فصلنامه پژوهش های نوین در تصمیم گیری بنا به درخواست انجمن علمی مدیریت صنعتی ایران (این انجمن حائز رتبه A در سال 1399 شده است) به تاریخ 1395/03/10 و به شماره 7770 در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسید. اولین شماره این فصلنامه در بهار 1395 منتشر شد و در تاریخ1395/10/30 بر اساس نامه شماره 240555/18/3/ دبیرخانه کمیسیون نشریات علمی کشور رتبه علمی پژوهشی گرفت.
سرقت ادبی: فصلنامه از سامانه مشابهتیاب سمیم نور برای حصول اطمینان از صحت مالکیت و نداشتن تشابه با سایر مقالات استفاده میکند تا از اصالت اثر اطمینان حاصل کند.
پیشنهاد داور: برای مشاهده لیست داوران نشریه (جهت معرفی و پیشنهاد داور) اینجا را کلیک کنید
فرآیند داوری و پذیرش مقاله: برای مشاهده فرایند پذیرش مقاله به صورت نمودار اینجا را کلیک کنید
نوع دسترسی: دسترسی رایگان و آزاد به مقالات (open access)
چکیده هدف اصلی این تحقیق ارائه یک سیستم خبره توانمندسازی شبکه فروش صنعت بیمه با استفاده از سیستم استنتاج فازی است. این پژوهش از نظر کاربردی و از نظر روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان صنعت بیمه و مدیران، کارشناسان فروش و امور نمایندگان صنعت بیمه است. در این پژوهش ابتدا طیفی از عوامل موثر بر توانمندسازی نمایندگان در صنعت بیمه شناسایی و در اختیار خبرگان قرار گرفت و پس از مصاحبه عمیق با آنها 5 عامل اصلی به عنوان عوامل نهایی شناسایی شدند. با استفاده از معادلات ساختاری روابط بین عوامل شناسایی شد و با احتساب ضریب آلفای کرونباخ برای تمامی عوامل شناسایی شده بین 0.876 تا 0.963 است که نتیجه نشان از روایی قابل قبول سنجش این عوامل بود. همچنین همبستگی متغیرهای پژوهش بوسیله آزمون پیرسون مورد ارزیابی قرار گرفت. در انتها پس از طراحی الگوی مفهومی پژوهش، تک تک عوامل در الگوی ترسیمی و مفهومی پژوهش با استفاده از سیستم استنتاج فازی FIS در نرم فزار متلب مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین سیستم ارائه شده بر روی سه گروه از نمایندگان صنعت بیمه نیز پیادهسازی گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که مدل ارائهشده توانمندی بالایی در سنجش عوامل کلیدی توانمندسازی نمایندگان بیمه دارد و میتواند فرآیند تصمیمگیری در مدیریت شبکه فروش بیمه را به شکل مؤثر پشتیبانی کند. انعطافپذیری و قابلیت تفسیرپذیری سیستم آن را به ابزاری کاربردی برای بهبود عملکرد نمایندگان و شرکتهای بیمه تبدیل کرده و امکان اجرای راهبردهای توانمندسازی در سطوح عملیاتی و استراتژیک را فراهم میسازد.
چکیده صنعت لبنیات بهدلیل تغییرات سریع بازار، تشدید رقابت و تحول در ترجیحات مصرفکنندگان، با چالشهای فزایندهای در حفظ و ارتقای رقابتپذیری بنگاههای تولیدی مواجه است. مسئله اصلی این پژوهش، فقدان یک سیستم بازاریابی پویا و یکپارچه است که بتواند روابط پیچیده میان متغیرهای بازار را تحلیل کرده و استراتژیهای متناسب با شرایط متغیر را ارائه دهد. هدف این مقاله طراحی یک سیستم پویای استراتژیهای بازاریابی بهمنظور افزایش رقابتپذیری بنگاههای تولیدی در صنعت لبنیات است. پژوهش حاضر با بهرهگیری از رویکرد پویاییشناسی سیستمها انجام شده است؛ بدینمنظور، ابتدا با مرور ادبیات موضوع و استفاده از نظرات خبرگان، متغیرهای کلیدی شناسایی شدند. سپس روابط علی و معلولی میان متغیرها ترسیم و ساختار پویای سیستم از طریق نمودارهای جریان و انباشت مدلسازی شد. در ادامه، سناریوهای محتمل طراحی و مورد آزمون قرار گرفت و بر این اساس، شش استراتژی بازاریابی بهمنظور بهبود رقابتپذیری بنگاههای لبنیاتی تدوین و ارزیابی شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که بهکارگیری سیستم بازاریابی پویا، امکان تحلیل دقیقتر دادههای بازار، بهبود تصمیمگیریهای استراتژیک و واکنش سریعتر و اثربخشتر به تغییرات محیط رقابتی را فراهم میکند. نوآوری این پژوهش در ارائه یک چارچوب پویای مبتنی بر مدلسازی پویاییشناسی سیستمها برای طراحی، ارزیابی و آزمون استراتژیهای بازاریابی در صنعت لبنیات نهفته است.
سید سینا مدنی، محمود دهقان نیری، علی رجب زاده قطری
چکیده تفاوت نرخ ارز رسمی با نرخ ارز در بازار آزاد زمینه سوءاستفاده اخلالگران ارزی را فراهم نموده است. از سویی دیگر واردکنندگان کالا بدون توجه به سوابق عملکرد ارزی و ریالی، مورد ارزیابی شبکه بانکی کشور قرار گرفته و نسبت به اخذ وثایق ریالی از ایشان اقدام میشود. هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل هوشمند عمیق به منظور ارزیابی ریسک و اخذ وثایق از واردکنندگان کالا به نحوی است که مدل نهایی با بالاترین میزان صحت و دقت، توانایی تحلیل دادههای بزرگ عملکردی را داشته باشد. بدین منظور، در ابتدا دادههای عملکردی با استفاده از روش کیمینز خوشهبندی شده و سپس نتایج مدل خوشهبندی به عنوان ورودی مدلهای طبقهبندی شامل روشهای جنگل تصادفی ، اکس جی بوست و شبکه عصبی کراس ترتیبی مورد استفاده قرار گرفته و نتایج هر مدل با استفاده از شاخص F مورد بررسی قرار گرفته شده است. در نهایت، مدل ترکیبی خوشهبندی کیمینز- شبکه عصبی کراس ترتیبی به عنوان مدلی که بالاترین میزان شاخص صحت و دقت را داشته انتخاب و با استفاده از مدل یاد شده مشتریان در 3 طبقه قرار گرفته و ترکیب وثایق نقد و غیر نقد برای ایشان تعیین شده است. نتایج بیانگر آن است که مدل به خوبی توانایی طبقهبندی مشتریان را با توجه به سوابق عملکردی ایشان، داشته است.
الهام محمودی نژاد، میثم شهبازی، سید حسین رضوی حاج آقا
چکیده مدیریت موجودی کالاهای فصلی باکیفیت نامطمئن معمولاً با چالش عدم قطعیت همزمان تقاضا و کیفیت روبهرو است، درحالیکه اغلب رویکردهای موجود پس از بازرسی بهقاعدهی دودویی و غیر منعطف «پذیرش/بازگشت کامل» متکیاند. این پژوهش یک مدل روزنامهفروش سهحالتهی آستانهای (نگهداشتن، جایگزینی سقف دار، بازگشت) برای کالای فصلیِ فسادپذیر ارائه میکند که در آن خطای بازرسی، مرجوعی مشتری، محدودیت لجستیکی جایگزینی و تقاضای دوکانالهی حساس به تخفیف بهصورت یکپارچه لحاظ شده و قید مشارکت تأمینکننده نیز در طراحی سیاست بهینه اعمال میشود. به دلیل غیرخطی بودن و حضور عملگرهای min/max، تابع سود انتظاری بهصورت بسته قابلحل نیست؛ بنابراین از رویکرد ترکیبی شبیهسازی–بهینهسازی استفاده میشود که در آن سود انتظاری با شبیهسازی مونتکارلو برآورد و سیاست بهینه با کمک بهینهسازی بیزی و مقایسه با الگوریتمهای فرا ابتکاری به دست میآید. نتایج مثال عددی نشان میدهد نسبت به سیاست پذیرش/بازگشت، بهکارگیری مکانیسم جایگزینی در چارچوب سهحالته سود مورد انتظار خردهفروش را حدود ۱۴٫۳٪ و سود تأمینکننده را حدود ۶٫۲٪ افزایش میدهد و همزمان کمبود و ضایعات را بهطور معناداری کاهش میدهد. تحلیل سناریوهای بحرانی (شوکهای هزینهای و اختلالات لجستیکی) نشان میدهد عملکرد مدل نسبت به تغییر پارامترهای مدل پایدار است و جایگزینیِ مدیریتشده بهعنوان ابزار مؤثر پوشش ریسک عمل میکند. همچنین تحلیل حساسیت نشان میدهد علاوه بر قیمت خریدوفروش، متغیرهای عملیاتی مانند کارایی جایگزینی و دقت بازرسی نقش مستقیمی در کنترل کمبود و ضایعات دارند و گذار از قراردادهای سنتی بازگشت کامل به قراردادهای حاوی مکانیسم جایگزینی سقف دار میتواند سودآوری و عملکرد عملیاتی زنجیره تأمین کالاهای فصلی فسادپذیر را بهبود دهد.
هادی ابراهیمی، مریم شعار، علی حاجیها، مهزاد اسمعیلی فلک
چکیده هدف از این مقاله، ارائه مدل پیشبینی انتشار کربن با درنظرگرفتن نقش تأمینکنندگان میباشد که میتواند نقش بسزایی در کاهش دیاکسیدکربن منطقه داشته باشد. برای تعیین متغیرهای تأثیرگذار از ادبیات تحقیق و نظرات خبرگان (۲۰ نفر) با روش دلفی فازی استفاده شد که در نهایت ۸ متغیر تأثیرگذار انتخاب شدند. برای مدلسازی، الگوریتم تقویت گرادیان سبک (LGB) به دلیل توانایی در ثبت وابستگیهای غیرخطی و بهینهساز جستجوی عروس دریایی (JSO) برای تنظیم دقیق ابرپارامترها انتخاب شدند. نوآوری پژوهش در زمینه تلفیق LGB و JSO برای افزایش دقت پیشبینی، و همچنین، در نظر گرفتن همزمان نقش تأمینکنندگان به عنوان متغیرهای تأثیرگذار در پیشبینی انتشار کربن میباشد. مدلها با ۵۹۹۷ داده از صنایع شیمیایی تهران (خاوران) (۲۰۲۲-۲۰۲۵) در پایتون اجرا شدند. نتایج نشان داد LGB_JSO با R² برابر ۹۹۱۸/۰، ۹۵۳۸/۰ و ۹۶۰۶/۰ در مراحل آموزش، اعتبارسنجی و آزمایش، عملکرد بهتری نسبت به سایر مدلها دارد. دما، فشار و زمان ذخیرهسازی مهمترین پارامترهای مؤثر شناسایی شدند.
فرنوش اطردی، حسن خادمی زارع، یحیی زارع مهرجردی، محمد باقر فخرزاد
چکیده در صنعت داروسازی ایران، توزیعکنندگان از اعتبار فروش بهعنوان اصلیترین ابزار مدیریت تقاضا و حفظ سهم بازار استفاده میکنند. با این حال، استفاده بیبرنامه و بیش از حد اعتبار تجاری (فروش)، عامل عمده بحران نقدینگی داروخانهها، کاهش شدید حجم سفارش، گاهی ورشکستگیهای کامل و در نتیجه کاهش دسترسی بیماران به داروهای ضروری شده است. این پژوهش یک مدل هماهنگی بهینه مبتنی بر اعتبار فروش ارائه میدهد و نشان میدهد که همین ابزار رایج صنعت، در صورت تنظیم علمی دوره اعتبار، قادر است بحران مالی را بهطور قابل توجهی کاهش دهد. مدل پیشنهادی در چارچوب بازی استکلبرگ پیشرو-پیرو فرموله شده و زوال وابسته به دما (توزیع وایبول) را برای رعایت محدودیتهای زنجیره سرد دارویی در نظر میگیرد. با بهکارگیری برنامهریزی کسری مقعر، شبهمقعر بودن تابع سود سالانه اثبات شده و وجود جواب بهینه یکتا و سراسری برای هر ترکیب پارامترهای قراردادی تضمین میگردد. روش حل ترکیبی از الگوریتم جستجوی تکراری کارآمد با اعتبارسنجی جامع بروتفورس در پایتون است. رویکرد پیشنهادی بدون نیاز به منابع مالی اضافی یا تغییر مقرراتی، بلافاصله قابل اجراست و از رویههای موجود صنعت استفاده میکند. نتایج عددی نشاندهنده بهبود تا ۱۹.۷٪ سود و افزایش بیش از سه برابری حجم سفارش نسبت به حالت نامتمرکز است. این پژوهش چارچوبی عملی و کمهزینه در اختیار توزیعکنندگان و داروخانهها (خردهفروشان) قرار میدهد تا رایجترین ابزار مدیریت تقاضای خود را به مکانیزمی مؤثر برای هماهنگی تبدیل کنند و بهطور همزمان سودآوری، پایداری جریان نقدی و دسترسی بیماران به داروها را بهبود بخشند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 بهمن 1404
مهرناز بهرامزاد، صادق عابدی، رضا احتشام راثی
چکیده هدف این پژوهش طراحی یک مدل دادهمحور برای استخراج قوانین مؤثر بر نرخ پذیرش محصول در خطوط تولید صنایع غذایی است. بدین منظور، ابتدا ۲۵ متغیر مرتبط با اصول تولید ناب شناسایی و با استفاده از روش دلفی فازی، ۶ متغیر کلیدی شامل درصد تطابق مواد اولیه با استانداردهای کیفی، درصد ضایعات تولید، نرخ تأیید استثنایی محصول نهایی، میانگین زمان انبارش مواد اولیه، شیفت کاری و نرخ بازگشت محصول انتخاب شد. سپس پایگاه دادهای شامل ۴۲۰۰ رکورد واقعی از دو سال عملکرد خطوط تولید گرد آوری و پس از انجام مراحل پیشپردازش، مدلسازی با بهرهگیری از الگوریتمهای یادگیری ماشین انجام گرفت. در این میان، الگوریتم درخت تصمیم (CART) بهعنوان مدل اصلی برای استخراج قوانین تصمیمپذیر بهکار گرفته شد و عملکرد آن با سایر الگوریتمهای طبقهبندی مقایسه گردید. نتایج نشان داد که «درصد تطابق مواد اولیه» و «درصد ضایعات» بیشترین تأثیر را بر پذیرش محصول دارند و مدل درخت تصمیم با دقت ۹۱ درصد توانست نمونهها را در طبقات پذیرش و عدم پذیرش دستهبندی کند. همچنین قوانین استخراجشده روابط شفاف و قابل تفسیر میان متغیرها را آشکار ساخت و زمینه ارائه الگوهای تصمیمیار برای مدیران تولید و کنترل کیفیت را فراهم نمود. یافتهها بیانگر کارایی رویکردهای دادهمحور مبتنی بر تولید ناب در بهبود پیشبینی کیفیت و کاهش ضایعات در مورد مطالعه این پژوهش می باشد.
چکیده نظریه مکانیابی یکی از مباحث مهم در بهینه سازی و تحقیق در عملیات می باشد. در مسائل مکانیابی هدف پیدا کردن مکان یک یا چند سرویس دهنده به گونه ای است که معیارهایی مانند هزینه حمل ونقل، مسافت طی شده توسط مشتریان، زمان کل سرویس دهی و هزینه حاصل از سرویس دهی بهینه شود. در این مقاله ما به مساله مکانیابی آرمانی می پردازیم که در آن مکان تعدادی مشتری در صفحه داده شده است و حالت ایده آل این است که مکانی برای سرویس دهنده تعیین کنیم به گونه ای که فاصله سرویس دهنده تا مشتری iام برابر ri باشد. اما چون چنین جوابی همواره موجود نیست، به دنبال کمینه کردن مجموع خطای حاصل از فاصله سرویس دهنده تا نقطه ایده آل هستیم. دو نوع تابع هدف کمینه کردن مجموع مربعات خطا و مجموع قدر مطلق در حالتی که تابع فاصله تحت نرم Lp اندازه گیری می شود را مورد بررسی قرار می دهیم. سپس از روشهای شبه وایزفیلد، گوس- نیوتن و الگوریتم فراابتکاری رقابت استعماری برای حل آنها استفاده می کنیم. در انتها نتایج عددی حاصل از حل روشهای ارائه شده را با هم مقایسه می کنیم.
چکیده محیط کسبوکار در حال رشد، با تغییرات سریع و افزایش عدم اطمینان همراه با بروز خطرات غیرمنتظره و تغییرات اجتنابناپذیر، احتمال اختلالات شدید در زنجیره تأمین شرکتها را افزایش داده است. این روند همراه با سوانح طبیعی و ... نیاز به حالت تابآوری و توسعه این مفهوم در زنجیره تأمین و به طور خاص زنجیره تأمین صنعت دارو که حساسیتهای به مراتب بیشتری دارد، افزایش داده است و مدیران نیاز به ابزارهایی برای پایش تابآوری زنجیره تأمین شرکت خود نسبت به اختلالات دارند. هدف اصلی پژوهش حاضر، سنجش و ارزیابی مفهوم تابآوری در زنجیره تأمین صنعت پراهمیت داروسازی است. برای دستیابی به این هدف مهم و با توجه به در نظر گرفتن رویکرد سیستمهای پیچیده سازگار به عنوان نظریه اصلی در این مطالعه، زنجیره تأمین دو شرکت داروسازی (ایراندارو و داروسازی قاضی) برای مطالعه انتخاب شدند، در ادامه با استفاده از ابعاد و مؤلفههای شناسایی شده تابآوری زنجیره تأمین در چارچوب تئوری مذکور با مطالعه ادبیات موضوع و ارائه روشی یکپارچه با استفاده از ترکیب روشهای مدلسازی ساختاری تفسیری، دیمتل، تئوری گراف و رویکرد ماتریسی و تحلیل عملکرد _ اهمیت اقدام به سنجش و ارزیابی جامع سطح تابآوری در دو زنجیره تأمین مذکور شد. نتایج این پژوهش مدیران را در تجزیه و تحلیل تابآوری و انتخاب استراتژی اثربخش کاهش ریسک زنجیره تأمین خود، پشتیبانی نموده و تصمیمگیری را تسهیل میکند. این رویکرد جدید باعث ایجاد مزیت رقابتی برای دستیابی به سهم بازار حتی زمان وقوع اختلالات میشود.
حسینعلی نقیبی، حسن فارسیجانی، مسعود کسایی، مصطفی زندیه
چکیده چکیده هدف این مقاله طراحی و تبیین مدل تولید در کلاس جهانی (WCM) در صنعت خودرو با استفاده از تکنیک مدل-سازی ساختاری تفسیری (ISM) است. مدل تولید در کلاس جهانی، سازمان را قادر میسازد فعالیت و رقابت خود را در گستره جهانی دنبال نماید و این مهم تحقق نخواهد یافت مگر اینکه عملکرد سازمان در تطابق با بهترینهای صنعت در کلاس جهانی قابل ارزیابی و رقابت باشد. این مدل مرکب از هشت رکن اصلی و بیست و سه رکن فرعی میباشد که در قالب ارکان فنی – تکنیکی و مدیریتی طبقهبندی شده و تبلور یافته است. ارکان اصلی مدل شامل؛ فرآیندهای کسب و کار، انعطافپذیری، تکنولوژی و ابزارهای الکترونیکی، مدیریت زنجیره تأمین الکترونیکی، توسعه محصول جدید، سرمایه انسانی، استراتژیهای رقابتی تولید و ارزیابی عملکرد هستند. علیرغم اینکه هر یک از ارکان، اعم از اصلی و فرعی، در ساختار مدل تأثیرگذاری منحصربفردی دارند اما هیچکدام به تنهایی قادر نخواهند بود سازمان را در جهت دستیابی به هدف اصلی (تولید در کلاس جهانی) یاری نماید، بنابرین به منظور ایجاد یکپارچگی ارکان از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شده است. روش نمونهگیری، هدفمند غیرتصادفی است و انتخاب نمونه آماری از میان خبرگان و متخصصین انجام گرفته و نتیجه پژوهش بصورت نمودار مدل با استفاده از شبکه تعاملات ارکان اصلی و فرعی (ابعاد و شاخصها) ترسیم شده است که مسیر دستیابی سازمان به تولید در کلاس جهانی را نشان میدهد. ضمناً روشهای مختلف نگاشت شناختی تکنیک ISM در این تحقیق مورد توجه واقع شده است.
چکیده مجموعه عوامل زیستمحیطی، اجتماعی در کنار توجه به مسائل اقتصادی، نقش ویژهای در توسعه پایدار زنجیره تأمین صنایع پرخطر ایفا میکنند. هدف از پژوهش حاضر تبیین و واکاوی ابعاد و اجزای هر بعد پایداری زنجیره تأمین، با توجه به گستردگی مفهوم پایداری در مباحث زنجیره تأمین بوده است. به این منظور ما با رویکرد پژوهش کیفی و ابزار فراترکیب (متاسنتز) که شامل گامهای هفتگانهای است، به ارزیابی و تحلیل نظاممند نتایج و یافتههای پژوهش پیشین پرداخته شده است. در مجموع مفهوم پایداری زنجیره تأمین در سه بعد، چهارده زیر بعد و هشتاده و چهار جزء شناسایی و طبقهبندی شده است. در انتها با استفاده از روش کمی آنتروپی شانون، براساس رویکرد تحلیل محتوا به تعیین ضریب اثر اجزای شناسایی شده در 94 پژوهشی که نهایی شده، پرداخته شده است.
چکیده با تجهیز بانکها به سیستمهای پرداخت و دریافت الکترونیکی و استفاده از کارتهای اعتباری، مشتریان اکثر تعاملات بانکی خود را از طریق کارتهای اعتباری و کانالهای اعتباری نظیر دستگاههای خودپرداز ATM، پایانههای فروش POS، تلفنبانک، موبایل بانک و اینترنت بانک انجام میدهند. مشتریان با افزایش تعداد بانکها و محصولات و خدمات آنان، زمانی که خدمات و محصولات بهتری پیدا کنند، بهراحتی بانک خود را تغییر میدهند؛ بنابراین، مدیریت ارتباط با مشتری یک انتخاب اجتنابناپذیر برای بانکهاست. یکی از ابزارهایی که در زمینه مدیریت ارتباط با مشتری میتواند به سازمانها کمککننده باشد، دادهکاوی است. در این تحقیق برای شناسایی خدمات سودآوری که توسط مشتریان خوب مورد استقبال قرار گرفتهاند، چهار روش دادهکاوی درخت تصمیم، بیز ساده، K همسایه نزدیک و مدل ترکیبی استفاده شدند. هر یک از این روشها بر روی دادههای واقعی، آزمایش و کارایی هر روش سنجیده شد. نتایج ارزیابی مدلها نشان داد که دقت مدل K همسایه نزدیک در شناسایی خدمات سودآور 26/93 درصد، دقت مدل بیز 83/74 درصد و دقت مدل درخت تصمیم 18/97 درصد است و پس از ترکیب مدلها، دقت روش ترکیبی80/94 درصد شده است. همچنین مدل ترکیبی 01/96 درصد از خدمات عادی را درست شناسایی کرده و در مجموع 44/94 درصد از خدمات را بهدرستی تشخیص داده است و عملکرد بهتری نسبت به روش بیز ساده و K همسایه نزدیک داشته است. از مقایسه نتایج ارزیابی مدلها مشخص شد که استفاده از روشهای ترکیبی در مقایسه با روشهای دستهبندی مبتنی بر یک مدل، از دقت بیشتری برخوردار است.
چکیده در این تحقیق با استفاده از روشهای جنگل تصادفی و جنگل رگرسیون که تعمیمیافته مدل درخت تصمیم و رگرسیون هستند، عوامل مؤثر بر ماندگاری و سودآوری مشتریان ارزی یک بانک تجاری دولتی، موردبررسی قرار میگیرد. جامعه آماری تحقیق شامل مشتریانی است که دارای یکی از انواع حسابهای ارزی بانک بوده و بهطور همزمان از خدمات حوالههای ارزی، گشایش اعتبارات اسنادی و تسهیلات ارزی استفاده مینمایند. همچنین صحت نتایج با رگرسیون لجستیک و بگینگ مقایسه میشود. در روش جنگل رگرسیون، با استفاده از معیار درصد میانگین قدرمطلق خطا (MAPE) ، به مقایسه دقت نتایج مدل با روش رگرسیون خطی پرداخته میشود. سپس درجه اهمیت هر یک از متغیرهای مستقل بر روی متغیرهای وابسته خرید بعدی، کاهش سطح فعالیت، کاهش سودآوری و تداوم سودآوری تعیین میشود.
نتایج نشان میدهد در صورت ارائه تسهیلات ارزی بیشتر به مشتریان تولیدی و درنتیجه، گشایش اعتبارات اسنادی یا انجام حوالههای بیشتر برای این قبیل از مشتریان، احتمال افزایش دوره ماندگاری مشتریان افزایش مییابد. همچنین افزایش مبلغ تسهیلات ارزی ارائهشده، حوالههای انجامشده و همچنین اعتبارات اسنادی گشایش شده بهواسطه نرخ سود بازپرداخت تسهیلات، کارمزدها و سود حاصله از فروش ارز و ضمانتنامهها در بالا بردن میزان سودآوری مشتریان نقش بسزایی دارند.
چکیده تحلیل و کشف الگوهای تصمیمگیری مشتریان و ارائه مدل پیشبینیکننده رفتار خرید آنها، یکی از چالشها و عرصههای موردعلاقه پژوهشگران بوده و هست که میتواند درزمینه موضعسازی محصولات، کاربرد فراوانی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل و مدلسازی رفتار خرید مشتریان سالمند در تصمیم به خرید محصولات ارگانیک با رویکردی ترکیبی بود که این امر در دو گام مرتبط باهم انجام شد. در گام اول، با استفاده از یک پرسشنامهی 33 گویهای که پایایی و روایی آن به ترتیب از طریق آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم بررسی و مورد تأیید قرار گرفت، نظرات 388 سالمند از طریق نُه شاخص پیشبینیکننده تصمیم به خرید محصولات ارگانیک جمعآوری شد؛ سپس با استفاده از تحلیل خوشهای K میانگین و بر اساس شاخصهای دیویس-بولدین و سیلوئت خوشههای بهینه به دست آمد و مشتریان سالمند در دو خوشه رویگردان و مشتاق نسبت به خرید محصولات ارگانیک دستهبندی شدند. در گام دوم، رفتار خرید سالمندان هر خوشه با استفاده از درخت تصمیم، مورد تحلیل قرار گرفت و مدلهای بهینه، استخراج و قواعد «اگر-آنگاه» مرتبط با هر خوشه ارائه شد. نتایج نشان داد، در هر دو خوشه سالمندان رویگردان و مشتاق، شاخص تحصیلات، عاملی تعیینکننده در جهت پیشبینی تصمیم خرید محصولات ارگانیک است؛ همچنین به نظر میرسد، وضعیت مصرف محصولات ارگانیک در بین سالمندان در وضعیت مناسبی قرار ندارد که در این زمینه پیشنهادهایی متناسب با هر خوشه ارائه شد.