائه گردید.
